خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
مراقبت های لازم در پیاده روی اربعین برای کسی که عمل قلب باز داشته (۱۱۹۲ بازدید توسط ۴۱۵ نفر)
پیاده روی اربعین دانشجویی (۷۹۹ بازدید توسط ۴۳۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۷۱ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۶۶۷ بازدید توسط ۴۶۹ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۱۰۰۹ بازدید توسط ۶۸۱ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۱۰۹۱ بازدید توسط ۷۵۰ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۹۵۶ بازدید توسط ۶۰۵ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۹ بازدید توسط ۶۱۹ نفر)
درخواست اطلاعات در مورد پیاده روی اربعین 98 (۱۰۶۱ بازدید توسط ۸۵۲ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۱۴۷ بازدید توسط ۶۹۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۹۵۹ بازدید توسط ۲۹۷۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۹۸۲ بازدید توسط ۱۳۳۳ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۵۷۱ بازدید توسط ۱۰۲۰ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۶۳۲ بازدید توسط ۳۶۸۸ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۹۴۹ بازدید توسط ۶۱۹ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۷۸۸۸ بازدید توسط ۴۷۱۴ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۳۳۰ بازدید توسط ۹۴۴ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۶۵۴ بازدید توسط ۱۰۶۰ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۱۵ بازدید توسط ۶۹۷ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۵۶۴ بازدید توسط ۱۹۰۵ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۵۶۷ بازدید توسط ۴۷۱ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۸۳ بازدید توسط ۳۰۹ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۴۳۰ بازدید توسط ۱۱۴۰ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۹۳ بازدید توسط ۹۹۴ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۴۴۸ بازدید توسط ۱۰۹۳ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۵۵۱۶ بازدید توسط ۹۷۴۱ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۰۶ بازدید توسط ۱۰۶۲ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۸۸۲ بازدید توسط ۲۸۷۵ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۲۸۹ بازدید توسط ۳۲۴۱ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۱۶ بازدید توسط ۱۰۷۷ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۴۲۱ بازدید توسط ۱۸۹۴ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۳۶۶ بازدید توسط ۱۰۵۹ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۹۳ بازدید توسط ۴۱۷۲ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۹۰۳ بازدید توسط ۳۳۸۴ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۰۵۵ بازدید توسط ۶۴۸۵ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۱۱۹ بازدید توسط ۳۹۳۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۵۷۴ بازدید توسط ۲۳۸۹ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۲۳۷ بازدید توسط ۱۰۵۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۴۵۰ بازدید توسط ۴۶۹۶ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۰۶۳ بازدید توسط ۸۵۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۱۲۵ بازدید توسط ۹۶۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۳۵۹ بازدید توسط ۱۸۴۱ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۷۵۳ بازدید توسط ۶۴۲ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۰۴۵ بازدید توسط ۲۲۵۳ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۸۶۰ بازدید توسط ۲۰۷۳ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۲۲ بازدید توسط ۱۵۸۰ نفر)
التماس دعا (۸۷۶۴ بازدید توسط ۷۰۰۴ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۹۶ بازدید توسط ۶۸۲ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۹۷ بازدید توسط ۱۰۹۹ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۲۲۹ بازدید توسط ۱۰۶۸ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۸۹۴ بازدید توسط ۲۲۰۲ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۴۶۲ بازدید توسط ۱۱۳۳ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۳۶۱ بازدید توسط ۱۱۶۱ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۰۸۴ بازدید توسط ۲۵۳۰ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۵۲۱ بازدید توسط ۲۷۸۸ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۷۷۹ بازدید توسط ۷۵۴۱ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۹۷۳ بازدید توسط ۱۸۰۷۸ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۹۳۴ بازدید توسط ۱۳۴۸۴ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۵۰۷۶ بازدید توسط ۳۸۶۷ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۴۹۵۹ نمایش) - (۲۱۹ نظر)
صفحه شخصی 🌍ساناز🌏 (۵۰۹ نمایش) - (۵۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۵۴۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی berelian (۳۳۶ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۱۹۹۳ نمایش) - (۱۴۱ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۳۵۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۰۵ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۵۵۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۲۳۶ نمایش) - (۵۳۶ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۳۳۲۰ نمایش) - (۲۶۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۵۶۳۸ نمایش) - (۱۷۹ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۱۶۷ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۸۵۰ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۸۰۶ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۵۳۹ نمایش) - (۳۷۱ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۱۳۳ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۷۸۶ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۷۸۰ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۱۶۶ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۵۴۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۰۶۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۲۲۶ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۴۰۹ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۱۵۷ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۱۷ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۶۴۰ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۲۱۵ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۵۳۴ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۱۶۰ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۹۶۶ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۸۴۶ نمایش) - (۳۷۷ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۲۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۳۹۲ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۱۳۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۴۴۴ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۱۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۴۰۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۰۱۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۹۷۳ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۲۴۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۶۸ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۳۸۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۵۵۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۴۳۹۹ نمایش) - (۴۱۹ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۱۱ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۴۵۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۳۳۴ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۴۶۴ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۴۹۵ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۴۲۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۰۸۰ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۷۲۸ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۸۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۶۶۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۲۴۱ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۸۳ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۵۲۵ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۷۲۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۹۱۵ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۸۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۲۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۲۳ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۷۵۵ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۸۳۹ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۹۳ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۹۵۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۱۵۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۹۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۰۷۴ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۴۶۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۹۴۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۱۳۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۳۶۴ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۶۳۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۲۵۵ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۳۳۶ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۰۸ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۴۶۹ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۲۲۱ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۴۱۹ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۳۸۳ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۱۵۱ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۳۲۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۰۶۳ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۳۳۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۵۴۹ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۱۶۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۴۲۲ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۲۷۳ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۲۴۱ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۰۴۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۶۹ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۹۱ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۱۱ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۴۳۳ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۲۲۳ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۲۰ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۰۷۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۱۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۹۳۱ نمایش) - (۵ نظر)

