خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳۷۴ مطلب با موضوع «مسائل رفتاری دوران عقد» ثبت شده است

من تو یکی از بزرگ ترین دو راهی های عمرم گیر کردم

با سلام
من تو یکی از بزرگ ترین دو راهی های عمرم گیر کردم. پارسال بود که خانواده ام برای من رفتن خاستگاری. چند جا رفتیم. بالاخره از یکی خوشم اومد و ادامه دادیم. عقد کردیم. قرار بود امسال تابستون عروسی کنیم.

ولی اتفاقی افتاده که خیلی منو سردرگم کرده. متوجه شدم نامزدم قبلا و تو دوران دانشجویی با پسر داییم دوست پسر و دختر بودن. پسر دایی نامردم اینو بعد از یک سال بهم گفت.

احتمال میدم حتی معاشقه و خیلی چیزای دیگه بینشون بوده. موندم طرف رو طلاق بدم یا نه. همش التماس میکنه. خیلی خیلی گیج شدم. از خانواده داییم هم کاملا متنفر شدم.

به من میگه برو حتی دوباره ازدواج کن ولی آبروی منو نبر. شما جای من بودید چیکار میکردید.

راهنمایی کنید لطفا

موضوعات مرتبط: طلاق در دوران عقد ,

  • ۲ موافق ۳ مخالف
  • ۲۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۳۹۲
    • جمعه ۴ دی ۹۴ - ۰۹:۵۸

    شاید واقعیت تلخه و من نمیخوام باورش کنم

    سلام دوستان

    میخواستم اگه میتونید منو کمک و راهنمایی کنید توی شرایط خوبی نیستم

    من 25 سالمه . شهریور امسال نامزد کردم . همسرم مهراد خیلی خوبه خدا رو شکر . از نظر قیافه همونی بود که تو رویاهام میخواستم . منم سر همین بلافاصله جواب دادم . اما الان مشکلاتی دارم که روز به روز عصبی تر و گوشه گیر ترم میکنه .

    اولیش اینه همسرم 1 خواهر دو قلو داره ( 1.5 دقیقه اختلاف تولدشون هست خیلی به هم شبیه اند مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشی ) و مشکل اینجاست روابطشون خیلی صمیمیه . نمیدونم به خاطر دو قلو بودنشونه یا نه .

    مثلا غذای مورد غلاقه رنگ,نوع لباس پوشیدن, نوع حرف زدن , علایق و همه چیشون یکیه ، برام خیلی سنگینه اینو میگم ولی احساس میکنم رابطه همسرم با خواهرش صمیمی تر از منه . من ادم حسودی نیستم ولی این خیلی اذیتم میکنه

    با هم بیرون میرن,راحت ازش پول میگیره ( البته وضع مالیشون خوبه ) ماشینو سوار میشه و .. کادو تولد براش از این ایفون جدیدا خرید برا من یه گوشواره نه چندان گرون :(( دیگه دارم دیوونه میشم

    مورد بعدی اینه

    خونواده هامون اختلاف سطح دارند . احساس میکنم پدر مادرم دارن عذاب میکشن . اونا خونواده متمولی هستند و ما متوسط رو به پایین .

    بعضی وقتا وقتی جمع میشیم این اختلاف سطح تو لباس پوشیدن و ... خودشو نشون میده . اولین بار رفتیم خونشون خانومی چایی اورد پدر من کارگره سن و سالی هم داره به خانومه سلام و احوالپرسی کرد بعد خانومه هم جواب نداد پدر همسرم گفت خدمتکاره . من خیلی خجالت کشیدم خیلی دلم برای بابام سوخت .

    یا مثلا با کفش تو خونه رفت و امد میکنن و .. احساس میکنم جهیزیه ای که من دارم به نسبت خونه ای که همسرم قراره بگیره یه شوخیه بزرگه . چون قیمت تلوزیونی که دارن اندازه اسباب خونه ماست .

    اختلافات فرهنگی هم داریم مثلا تو خونوادشون کسی تو کار کسی دیگه دخالت نمیکنه مادرم با مادر همسرم صحبت میکنه مثلا ذره ای جواب نمیده میگه هر چی مهراد بگه همون خودش میدونه ما دخالت نمیکنیم .

