خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۴۰۹ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

می ترسم شوهرم رو نسبت به من سرد کنن

سلام به همگی

6 ماهه عقد کردم کلی مشکلات پیش اومده واسم. الان دو ماهی هم میشه که پدرشوهرم فوت کردن. مادر شوهرم قبل  فوت پدر شوهرم همش میرف مسافرت و خونه دخترهاش میگف دیگه نگران نیستم پسرم تنها نیست ازدواج کرده ...
ولی بعد فوت پدر شوهرم چسبیده به شوهرم .یعنی همش پیشش میگه که من ... رو تنها نمیذارم . یا زن ها ی دیگه بهش میگن برو یه مسافرت حال و هوات عوض شه میگه نه نمیرم ، پسرمو تنها بذارم کجا برم...
یه روز هم خواستم با شوهرم برم ترمینال واسه بدرقه فامیل هاش برگشت بهم گفت که من میرم ... تنها بر نگرده ...
نمیدونم چرا اینقد تغییر کرده رفتارش غیر شوهر من هم شش تا بچه داره که همشون خونه زندگی دارن ولی ما هنوز نامزدیم ...
همش اختلاف پیش میاد بین منو شوهرم . الان که تنهاس نمیاد خونه مون که اونم تنها میمونه منم قرار نیس که هر روز پاشم برم خونشون وقتی اونا نمیان. شوهرمو سرد میکنن ازم.
راهنماییم کنید ممنون میشم

موضوعات مرتبط :
مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۹۱۶ بازدید
    • پنجشنبه ۶ اسفند ۹۴ - ۱۵:۵۷

    شوهرم یه دانشجوی بیکاره و هیچ درآمدی هم نداره

    سلام به همه دوستان بزرگوار
    من یه دختر بین 22 تا 25  ساله هستم شوهرم حدود 31 سالشه و دانشجوی دکتری یک رشته فنی در دانشگاه تهران است ، ما به مدت یکسال و نیم است که عقد کرده ایم و در تمام این مدت ایشان بیکار بودند و هیچ درآمدی هم نداره.

    بعضی وقتها که میشنوم پسری به نامزدش پول میده یا میبردش خرید براش یه چیزی میخره از ته دلم ناراحت و نا امید میشم و دلم برای خودم میسوزه الان که دم عیده یکبار هم به روی خودش نیاورده که من نیاز دارم که برام بره لباس عید بخره برام خرید کنه .

    خب خانوادم هم توقع دارند که اون برام عیدی بخره ولی نه خودش چیزی میگه و نه خانواده اش. وضع مالی خانوادش هم خیلی عالیه و عین خیالشون نیست که من واقعا دارم اذیت میشم تازه مادر شوهرم طوری با من رفتار میکنه انگاری لطف کرده که من عروسش شدم  .

    من خیلی هوای شوهرم  رو داشتم تو این مدت که عقد بودیم اصلا به لحاظ اقتصادی و مالی ازش چیزی نخواستم. من به خاطر ظاهر خوب و مومن خودش و خانوادش باهاش ازدواج کردم و پدرم هم اصلا سختگیری نکردند.

    اما الان شوهرم طوری رفتار میکنه انگاری که وظیفه خانوادمه خرجم رو بدن منم امسال تصمیم گرفتم با همون لباس هایی که پارسال پوشیدم امسال هم برم خونه فامیلاشون تا بفهمن که من لباس نو ندارم.

    هر چند میدونم مادرشوهرم به روم خواهد آورد که چرا لباس نو نداری و... و وظیفه پدر و مادرم میدونه که برام بخرن ولی من دیگه نمیخوام از پدرو مادرم چیزی بخوام .

    واقعا شرایط سختی رو میگذرونم خودمم کار ندارم و دانشجو هستم . دیگه خسته شدم هر چی بهش میگم برو سر یه کاری به فکر آیندمون باش امروز و فردا میکنه در حالی که کارهای خوبی هم براش پیدا شد و ولشون کرده خواهش میکنم راهنماییم کنید
    یک دنیا ممنونم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۸۸ نظر
    • ۲۸۰۱ بازدید
    • چهارشنبه ۵ اسفند ۹۴ - ۱۹:۱۶

    نمیتونم شوهرم رو کنار خودم تحمل کنم

    سلام.  
    من دختری هستم که حدودا 1 سال و نیم که عقد کردم. قبل از عقد با پسری دوست بودم که واقعا عاشق هم بودیم و خیلی همدیگر رو دوست داشتیم. چند سال دوستی ما طول کشید بیش از دو سال.

