خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۶۱ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

حساب و کتاب کردن تماس های تلفنی در دوران عقد

سلام

از متاهلا میخوام تجربه واقعیشون و از مجردا هم تصورشون یا دیده هاشون از اطرافیانشون را راجب سوالم بگن.

من دختری هستم که چند ماهه عقدم. من و شوهرم معمولا در هفته 3-4 شب با هم هستیم مثلا از عصر میاد خونمون یا من میرم خونشون تا صبح روز بعد که از هم جدا میشیم پیش هم هستیم .

ولی دیگه در طول روز هیچ رابطه پیامکی با هم نداریم و اگه اون روز نریم پیش هم فقط عصر یا سر شب به هم تلفن میزنیم یعنی کلا حدود  5 تا 10 دقیقه در شبانه روز رابطه تلفنی که اون هم بیشتر احوال پرسی و خبر گرفتن معمولی هست.

بعضی روزا میشه که من همون یک بار تماس روزانمونو باهاش میگیرم و بعضی وقتا هم شده من دو روز پشت سر هم تماس میگیرم ولی رو بعد که منتظر تماسشم زنگ نمیزنه و باز خودم زنگ میزنم وقتی هم که زنگ میزنم و میپرسم چکار میکردی میگه بیکار یا مثلا تلوزیون می دیده ولی به من زنگ نمیزده.

( البته شاید اگه بیشتر صبر میکردم شاید خودش بعدش باهام تماس میگرفت. نمیدونم )

وقتی میشنوم بعضی شوهرا روزی چند بار به خانومشون زنگ میزنن یا پیام میدن ولی ما اینطوری هستیم با خودم میگم اگه یک روز من زنگ زدم حداقل روز بعد و اون سراغمو بگیره یا اگه دو روز پشت سر هم من زنگ زدم از دلم میگذره که دیگه اگه اون زنگ نزد منم نزنم و سرسنگین شم.

ولی نمیدونم درسته یا نه. البته روی هم رفته اگه حساب کنم بیشتر اون زنگ زده نسبت به من.
 اصلا باید این حساب کتابا و فکرها را با خودم بکنم یا بی اهمیت از کنارش بگذرم .

موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۵۵
    • يكشنبه ۲۶ مهر ۹۴ - ۲۰:۴۴

    ۴ ماهه عقد کردم نمی تونم با شوهرم گرم و پر محبت حرف بزنم

    سلام دوستان ...

    اگه ممکنه به من بگین چه مرگمه ؟ دختری هستم زیر ۲۰ سال که ۴ ماهه عقد کردم و شوهرم رو خیییییلی دوست دارم و اونم خیلی دوستم داره.

    شوهر خیلی کم میشه گوشی موبایل همراهش باشه و وقتی که کارش دارم به محل کارش زنگ میزنم ... شوهرم وقتایی که سرکار هستش حداقل  ۲بار بهم زنگ میزنه و حال و احوالم رو میپرسه وقتی هم که سرکار نباشه حضوری میاد سراغمو میگیره.

    مثلا اگه ساعت ۱۱ شب هم دلش برام تنگ شد یا اضطراب پیدا کرد زنگ میزنه بهم که از سالم بودنم مطمئن شه... مشکل من اینه که اعتماد به نفس ندارم و وقتایی که زنگ میزنه مثل خودش نمی تونم گرم و پر محبت باهاش حرف بزنم و خیلی سردم باهاش و ناراحت میشه .

    ولی به روی خودش نمیاره. این در حالیه که وقتی که کنارمه کلی قربون صدقه اش میرم و ابراز علاقه میکنم ولی نمیدونم پشت تلفن چه مرگم میشه. این خیلی خودمو عذاب میده و بعد از تلفنی صحبت کردن باهاش بخاطر رفتار سردم گریه ام میگیره .

    شما بگین چکار کنم که پشت تلفن هم باهاش گرم باشم و از چه کلمات محبت آمیزی استفاده کنم که هم بیانش برام راحت باشه و هم محبتم رو بهش نشون بده

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۲
    • شنبه ۲۵ مهر ۹۴ - ۱۹:۵۲

    در دوران عقدم، با شوهرم اختلاف فرهنگی دارم

    سلام

    چهار ماهه عقد کردیم. من زیر 25 سال و همسرم نزدیک 30 سال سن دارند. من بزرگ شده ی شهرستان هستم و ایشون تهران.

    از نظر ایمان و شعور و اخلاق خدا رو شکر عالی هستن. ولی متاسفانه اختلاف فرهنگی داریم. خانواده من دوست ندارن دختر در دوران عقد خونه ی خانوده ی پسر شب بمونه و خانواده ایشون عقد رو بمنزله ی شروع کامل زندگی میدونن.