    مورد بعدی اینه . همسرم برخلاف من اصلا ادم رومانتیک و احساساتی نیست این منو اذیت میکنه . مواضع سیاسیمون هم به شدت متضاده . همسرم و خونوادش 9 سال تو عمان زندگی میکردند نمیدونم این موثر بوده یا نه .

    خلاصه روز به روز دارم عصبی تر و گوشه گیرتر میشم . خواهرم میگفت چند تار موی سفید تو سرت در اومده  . دارم پیر میشم نمیدونم تا کی میتونم به این وضع ادامه بدم . نمیدونم باید چیکار کنم . شاید واقعیت تلخه و من نمیخوام باورش کنم

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۴۵
    • پنجشنبه ۳ دی ۹۴ - ۱۵:۲۲

    تنها زندگی کردن خیلی بهتر از با خفت زندگی کردنه

    سلام

    من نامزدی دارم که هنوز عقد نکردیم. ایشون فرد معتقد و با تقوایی هست. سنگین و با شخصیت هست . منتها وقتی هر چیزی که از خانواده من نقطه ضعف حساب میشه به عنوان مثال تحصیل پایین مادرم ( جالبه مادر ایشون تحصیلش از مادر من کم تره) با تیکه تو حرفاش میگه. یا مثال دیگر پدر من ماشین نداره میگه پدرت یه چرخ دستی هم نخریده نون خشکی هم چرخ دستی داره.

    جالبه هیچ کس باورش نمیشه ایشون چنین اخلاقی داشته باشه. من اخلاقم جوری نیست که منم نقاط ضعف آن ها را بگویم به عنوان مثال وضعیت مالی شان که پایین تر از ماست و چیزهای دیگری که در اینجا نمیگنجد.

    لطفا آقایون به خصوص افراد متاهل پاسخ دهند من چیکار کنم . من دانشجوی دکتری هستم ایشون هم همچنین ولی گاهی اونقدر شخصیتم خورد میکنه با تیکه انداختن که سر کلاس که میرم تدریس وقتی دانشجوهامو میبینم که دانشجوی کاردانی اند و متاهل و چقدر شاد و خرم اند دلم میگیره.

    تصمیم فعلیم بر این است که نامزدی را بر هم بزنم . تنها زندگی کردن خیلی بهتر از با خفت زندگی کردنه .
    راهنمایی خدا پسندانه کنید خواهش میکنم.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۸۸
    • چهارشنبه ۲۵ آذر ۹۴ - ۱۷:۵۴

    توی عقد خرج خانم باید چطور باشه؟

    سلام
    خانوما و آقایون، توی عقد خرج خانم باید چطور باشه؟؟

    بذارید واضح تر بگم.

    الان تو عقدم. میخوام برم آرایشگاه نمیدونم بهش بگم آقایی پول بده برم خوشمل شم یا چیزی نگم و خودم پولشو بدم.

    میخوام برم کفش بخرم نمیدونم بهش بگم آقایی بیا بریم برام  کفش بخر میخوام سلیقه ی تو باشه یا نه ممکنه خوشش نیاد و بهتره خودم تنها برم بخرم و پولشو حساب کنم.

    نمیدونم چیکار کنم.

    خودشم تا حالا نشده یکبار بهم بگه بیا بریم برات چیزی بخرم. یا مثلا خودش برام چیزی بخره. خسیس نیست، اما از نظرش من همه چی دارم و یه عالمه لباس و کفش و لوازم و اینا دارم و احتیاج به چیز جدیدی ندارم.

    باور کنین بحث سوءاستفاده مالی نیست. فقط دلم میخواد یکم با خرج های خانم ها و خرید کردن هاشون از همین اول آشنا شه.
    آخه خانواده ی خودش خیلییییییی ساده هستن. خواهراش همسن من هستن اما خیلی قانع تربیت شدن. مثلا علیرغم وضع مالی شون که متوسطه، اما فقط یک مانتو دارن که با اون هم دانشگاه میرن هم مهمونی و هم کوه!!!  یا مثلا هیچوقت آرایشگاه نمیرن و تو خونه خودشون رو مرتب میکنن.

