خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی



جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۲۰۳ بازدید توسط ۱۰۸۲ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۲۷۲ بازدید توسط ۷۹۹ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۶۹۱۹ بازدید توسط ۴۲۵۸ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۳۹ بازدید توسط ۱۴۵۰ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۵ بازدید توسط ۱۰۸۷ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۳۴ بازدید توسط ۳۷۷۳ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۳۵ بازدید توسط ۶۹۱ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۳۶۹۹ بازدید توسط ۸۱۵۹ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۳۳ بازدید توسط ۱۱۰۰ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۵۸ بازدید توسط ۱۱۴۵ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۲۹ بازدید توسط ۷۸۲ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۹۳۵ بازدید توسط ۲۱۶۲ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۶۱ بازدید توسط ۵۵۲ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۴ بازدید توسط ۳۸۳ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۴۶ بازدید توسط ۱۲۴۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۲ بازدید توسط ۱۰۶۷ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۹۴ بازدید توسط ۱۲۰۰ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۵۴۹ بازدید توسط ۱۰۷۵۹ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۰۶ بازدید توسط ۱۱۴۵ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۴۲ بازدید توسط ۲۹۸۹ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۴۰ بازدید توسط ۳۴۳۶ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۲۳ بازدید توسط ۱۱۵۳ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۴۱ بازدید توسط ۲۰۶۶ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۵۱ بازدید توسط ۱۱۹۶ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۹۲ بازدید توسط ۴۲۵۰ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۱۴ بازدید توسط ۳۵۳۰ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۵۷۳ بازدید توسط ۶۸۵۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۸۵ بازدید توسط ۴۱۱۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۴۱ بازدید توسط ۲۵۰۵ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۹۳ بازدید توسط ۱۱۸۳ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۶۴ بازدید توسط ۴۸۴۱ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۸۰ بازدید توسط ۹۴۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۴۶ بازدید توسط ۱۰۵۶ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۹۲ بازدید توسط ۱۹۳۵ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۵۵ بازدید توسط ۷۲۱ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۸۳ بازدید توسط ۲۳۵۸ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۳۰۰۰ بازدید توسط ۲۱۷۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۳۳ بازدید توسط ۱۶۶۴ نفر)
التماس دعا (۸۹۴۱ بازدید توسط ۷۱۲۴ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۰۹ بازدید توسط ۷۶۲ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۲۲ بازدید توسط ۱۱۹۲ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۸۹ بازدید توسط ۱۱۶۹ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۳۹ بازدید توسط ۲۳۸۱ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۶۰۷ بازدید توسط ۱۲۳۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۸۶ بازدید توسط ۱۲۴۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۵۲ بازدید توسط ۲۶۴۰ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۶۳ بازدید توسط ۲۹۵۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۵۶ بازدید توسط ۷۷۸۰ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۳۶۰ بازدید توسط ۱۸۳۱۴ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۶۷۸ بازدید توسط ۱۴۰۲۱ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۶۹۱۹ نمایش) - (۲۶۰ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۵۵۷ نمایش) - (۱۱۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۲۲۱ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۹۸ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۳۳۳ نمایش) - (۱۷۵ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۱۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۹۸ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۴۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۷۶۰ نمایش) - (۵۵۱ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۲۷ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۷۱۲۴ نمایش) - (۲۱۱ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۶۰ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۴۰ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۱۶۵ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۰۹۹ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۵۰ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۰۶۸ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۳۹ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۴۰۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۲ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۲۰۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۴۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۹۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۳۰۴ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۳۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۴۰ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۴۰۸ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۹۱۶ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۸۳ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۱۹ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۳۰۷ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۵۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۷۹۷ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۶۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۵۵ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۳۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۴۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۲۲۱ نمایش) - (۵۷ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۹۹ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۴۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۸۲ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۱۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۹۰ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۹۵۰ نمایش) - (۵۲۷ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۲۰ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۷۲ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۴۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۶۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۸۲ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۵۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۳۰۸ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۹۶ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۱۳۷ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۸۱۱ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۹۰ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۳۲ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۶۸ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۴۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۶۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۰۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۳۰ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۶۴۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۹۰۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۵۴ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۰۲ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۵۴ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۹۴ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۱۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۵۱ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۳۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۹۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۳۸ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۱۴ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۹۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۷۶۲ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۱۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۱۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۷۰۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۸۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۶۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۴۱ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۴۵۳ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۷۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۵۷ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۹۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۱۲ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۳۰۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۱۴۶ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۸۱ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۶۴ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۴۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۶۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۷۹ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۰۳ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۴۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۲۵ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۲۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۳۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۲۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۳۷ نمایش) - (۵ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۹۹۷ بازدید توسط ۶۳۰ نفر) - (۴۷ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۷۴۷ بازدید توسط ۴۳۹ نفر) - (۳۴ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۳۹۸۸ بازدید توسط ۳۱۳۸ نفر) - (۷۹ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۵۹۶۸ بازدید توسط ۴۷۱۰ نفر) - (۸۸ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۱۹۴۶ بازدید توسط ۱۳۳۱ نفر) - (۱۲ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۵۹۵۰ بازدید توسط ۳۵۲۵ نفر) - (۸۰ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۹۲۱۵ بازدید توسط ۶۷۷۴ نفر) - (۹۱ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۱۱۰۵ بازدید توسط ۳۸۴۶ نفر) - (۱۵۵ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۹۴۹۶ بازدید توسط ۷۰۷۳ نفر) - (۹۲ نظر)

۲۳۲۵ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

موقعی که می ترسم یا هیجانی میشم ترشح دارم

سلام دوستای خوبم

ببخشید من یه سوال بد دارم من هر وقت میترسم یا هیجانی میشم خ ی س میشم:| یا اگر کلافه و عصبانی باشم سریع تحریک میشم:| بنظرتون چرا؟

اینم بگم که چون مجردم چندین بار تحت تاثیر فشارای ج ن س ی به گناه کشیده شدم:| حدود دو ساله البته من همیشه مرطوبم ولی موقعی که شوکه بشم و بترسم یه لحظه حالتی شبیه به ا ر گ ا س م بهم دست میده (همه حالات به جز نبض رو دارم)

الان خیلی کمتر خ و د  ا ر ض ا ی ی میکنم ولی این اتفاقات به تازگی پیش اومده وقتایی که تو ترکم شبا خیلی بهم فشار میاد و درست نمیخوابم همش به خودم میپیچم و بدنمو جمع و فشرده میکنم و گهگاهی تو خواب یه سری اتفاقا برام میفته:( چه کنم؟؟؟؟؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۲۳۲۷ بازدید توسط ۱۹۸۶ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۶

    مشکل این آقا با من چیه ؟

    سلام،

    من امسال کنکور دارم...همین سه ماهه دیگه...

    قبول نمیشم، میدونم...

    اما میخوام حداقل روحیه داشـــته باشم برای سال بعد،

    جدا از اینکه بخاطر یک سری مسایل ابدا حال روحی خوبی ندارم...

    یک معلم نسبتا روانی هم نصیب من شده...

    و اما چرا میگم روانی...

    ببینین،

    کلاس های ما از حدود اواخر تابستون شروع شد...

    از همون روز اول همه شیفته ی این اقا شدن،

    این معلم ما،سن زیادی نداره...

    ظاهر خوبی داره و در رفتار خودش بسیار سیاستمداره....

    من اون اوایل، سر کلاس ایشون جدی بودم... 

    از جو کلاس خوشم نمیومد،حتی هوا برای من سنگین بود...

    احساس خفگی میکردم...

    مدام اجازه میخواستم که برم بیرون...

    این اقا هم به دفعات از من میپرسید که تو با کلاس من مشکلی داری؟! 

    خسته میشی؟!

    لطف میکنی سرکلاس من میشینی... 

    و

    .

    .

    .

    من اون اوایل ملایم جواب میدادم که اصلا اینطوری نیست....

    البته ایشون کلا از تیکه انداختن و...به من خوششون میومد... من هم احترام رو رعایت میکردم...

    هم حاضر جواب بودم....!

    کم کم برای هم جالب شدیم...

    سر به سر هم میزاشتیم (مسلما در این سر به سر گذاشتن رفتار من از یک دانش اموز فراتر نمیرفت، پر رو هستم...اما اصلا بی احترامی نمیکنم...)

    رابطه ی من با معلمم برای بقیه هم جالب شد، یکی حرص میخورد... یکی خوشش میومد...

    اما برای من چندان مسئله ی مهمی نبود...صرفا یک کل کل جالب...