۲۳۰۴ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

دختران وسیله ای برای حفظ آبروی خانواده

یه سوال چرا تو بعضی از شهرا دخترا یه وسیله برای حفظ آبروی خانواده هستن؟
ما یه خانواده ی 4 نفره ایم من دخترم 22 سالمه و برادرم 30 سالشه هر دو مجردیم خودم کلا آدمیم که اهل بیرون رفتن نیستم یعنی تا دلیلی نباشه حوصله ندارم الکی برم تو خیابونا
راستش عصر که میشه پدرم میره بیرون بعدش مادرم بعدشم برادرم رابطم با هر سه تاییشون خوبه اما اکثرا تنها می مونم توی خونه، یه سری خیلی وقت بود بیرون نرفتم گفتم میخوام برم بیرون خرید دارم برادرم گفت خوب نیست دختر بیرون زیاد !!بهتر هفته ای دو بار اونم با ماشین برو نمیدنم چرا این حرف زد ؟

البته نه اینکه اجبار کنه کاری نداره ولی بحثم سر یه سری افکار پوسیدست که بین بعضی از افراد جامعه جا افتاده دخترا تا مجردن باید زیاد بیرون نرن که نگن این دختر خیلی تو خیابونا ولوو هستش که احیانا چند نفر افتخار بدن بیان خواستگاری ،بعد ازدواج بازم مردا معمولا دوست ندارن که همسرشون خیلی تنها بیرون بره
با خودم فکر می کنم من نوعی به دنیا اومدم تا حواسم باش تو خونه بشینم مبادا کسی به خانوادم سرکوفت بزنه که دخترتون اینجوریه یا اونجوری حرفای صد من یه غاز ،بعد با یاری خدا تازه اگه شوهرم آدم خوبی باشه بازم اجازه ی این که یه وقتایی رو بخوام تنها بیرون باشم آیا بده یا نه؟ واقعا حق یه دختر از زندگی اینه؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۸۲۰ بازدید توسط ۶۹۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۵

    حس میکنم سهمم یه پسر پاک و سالمه

    دختری حدود 20 ساله هستم
    تا این سن که رسیدم همه وقتم با درس خوندن پر شده ...
    از نظر اعتقادی با خدا رابطه خیلی خوبی دارم ،اما بعضی مواقع نمازم قضا میشه،چادریم و از حجابم راضیم
    در کل میشه گفت دختریم که اهل دوست پسرو همچین رابطه هایی نیستم هیچ عکس یا فیلم تحریک کننده ای هم نمیبینم،
    خواستگار زیاد دارم ولی پسری که از نظرم پاک  و مقید باشه تا حالا ندیدم...
    با وجود همه فشاری که روم هست تا حالا حتی با یه پسر نامحرم حتی شوخی کوچیکم نکردم واسه همین حس میکنم سهمم یه پسر پاک و سالمه ..


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۹ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۹۴۸ بازدید توسط ۱۵۱۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۰

    "حریم شخصیم" حفظ نمیشه به عنوان یه دختر نوجوون

    سلام..
    من دو تا مشکل دارم...
    من از بچگی توی خانواده ی معتدلی بزرگ شدم! نه اونجور مذهبی و سفت و سخت که محدودیت داشته باشم... و نه اونجوری باز که هر موقع برو هر موقع بیا و اونجوریا.
    ولی در کل خانواده م به اصول مذهبی اعتقاد دارن. مثلا من ته آرایشم برق ناخن یا برق لبه بیرون از خونه که با چادرم و موهام هم بیرون نیستن.
    من به خاطر شرایطی هیچ وقت اتاق جدا نداشتم. اصلا فکر نمیکنم پدر مادرم با هم رابطه هم داشته باشن!! از بچگی تو یه اتاقیم.
     من هیچ جوره هم نمیتونم اتاقمو عوض کنم و سر این قضیه خیلی با مامانم دعوام شده ولی به خاطر یه موضوعی اتاقی نیست که من بخوام داشته باشمش!!
    حالا من جام دقیقا پایین پدرمه!
    من یه دختر دبیرستانیم. فیلم خیلی زیاد میبینم. یه وقتایی یه صحنه هایی داره مثل بغل و بوسه حتی خودمم گاهی صفحه رو میزنم پایین که نبینم. حتی مامانم هم میدونه و یه دفعه ازم خواسته بود براش ی قسمت از فیلم خارجی مورد علاقه شو بذارم ببینه میدونه همچین چیزایی هست.
    ولی جلو بابام خجالت میکشم.. همش باید وقتی کنارمه دستمو بذارم رو موس حواسم باشه! اصلا این هیچی.. من فیلم هم که نبینم، یه وقت تو یه سایت میرم، یهو تبلیغ میاد بالا با دو تا عکس و عنوان نیاز جنسی یا از این جور موارد ناخواسته :l
    اصن یعنی رو اعصابه.. وقتی که کاری نداره همش به لپ تاپ من خیره میشه.
    یه وقتا لپ تاپو اون وری میذارم که نبینه ولی گردنم درد میگیره بعد یه مدت! حتی قبلنم بهش گفته بودم دوست ندارم هی به لپ تاپ من خیره میشی. ولی بازم احساس میکنم میبینه ( هر چند صداش تو هدفونمه)...
    اینجوری مجبورم فقط وقتی نیست فیلم نگاه کنم یا نصفه شبا! حتی اگه فیلمه حتی صحنه ی دست دادن دو تا جنس مخالف با همو هم نداشته باشه!
    اصلا این به کنار.. لطفا به هیچ وجه نگین اتاقمو جدا کنم. تا حالا بارها تلاش کردم ولی نشده و امکانش نیست، پس لطفا نگین.
    مشکل اصلی من اینه که اصلا من صفحه معمولیم که وا میکنم یا حتی همین سایت، معذبم چون تصویرها و نوشته های درشت رو از این فاصله میتونه بخونه ( حتی یه دفعه داشتم فیلم نگاه میکردم راجع بهش یه چیزی گفت ).  هر چند خیلی دوسش دارم ولی احساس میکنم "حریم شخصیم" حفظ نمیشه به عنوان یه دختر نوجوون...