    اواخر رابطه ما یه مقدار بحث های پیش پا افتاده بوجود اومد. که یکی از همین بحثا جدی شد و باعث ناراحتی از طرف خانواده ها هم شد. و من این رابطه رو تموم کردم. کلی زجر میکشیدم چون دوسش داشتم. اونم همینطور.

    چون حس مبکردم با اون اختلاف نظرایی که داریم نمیتونیم کنار هم باشبم. تصمیم داشتیم چن ماه بعد عقد کنیم که متاسفانه نشد.   

    بعد از یه سال جدایی و دوری و یکی دو بار اصرار از طرف اون باز من نتونستم قبول کنم به رابطه قبلی برگردم و باهاش نامزدی کنم. که تو همون روزا چند تا خواستگار داشتم که منم بدون فکر و بیشتر بخاطر خلاصی از تنهایی و فکر کردن  به اون قبول کردم و عقد کردیم.

    چون مقصر  مشکلات و جداییمون رو  اون میدونستم با اینکارم میخواستم زجرش بدم. بی خبر از اون عقد کردم. اون وقتی از بقیه شنید داغون شد. و منم هر روز دارم زجر میکشم. نمیتونم همسرمو کنار خودم تحمل کنم.

    همیشه به اون فکر میکنم. چند وقتی هست با هم در ارتباطیم و این ارتباط بیشتر زجرمون میده. جون همسرم فامیلمونه نمیتونم به سادگی مساله طلاق رو مطرح کنم. من نمیخوام خیانت کنم. وجودم پیش کس دیگه و ذهنم پیش کس دیگه باشه.

    در ضمن من و همسرم خیلی با هم بحث و اختلاف نظر داریم. چن بار مساله طلاق مطرح کردم اما چون دلم برای اون میسوزه باز عقب کشیدم. چون همسرم منو دوس داره اما بلد نیست ابراز کنه. من نتونستم تو این مدت عقد ذره ای علاقه بهش پیدا کنم. می خوام راهنماییم کنید و بگید من چطور بگم که جدا شیم. چون واقعا خسته شدم. زندگی ما اصلا خوب نیست.


    موضوعات مرتبط :
    طلاق در دوران عقد

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • ۱۹۰۸ بازدید
    • چهارشنبه ۵ اسفند ۹۴ - ۱۹:۰۳

    چطور با خانمم که 16 سالشه، رابطه احساسی برقرار کنم ؟

    سلام
    من نوزده سالمه چند ماهه نامزد کردم با یک دختر کوچکتر از خودم اما به صورت سنتی و هیچ ارتباطی میانمون نیست تو جلسه خواستگاری هم هیچ حرفی نزدیم فقط اسمش خواستگاری بود بحث یه چی دیگه بود قبلا جواب بله داده بودند .

    میخوام باهاش در مورد زندگیمون حرف بزنم ولی با شرایط خانوادگیمون اجازشو ندارم یعنی تو رسم ما عیب میدونن ایا کسی هست همچین نامزدی کرده باشه تجربشو یا نظرشو بگه لطفا .

    نامزدم شانزده سالشه اصلا تو این سن دخترا نسبت به پسر احساسی دارند؟ اینم میدونم قبل من خواستگار داشته ردشون کرده  .

    میخوام بهش اس بزنم ولی نمیدونم چطوری لطفا کمکم کنیید من از بچگی نسبت بهش حسی داشتم


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • ۲۰۰۱ بازدید
    • شنبه ۱ اسفند ۹۴ - ۱۷:۴۱

    نامزدم هیچ حسی بهم نداره و فکر میکنم که داره تحملم میکنه

    سلام

    من به درس علاقه ی زیادی دارم ولی خوب متاسفانه چون دوران دبیرستانمو نامزدبودم و الانم هستم هنوز .، کنکور نتیجه ی دلخواهی نیاوردم چون نامزدم و پدرم به شدت مخالف درسن. و خوب طبیعتا انگیزه ی کافی برای درس خوندن نداشتم از اونجایی که ازدواج کردنم زوری بود و پدرم همسرمو انتخاب کرد ( اونم تو همچین سن کمی ).

    من نمیخوام تو این زمینه هم به حرف خانواده گوش بدم و اونجوری که اونا میخوان زندگی کنم .چند ماه دیگه هم عروسیمونه. نامزدم هیچ حسی بهم نداره و فکر میکنم که داره تحملم میکنه ( بخاطر ترس از پدرم و حرفای مردم ) شرایط خانوادگیه بدی دارم .