    تا اینکه من درگیر شدم...!

    نمیدونم بگم درگیر شدم...یا درگیرم کردن؟!

    این اقا،

    رفتارش هیچوقت با من معلمانه نبود...

    لبخند هاش...

    نگاهش...

    باور کنین نمیخوام بگم قصد بدی داشت...

    اما بود...

    یک چیزایی بود...

    کم کم یک کشمکشی بین نگاهمون ایجاد شد...

    من نه جلف رفتار کردم و نه اویزون...

    بحث یک احساسه...

    نمیدونم متوجه منظورم میشین؟!

    به هر حال،

    من اواسط سال از اخر کلاس جام رو عوض کردم و رفتم جلوی کلاس...کنار میز معلم...

    در این بین هر از گاهی هم برمیگشتم اخر...سر زنگ ریاضی...

    تحمل این زنگ واقعا برام مشکل بود...

    اول بحث گفتم جو کلاسش برام سنگینه...هنوز هم هست...

    کنار دوستام  که اخر بودن برام راحت تر میشد...

    مخصوصا این دوران که من زیاد حال خوبی ندارم....

    حدود دو هفته ی پیش به ایشون گفتم که شما مشکلی با من دارین؟!

    گفت نه و بحث رو زد به شوخی...

    بحث رو جدی کردم و گفتم پس چرا من احساس منفی دریافت میکنم از شما....

    گفت اینطوری نیست...

    گفت من سر کلاس نمیتونم احساساتم رو به طورکامل نشون بدم...

    مطمئن باش اینطوری نیست...

    من روش فکر میکنم...تو هم روش فکر کن ببینیم چرا اینطوریه...

    کلاس بعد،من جام رو عوض کردم رفتم کنار دوستم....

    سارا....

    همون روز از من پرسید احساس امروزت چطور بود...؟!

    (من کنار سارا حالم بهتر بود...

    اما نسبت به کلاس مثل همیشه حس بدی دارم...

    کلا من نسبت به معلمم هم حس خوب دارم هم بد...دارم روانی میشم....)

    گفتم مثل همیشه!

    گفت بهتر بودی؟!(پرسش انکاری!گفتم که،حال من کنار سارا بهتر بود...)

    جواب دادم:چون کنار سارا بودم حالم بهتر بود...!

    نگاهش رو برگردوند و گفت :بیشعور...!

    حالش گرفت!!

    جلسه ی بعد من باز هم کنار سارا نشستم...اخر کلاس....

    بنظرتون چیکار کرد؟!

    من و سارا رو به بهونه ی حرف زدن بیرون کرد....

    ما یک کلمه حرف زدیم...اونم درسی...اونم موقعی که همه داشتن حرف میزدن....غیر درسی!!

    گفت بیرون...

    سارا با دهن یاز پرسید چرا...؟!

    اونم گفت چون دلم میخواد!

    منم گفتم چشم....!

    رفتیم بیرون...

    اول گفت حرف زدین...

    بعد شروع کرد با عصبانیت گفتن اینکه عوض کردن جای دانش اموز یک توهینه...!!

    بره بیرون بهتره....

    بسم الله....

    بعد 10 ماه جا عوض کردن من یادت افتاده یک توهینه...؟!

    و بلند شدیم و رفتیم بیرون....

    هنوز باورم نمیشه....

    سارا میگه با من لج کرده...

    فقط سارا این رو نمیگه...

    همه کسانی که در این جریانات بودن همین رو میگن...

    اما من نمیتونم هضم کنم...

    معلم من باید با من لج کنه واقعا؟!

    مشکل این اقا چیه....

    این رفتار هاش...

    اذیتم میکنه....!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۹۹۸ بازدید توسط ۱۶۸۶ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۲:۲۲

    گاهی فکر می کنم بچه سر راهی هستم

    سلام من یه بار پست داده بودم "چطوری بخونم و واسه چه رشته ای تلاش کنم" فک کنم همین بود

    اون موقع گفتم مامانم هم با وضع کنکوری من مریضه . رفتیم دکتر ، مامانم حالشم بهتر شده اما وضع من خیلی بدتر شده .

    بخدا دیگه طاقت این همه فشارو ندارم خدا شاهده من اصلا تو شرایط سخت گریه م دیر میومد فکر میکردم دل سنگم الان انقدر لبریز از غصه میشم که بی صدا فقط اشکام میریزه مامانم خیلی از وضعش سواستفاده میکنه و نمیذاره من درس بخونم بخدا همش تو خونه کار میکنم و خرید میرم دو دقیقه میشینم پای کامپیوتر چون درس نمیشه خوند مامانم هی صدام میزنه اگه دیر کنم کلی سر صدا میکنه از ترس همون موقع کارشو انجام میدم .

    همین الانم بی مقدمه گفت دخترم پاشو غذامو بیار اگه نمیاری که زنگ بزنم خاله ت بیاد به دادم برسه برای اینکه چیزی نگه بحث نمیکنم و سریع پا شدم رفتم تا ساکت شد حتی وسط غذام بلندم میکنه یا سر صبح همیشه با جیغ بلندم میکنه پاشو برو نون بخر یه بار اینقدر عجله داشت میگفت من حالم بده معدم خالیه من نفهمیدم چی پوشیدم زدم بیرون صداش ساکت بشه نزدیک بود از پله ها بیفتم چون هنوز خواب آلود بودم رفتم کوچه تازه فهمیدم چادر دارم اما جوراب پام نیس و لباس زیر چادرم بلند نبود شاید واسه بعضیا مهم نباشه اما من مردم و زنده شدم تا نون خریدم و اومدم خونه.

     همش باد میزد این بلیزشلوار من کمی دیده میشد هیچ وقت اینطوری نبودم تو خیابون فک کردم همه مردا بهم نگاه میکنن احساس کردم چقدر تحقیر شدم آخه کوچه خودمون بود و همه آشنا ( ترو خدا مثل بعضی پست ها که خوندم به من یکی گیر ندین چرا نوشتم چادری ام و حتما منظوری دارم و میخوام چادری هارو بد نشون بدم بخدا حال این فانتزی بازی های بعضیا رو ندارم ) اومدم خونه کلی یواشکی گریه کردم اگه مامانم بفهمه گریه کردم میره به خالم میگه به داداشمم میگه و آبروم میره چند بار این کارو کرده و غرور واسم نذاشته میاد ببینه گریه کردم نمیگه چی شده .

    همیشه حسرت مونده به دلم بگه شاید چیزیت شده همش میگه مگه ما چیکارت کردیم اینجوری گریه کردی ؟؟؟ خدا تو رو لعنت کنه یکجوری گریه میکنی بقیه بفهمن فکر میکنن من چیکارت کردم! هر چیم تو حال بدم بگم بخاطر تو نیست و تنهام بذار گوش نمیده و دعوا میکنه نمیتونم تو این وضع یک ذره یک ذره درس بخونم چون از سر درس بلندم میکنه میگه پاشو آب بیار و چایی این رنگی نمی خوام و برو آشغال بذار دم در.

     بخدا داداشم هم هست ولی هیچ کار نمیکنه اگرم باهاش منطقی بحث کنم چرا شب منو میفرستی بیرون برای خرید محکم به در میکوبه سر و صدا میکنه مامانم همیشه منو دعوا میکنه میگه اگه تو انقد بهش گیر ندی اون کارت نداره و کلی نفرینم میکنه که از قصد واسه عذاب دادنش صدای داداشمو در میارم راستش ازین نفرین هاش خیلی میترسم یه بار یکی بهم گفت مامانت نباید اینقدر نفرینت کنه چون حتی همینجوری هم بالاخره یا به تو بر میگرده یا به خودش.

    الان کنکور دارم یکسال صبر کردم رشته خوب قبول شم ولی دوستام میگن هر چی شد انتخاب رشته کن راست میگن دیگه طاقت تنهایی درس خوندنو ندارم از طرفی خودمو مسخره کردم اگه انتخاب رشته کنم با این وضع درس خوندن همون پارسال این کارو میکردم یکسال صبر کردم رتبه م بهتر شه اوضاعم بدترم شد این فکر دیوونم میکنه.