    یا مثلا ارزون ترین کرم و لوازم آرایش و وسایل رو میخرن. منم بیشتر از درآمدش ازش توقع خرج کردن ندارم. اتفاقا به عقیده همه ی فامیل هامون، منم خیلی قانع و کم خرجم.
    فقط میخوام از الان بدونه که خواهراش خیلی کم توقع بودن و همه خانوما مثل خواهراش نیستن. و اگر زن خوش لباس و خوش آرایش می خواد خرج داره.

    و همش به من نگه دلم میخواد اینطوری بپوشی و اینطوری آرایش کنی. انگار لباس و لوازم آرایش از آسمون میافته :)

    الان اونایی که توعقدن چیکار میکنن؟؟ چجوری هم عزت نفس خودشونو حفظ میکنن و هم شوهرشون رو با نیازهای خانوما آشنا میکنن؟؟ مستقیم به شوهراشون میگن بیا برام فلان چیز رو بخر؟؟

    خدا رو هزار بار شکر، من خودم در حد پول آرایشگاه و خرید یک جفت کفش پس انداز دارم ولی حرفم اینه که همسرم از الان یکم بیاد تو باغ و یاد بگیره اگه میخواد خانمش شیک و تمیز و خوشگل بگرده باید پول خرج کنه.

    موضوعات مرتبط: مسائل مالی دوران عقد ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۱۵۷
    • سه شنبه ۲۴ آذر ۹۴ - ۱۷:۴۸

    احساس میکنم دارم قدم به یه زندگی ترسناک و ناشناخته میذارم

    سلام

    دختری هستم 25 ساله که اگه خدا بخواد چند روز دیگه مراسم عقدمه. این روزا کل وجودم و استرس و دلشوره گرفته اینقدر که یه قطره آب هم به زور از گلوم پایین میره دقیقا مثل یه مرده متحرک شدم .

    منی که اینقدر شاد و پر جنب و جوش بودم این روزا خیلی آروم و کم حرف شدم انگاری که دچار افسردگی شدم.

    من از مخاطبین همیشگی این وبلاگم چند روزی به خاطر این حالم به وبلاگ سر نزدم وقتی پست از دختر صفر کیلومتر ایده آل بسازید رو دیدم بهتر دیدم که برا حل مشکلم از شما کمک بخوام.

    از وقتی که به یاد دارم سرم تو درس و کتاب بوده و خدا رو شکر به اون چه که میخواستم رسیدم و البته سعی کردم تک بعدی عمل نکنم و تو زمینه های دیگه هم دستی داشته باشم که بازم خدا رو شکر میکنم.

    در زمینه ازدواج و مسائل مربوط به اون کلی مطالعه داشتم و اطلاعات کسب کردم ولی نمیدونم چرا الان که در موقعیتش هستم احساس میکنم دارم قدم به یه زندگی ترسناک و ناشناخته میذارم.

    اصل مطلب اینه که من از ازدواج میترسم!! همسرم، پسر خالمه و خیلی هم بهش علاقه دارم ولی این چند روز طوری رفتار کردم که احساس کرده دوسش ندارم و پشیمون شدم  حتی دیشبم با هم بحثمون شد و خیلی ناراحت از خونمون رفت.

    نمیتونم به کسی بگم میترسم آخه چی فکر میکنن راجع به من!! خانمای متأهل شما که این راهو رفتید لطفا بگید این حالات من طبیعیه یا نه؟!

    اینقدر حالم بده که میگم همه چی رو به هم بزنم امیدوارم که هیچ کس تو موقعیتی که من هستم قرار نگیره واقعا عذاب آوره.

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۲۶
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۴۸

    چطور احساس دلتنگی به نامزدمون رو تحمل کنیم؟

    سلام

    من یک ماه دو ماه یا شایدم بیشتر بشه و بشه سه ماه که به دلایلی چون دوری راه همدیگه رو نمی بینیم همش دلتنگ میشم و اگه چند روز ابراز محبت نکنه  همش احساس میکنم دوستم نداره و کلا حساس شدم چکار کنم با این افکار و حساسیت ها؟

    حقیقتش نامزدم چندین سال پیش تو دانشگاه یه دختری رو میخواسته که بعد فهمیده بهم نمییان ولی چند سالی ذهنش مشغولش بوده .