    یا وقتی میرم پارک. درسته از لحاظ افرادی مثل ما بعضی پارک ها محیط بدی باشن، ولی من دوست دارم برم پارک!! تاحالا هم فقط و فقط به بهونه ی کار کردن درس با دوستام رفتم و واقعا هم باهاشون کار کردم.
    کتابخونه ی پارک هم داره بسته میشه. و من که تازه داشتم شروع میکردم خودم تنهایی با دوستام برم پارک حالا هیچ بهونه ای ندارم. خوب منم ادمم.. به خاطر یه مشکلی ک مادرم داره هم من نمیتونم خونه دوستام برم یا اونا -یا هیچ مهمون دیگه ای- خونه ی ما بیان!
    بعد ب من میگن چقدر سر اینترنتی... خوب منم ادمم.. دلم میخواد با 4 تا از دوستام رفت و امد داشته باشم..
    تازه من که 1-2 سال دیگه میخوام برم دانشگاه و هیچ جا بلد نیستم خودم تنهایی برم.....
    .............
    و یه مشکل کاملا مسخره هم این که..
    من کلا از لحاظ صدا و چهره تقریبا 4-5 سال کوچیک تر از سنم به نظر میرسم.
    در ارتباطم با دوستای صمیمی گاهی اوقات و در رابطه با خونواده م بیشتر اوقات باهاشون بچه گونه حرف میزنم و کلا دنیای بچگی رو دوست دارم.. ولی دوست ندارم باهام بچه گونه رفتار بشه. دوست دارم جلوی بقیه دختر بامزه و دوست داشتنی به نظر بیام. در عین حال جلوی بقیه دوستام و معلما و... درست رفتار میکنم، طوری ک همیشه ازم تعریف میکنن.
    ولی تو خانواده خیلی عصبی میشم..  ی وقتا بابام میخواد صدام کنه لجم میگیره.. عین بچه های 2 ساله یا این که گربه صدا کنه، میگه پیش پیش.!! متنفرم از حرکت های اینجوری...
    انگار نمیخوان متوجه بشن که من دارم بزرگ میشم...
    یا حتی رفتار مشابه این حرکت رو بابام تو تاکسی جلوی راننده و یه آقای دیگه انجام داد.. خوب آدم خجالت میکشه... اگه بهش بگم ممکنه دیگه این رفتارو انجام نده. ولی به نظرتون چیکار کنم تا خودش هم قلبا باور کنه من دیگه بزرگ شدم؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۷۳۲ بازدید توسط ۶۲۳ نفر
    • چهارشنبه ۲۷ خرداد ۹۴ - ۱۶:۳۰

    چیکار کنم که فشار روحی کمتری داشته باشم و انقدر تنهایی آزارم نده

    سلام

    من دختر آروم و ساده و بی آلایشی ام در واقع یعنی چه در برخورد با نزدیکان چه با غریبه ها خودمم نقش بازی نمیکنم و دروغ نمیگم و هم رفتار و هم گفتارم صادقانه است و بی شیله و پیله حرفام رو میزنم.

    اینجا هم میگم من عاشق شدم و این عشق رو کم کم پیدا کردم نه یه باره بلکه به مرور . من عاشق منش و رفتار یکی ازهمکارانم شدم و به تبع طرف مقابلم هم منو دوس داشت و قصد داشتیم ازدواج کنیم .

    این که میگم عاشق بودیم حتی یک بار هم در این یک سال حتی انگشت ما به هم نخورد فقط تنها مسئله ای که ما به هم نرسیدیم مخالفت خانواده ایشون و در واقع مادرشون با ازدواج ما بود .

    ایشون بسیار آدم با شخصیت و متینی بودند و ما تمام این یک سال رو صبر کردیم اما خانوادشون راضی نشدن .

    خلاصه ایشون بعد یه مدت به اجبار خانواده ازدواج کردن. بماند که به من فوق العاده سخت گذشت. در هر صورت من دختری نبودم و نیستم که اهل دوست بازی و این حرفا باشم که وابستگیهایی که بوجود میاد اونم بدون هیچ نتیجه ای که جز افسردگی ( اگه وصال نباشه که من تجربش رو نه بصورت دوستی بلکه به قصد ازدواج داشتم که قسمت من نبود و شاید در صلاح من نبود نمیدونم ) حالا این دختر به شدت احساس تنهایی میکنه هیچ وقت هم حاضر نیستم دوباره رابطه ای رو شروع کنم که شکست و وابستگی توش باشه .

    هر چند که در سن من تنهایی و نبود همدم واقعا آزار دهنده  ترین مرحله از زندگیه. نیاز به همدم اونم کسی که واقعا از هر جهت بتونی باهاش بسازی باعث دلخوشی و دلگرمی یه دختر میشه تا بتونه توی زندگیش موفق باشه .

    البته من الان نه خواستگار مناسبی که بپسندمش دارم و نه دیگه در سنی هستم که خواستگارهای جور واجور داشته باشم حالا من موندم تنهایی. به نظر شما چیکار کنم که فشار روحی کمتری داشته باشم و انقد تنهایی آزارم نده


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۲۰۸۱ بازدید توسط ۱۵۹۲ نفر
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۳

    تجربیات شما در مورد لامینت دندان ها

    سلام...