     الان بخاطر مادرم یک ماهه درسو کنار گذاشتم آزمون نرفتم یکی اینجا گفت اگه کار هم کنی نهایتش 5 ساعته بعدش درس بخون شروع کردم به خوندن اوضاع بدتر شد مامانم مریض شد اما الانم که خوب شده توقع داره همون کارایی رو که مریض بود انجام بدم الان بین کنکور و رضایت مادرم دومی رو انتخاب کردم ولی از تو دارم داغون میشم بخدا هیشکی به آرزوهای من و این 4 ماه حساس فکر نمیکنه بخوام یه ذره در این باره با مامانم صحبت کنم گریه میکنه! یا نفرین!

    خاله م میگه اشکال نداره تو کارای مامانتو بکن خدا تو درسات کمکت میکنه میگم خب چجوری مگه بدون حمایت خانواده و یک ذره درس خوندن میشه کسی پزشک بشه؟ خدا همه تست هارو جواب میده بجام وقتی هیچی از درسا حالیم نیست و نخوندم؟ خیلی هاشو داره یادم میره.

    خسته شدم من دختری نیستم که فقط بخوام برم خونه شوهر بخدا من داغون میشم وقتی میبینم میتونم رشته خوب قبول شم و لایقشم ولی کسی هوامو نداره اگرم جای خوب قبول نشم جلو غریبه و آشنا ضایع میکنن منو و سرکوفت بقیه رو بهم میزنه مامانم حتی بهم اعتماد نداره انقدر تو خونه زحمتشو میکشم هیچ کدوم از بچه هاش تا این حد براش کار نکردن انقدر حواسم هست به اینکه دل نازک شده و آرومتر باهاش حرف بزنم ولی هر روز باهام دعوا میکنه من اگه روزی 4 ساعتم واسه درس داشته باشم انقدر حالمو خراب میکنه هیچ اعصابی برای درس نمی مونه مثلا چند وقت پیش خواهرم پول واسه مامانم فرستاد همین امروز رفتم عابر بانکم و ببرم موجودی بگیرم سر راه چون گوشیم خاموش بود انقدر باهام دعوا کرد که پولای من توشه چرا ببری؟

    هر طور بود گفت نبر گمش میکنی نبردم و بهش با خوبی توضیح دادم بخدا اینم گم بشه فدا سرت پول تو حسابمه پولت گم که نمیشه میگه پس میخواستی گمش کنی؟ هر چی میگم من که دزد نیستم صبح تا شب واست کار میکنم یه ذره اعتماد بهم نداری خوبه دخترتم کلی جیغ کشید و گریه کرد که خدا کنه به درد من گرفتارشی اون وقت می فهمی و منو زجر نمیدی منم از ترس ساکت شدم 

    تو هر بحث دیگه ای من میخوام براش توضیح بدم قضیه از چه قراره میگه نه نه ساکت نمی شینی خدا منو بکشه تو راحت شی خدایا به فریادم برس.

    من بارها بخاطر تبعیض های مادرم فکر کردم بچه سر راهی ام گاهی به یقین میرسم آخه پسر دوسته ولی واسه دو تا خواهر دیگه م هم جونش در میره خواهرام ازدواج کردن و راه دورن واسه اونا هنوزم چیزی میخره بدون مناسبت و کنار میذاره یه بار نشده خرید میریم بگه واسه خودت چیزی نمیخوای؟

    همش میگه فلان چیزو برای آبجیت بگیرم من میگم اینا بچه گونست زشته یا مثلا خوشگله بخر براش و خودمو نشون میدم اما انگار من نیستم منو نمی بینه این حسرتا خیلی زیادن......

    بعضی وقتا مثل خرید عید خودم با پررویی وقتی پول داشته باشه ( پولاشو همیشه میده براش نگه دارم چون داداشم ازش میگیره یا خودش بی حساب خرج میکنه اما من حساب میگیرم و خیالش راحته) یه شالی کفشی چیزی کم کم میخرم و بهش میگم و راضی میشه وگرنه نزدیکای عید اصلا به رو خودش نمیاره که واسه تنها دخترش که کنارش مونده یه چیزی بخره من تو خونه پوسیدم یه هفته س جایی نرفتم بعد یه هفته 1 ساعت و نیم رفتم خونه دوستم اینقدر مامانم دعوام کرد که اینا خودشون دلشون خوشه مادرش مریض نیست که ترو صدا میزنه بیای خونشون اینقدر دلم گرفته فقط به بیرون و هوای تازه احتیاج دارم که اونم ازم دریغ میکنه من یه دخترم با هزار تا آرزو نمیتونم دل مرده باشم و همش کنج خونه یا درحال کوزت بازی تو خونه

    من میخوام شما یه راه بذارین جلو پام من چیکار کنم؟ خودم هیچ راهی به ذهنم نمیرسه گاهی وقتا حسرت میخورم چرا کسی نمیاد خواستگاریم زودتر برم از این خونه و یکی درکم کنه و بذاره به خواسته هام برسم و درس بخونم اما میدونم اینم یه رویاس خونه شوهر گرفتاری بیشتری دارم شاید اونم درکم نکنه و نذاره درس بخونم

     خدا شاهده حرفام صداقت محض بودن و درد دل. امیدوارم بجای سوتفاهم راهنمایییم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۱۸۱۹ بازدید توسط ۱۴۱۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۹ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۴

    بدون محتوا 471

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

    • ۲۹۴۰ بازدید توسط ۲۴۵۶ نفر
    • سه شنبه ۲۸ بهمن ۹۳ - ۲۳:۵۷

    فکرایی که آدم می کنه جز خودارضایی محسوب می شن؟

    سلام

    مثلا من با خودم فکر کنم که اگر ازدواج کنم این حرفا رو به همسرم می گم تا این جور به من محبت کنه و از این جور فکرا نمی دونم چرا به هر فکری ازم آب میاد.

    یا یه مایع چسبناک ازم میاد اینا طبیعین که من این جور زود تحریک میشم. من سنم بالاست و 29 دارم. لطفا مسخرم نکنید خوب دو تا بیش تر خواستگار نداشتم. نمی دونم چرا؟

    خانوادم تحصیلکرده اند و منم درس خوندم . همه اعضای خانوادم هم با آدمای تحصیلکرده ای ازدواج کردند. اما من ؟ زشت نیستم نمی گم خیلی هم خوشگلم معمولیم. سخته همه منو مسخره می کنن. این خودارضایی تنها دلخوشیم بود که این جا خوندم که چه عوارضی داره.

    آخه تا حالا کسی به من نگفته بود. کلا خانواده ی سنتی داریم و باور نمی کنید اگه بگم از برنامه تلوزیون و اینترنت فهمیدم بارداری اصلا چی هست؟ یادم نیست پدر و مادرم آخرین بار کی منو بغل کردند؟! چند مدت پیش به مادرم اینو گفتم از نظر اونا این حرفا مسخرس و بچه بازیه.

    جوری شده که برای بچه کوچولوها می میرم اما هرگز بغلشون نمی کنم. همه ی محبت ها رو بعد این که اون بچه رفت تو خیالم بهش می کنم. کلا با دوستا و فامیلم هم فقط دست می دم روبوسی و بغل گرفتن رو نمی تونم. به قول دوستم عین چوب خشک می مونم. نمی دونم شاید واسه همینه کسی بهم پیشنهاد ازدواج نمی ده.

    همیشه می گم وقتی ازدواج کنم کلی به شوهرم محبت می کنم و جبران همه ی محبت های ندیدم رو می خوام بهم بکنه و خودم هم براش همه کار می کنم. نمی دونم شاید اینا هم فقط تو خیال باشن . می ترسم در عمل اینم نتونم. حالا می شه بگین چیکار کنم و این که این فکرا رو باید جز خودارضایی بدونم پس چرا ازم آب و اون مایع چسبناک میاد؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۸۸۹ بازدید توسط ۱۶۰۳ نفر
    • دوشنبه ۲۷ بهمن ۹۳ - ۱۰:۲۵

    همه انگار چشم دیدن ما رو ندارن

    سلام به همگی. خواهشمندم هر کی سوالمو خوند هر راهکاری سراغ داره بهم بگه،ممنون میشم.