    حالا من هر وقت بهم کم محلی میکنه  همش احساس میکنم ذهنش درگیره اون دختره چون میگفت خیلی طول کشید تا فراموشش کردم و یه یک سالیه دیگه بهش فکر نمیکنه ، ولی من تو دلم احساس بدی دارم

    تو رو خدا کمکم کنید

    هیچ کسی رو ندارم که آرومم کنه اجرتون با خدا

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۶۶
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۲۰:۰۱

    از وقتی که عقد کردیم شوهرم روم حساس شده

    سلام به همه

    دخترم 23 سالمه یک ماهه عقد کردم ازدواجمو مدرن بود تو دانشگاه هم دیگه رو دیدیم به شناخت کافی هم رسیدیم .

    مشکلی که برام پیش اومده از وقتی که عقد کردیم شوهرم روم حساسه . گیرای الکی میده .مثلا چرا مانتو کوتاه میپوشی !!؟ چرا شلوار لی میپوشی !!؟ چرا روسریتو نمیکشی جلو .... از این جور گیرا !

    تنهایی حق ندارم بیرون برم باید باهم بریم . یا با پدر و مادرم بخوام برم باید اجازه بگیرم . بعد باید گزارش همه چیزو بهش بدم .

    گوشیمو  دائما چک میکنه ( البته میزاره منم چک کنم ) ولی من خوشم نمیاد از این کاراش . نمیذاره با دوستام برم جایی  خلاصه هر فکری که  بکنید پیش مشاور رفتیم شوهرم گفت به خاطر وضعیت بد جامعه این طور حساسه !!

    دیگه نمیدونم چیکار کنم اگه بریم زیر یه سقف  درست میشه ؟

    البته قبل از عقد در مورد گذشتش و روابطش بهم همه چیزو گفته بود منم گذشتشو فراموش کردم  که باهاش ازدواج کردم با همه این کاراش دوسش دارم ولی خیلی اذیتم میکنه .!!

    خونه مجردی گرفته میخواد هفته ای چند روز برم پیشش ! ولی پدرم اجازه نمیده ! اونم شروع میکنه به غر زدن ای پدر تو هنوز ...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۳۰
    • دوشنبه ۲۳ آذر ۹۴ - ۱۹:۰۶

    از دختران صفر کیلومتر همسران ایده آل بسازید !

    سلام

    قبول دارین اکثر  دهه شصتی ها  بین دو  دنیای متفاوت موندن،  از طرفی با توجه به تربیت و محیط دهه شصت دلمون میخواد همسرانی اصیل و مقید به اصول  و متعهد و نجیب  داشته باشیم و از طرفی هم همسرانی اپدیت شده و به روز اشنا به کلیه روش های عشوه و لوندی و طنازی و استایل و اراستگی های امروزی .

    خیلی از پسرای اطرافم هستند که امادگی کامل اقتصادی و بلوغ فکری دارن ، اقدام به ازدواج هم زیاد دارن ولی به نتیجه نمیرسن واقعا چرا ؟ یکی از دلایلی که خیلی برخورد داشتم و دیدم اینه که انتخاب دختر از خانوداه های اصیل و محجوب  و گاهی چادری انجام میشه ولی یه نکته مبهمی بین پسرامون جا افتاده و اونم اینکه دخترای این مدلی  بدخلقن ، یا مهارت های زندگی دلچسب مثل اراستگی و لوندی رو بلد نیستن !!!!!

    به نظرتون واقعا همینطوره ؟ بعله قبول دارم بعضاً همین طوره علت این بازخورد اینه که اینطور دخترها توی ارتباط  با نامحرم کلا اخمو و مغرورانه  رفتار میکنن و این گاهی  شامل جلسات خواستگاری هم میشه یا خانواده های سخت گیر و بسته ای داشتن و یاد نگرفتن یا خجالتی هستن و....  