    من دختری ١٩ ساله هستم... به خاطر دندون هام به والله افسردگی گرفتم... تو رو خدا هر کس میدونه جوابم رو بده... من دو تا از دندون های جلوییم از بقیه یه کم جلوترن و صاف خیلی نیستن ...

    ولی بقیه دندون هام همه شون صاف هستن... از ارتودنسی متنفرم، واقعا نمیتونم تحملش کنم... واسه همین میخوام بدونم کدوم از دوستان لامینت کرده ؟ راضیه ؟ هزینه ش چقدر شد؟ 

    مرسی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۳۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۶۰۸۲ بازدید توسط ۴۱۶۵ نفر
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۱:۵۰

    جای من باشید چکار میکنید ؟

    سلام خدایا شکرت واسه داده و نداده ات
    ی دختر 28 ساله با سه تا خواهر 26 , 23 و 21 ساله و دو برادر که یکیش معلوله مادرزادی نیست و یکیشونم 35 ساله . همه مجرد بجز برادر بزرگم که با داشتن یه بچه تو یه اتاق زندگی میکنن و هممون تو خونه صد متری .

    خیلی دلمون از داداش بزرگم پره پدر پیرم کارگره بخدا که باورتون بشه واسه دو روز بیست هزار تومن، میدونید چقد سخته ۱۲ ماه سال و با لباس زیر و دامن و زیرشلواری و روسری پوشیدن که اونم موقع پریودی تو گرمای تابستون بو گندت خودتو هلاک کنه یعنی چی؟

    میدونید بیشتر وقتا از گشنگی و قاروقور روده هاتون روسری به کمرت ببندی و انقد خودت و خواهرات رو به شکم بخوابید که دیگه شکل جهنمیا خوابتون ببره یعنی چی؟ میدونید همیشه برادرت بگه کفشاتونو قایم کنید که کسی اگه میاد خونمون نفهمه دختر زیاد داریم یعنی چی؟

    میدونید مهمونی که زیادن میریم اگرم بریم همیشه میگه نمیخواد دخترا بیان الان همه میگن آهان دختراشونو آوردن که نشون بدن و بگن میخوایم شوهرشون بدیم.

    تازه ما که چهار تامون نمیخواستیم بریم هر مهمونی نوبتی یکیمون میخواستیم بریم یعنی چی؟ میدونید چند ساله آرزو به دلم مونده یه نماز شب بخونم چون چند بار خدا خواست نصف شب بیدار شدم نماز بخونم چون از بدبختیه من بابام میخواست بره پیش مادرم بخوابه و من بدشانسو که دید بیدارم ، و خدا میدونه که خودم چقدر عذاب کشیدم و میکشم چه شبهایی که گوشامو میگیرم و معذرت میخوام ازتون میگم الانه که خودمو خیس کنم انقد دسشویی لازمم و تحمل میکنم که خدای نکرده چیزی نبینم ، خیلی سخته خیلییییی .....

    بابام ازم متنفره ولی پدرمه من دوسش دارم و همش میترسم یه روز تنها باشم تو خونه حتما منو میکشه چون مزاحم پدر مادرمم تو خونه ، مدرسه و دانشگاه دولتی شاگرد اول و بچه مثبت بودیم مشکل جنسی و اخلاقی هم نداشتیم بد لباس و بی حجاب هم نبودیم مرتب و متانت و حیا و ایمان و... رو سعی کردیم رعایت کنیم .

    درسته فقر مادی داشتیم ولی سعی کردیم انسان باشیم دیگه از خودم خجالت میکشم که خرج نون و آبی هم که میخورم بابامو اذیت میکنه خجالت میکشم که بخاطر فقر مالی خانوادم خواستگار برام نمیاد و جلو خواهرامو گرفتم که کسی هم واسه اونا نیاد اونام ندارن .

    مگه روایت نداریم هر کی دختر بیشتر داره رحمت خدا برا اون خونه بیشتره ؟ پس خدایا شکرت رحمتت کو؟ میگن احترام پدر و مادر ، نماز اول وقت ، قرآن خوندن و اطاعت از فرامین الهی و... دیگه چکار کنیم؟

    الانم با گوشی دوستم که مث خواهر برام عزیزه دارم ازتون کمک میخوام . دیگه نمیکشیم این زندگی خفمون کرده توان نداریم هر کاری میکنی همش باید صبر کنی صبر،صبر،صبر خدایا دیگه چقد؟

    الان میگید حتما خداوند به اندازه توانتون ازتون تکلیف خواسته، میدونم خیلیا از ما شرایط بدتری دارن فقط دیگه به بن بست رسیدیم دعا کنید برامون برادرمم اکثرا بیکاره نمیتونیم و نمیخوایم بی احترامی کرده باشیم میترسیم بلایی سرخودش بیاره، سکوت در برابر مردهای خونه جز واجبات ماست.