    ما یه خانواده پر جمعیت هستیم که خدا را شکر از نظر مالی در رفاهیم. پدرم تونسته خواهرامو با جهیزیه های کامل و خوب بفرسته خونه بخت. اما مشکل اینجاست که اطرافیان از دوست و فامیل همه انگار چشم دیدن ما رو ندارن، یعنی وقتی میبینن که پدر من با داشتن بچه زیاد و کار کردن تو یه شرکت به عنوان یه کارگر وضع مالیش خوبه و در رفاه نسبی هستیم حسادت میکنن.

    در نقطه مقابل یکی از اقوام نزدیکمونم  مثل ما پرجمعیت بودن اما وضع مالیشون خوب نبود البته تا چند سال پیش چون الان از نظر مالی خیلی پیشرفت کردن. اما انگار یه حسادتی از ما تو سینشون هست که چشم دیدنمونو ندارن (در ضمن بگم که ما هیچ وقت فخر فروشی نمیکردیم و نمیکنیم به هیچکس بخوصوص این خونواده) وقتی میشینن پیش آدم مدام از زندگی ناله میکنن و یه جوری حرف میزنن که غیر مستقیم بگن شماها خیلی خوش شانسید، مرفهید،بی دردید.

    این رفتارشون خیلی آزار دهندس چون واقعا ما هم مشکلاتی دیگه ای تو زندگی داریم. بخدا حس بدیه که بدونی همش دارن آه میکشن و حسرت زندگیتو میخورن و همش از کلمه ی اونا که خیلی خوش شانسن درباره خانوادت استفاده میکنن. هر کاری هم میکنی باهاشون هم کلام نشی تو مهمونیا نمیشه به زور میشینن پیشت و شروع میکنن به گفتن این حرفا ."لطفا بگین چه واکنشی نشون بدم یا چی بگم تا دیگه این رفتار زشتو نشون ندن؟"

    ببخشید که سرتونو درد آوردم ولی بخدا نمیدونید چقد اعصاب آدم خورد میشه وقتی میبینه دیگران از دور زندگیشو نگا میکنن و حسرتشو میکشن درحالی که همه چیز پول نیست و توهم در زندگی مشکلات زیادی داری.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۲۲۲۱ بازدید توسط ۱۶۴۴ نفر
    • دوشنبه ۲۷ بهمن ۹۳ - ۱۰:۰۲

    بدون محتوا 469

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

    • ۸۴۷۶ بازدید توسط ۶۴۱۶ نفر
    • يكشنبه ۲۶ بهمن ۹۳ - ۰۷:۵۵

    بدون محتوا 479

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

    • ۱۴۴۰۳ بازدید توسط ۱۰۷۳۷ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۸:۱۰

    داشتن داداش اینترنتی اشکالی داره ؟

    با سلام و عرض خسته نباشید...

    من دختری  هستم و همچنین مذهبی و پایبند اصول دینی و...

    تا به حال هیچ دوست پسری نداشتم و حتی از نگاه کردن و ارتباط کلامی با نامحرم پرهیز میکنم ... درسم هم خیلی خوبه...

    ولی مشکل از اونجایی شروع شد که کنجکاوی کردم که بدونم مردان چه عقاید و افکاری دارن ... برای همین برای اولین بار در یک چت روم با پسری چت کردم ( گفتگویی که بین ما اتفاق افتاد کاملا با رعایت اصول بود)

    ازم شماره خواست ... بهش ندادم .خیلی اصرار کرد... منم ایمیلم رو دادم به شرط اینکه گفتگوی ما سالم و با رعایت اصول باشه... اون هم قبول کرد و قول داد که گفتگوی ما سالم باشه... حالا 2-3 ماه گذشته... باید بگم که گفتگوهامون کاملا سالم بوده و او هم از حدش نگذشته و هیچ حرف عاشقانه ای بین ما رد و بدل نشده ( یعنی من نخواستم که اگر میشد همون موقع این ارتباط قطع میشد ) . ولی....

    ولی میترسم بهش وابسته بشم .. اون منو آبجی صدا میزنه با این حال باز هم میترسم چون احساساتم کاملا دست نخورده است...به خودم اعتماد ندارم...میترسم به درسم لطمه بزنه...جایی که زندگی هم میکنه از ما خیلی دوره و از این نظر تهدیدی در کمین نیست...ولی باز هم....نمیشه...

    وقتی بهش گفتم که بیا این ارتباط رو محدود تر کنیم و کم کم  قطعش کنیم قسم خورد که منو فقط آبجیش میدونه و هیچ نیت بدی نداره...میگفت حرفام روش تاثیر میذاره و اون رو به خدا نزدیکتر کرده ولی من عذاب وجدان هم دارم و احساس میکنم خدا ناراضیه...احساس گناه میکنم...وقتی اینو بهش گفتم گفت: گفتگوی سالم ما از نظر شرعی مشکلی نداره...از طرفی هم با خودم میگم چه اشکالی داره که داداش اینترنتیم باشه ؟

    ولی...

    واقعا نمیدونم چیکار کنم...از طرفی نمیخوام بیشتر از این وابسته بشم و ازطرفی هم دلم نمیخواد این ارتباط خواهر - برادری تموم بشه... ممنون میشم جوابم رو بدید...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۳۱۷۴ بازدید توسط ۲۳۹۹ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۴۶

    برای ساختن خودم از کجا باید شروع کنم ؟

    سلام

    من یه برادر دارم که سه سال از خودم کوچیک تره و منم دخترم و دبیرستانی ... رابطه ام با مادرم خیلی خیلی سرده مثل دو تا کوه یخ ... خدا رو شکر اهل دوست پسر و چت و ... اینها نیستم و گناه این مدلی نکردم که از مامان و بابام بخوام بترسم.

     بدترین گناه من اینکه گاهی رمان عاشقانه میخونم و فیلم کره ای می بینم ... من توی یه محیط فوق پاستوریزه بار اومدم مذهبی هستیم و ماهواره نداشتیم تا حالا ... .

    به تازگی ( تقریبا یعنی از موقعی که اومدم دبیرستان ) درسام خیلی افت کرده و نمیتونم رو درسام تمرکز کنم به خاطر فکرای زیادی که ذهنمو مشغول کرده و تا زمانی که مغزم سر و سامون نگیره نمیتونم درس بخونم و غر زدنای بیش از حد مامانم و دعوای های ما یه طرف ، گوشزد کردنای معلما یه طرف .

    دیگه بد جور ریختم به هم انگار یه وزنه ی ۱۰۰ کیلویی همیشه رومه ... گذشته از رابطه ی بسیار خوب من و مامانم با داداشم و بابام چندان مشکلی ندارم گر چه با اونا هم زیاد حرف نمیزنم و صمیمی نیستم...

    و کلا دوستی هم ندارم که با هم خوش باشیم ... حداقل برای ساختن مهر و محبت خواهر برادری تلاش میکنم و سعی میکنم با هم خوب باشیم و همه چی رو بهش میگم اما داداش من یه آنتن و خیانت کار به تمام معناست...

    امروز چند تا فیلم از یکی از همکلاسی هام گرفته بودم و داشتم میدیدم که سر زده اومد با هم نشستیم یه قسمت از یه سریال رو دیدیم که بعدش رفت همه چی رو گذاشت کف دست مامانم ( مامانم به همون دلایل مذهبی در مقابل فیلم جبهه میگیره تازه برای اینکه سر منو شیره بماله میگه بیا با هم ببینیم من نمیخوام با اون ببینم نه به خاطر اینکه اون فیلما چیز بدی داشته باشه بلکه به خاطر اینکه اصلا باهاش احساس صمیمیت نمیکنم و حس میکنم میخواد مچ منو بگیره نه دوستی با من) تازه خوبه ازش قول گرفته بودم به مامانم نگه اگه قول نداده بود چی کار میکرد .

    یه جورایی نقش جاسوسا رو بازی میکنه... فکر نکنین آدم منفی بافیم اتفاقا از من مثبت اندیش تر و بی خیال تر و ریلکس تر تو این دنیا نیست...

    اعصابم به هم ریخته بد جور ... خسته شدم از این زندگی ... از این تنها بودن و ... این عزت نفس پایینم... ، از این نمرات در حال سقوطم ... دیگه حالم از این وضعیت و از خودم به هم میخوره ... نمیدونم چیکار کنم زمان هم مثل برق میگذره و من دارم از هم سن و سالام عقب میفتم تازه کنکور هم یه طرف دیگه که نمیدونم چیکارش کنم... .