    من باید چیکار کنم درس بخونم به هر قیمتی یا با ساز دیگران برقصم. به حرف دلم گوش بدم یا دیگران؟ (با اینکه نهایتا تا تابستون میریم زیر ی سقف)؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۸۹۷ بازدید
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۹

    عروسیمون هی عقب میوفته بخاطر بیکاری شوهرم

    با سلام به همه دوستان

    راستش خیلی دلم گرفته . دقیقا دو ساله که عقد کردم، فکر میکردم عید امسال میرم خونه خودم ولی به خاطر خیلی از مسایل نمیتونیم مستقل بشیم . مهم تربن علتش بیکاری همسرم هست!

    وقتی اومدن خواستگاری گفتن دو سه ماهه کارش درست میشه ولی الان بعد از 2 سال هنوز بیکاره. نمیگم خدایی نکرده آدم تنبل و بی عاری هست نه! ولی به هر دری میزنه کارش درست نمیشه. خدا منو ببخشه که تو این مدت گاهی به خدا گله کردم ولی دست خودم نیست. خسته شدم از بس گوشه کنایه شنیدم. خانوادم خیلی خوبن که به شوهرم چیزی نمیگن ولی گاهی به خودم از ناراحتیشون میگن که چرا شوهرم هنوز بیکاره و نگران آیندمون هستن.

    عروسیمون هی عقب میوفته بخاطر بیکاری شوهرم. خانوادش تا الان حمایتش کردن ولی دیگه نمیتونن خرج ما رو کامل بعد از عروسی بدن! یعنی خود شوهرم و من دوست نداریم سر سفره کسی باشیم.

    ترو خدا برامون دعا کنید من دارم دیوونه میشم!


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • ۱۵۲۳ بازدید
    • چهارشنبه ۲۸ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۳

    با این که صیغه محرمیت خوندیم نمی تونیم به چشم هم خیره بشیم

    با سلام و وقت بخیر خدمت برادران و خواهران گرامی

    بنده فردی بسیار مذهبی و دانشجوی علوم و معارف اسلامی یکی از مطرح ترین دانشگاه های کشور هستم و چند وقتی است با دختری بسیار محجبه، متدیّن و مذهبی که ایشان هم علوم حوزوی تحصیل میکنند و از نظر معارف اسلامی چون از سیکل وارد حوزه شده اند از حتی در بعضی موارد از بنده قدر تر هستند  ، صیغه خوانده و نامزدی کرده ام و هردو ی ما از خانواده های مذهبی و روحانی زاده هستیم .

    بنده شخصا قبل از ازدواج چند دفعه ای در مراسم های مختلف مذهبی با ایشان دیدار داشتم و با توجّه به شناخت که از ایشان پیدا کردم و رابطه ی فوق العاده سرد ایشان با نامحرم علاقه مند ایشان شدم و چون سنّم کم بود ابتدا  با مخالفت خانواده مواجه شدم که خدا را شکر پس از این که ایشان را معرفی کردم و شناختی که از قبل داشتند ( ایشان دختر یکی از علما ی نامی هستند ) بسیار خوشحال شدند ( مخصوصا مادرم )  و بنده را حمایت کردند .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • ۲۲۳۷ بازدید
    • شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ - ۲۱:۵۶

    در رابطه جنسی چیزی مهم تر از ارگاسم برای خانم ها هست ؟

    سلام

    میشه گفت برای بسیاری از مردان، رابطه جنسی با رسیدن به اوج لذت جنسی یا همون ارگاسم تموم میشه . اون ها مایل نیستند که دوباره یه رابطه جنسی رو شروع کنند .

    برخی از زن ها همیشه ارگاسم رو تجربه می کنند ، یه عده ای فقط گاهی اوقات ، برخی هم هرگز نمی تونن چنین چیزی رو تجربه کنن . اگه بخوایم با درصد آمار بدیم میشه گفت :

    15 درصد خانم ها موقع روابط زناشویی همیشه به ارگاسم میرسند ، 48 درصد در اغلب موارد ، 19 درصد گاهی اوقات ، 11 درصد به ندرت و 7 درصد هم هرگز ارگاسم رو تجربه نمی کنند .

    بسیاری از زنان رابطه جنسی براشون لذت بخشه حتی اگه ارگاسم رو تجربه نکنن ،  برای این دسته از خانم ها ارزش کنار شوهر بودن ، صمیمیت و نوازش شدن  بیشتر از رسیدن به ارگاسم هستش . به زبون ساده تر بسیاری از خانم ها ، در آغوش شوهر بودن ، نوازش شدن و شنیدن حرف های محبت آمیز شوهر رو به ارگاسم شدن ترجیح میدن !