    کار هم برا ما دخترا هم نیست و شدنی نیست برامون التماس دعا دعا دعا، خیلی چیزا تو دلم مونده دیگه روم نمیشه بگم شرمنده تونم خیلی زیاد بود بخدا بخیل نیستم، گدا گشنه نیستیم ، از دارندگی و خوشی دیگران لذت میبریم فقط خودمون داغونیم داغون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۵)
    • ۲۹۲۸ بازدید توسط ۲۳۰۷ نفر
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۶

    عاشق پسری دخترباز هوسباز شدم

    سلام. من یه دختر هفده هجده سالم که تا این سن به هیچ پسری دل نبسته بودم . ولی چندوقت پیش با یه پسری آشنا شده بودم که 25 سالش بود. من یکم بیشتر از سنم نشون میدم. واسه همین فکر کرد 21 سالم باشه! این آقا به شدت آدم بوالهوسیه! خودشم اعتراف میکنه. ولی خوشتیپم هست. من خودم خوشگلم و پسر خوشتیپ واسم کم نیس. ولی نمیدونم چرا این پسره رفته توقلبم. ازم درخواست های بد کرد وقتی بهش نه گفتم ولم کرد.
    الان نزدیک یکسال گذشته ولی نتونستم فراموشش کنم. میدونم از اون پسرای دختربازه . ولی دوسش دارم. به نظرتون چیکار کنم؟
    اون دوسم نداره. ولی من عاشقش شدم. هیچ پسری غیر اون نظرمو جلب نمیکنه . با اینکه یکساله ازش بی خبرم و فقط تو فیسبوک جزو دوستامه . به نظرتون من با این عشق به یه آدم دخترباز هوس باز چیکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۹)
    • ۵۶۹۶ بازدید توسط ۴۱۳۹ نفر
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۱:۰۱

    بدون محتوا 569

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

    • ۱۸۶۳ بازدید توسط ۱۵۶۱ نفر
    • سه شنبه ۲۶ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۵

    تجربیات شما در مورد درمان واریس با لیزر

    سلام

    من دخترى 22 ساله هستم و مبتلا به واریس خیلى خفیف هستم در حدى که شاید در دید اول کسى متوجه این موضوع در من نشه ولى چون واریس در خانواده ما ارثى هست و مادر مادربزرگم واریس تار عنکبوتى دارند به احتمال زیاد واریس من هر روز بدتر و بدتر میشه.

    من شنیدم واریس درمان هم داره درمان از طریق لیزر و درمان از طریق اسکلروزان یا رگ خشک کن.

    مى خواستم بدونم شما در این زمینه اطلاع دارید که کدوم روش بهتر جواب مى ده براى رگ هاى خیلى ریز ,اگه در این زمینه اطلاع دارید خوشحال مىشم راهنماییم کنید.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۳۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۶۳۹ بازدید توسط ۱۲۴۱ نفر
    • دوشنبه ۲۵ خرداد ۹۴ - ۲۲:۰۰

    پرای پخت غذاهایی که نیاز به فر داره چه دستگاهی مناسب تره ؟

    سلام
    راستش من یه وسیله ای میخوام که بشه باهاش کیک و شیرینی و پیتزا و بعضی غذاها که نیاز به فر داره رو بپزم . شنیدم سولاردم نسبت به ماکروفر ضررش کمتر هست درسته یا نه ؟

    پاسخ از کاربر " پسر بارونی " :

    سلام
    خدمتتون عرض کنم نظر من رو اگر بخواهید (صرفا نظر من اینکه) هر دو مکمل هم هستند البته به معنی این نیست که خدای نکرده این پاسخ باعث بشه شما مثلا اگه نیاز ندارید توی خرج اضافه بیفتید اما صرفا از دیدگاه یک فردی که تجربه کار با هردو رو دارم خدمتتون عرض میکنم ...بزارید مثال بزنم تا قضیه بیشتر روشن بشه

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) آشپزخانه خانواده برتر (۴۴ مطلب مشابه) مسائل زنان (۱۶۶ مطلب مشابه) مطالب کاربران (۷۶۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۰)
    • ۱۰۹۳ بازدید توسط ۹۵۸ نفر
    • دوشنبه ۲۵ خرداد ۹۴ - ۲۱:۱۵

    تجربیات شما در مورد رفع موهای زائد با روش دکلره

    ﺳﻼﻡ

    ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﻓﻊ ﻣﻮﻫﺎﯼ ﺯﺍﺋﺪ ﺑﺪﻥ ﺑﺎ ﺭﻭﺵ ﺩﮐﻠﺮﻩ ، ﻣﯿﺸﻪ ﺍﻭﻧﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﮕﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺵ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ . ﻭ ﺍﺯ ﺩﮐﻠﺮﻩ ﻣﯽ ﺷﻪ ﺭﻭﯼ ﭘﺎﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﺮﺩ ؟

    ﻟﻄﻔﺎ ﺍﮔﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﯾﮏ ﻣﺎﺭﮎ ﺧﻮﺏ ﺍﺵ ﺭﻭ ﻣﻌﺮﻓﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺍﺵ ﻭ ﻃﺮﺯ ﺗﻬﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﮕﯿﺪ .


    برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد رفع موهای زائد از مطالب زیر بازدید بفرمائید :

    موم انداختن در ناحیه شرمگاهی زنان منجر به سرطان میشه ؟!