    همه میگن این سال ها بهترین سالهای عمره و من دارم دستی دستی از دست میدمش تو رو خدا بهم بگین چکار کنم... خودمو گم کردم ... اعتماد به نفسم تو روابط اجتماعی پایین اومده و بیشتر هم همین موضوع منو آزار میده... و من مامانمو مسؤل تموم این افکار مزخرفم میدونم با تحقیراش و سرزنش هاش با دمدمی مزاج بودنش یه بار با یه کارم مخالفت میکنه یه بار برای همون موضوع هیچی بهم نمیگه و یدفعه سر هیچی داد و بیداد میکنه من اصلا نمیفهممش و درکش نمیکنم واقعا گناه من چیه که باید همه ی اینا رو تحمل کنم....

    آیا اینا مشکلای منه فقط یا همه ی آدما شرایط منو دارن... نمازام و یکی در میون میخونم یه بار جوگیر میشم و آدم خوبی میشم یه بار حال وضو گرفتنو نماز خوندنو هم ندارم.....راهمو گم کردم نمیدونم درست چیه غلط چیه زود تحت تاثیر حرفای دوستام قرار میگیرم و فکر میکنم چه شخصیت بیخودی دارم... و فکر میکنم مامانمه  که باعث شده من آرامشی نداشته باشم . 

    نمیدونم برای ساختن خودم از کجا باید شروع کنم... خودم کیم ؟ و چطوری باید به این ذهن در هم بر هم خودم نظم بدم اصلا خودمم نمیدونم چی میخوام ... همه ی اینا از من یه فرد مسؤلیت نپذیر ساخته که هر روز دیر میرم مدرسه و اصلا نمیدونم مسؤلیت یعنی چی؟

    خسته شدم دیگه .........کمکم کنین............ (لطفا قبل از اینکه نظری بدید خودتونو جای من بذارین و منو درک کنین بعد راهکار بدین )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۲۶۵ بازدید توسط ۱۰۶۵ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۳۱

    متاسفم واسه همه متاهلا و واسه خودم که مجردم

    سلام

    خیلی دلم گرفته . ما مجردا مگه چیکار کردیم که هر متاهلی به خودش جرات می ده با ما این طور برخورد کنه؟ شماها مگه خودتون مجرد نبودین؟

    امروز من رفتم که سی دی دوستم رو بهش پس بدم انقدر بهانه آورد که نمی خواد بیای و ... اووو طرف فکر می کنه به خاطر شوهرش دارم میام .

    خیلی از خودم بدم اومد من یعنی چنین آدمی نشون می دم؟ حالا خوبه سالی یه بارم خودشو نمی بینم اصلا شوهر چی هست که حالا فکر کنه کسی چشم بهش داره.

    حالم دیگه از دوستیم بهم می خوره . طرف فکر می کنه ازدواج کرده چی شده که این طور با من رفتار می کنه . دلم رو خیلی شکست . همچین می گفت نمی خواد بیای و خودش اومد که انگار چه خبره . متاسفم واسه همه متاهلا و واسه خودم که مجردم . کاش ما هم تو این دنیای بی در و پیکر یکی رو داشتیم ...........


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۳۲۸ بازدید توسط ۱۸۷۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ بهمن ۹۳ - ۲۲:۴۴

    اولین بار که پریود شدم خیلی احساس بیهودگی می کردم

    سلام

    40 سال دارم و هنوز ازدواج نکردم برای اولین بار که پریود شدم خیلی احساس بیهودگی می کردم و برای این که کسی متوجه نشه پریود شدم دستمالی رو به صورت لوله در آوردم و داخل واژنم کردم .

    بعدها متوجه شدم که چیزی بنام پرده بکارت وجود دارد که آبروی دخترها محسوب می شود و به خاطر همین موضوع همیشه از ازدواج کردن طفره رفتم .

    ولی الان می بینم برای تمام عمرم تنها می مونم می خوام که زندگی مشترک داشته باشم لطفا راهنمایی کنید.


    پیشنهاد :

    تغییر اخلاق خانم ها در زمان پریود

    خوردن غذاهای سرد در زمان پریود ضرر داره ؟

    کسی که پریودش نامنظم باشه باردار نمیشه ؟

    شما دوره ی پریودتون رو چطور حساب میکنین؟

    از این که پریود نمیشم اعصابم به هم ریخته

    نزدیک پریودیم درد شدیدی تو ناحیه سینه هام پیدا میکنم

    سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 1 )

    سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 2 )

    روزای اول پریودم بشدت احساسی میشم و بی دلیل گریم میگیره

    بر خلاف قبل، الان خون های پریودم با تاخیر خارج میشه

    در زمان پریود بعد از تطهیر، برای خشک کردن مشکل دارم




    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) پریود، قاعدگی، عادت ماهانه (۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۹۵۴۲ بازدید توسط ۶۹۴۳ نفر
    • شنبه ۱۸ بهمن ۹۳ - ۲۲:۵۱

    کجا ها برم شوهر پیدا کنم ؟

    سلام 

    میخوام ازداواج کنم چیکار کنم کجا ها برم شوهر پیدا کنم با نشستن تو خونه کسی نمیاد و نیومده . چیکار کنم بنظرتون ؟

    جاهای عمومی بیشتر کجاها برم ؟ بنظرتون سایت همسر یابی برم ؟ البته این حرفا و خستگی از مجردی به شخصیتم نمیخوره ولی چیکار کنم دیگه دوست ندارم تنها باشم یه همدم میخوام 

    مرسی فداتون


    مطالب مرتبط :

    یه دختر کجا بره که با یه فرد مناسب برای ازدواج آشنا بشه ؟

    چه تغییری باید در زندگیم بدم که خواستگار داشته باشم؟

    نکنه به خاطر جوش هام هست کسی منو نمی پسنده ؟

    هر کس میشنوه که تا حالا اصلا خواستگار نداشتم باورش نمیشه

    من اصلا هیچ خواستگاری ندارم

    اون دختری که خواستگار نداره باید بره بمیره ؟

    رک بگم خواستگار ندارم هر که میاد زنگ میزنه دیگه نمیاد

    از خانوادم خجالت می کشم که با این سنم خواستگار ندارم

    چرا خواستگار خوبی ندارم ؟

    نمی دونم چرا اصلا خواستگار ندارم ؟

    دلم خونه و اصلا خواستگاری ندارم!

    چون چهره ام بچگانه است خواستگار ندارم ؟

    چرا من خواستگار خوب ندارم؟

    32 سالمه و تا حالا حتی یک خواستگار هم نداشتم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) نداشتن خواستگار مناسب (۶۶ مطلب مشابه) جذب خواستگار دلخواه (۹۷ مطلب مشابه) چرا خواستگار ندارم (۴۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۶)
    • ۳۵۴۰۸ بازدید توسط ۲۷۹۷۶ نفر
    • شنبه ۱۸ بهمن ۹۳ - ۱۴:۰۰

    بدون محتوا 487

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

    • ۵۹۱۶ بازدید توسط ۴۹۹۷ نفر
    • جمعه ۱۷ بهمن ۹۳ - ۲۳:۰۰

    دخترم و شب ها خواب های جنسی می بینم

    من دختری 27 ساله ام خیلی میل جنسی دارم. شب ها خواب های جنسی می بینم مثلا نصفه شب خواب میبینم یکی بغلم کرده..

    یا در حال رابطه ام با یکی ، یهو می پرم و اون حالت ضربان واژن و خیس شدنم دارم یعنی باید غسل کنم؟ من خیلی دچار این حالت میشم. حتی روزها مثلا یهو سر کلاس تو دانشگاه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۰)
    • ۴۳۳۷ بازدید توسط ۳۳۵۶ نفر
    • جمعه ۱۷ بهمن ۹۳ - ۱۱:۰۰

    خدا کنه از قم که بر گشتم آدم بشم

    باسلام

    من دختری هستم 19 ساله مجرد دانشجوی گرافیک . پنج تا بجه ایم من اخریم

    من از همان زمان بچگی که یادمم نمیاد شاید از همون اول تولد مورد آزار جنسی بودم . توسط داداش دومیم 

    کم کم یزرگتر میشدم و میدیدم که با من ... ولی متوجه نمیشدم چیکار میکنه خجالتم میکشیدم به خوانواده بگم

    دیگه خلاصه تحمل میکردم از طرفی یه جورایی هم عادت کرده بودم تا اینکه اون رفت سربازی بعدم سریع داماد شد .