    در مقام تجزیه و تحلیل و قضاوت نیستم چون توی جلسات خواستگاری از خودم  هم زیاد چنین برداشتی شده  پس بیاین یک قدم بریم جلو و فرض کنیم اقایون چنین دختری رو انتخاب کردن حالا راه چاره چیست ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد , مشورت در زن داری ,

  • ۴ موافق ۰ مخالف
  • ۹۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۷۸۱
    • يكشنبه ۲۲ آذر ۹۴ - ۱۸:۰۸

    خانواده ی شوهر حق دارند عروس رو در دوران عقد پیش خودشون ببرن ؟

    سلام
    خواهر من چند ماهی هست از ازدواج کرده و خوانواده شوهرش از اقوام دور هستن و ساکن شهر دوری هستن. الان عقد هستن و هنوز سر خونه خودشون نرفتن از طرفی داماد هم منزل شخصی نداره و خونه پدر زندگی میکنه.

    یه موضوعی برامون وجود اومده که خوانواده شوهر میخوان این مدت که عقد هستن حداقل یکسال هم این مدت خواهد بود عروسشون باید خونه اونها باشه .

    مثلا در ماه اگه یه هفته خونه ماس باید دو سه هفتشو خونه اونها باشه. از طرفی ما توی فامیلمون همچین رسمی رو نداریم و با وجود اینکه مادرم خیلی به بچش وابسته هست و میخواد حداقل این یکسال رو بیشتر با دخترش بگذرونه چون محل سکونت رو هم شهر اقا داماد تعیین کردن بعد از عروسی خیلی از هم دور میشن.

    حالا میخوام بدونم این خواسته خانواده داماد عرف و حق اونهاست یا مادر من زیادتر وابستگی داره. چون برخورد خانواده داماد طوری با اجبار همراه که هر وقت امر میکنند باید عروسشون اونجا باشه حتی بوده مواردی که گفتن تنها سوار اتوبوس بشه و بره اونجا!

    کلا چقدر رفتو امد باید بکنند؟ اینکه خود عروس باید بلند بشه بره و اونجا بمونه بی احترامی به عروس و خانودش نیس؟
    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۵۱
    • يكشنبه ۲۲ آذر ۹۴ - ۱۵:۳۷

    دختر مورد علاقم در برخوردهای نزدیک گاهی وقتها حالم رو میگیره

    سلام

    مدت شش ماهه تو محیط کارم با یه خانوم سر به زیر و مذهبی که 5 سال ازم کوچکتره آشنا شدم و قراره با خانواده برم خواستگاری، تو این مدت به دلیل شرایط کاریم بیشتر ارتباطمون از طریق تلفن و پیامک بوده تا حضوری.

    حالا مشکلم اینه که اگه یه موقع به خاطر حضور تو محیط کاری جواب پیامهاش رو ندم ازم ناراحت میشه و باهام تا یه مدت سروسنگینه، و با اینکه تو پیامها و تماسها خیلی خوب جوابم رو میده و انقدر گرم رفتار میکنه که کاملا مشکلاتم رو فراموش می کنم، ولی وقتی رودرو هم دیگه رو می بینیم اون که به اخلاق خوب و مهربون بودن معروفه.

    همیشه پرانرژیه و تا همین چند لحظه پیش با همکارهای خودش در حال بگو بخند بوده، باهام سرد رفتار می کنه، تحویلم نمی گیره، خیلی هم زود رنجه، اگه بهش حرفی بزنم که مطابق میلش نباشه، در ظرف یک ثانیه ساکت میشه، هر چقدر هم بهش میگم خانومی عزیزم چی شده؟ چرا حرف نمی زنی چیزی نمیگه، انگار اصلا صدام رو نمیشنوه.

    یا سریع میگه همه چیز رو بهم بزن بره... تو ارتباط دورادور همیشه ارومم میکنه، بهم انرژی میده ولی در برخورد نزدیک گاهی وقتها حالم رو میگیره، می دونم تا به حال با کسی دوست نبوده ولی به خودم میگم شاید الان دلش با کس دیگه باشه.

    چه کار کنم این رفتار تو همه خانم ها عمومیت داره؟

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۹۵
    • شنبه ۲۱ آذر ۹۴ - ۱۰:۱۳

    برو بالا