    از چه روش موزدایی برای نواحی خاص استفاده می کنید؟

    راهنمایی در مورد بهداشت و زدودن موهای داخل لبه های آ. ت. زنانه

    از چه روشی برای مو زدایی ناحیه تناسلی استفاده کنم

    تجربیات شما در مورد استفاده از روغن مورچه برای رفع موهای زائد

    ساده ترین روش های مو زدایی به غیر از ژیلت و پودر برای خانم ها

    تجربیات شما در مورد حذف موهای زائد با خمیر زردچوبه

    استفاده از جوشانده نعنا برای موهای زائد

    آیا واجبی می تونه کلا موهای زائد رو از بین ببره ؟

    درخواست راهنمایی در مورد استفاده از موم برای رفع موهای زائد

    درخواست آموزش کامل رفع موهای زائد

    آموزش سایر روش های موزدائی :

    انواع روش های موزدایی

    آموزش موزدایی با بند زدن

    آموزش موزدایی با استفاده از مو کن یا منقاش

    آموزش موزدایی با وکس کردن

    آموزش موزدایی با کندن مو با اپی لیدی

    آموزش موزدایی با لیزر و الکترولیز

    آموزش موزدایی با دپیلاسیون ها


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) تجربیات پزشکی (۳۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۳۹۸۶ بازدید توسط ۳۵۰۶ نفر
    • دوشنبه ۲۵ خرداد ۹۴ - ۲۱:۰۴

    در برابر برخوردهای زیادی خوبشون چه واکنشی نشون بدم؟

    سلام
    همیشه شنیدیم که خانوما باید در برخورد با نامحرم حجاب رو رعایت کنن، با عشوه حرف نزنن، شوخی نکنن، سنگین و با وقار باشن و ...
    آقایون چی؟
    دو تا از اساتید مرد دانشگاهمون که خیلی هم باهاشون بخاطر کارای درسی در ارتباطیم، بشدت با محبت برخورد میکنن. هر دو هم زن دارند یکی سنش بالاست و یکی جوونه. شاید واقعا قصدی ندارند و چون میبینند که من دختر ساده و محجبه و با حیا و چادری (تعریف از خود نباشه) هستم، باهام راحتن . . . 
    ولی من واقعا اذیت میشم. من که ازدواج نکردم و الان در خوابگاه و حتی دور از محبت های پدرانه هستم. واقعا این کارشون درسته؟ یعنی هیچ حدی تو اسلام برای مردا نیست . . .
    خب من میخوام سالم زندگی کنم و با سلامت روان به درسام برسم.
    نمیگم خشک و تند برخورد کنن ولی اینقدر شوخی و محبت زیادی آدم رو حساس میکنه.
    کاش یکی این رو به آقایون بگه!

    رابطه باید با احترام دو طرفه باشه و بدون هیچ گونه ابراز محبتی . . . من اشتباه میکنم؟
    در برابر برخوردهای زیادی خوبشون چه واکنشی نشون بدم؟

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۱۶۲ بازدید توسط ۹۲۵ نفر
    • شنبه ۲۳ خرداد ۹۴ - ۲۱:۴۲

    رحمت خدا شامل حال ما (دهه شصتی ها) شد یا حکمتش یا غضبش!

    سلام
    خواستم نظر دوستای دهه شصتی رو بدونم.
    اینکه رحمت خدا شامل حال ما (دهه شصتی ها) شد یا حکمتش یا غضبش!!
    و اینکه چه اتفاقی تو زندگیشون بیافته خیلی خوشحال میشن؟
    همه میدونین این دهه دختر پسر محدودیتها و سختی های زیادی کشیدین از تولد در زمان جنگ و کمبود همه چی تا رقابت سنگین سر رفتن به دانشگاه و ..تا همین الانم تو قبولی دکترا این رقابت سخت و غصه های الکی ادامه داره.هر روز یه قانون جدید و...
    پسرایی که به دلیل نداشتن پشتوانه مالی پدراشون( به دلیل کمبود ها واوضاع خراب زمان جنگ و مئتها بعد جنگ) مجبوران زندگی رو از صفر شروع کنن و باطبع واسه رسیدن به حداقل داشته ها باید سرمایه اصلی که عمرشون هست رو بدن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۴۳ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳۶)
    • ۳۹۳۲ بازدید توسط ۲۹۲۰ نفر
    • جمعه ۲۲ خرداد ۹۴ - ۲۲:۳۴

    روش های پسران برای فریب دختران در فضای مجازی

    پسرا جواب بدن

    هستن پسرا یا مردایى که به هر شکلى اعتماد و احساسات یک دختر رو در محیط مجازى به حدى تحت تاثیر قرار دادن که دختره عاشقش بشه ، مدتى با هم دوست باشن یا حتى ، درباره ى مسائل جنسى چت کنن .

    من بحثم پسرایی هست که به همین قصد دخترا رو گول مى زنن و موفق میشن . خیلى واضح از روشاتون بگین ، چه جورى شروع مى کنین ؟ و دنبال چى هستین ؟ سرگرمى ؟ چت جنسى ؟ نیتتون دقیقا چیه ؟ و شده دخترى رو به خودتون وابسته کنین و بعد از مدتى که به خواستتون رسیدین ولش کنین و برین سراغ کیس بعدى ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) ارتباط با جنس مخالف (۶۶ مطلب مشابه) امنیت در فضای مجازی (۵۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۲۷۱۷۴ بازدید توسط ۲۱۵۶۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ خرداد ۹۴ - ۲۲:۳۱

    زگیل تناسلی خاص کسانی است که ارتباط نامشروع دارند؟

    با توجه به اطلاعاتی که از اینترنت از زگیل تناسلی به دست آوردم ظاهرا این بیماری خاص کسانی است که ارتباط نامشروع دارند . و چیزی که تازه متوجه شدم آنچه تا به حال به اسم زگیل میشناختیم همه آنها زگیل نیست و بعضیها اسکین تگ است و فرق دارد با زگیل .
    کسی اطلاعاتی در این باره دارد که آیا زگیل تناسلی خاص کسانی است که ارتباط جنسی نامشروع دارند یا خیر؟
    احیانا وجود زگیل در ناحیه آلت تناسلی کسی که به هیچ وجه ارتباط نامشروع نداشته برای چیست ؟ با این وصف همان اسکین تگ است ؟ قطع کردن این زائده عوارضی ممکن است داشته باشد؟

    مرتبط با بیماری های آمیزش جنسی:

    لذت آنی به بهای چه قیمتی؟

    در مورد Genital  warts (زگیل تناسلی)

    چطوری خواستگار رو قانع کنیم که آزمایش ایدز بده؟

    پاسخ به سوالاتی کوتاه در مورد انتقال ایدز و ...