    ضربه بدی خوردم خیلی حالم بد بود اون موقع تقریبا 13 ساله بودم. و هنوزم دقیق نمیدونستم اون با من چیکار میکرد ؟

    تا اینکه ایقد روم فشار اومد بعضی وقعتا کارایی که با من میکرد و خودم با خودم انجام میدادم بدون اینکه بدونم اینکار خودارضاییه .

    بعدش که فهمیدم دیگ هزار بار توبه کردم نشد . هر کار کردم نشد که ترک کنم 

     تا اینکه پارسال با یه انجمن شعر اشنا شدم اونجا یک استاد پیدا کردم که ایشون به من گفت تو سایت شعر عضو شم 


     کلاسای هنری میرفتم که استاداشونم مرد بودن اما بغیر اونا و خانوادم به هیچ عنوان با پسر دیگه ای ارتباط نداشتم حتی با پیام ، حتی پسرعمو عمه خاله هام هیچی

    تازه شدیدا از دوست پسر عشق و عاشقی متنفر بودم

    تا اینکه تو سایت همه پسرا نظر میذاشتن برام . اما یه پسری چند بار پیام خصوصی میداد که براش دعا کنم اون یه شهر دیگ بود 24 ساله  دانشجو

    خلاصه سرحرفو باز کرد و منم که تا حالا از این کارا نکرده بودم  بهش داداش میگفتم بعد ازم درخواست عشق کرد و کم کم یخ منو اب کرد.

    تا اینکه بعد گفت میشه صیغه بخونه که محرم بشیم تا گناه نباشه با هم بحرفیم

    اول خیلی میترسیدم و هی میگفتم نه اما نمیدونم چی شد که قبول کردم و خلاصه  بهم یاد داد از هم پشت تلفن سکس کنیم .

    اولین بار منم ازون متوجه شدم که اون کارا چی بوده و به چه منطوری تا قبلش اصلا نمیدونستم چطوری ادما بچه دار میشن . خلاصه مدت یک ماهی ما با هم بودیم  اما دائم احساس گناه میکردم دنبال راهی بودم که از دست اینکارا خلاص شیم و از طرفی خیلی تنها بودم و دلم میخواست پیشم باشه تا اینکه اون دید نه من اهلش نیستم یه داستانی درست کرد و رفت . و دوباره یه ضربه بدتر دیدم . عاشقش نبودم اما وابستش شدم . خلاصه کلا دو ماه طول کشید بعد تموم


    گدشت و من امسال اردیبهشت واسه یه درسم احتیاج به راهنمایی و خلاقیت داشتم و گیر کرده بودم . تو سایت شعر درخواست کمک دادم و یه پسری حسابی کمکم کرد و کسی بود که خیلی بدم میومد ازش . اما ازش قبول کردم کمکش رو و همون داستان قبلی دواره تکرار شد 

    اما این با اون فرق داشت و من عاشقش شدم ما از اردیبهشت باهمیم  و اون حتی بخاطر من تا دمه مرگ رفت و برگشت خیلی خوبه .

    ما اول برنامه ریختیم برا عروسی اما مریضیش همه چی رو بهم ریخت و الان هیچ امیدی واسه ازدواج نیس اما همو دوس داریم و میخوایم تا قبل ازدواجون با هم باشیم اونم یه شهر دیگ من تا حالا ندیدمش اما دوسش دارم


    با اونم ازون صیغه ها بعضی وقتا میخونیم چون خیلی خیلی خیلی رو دو تاییمون فشار هست تا جایی که ممکنه تحمل میکنیم اما دیگ گاهی میخونیم .

    اون کمکم کرد برای مدت دو ماهی بود خود ارضایی رو ترک کردم اما بازم دوباره شروع شده و من دارم روانی میشم .

    هم خود ارضایی میکنم اما کسی که دوسش دارم نمیتونم بهش برسم هم نمیدونم کار درستیه ما صیغه میخونیم.

    دائم احساس گناه دارم منی که اصلا ازین چیزا بدم میومد و ایقدر بخدا نزدیک بودم حالا رسیدم به اینجا .

    گناهه محض 

    خیلی دلم برا خدام تنگ شده خیلی حالا داداش من داره راحت زندگیشو میکنه من از این 19 سال عمر یه سالشم بخاطر اون ارامش نداشتم

    شما بگید تقصیر من چی بوده که ....

    خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا میدونم هوامو داری

    اما خستم خسته 

    کمکم کنین بچه ها من فردا میرم قم و خیلی خجالت میکشم. خدا کنه ازون جا برگردم ادم بشم. برا همیشه برام دعا کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۲۱۲ بازدید توسط ۱۸۱۸ نفر
    • پنجشنبه ۱۶ بهمن ۹۳ - ۰۸:۵۱

    چیکار کنم تا فکر همکلاسیم از سرم بره بیرون

    سلام

    من یه دختر17 ساله هستم که عاشق یکی از پسرهای کلاس فوق العاده ای که میرم شدم، با اینکه همه بهم میگن الان وقت این حرف ها نیست و تو باید فکرت رو بذاری رو درست و ... ، منم خودم این حرف رو قبول دارم و تا جایی که میتونم سعی میکنم بهش عمل کنم اما یه وقت هایی فکرش همه ش تو مغزم میگرده و نمیذاره رو درسم تمرکز کنم و وقتی هم آخر هفته ها میبینمش دیگه وضعم بدتر میشه و همه ش میرم تو هپروت .

    البته بگم که اون و بقیه هیچی نمیتونن از روی ظاهرم تشخیص بدن (حس من رو ) و من از این بابت خدا رو شکر میکنم چون دوست ندارم دستم بندازن یا باهام شوخی های مسخره کنن اما واقعا نمی دونم باید چیکار کنم تا فکرش از سرم بره بیرون و من با خیال راحت به درسم برسم .

    لطفا کمکم کنید و منو از این سر درگمی نجات بدید


    مرتبط:

    چطور از فکر پسری که ظاهرا بهم علاقه نداره بیام بیرون؟

    چطور از فکر دختری که بهم علاقه نداره بیام بیرون؟

    چطور از فکر کسی که حتی اسمش رو هم نمیدونم خلاص بشم

    می خوام از فکر پسری که یک طرفه بهش علاقه داشتم بیام بیرون

    چطوری با آقایون اطرافم متعادل رفتار کنم و نرم تو فکرشون ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۲۰۳۳ بازدید توسط ۱۵۷۶ نفر
    • پنجشنبه ۱۶ بهمن ۹۳ - ۰۷:۳۵

    یه پسر با دختری که باهاش رابطه جنسی داشته ازدواج میکنه؟

    سلام

    من یه دختر 21 ساله هستم و دانشجو هستم، یه مدت پیش با یه پسری آشنا شدم از هر نظر به نظر خودم پسر خوبیه فوق العاده مهربون و با شخصیته، تا حالا من حرف بدی ازش نشنیدم واقعا بهش علاقه دارم، پسر خیلی خوبیه ولی یه موردی که هست تازگی دو سه بار روابط لمسی با هم داشتیم، جلوش قرآن گذاشتم . ازش پرسیدم دوسم داره یا نه؟ یا حاضره باهام ازدواج کنه ؟ گفت آره خیلی دوسم داره و آرزوشه که منو داشته باشه

    مسئله اینجاست ولی خودش زیاد حرف از ازدواج و این چیزها نمیزنه فقط گاهی لابه لای حرف هاش یه اشاره ای به آینده مون میکنه .