    راه منزل هامون هم نزدیک به 3 ساعته. بهه همین خاطر به مشکل خوردیم. این روزا به شدت احساس ضعف شخصیتی و تنهایی دارم. قبلا دختر پرشوری بودم. همیشه تو مرکز توجه بودم. ولی الان احساس افسردگی دارم. باید مراقب مادرم باشم که بیمار هستن. بخاطر حفظ ظاهر زندگیم با کسی درد و دل نمیکنم تا سبک بشم. با همسرم که صحبت میکنم اکثر مواقع مقصر شناخته میشم.

    ایشون جایگاه اجتماعی و علمی بالاتر از من دارن. بخاطر فن بیانشون همیشه احساس ضعف دارم و نمیتونم حرفم رو کامل بزنم.

    این روزها کارم همش گریه ست. بهم میگن زیادی سنتی هستم. حواسم به زندگی مشترک و خودشون نیست.
    من واقعا نمیدونم چکارکنم . از خانواده خودم به این خاطر که زیاد منزل ایشون میرم دعوا میشنوم و از خانوداه ایشون به خاطر کم رفتن..

    تا یک سال هم شرایط ازدواج و رفتن سرخونه زندگی خودمون رو نداریم..

    من چه رفتاری باید داشته باشم؟؟؟؟

    یا علی

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۳۸
    • شنبه ۲۵ مهر ۹۴ - ۱۹:۲۸

    شوهرم میگه میخوام عالی باشی، میخوام فقط تو رو ببینم

    سلام

    من دختر 20 ساله ای هستم که 50 روزه با اقایی  عقد کردم .ایشون به من میگن من میخوام عالی باشی. میخوام فقط تو رو ببینم . نه زنهای خیابون رو که خودشونو واسه مردای دیگه زیبا میکنن.

    میخواستم بدونم من باید چکار کنم چه لباسایی بپوشم .ایشون مذهبین و میگن دوست دارم چادر بپوشی. میگه میخوام فقط عاشق تو باشم . نمیخوام گول بخورم . مفهوم حرفاشو نمی فهمم.

    کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۹۵
    • سه شنبه ۲۱ مهر ۹۴ - ۲۱:۰۹

    با اینکه متاهل شدم ولی دوست دارم دوست دختر بگیرم

    سلام
    پسری هستم زیر سی سال . شش ماهه که عقد کردم. خودم با خانمم آشنا شدم و بعد از یک ماه رفتیم خاستگاری و ازدواج صورت گرفت.

    الان مشکلم اینه که با اینکه متاهل شدم ولی دوست دارم مثل دوران مجردیم دوست دختر بگیرم. حالا دختر بودن یا زن بودنش واسم مهم نیست فقط دوس دارم با یکی دیگه هم باشم.

    نمیدونم چه مرگمه تو دوران مجردی دوست دخترای زیادی داشتم البته رابطه جنسی نداشتم ولی رابطه احساسی زیادی داشتم .

    چیکار کنم که از فکرش بیام بیرون؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۳۳
    • دوشنبه ۲۰ مهر ۹۴ - ۲۲:۰۷

    شوهرم پیام های دوست دخترهاشو پاک نکرده

    سلام
    تو رو خدا کمکم کنین... حالم خیلی بده...
    ۴ ماهه که عقد کردم ... نامزد مرد خییییلیییی خوب و پر محبت و باغیرتیه و بی نهایت دوسش دارم و بی نهایت دوستم داره... روزی که آمده بود خواستگاریم بهم گفت که قبلا دوست دختر داشته و الان توبه کرده و کلی قول داد و قسم خورد که دیگه طرف اینجور کارها نره...
    خدایی توی این ۴ ماه هم هیچ چیزی ازش ندیدم. تنها چیزی که منو عذاب میده اینه که خاطرات مجردی اش رو فراموش نکرده.
    مثلا پیام های دوست دخترهاشو پاک نکرده و مثل قبل اسم دوست دختراش رو گلم و عزیزم ذخیره کرده.
    من تا حالا نه باهاش قهر کردم نه بی محبتی و از هیچ لحاظی براش کم نگذاشتم من حتی اجازه دادم رابطه ی کامل داشته باشیم بخاطر اینکه دلگرم خودم باشه و طرف کس دیگه ای نره...
    ماجرای فراموش نکردن مجردیش بدجووووووور عذابم میده در حدی که دلم میخواد خودکشی کنم. چکار کنم به نظرتون؟؟
    من زیادی حساسم یا اگه شما هم بودین ناراحت میشدین؟؟
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۰۳
    • جمعه ۱۷ مهر ۹۴ - ۲۱:۱۱

    چکار کنیم اولین مسافرتمون خاطره انگیز بشه ؟

    سلام

    من چند وقتی هست که عقد کردم هم خودم و هم شوهرم یه کوچولو کم حرفیم . قراره یه چند روزی با هم بریم شمال برای تفریح .