    در مورد بیماری های آمیزشی (Venereal Disease)


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۴۳ مطلب مشابه) مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) اطلاعات عمومی جنسی (۶ مطلب مشابه) مسائل جنسی پسران (۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۶۲۹۸ بازدید توسط ۴۴۰۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ خرداد ۹۴ - ۲۲:۲۱

    آخه گناه من چیه ؟

    سلام برادری دارم که معتاد در واقع معذرت میخوام همه کاره است از طرفی آبروی ما را برده است از طرفی توی خونه من که خواهرشم و مادرم را به بهانه های الکی و حتی بدون بهانه زیر رگبار فحش و کتک قرار میگیریم و انقدر میزنه تا خودش خسته بشه باز شروع میکنه و دوباره  .
    دیگه از دستش آسایش ندارم و تمام بدنم کبود خسته است اصلا حرف شنوی نداره و حتی پدرمم میزنه با چاقو زنجیر و حتی بیل و کلنگ بارها همه مون راکتک زده و به کارهای کثیفش که اعتیاد و هرزگی است ادامه میده .... حق ادامه تحصیل ندارم شدم یه مریض روانی توی خونه و گوش دادن به حرف های عقده ای پدر و مادرم و کتک های اون خسته ام از همه چیز بدم میاد دلم میخواد بمیرم خواهش میکنم بگید چه کنم موقعیت ازدواج اصلا تاحالا نداشتم و فقط کلفت مادرم هستم که از لحاظ روحی و جسمی بدتر از خودم است
    پدرمم دق دل کاراشو تو سر ما در میاره و هر وقت اعتراض کارای برادرمو کردم من و مادرمو به قصد کشت کتک میزنه و همش میگه کاش تو میمردی و به مرگم راضیه مادرمم فقط نفرینم میکنه بمیرم اخه معتقدند اگر من نبودم لااقل نگرانی تو دنیا نداشتند و راحت اونا هم خودکشی میکردند من چه کنم اخه گناه من چیه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۵۵۳ بازدید توسط ۱۲۶۹ نفر
    • پنجشنبه ۲۱ خرداد ۹۴ - ۲۲:۰۱

    یه معتاد اینقدر پست میشه که زنش رو وادار به تن فروشی کنه؟

    سلام دوستان
    چند روزی میشه که یه مسئله ای فکرم رو مشغول کرده واقعا ناراحت شدم هر کاری میکنم از فکرش در نمیام 
    دوستم تویه واتساپ یه کلیپی رو فرستاد برام که مرده زنش رو مجبور به تن فروشی کرده !!! وای خدا یاد زنه میوفتم داغون  میشم! 
    اینقدر فکرم رو مشغول کرده که دارم دیوونه میشم  امتحانام  25 خرداد شروع میشه اما اصلا تمرکز ندارم تا میشینم روی درس چهره ی زنه میاد جلو چشمم همش یه سوال تویه ذهنم  رژه میره ، چرا؟یعنی یه معتاد اینقدر پست میشه که زنش رو وادار به این کار کنه؟
    دلم برای همجنس های خودم میسوزه بعضی هاشون واقعا شرایط خوبی ندارن و من نمیدونم چطور میتونم بهشون کمک کنم !
    این موضوع کم فکر رو مشغول نکرده بود که اون پستی که خانومه نوشته بود چیکار کنم شوهرم دوسم داشته باشه هم اضافه شد ،شد قوز بالاقوز !
    واقعا نمیدونم چیکار کنم از فکرشون خارج بشم ! هعیییییی میخواستم  به چیزی خطاب به آقایون بگم که ... اما پشیمون شدم چون میدونم بگم مورد لطف دوستان قرار میگیرم پس چیزی نمیگم اما میخواستم بپرسم شما تو این جور مواقع  که با همچین موردی رو به رو میشید چطور احساساتتون رو کنترل میکنید؟
    به نظرتون من بیش از حد احساساتی و حساسم  هستم که اینقدر با دیدن این کلیپ ناراحت شدم و هر بار که یادش میوفتم بغض میکنم  واقعا هم دست خودم نیست حتی ازتصور اینکه من تو موقعیتش باشم هم وحشت میکنم!
    پیشاپیش از نظراتتون ممنونم

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۳۲۰ بازدید توسط ۱۸۲۹ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ خرداد ۹۴ - ۲۲:۴۹

    یادگاری های عشقم رو چطور برگردونم ؟

    وقتی پسری جواب زنگ و پیاماتونو نمیده و میخواد تحقیرتون کنه چیکار باید کرد؟
    ایشون خواستگار من بودن و همو دوست داشتیم ولی بنا به دلایلی نشد که ازدواج کنیم. من ازشون معذرت خواستم و چون چند تا یادگاری دست من داشتن میخوام برگردونم. ولی جوابمو نمیده.نه زنگ نه پیام.
    پدرم با لحن تندی به ایشون نه گفت و توهین کرد به ایشون و کاری کرد که من دیگه نمیتونم ازدواج کنم با ایشون چون رابطه خونواده من و ایشون کامل خراب شد با این اتفاقا.
    من خودم به اندازه کافی ناراحتم از این قضیه ولی ایشون منو مقصر میدونن در حالیکه من بارها کتکم خوردم بخاطر ایشون ولی چه کنم که بد کردن خانوادم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۲۲۵۹ بازدید توسط ۱۸۰۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ خرداد ۹۴ - ۲۲:۴۶

    نوع انتخاب رشته و فرصت شغلی برای دختران ریاضی

    سلام
    من حدود یه هفته دیگه باید انتخاب رشته کنم میخواستم از کسانی که رشته ریاضی یا تجربی درس می خونن  بپرسم بر اساس علاقه انتخاب رشته کردن یا آینده شغلی یا درصد قبولی؟
    کدوم واسه دخترا فرصت شغلی بیشتری داره ؟ راستی به دلایلی کلاس های تقویتی رو نمی تونم برم .