    من میخوام بدونم یه پسری با دختری که باهاش رابطه جنسی داشته ازدواج میکنه ؟ من الان خیلی سر درگمم نمیدونم دلیلش از اینکه با منه برای هوسشه یا واقعا دوسم داره یا اصلا هدفش از رابطه مون چیه؟ اصلا من چطور از رفتار هاش از کجا میتونم بفهمم که این اقا دوسم داره یا نه منو برا ازدواج میخواد یا نه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۹۵ مطلب مشابه) روابط اجتماعی دختران (۱۸۶ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۷۵ مطلب مشابه) دوستی با جنس مخالف (۱۰۶ مطلب مشابه) قول و قرار ازدواج در آینده (۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹۹)
    • ۷۷۱۰۳ بازدید توسط ۶۰۳۶۹ نفر
    • سه شنبه ۱۴ بهمن ۹۳ - ۱۱:۱۹

    پریود شدن در آزمایش های قبل از ازدواج تاثیر میذاره ؟

    سلام

    من چند روز دیگه عقدمه و قراره که فردا بریم برای آزمایش قبل ازدواج. از شانس من هم امروز پریود شدم .

    حالا نمیدونم تو آزمایش تاثیر میذاره یا نه؟ اگه کسی اطلاعی در این مورد داره لطفا راهنماییم کنید.

    ممنون

    -------------


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مراسم عقد و عروسی (۹۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) پریود، قاعدگی، عادت ماهانه (۳۳ مطلب مشابه) قبل از ازدواج لازم است بدانید (۲۷۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۱۰۲۵۹۷ بازدید توسط ۷۸۲۲۹ نفر
    • سه شنبه ۱۴ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۶

    ممکنه بکارت اونقدر عقب باشه که پزشک نتونه ببینه؟

    سلام

    دختری هستم حدودا بیست ساله، من تا به حال اصلا و به هیچ وجه رابطه جنسی نداشتم، اما چند ماه پیش برای چک آپ و چند تا مشکل زنانه رفتم پیش پزشک زنان، موقع معاینه پزشکم ازم پرسید که آیا رابطه جنسی داشتی تا حالا یا نه؟ بعد هم گفت که پرده بکارتت رو نمی بینم، اما بعدش که دقیق تر معاینه کرد، ازش پرسیدم آیا بکارتم مشکلی داره؟گفت فعلا که مشکلی نیست.

    ولی من حقیقتا خیلی ترسیدم، می خواستم ببینم ممکنه بکارت اونقدر عقب باشه که پزشک نتونه به راحتی ببینه؟ یا اینکه ممکنه بکارت به جز رابطه جنسی،جور دیگه ای از بین بره؟

    راستش منظور پزشکم رو از اینکه گفت فعلا مشکلی نیست متوجه نشدم.

    لطفا اگر اطلاعاتی دارید راهنماییم کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) پرده بکارت (۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۲۲۱۱ بازدید توسط ۱۸۹۰ نفر
    • دوشنبه ۱۳ بهمن ۹۳ - ۱۸:۵۷

    میشه هنوزم بهم بگن دختر پاک ؟

    سلام خواهش میکنم راهنماییم کنید

    من همه چیزو اینجا راست حسینی میگم شما قضاوت کنید که من چجور دختریم و آقایون و خانوما بگن در مورد همچین دختری چه قضاوتی دارن؟ من اینو به شوهر آینده م نمیگم که ذهنشو درگیر یه چیز مسخره کنم اما پسرای اینجا که اینو میدونن حاضرن همچین کسی شریک زندگیشون باشه؟ من همیشه آرزو داشتم شوهر پاکی نصیبم بشه که راه خلاف نرفته باشه در حد خودم باشه آخرش بگید توقعم بالاست؟ میشه هنوزم بهم بگن دختر پاک؟


    من یه دخترم مث خیلی های دیگه 19 سالمه چادری ام تو مدرسه تقریبا همیشه شاگرد اول بودم  با نماز و روزه و قاری قرآن و خدا شاهده روم نمیشه به چشمای نامحرم نگاه کنم خانواده م خیلی مذهبی اند و یعنی بگم تا حدی که جلو بابام جز یکی دو بار سر لخت نبودم تو عمرم!!

    بخدا من عقده ای نیستم فقط یه بار اول دبیرستان بودم (واقعا بنظرم حساس ترین زمانه تنها بودم حتی خونواده م نمیپرسیدن معدل امسالت چنده میگفتن دختر ما زرنگه ) می دیدم دوستام از عشق میگن ههههه من اصن نمیدونستم اینکه دوستام میگن دلم گرفته یعنی چی.

    یادمه خیلی تلقین کردم باید یکیو دوست داشته باشم که پسر همسایه مون توجه مو جلب کرد صبح و شب از پشت بوم میپاییدمش از کوچه رد شه یه بار ببینمش خیلی افسرده بودم شمارشم از گوشی داداشم پیدا کردم و بهش زنگ زدم و فک کردم اشتباه گرفتم و قطع کردم اما بهم اس میداد و فهمیدم خودشه خیلی ترسیدم و ادامه ندادم و یه روز وسوسه شدم شماره شو دادم ب همکلاسیم بحرفه باهاش صداشو بشنوم که دوست نامردم بهش گفته بود من کی ام و بعدش هر چی زنگ زد و اس داد جواب ندادم اما اینم فهمیدم که پسره خیلییییییییی خراب بوده با یکی رابطه داشته و صداشم شنیدم که بی تربیت بود الان از اینجا رفتن

    خلاصه این دفه اول و آخرم بود خریت محض کردم و اصلا اسمش عشق نیست

     الان حتما افراد صفر کیلومتر اعتراض میکنن که خیلی با ما فاصله داری اما من بعدش سراغ هیچ چیزی نرفتم نه چت نه صحبت با نامحرم و.. از پسرا متنفر شدم و خدا خیلی کمکم کرد و از صفر شروع کردم به خوب بودن تا الان

    اینجا مث اتاق اعتراف میمونه کمکم کنید از عذاب وجدان راحت شم خدا خیرتون بده

    پیشاپیش از راهنمایی همه ممنون ام


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۱۹۵۹ بازدید توسط ۱۵۴۷ نفر
    • شنبه ۱۱ بهمن ۹۳ - ۲۲:۳۸

    خونریزی مجدد بعد از اتمام دوره پریود

    من امروز کلی پیاده روی و یه سری مسائل استرس زا داشتم. که آخرش یه دل درد شدید گرفتم که به گریه کردن افتاده بودم. فکر میکردم دل پیچه گرفتم و مربوط به غذایی هست که خوردم ولی دردش شبیه درد زمان پریودم بود. رسیدم خونه دیدم لباس زیرم خونی ...

    نگرانم چون یه هفته پیش از پریود تازه پاک شدم. این اولین باره که یه همچین اتفاقی میافته واسم.(ضمنا مجردم هستم و بیست و خورده ای ساله)

    تا حالا چنین مشکلی پیدا کردین خانوم ها ؟


    مطالب مرتبط:

    به فاصله ی 8 روز دوباره پریود شدم

    خونریزی مجدد بعد از اتمام دوره پریود

    هر ماه سه 3 بار پریود میشم

    علت های سه بار پریود شدن در ماه

    سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 1 )

    سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 2 )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۳۰۲ مطلب مشابه) پریود، قاعدگی، عادت ماهانه (۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۸۵۶۶۱ بازدید توسط ۶۵۱۱۰ نفر
    • شنبه ۱۱ بهمن ۹۳ - ۱۹:۴۸

    دلم واسه خودم میسوزه که از بچگی تا الان تو حسرت بزرگ شدم

    سلام

    میشه بگید اگه جای من بودید چکار میکردید؟

    من یه دخترم . یه دختری که توی وضعیت مالی تقریبا متوسط رو به پایین!!! بزرگ شدم. از خیلی از خواسته هام بخاطر بی پولی گذشتم. ولی راضی ام. خونوادمو قبول دارم. من به حرفای بقیه هیچ اهمیتی نمیدم ولی گاهی واقعا میرن رو اعصاب!

    یه نفر هست که مدام سعی میکنه از زندگی مرفه و راحتی که داره بهم بگه! همش میگه من اینقد پول دارم و اینو خریدم و این دارم و...! نمیدونم مثلا قصدش چیه؟ که دل منو بسوزونه؟ واسه چی این حرفارو بهم میزنه؟ خیلی رو اعصابمه.

    مثلا میخوام یه چیز بخرم بعد میگم پول ندارم. اون شروع میکنه به تعریف که مامانم اینقد بهم پول میده و بابام اینقدو تو بانک اینقد و ...!!! بدبختی اینه که مجبورم تحملش کنم یعنی امکان دوری ازش رو ندارم!