    شاید یکی از دلایل این که خانم ها معاشقه ی طولانی رو دوست دارن ، رسیدن به این سه هدف ( در آغوش شوهر بودن ، نوازش شدن و شنیدن حرف های محبت آمیز ) هستش .

    در یک تحقیق از زنان پرسیده شد که چرا رابطه جنسی رو دوست دارند ؟ عمومی ترین پاسخی که دریافت شد به نظر شما چی باشه خوبه ؟!  صمیمیت احساسی !

    و این لذت بخش ترین اتفاقی هستش که در طول یک رابطه جنسی ممکنه برای عده ی زیادی از خانم ها رخ بده ، نه ارگاسم !

    این جاست که مردان باید حساسیت خودشون رو از روی سایز آلت بردارن ! حتی اگه آلت شما زیر ده سانت هم باشه ، کافیه که خانم تون رو به اون سه هدف برسونید تا از در کنار شما بودن لذت ببره .

    یک زن می تونه بر خلاف مردان حتی بعد از رسیدن به ارگاسم هم از رابطه جنسی لذت ببره ، وجود جو عاطفی در کنار لذت جنسی احتمالا علت توانایی خانم ها در رسیدن به ارگاسم های پی در پی در یک رابطه جنسی هستش .

    برگرفته از : web4health.info


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد مسائل زناشویی آقایان ارگاسم در زنان مطالب محسن نجفی در مورد رابطه جنسی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶ نظر
    • ۱۱۷۶ بازدید
    • پنجشنبه ۲۲ بهمن ۹۴ - ۱۴:۰۸

    نامزدم ازم می خواد که از خواستگارام براش بگم

    سلام
    نامزد من که صیغه محرمیتیم هفته دوم سوم نامزدیمون تو پیام هاش شروع کرد به کلماتی چون بوس و بغل و تقریبا در همین حد! بعد من چون هنوز باهاش راحت نبودم حس خوبی نسبت به این کلمات نداشتم و میخواستم هم بیشتر به شناخت برسیم! آیا من کار اشتباهی کردم یا نه کار نامزد من درست نبوده!

    بعد یه موردی ایشون چند بار شد که ازم خواست از خواستگارام بگم که من گفتم دلیلی نمیبینم بگم! بنظر شما هدفش چی بوده از این سوال؟ اخه من اگه پسر بودم و جای ایشون هیچ وقت غیرتم اجازه نمیداد همچین سوالی بپرسم!
    آیا دلیل بر ناپختگیه ایشونه؟

    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • ۱۴۴۸ بازدید
    • چهارشنبه ۲۱ بهمن ۹۴ - ۱۶:۳۱

    هر کی منو می بینه می پرسه کی عروسیته ؟

    سلام به کاربرای محترم سایت

    من زیاد میام اینجا و مشکلات بقیه رو میخونم نمیدونم از کجا شروع کنم خواستم حرفامو اینجا بنویسم شاید کمی سبک بشم .

    ٢٥ سالمه ، دو ساله که تقریبا عقدم وقتی نامزدم اومد خواستگاریم بعد از کلی تحقیق جواب بله دادم خدا رو شکر نامزدم پسر خوبیه و ٢٩ سالشه .

    موقع خواستگاری باباش گفت براش ماشین میخره ، خرج عروسیش رو میده ، خونه کرایه میکنه برامون ، ولی هر چی گذشت هیچ کاری برای پسرش نکرد و هر بار بهونه اورد .

    نامزدم اولش وضع مالی خوبی داشت ولی به خاطر به سری مسائل ورشکست شد و هر چی سرمایه داشت داد واسه بدهیش و هنوزم بدهکاره .

    با این که خانواده نامزدم خیلی وضع مالی خوبی دارن اصلا کمک پسرشون نمیکنن الان نزدیک ٣ ماه هست که حقوق نامزدم رو ندادن بهش و کلی قسط و بدهی داره حتی پول کرایه اومدن پیش من رو نداره .یه شهر دیگه نامزدم کار میکنه و هفته ای یه بار میاد پیشم  .

    من همیشه فکر میکردم عقد کنم میرم مهمونی گردش مسافرت خرید ولی همش حسرت به دلمم موند .هر چی طلا داشتم فروختم که نامزدم بدهیشو بده حتی حلقمو.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۱ نظر
    • ۱۶۶۶ بازدید
    • چهارشنبه ۲۱ بهمن ۹۴ - ۱۶:۲۰

    برو بالا