    چی کار کنم که تو این مسافرت به هر دومون خوش بگذره ؟ اولین مسافرتمونه دوس دارم کلی خاطره بسازیم باهم

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۲۵
    • چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ - ۲۰:۵۰

    چطور شوهرمو به خودم جذب کنم؟

    سلام به همه

    چه جوری همسرمو به خودم جذب کنم؟:((
    راستش نامزدمو خیلی دوس دارم ولی بعضی وقتها با حرفاش اذیتم میکنه  مثلا حرف دوس داشتن میشه میگه من مامانمو اول از همه دوس دارم :( اول مامانم بابام بعد تو.....

    جالبه مامانش حتی ناهار هم نمیپذه که اون برگشتنی از سر کار بخوره همش خونه خودشون نیمرو میخوره ولی من غذا درست میکنم میگم بیا خونمون اون باز میگه من مامانمو اول از همه دوس دارم:( منم گفتم باشه دوس داشته باش مامانته ولی به روی من لاقل بگو خانومم اول دوس دارمممممممممم ...
    متاهلا ترفند ها و سیاست زنونه یادم بدن که چطور شوهرمو به خودم جذب کنم؟؟؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۳۰
    • چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ - ۲۰:۳۹

    لازمه به شوهرم اعتراض کنم و دلایلمو بگم ؟

    سلام

    من یه سوالی داشتم در مورد رفتار خودم ! من یه دختر بیست سال به بالا هستم 5 ماه میشه عقد کردم و ما تو دو شهر متفاوت زندگی میکنیم . من در شهر خودم کار میکنم و زیاد فرصت نمیکنم برم خونه مادر شوهرم اینا و حقیقتش اصلا تو خونه اونها راحت نیستم چون از صبح تا شب که فقط  با مادرشوهرم و خواهرش تنها هستیم تو خونه , باید حجاب کامل داشته باشم و حتی روسری سرم باشه که من تو خونه خودمون خیلی راحت تر میگردم و این برام قابل هضم نیست !!!

    بعد هم مادر شوهرم نمیذاره من و شوهرم باهم بخوابیم و گفته تو خونه ی ما از این مسخره بازی ها نداریم!!!

    وقتی همسرم از سرکار میاد من براش بلند میشم و میرم سمتش و بهش دست میدم و حرف میزنیم !!! شوهرم میگه مامانش گفته یجوری میاد سمتت میگم الان یهو میبوستت این اداها چیه . بچه ها واقعا کار من اشتباهه؟

    نباید به پیشواز همسرم برم و دست بدم باهاش بگم خسته نباشی ؟؟ ما حتی یه اتاق نداریم تو خونشون که دو دقیقه خصوصی کنار هم باشیم

    به همین دلایل مسخره من حداکثر تلاشمو میکنم که کم برم خونشون اما نمیشه شوهرم همش میگه بیا چرا نمیای و از این حرفا .. حالا من چیکار کنم به نظرتون ؟ لازمه به شوهرم اعتراض کنم و دلایلمو بگم ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد , مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۷۹
    • چهارشنبه ۱۵ مهر ۹۴ - ۲۰:۲۵

    شوهرم خیلی رفیق بازه

    من 18 سالمه و همسرم  19 ...

    مشکل من اینه همسرم خییییلیییییی رفیق بازه  الان که ما نامزدیم بعضی وقتا میشه منو میزاره خونه خودشون تا 4 5 ساعت نمیاد .

    من خیلی از این موضوع ناراحتم خودش میگه عروسی کنیم خوب میشم خیلی دوستم داره میدونم خودشم اذیت میشه ولی منم خب اذیت میشم .

    بعضی وقتا با دوستاش میرن مسافرت و یکی دو روزه بر میگرده البته با منم میره ها تو یه سال شاید پنج شیش سری میریم...

    دوستان عزیز لطفا به من راه و رسم شوهرداری رو بگید ...

    چیکار کنم شوهرم دست از این کاراش برداره ...

    ممنون

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۰۸
    • سه شنبه ۱۴ مهر ۹۴ - ۱۹:۵۲

    برو بالا