    کافیه در مورد یه موضوع صحبت کنیم، همش الکی بحث میکنه حتی اگه حق با من باشه!!! میخواد بگه که اون از من سرتره یا بیشتر از من میفهمه!!!

    درسته اون تو ناز و نعمت بزرگ شده ولی من نه. اما این دلیل نمیشه که از من بهتره . من مثلش نیستم آره همش تو حسرت بودم همیشه. حتی واسه یه بلوز ساده که خوشم بیاد باید خورد خورد پول جمع کنم تا بتونم بگیرمش! و خیلی چیزای دیگه.

    چرا اون فکر میکنه از من بهتره؟ فقط اون نیست. خیلیای دیگه هم هستن که اینجوری میکنن. فقط واسه اینکه تو رفاه نبودم و مثلشون پولدار نیستم.

    از نظر ظاهری، تعریف از خود نباشه ولی من خیلی خوش اندام تر و خوشگلتر از اونم . با اینکه اون کلی بخودش میرسه و آرایش و ... ولی من هیچ کاری نمیکنم. واقعا چرا؟

    چرا همه از خودشون پیشم تعریف میکنن که دلمو بسوزونن یا بهشون حسودی کنم. اونا میگردن. دور تا دور ایران رو . ولی من هیچ . واسه همین برام کلاس میذارن! چون اونا انواع کلاسا رفتن ولی من هیچ کلاسی نرفتم فقط بخاطر بی پولی!

    دوس ندارم اینجوری باشه. ازشون بدم میاد. دلم واسه خودم میسوزه که از بچگی تا الان تو حسرت بزرگ شدم.

    هنوز یادم نرفته بچگیام حسرت داشتن یه چتر رو داشتم!!! یه چتر! ولی هیچکس برام نخرید! چقدر بدبختم که تو بچگی هم باید همش درک میکردم و خواسته ای نمیکردم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۱)
    • ۲۴۹۲ بازدید توسط ۱۸۹۱ نفر
    • شنبه ۱۱ بهمن ۹۳ - ۰۸:۱۸

    گناه این کنجکاوی من چیه؟

    من در بچگی یعنی 9 سالگی انگشتم داخل کردم به نظرتون امکان پاره شدن پرده بکارت هست؟  من هدفم خودارضایی نبود فقط میخواستم به داخل بدنم راه پیدا کنم گناه این کنجکاوی من چیه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۶۵۷ بازدید توسط ۱۴۱۱ نفر
    • جمعه ۱۰ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۷

    قد مناسب برای دختران و پسران

    قد ، چیزی که خود ما چندان نقشی در اندازه ی اون نداریم ، امکان تغییر اون هم به این راحتی ها امکان پذیر نیست . منتهی این "قد" شده دغدغه ای بعضی از دختران و پسران ، شده ابزار فخر فروشی عده ای و مایه سرشکستگی یه عده دیگه.
    در این پست بیایم این طرز فکر رو اصلاح کنیم ...

    مطالب مرتبط :

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۵ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۹ مطلب مشابه) فرهنگ سازی (۵۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۰)
    • ۳۶۴۲ بازدید توسط ۳۱۴۵ نفر
    • يكشنبه ۵ بهمن ۹۳ - ۲۳:۵۴

    چند سوال در مورد احتلام اقایان

    چند تا سوال دارم که فکرمو مشغول کرده :

    1- اقا پسرا موقع محتلم شدن ایا چهره دختر مورد نظر رو تو خواب میبینن؟؟ یعنی ممکنه دختر روبشناسن؟ اگه اره اونوقت دیدشون نسبت به اون دختر عوض نمیشه؟

    2- میل جنسیشون بعد احتلام پایین میاد؟

    3- مرد زن دار هم میشه اینطور؟

    4- خجالت نمیکشن صبحها که حمام میرن؟ مخصوصا اگه چند شب پشت هم بشن؟ ممنون



    مرتبط:

    اغلب خواب همجنسم رو می بینم و محتلم میشم

    چرا مثل سابق محتلم نمیشم ؟

    محتلم نشدن در 18 سالگی بدون انجام خودارضایی

    تجربیات شما در مورد دعای محتلم نشدن

    روش شستن آثار به جا مانده از احتلام

    در هر بار احتلام چقدر منی خارج میشه ؟

    احتلام در خواب چیه ؟

    دو سوال خاص در مورد احتلام

    احتلام در خانم ها



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۹۸۸۹ بازدید توسط ۷۵۶۴ نفر
    • يكشنبه ۵ بهمن ۹۳ - ۱۴:۲۴

    بدون محتوا 2563

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) مسائل اجتماعی روز جامعه (۵۳۹ مطلب مشابه) مسائل زنان (۱۷۲ مطلب مشابه) مطالب محسن نجفی (۱۴۷ مطلب مشابه)

    • ۱۳۴۱ بازدید توسط ۱۱۲۳ نفر
    • يكشنبه ۵ بهمن ۹۳ - ۰۱:۱۷

    علت جوش دردناک در ناحیه آلت تناسلی زن ها چیه ؟

    سلام

    علت جوش دردناک در ناحیه آلت تناسلی زن ها چیه ؟ آیا طبیعیه گاهى بوجود بیاد ؟ در ضمن به ندرت ایجاد میشد ولى تو ماه اخیر یه کم بیشتر این قضیه رو تو خودم میبینم ، و بی نهایت بهداشت شخصی رو رعایت میکنم ... 

    -------------

    اگر با مطالعه بخش نظرات جواب سوال تان را پیدا نکردید ، از پست زیر بازدید بفرمائید .

    --------------

    پست بروز شده ( 24 اردیبهشت 97 ) : بحث در مورد علل ایجاد جوش در ناحیه تناسلی خانم ها و راه درمان آن

    در مطلب بالا قرار است در مورد مسائل زیر بحث شود :
    جوش تناسلی در دختر مجرد ، جوش روی کلیتوریس ، جوش سر سفید در ناحیه تناسلی زنان ، جوش دردناک در ناحیه تناسلی


    پیشنهاد :

    تجربیات شما در مورد رفع منافذ جای جوش روی صورت

    بهترین روش برای از بین بردن جای جوش و خال چیه؟

    تجربیات شما در مورد رفع منافذ جای جوش روی صورت

    برای داشتن پوستی صاف و بدون جوش چه باید کرد ؟

    رفع جوش های روی بازومو و تیرگی آرنج و زانو

    تجربیات شما در مورد رفع تیرگی بدن و برداشتن خال صورت


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) مسائل زنان (۱۷۲ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۳۰۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۰)
    • ۲۴۵۸۴۳ بازدید توسط ۱۹۰۱۲۰ نفر
    • جمعه ۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۱۰

    ناخودآگاه از مردها می ترسم

    سلام

    من تازگی ها متوجه شدم که توی ضمیر ناخود آگاهم از مردها می ترسم.

    مثلا چند شب پیش که یکی از فامیلا پیشم خوابیده بود و خروپف می کرد من با وحشت از خواب پریدم و فکر کردم ی مرده که کنارم داره خروپف می کنه.

    یا مثلا وقتی سر صبح پتو از روم جابجا میشه و پدرم پتو رو ورم میندازه با وحشت بیدار میشم و قلبم تندتند میزنه.در صورتی که با مادرم اینطوری نیستم.

    بنظرتون این مشکل محسوب میشه؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۶۲۵ بازدید توسط ۱۳۲۸ نفر
    • پنجشنبه ۲ بهمن ۹۳ - ۲۲:۱۳

    بدون محتوا 503

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۵ مطلب مشابه) پرده بکارت (۳۳ مطلب مشابه)

    • ۱۷۸۲ بازدید توسط ۱۴۹۱ نفر
    • پنجشنبه ۲ بهمن ۹۳ - ۲۲:۱۰

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی قصد ازدواج اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب افسردگی دختر چادری عشق یک طرفه استرس زندگی مشترک شکست عشقی مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری شناخت خواستگار پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران دوستی با جنس مخالف آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری نیاز عاطفی قانون جذب از زبان شفق وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم ابراز علاقه فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها چراغ سبز به جنس مخالف درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم عشق یک طرفه به پسر دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو قصد ازدواج بدون داشتن امکانات استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور ازدواج دانشجویی دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس رشته حقوق قد خواستگار ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی شناخت خانم ها