    مرتبط:

    آینده شغلی و بازار کار رشته های ریاضی برای دختران

    کدوم رشته دانشگاهی گروه ریاضی برای دخترها مناسبه؟

    کدوم یکی از رشته های ریاضی بازار کار و درآمد تقریبا خوبی داره؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) ادامه تحصیل (۴۳۳ مطلب مشابه) انتخاب رشته (۷۱ مطلب مشابه) آینده شغلی رشته ... (۱۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۷)
    • ۴۱۴۱۶ بازدید توسط ۳۱۲۴۰ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ خرداد ۹۴ - ۲۲:۲۲

    آرایش کردن دلیل خاصی داره؟

    به نظرتون آرایش کردن دلیل خاصی داره؟

    خب معلومه همه زیبایی و مرتب بودن و دوس دارن منم از زیادش خوم نمیاد فقط در حد رژ و خط چشم.

    البته باید بگم ما خانواده نسبتا آزادی داریم مامانمم همش به بقیه میگه مرتب باشن اما من نه .


    مرتبط :

    مامانم فکر میکنه پسران از دختران ساده تر خوش شون میاد

    شوهرم از من میخواد که تو خونه همیشه براش آرایش بکنم

    نظر آقایون در مورد آرایش ملایم و حجاب کامل مانتویی

    چطوری بهش بگم بیرون از خونه آرایش نکنه ؟

    می ترسم اگه بدون آرایش باشم پشیمون بشه

    آرایش کردنم برای شوهرم عادی شده

    آقایون آرایش نکردن خانمها رو چی تفسیر می کنند ؟

    دلم نمی خواد در شب عروسیم خانمم به آرایشگاه بره

    آرایش بیشتر و لباس باز تر مساویه با جایگاه اجتماعی بالاتر ؟

    پوشش چادر با آرایش و میزان جلب توجه آقایون

    از خانمم می خوام بیرون از خونه یه آرایش ملایم بکنه ولی گوش نمی کنه

    خواستگارم می خواد که قبل و بعد از ازدواج آرایش نکنم

    چطور از دخترا بخوایم در خواستگاری بدون آرایش باشن ؟

    با آرایش و مو بیرون گذاشتن به جایی نرسیدم

    بالاخره دختر برای ازدواج کردن باید آرایش کنه یا نه ؟

    شوهرم هیچ وقت بهم نگفته برام آرایش بکن

    خواهرم اونقدر آرایش میکنه که اصلا شناخته نمیشه

    آرایش نکردن دختر مورد علاقم ، مانع ابراز علاقم به اون شده !

    آیا پسران در انتخاب همسر، فریب آرایش بعضی از دختران رو می خورند ؟

    دلیل آرایش غلیظ بعضی از خانم ها متاهل در مراسم عزاداری چیه ؟

    چطور آرایش کنم که یکی در حد خودم گیرم بیاد ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۷۶۲ بازدید توسط ۱۴۰۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ خرداد ۹۴ - ۲۲:۰۶

    من حق ندارم یه همدم داشته باشم؟

    سلام خسته نباشید
    لطفا منو راهنمایی کنید
    من یه دختر 15ساله ام که با پدرم زندگی میکنم.و از وقتی خودمو شناختم کسی به اسم مادر تو زندگیم نبوده به جز قاب عکسش
    راستش همیشه آروزی مادر داشتن باهام بوده ولی تو این سه چهار سال بلوغ این نیاز به مادر برام خیلی پر رنگ تر شده
    من واقعا نمیدونم باید یه سری مسایلمو چه جور به پدرم بگم
    با اینکه پدرم جوونه و‌‌ خیلی زود ازدواج کرده و وقتی هیجده سالش بوده منو داشته اما من اصلا باهاش راحت نیستم.
    همه میگن خوش به حالت پدر جوون و .. ولی چه فایده ؟
    یه مشکل بزرگی که دارم مشکل عادت ماهیانمه ..
    مثلا وقتی این مشکل برام پیش میاد و یه سری وسایل نیاز دارم و میخوام برم بخرم بابام میگه بگو چی میخوای برم برات بخرم و نمیذاره خودم برم منم مجبورم چیزی نگم و به روشای زنای قدیمی کارمو را بندازم یا اینکه اونقد اصرار کنم که خودم باهاش برم و بعدش اونقدر اصرار کنم که باهام نیاد تو مغازه و بعدش تازه مشکل چی خریدی و آایا فروشنده پلاستیک مشکی داره که اینا رو بذاره توش یا نه شروع میشه:|
    یا یه لباس زیر و تا حد فسیل شدن باید بپوشمش چون تنها نمیتونم برم لباس بخرم و با پدرمم خجالت میکشم برم و تنها راهم اینه که بعد مدرسه یواشکی برم بخرم که اونم بعدش دعوا میشه چرا دیر کردی:(
    مشکل دیگه ای که دارم رفتار پدرمه
    وقتی به کاراش فک میکنم دیوونه میشم کلافه میشم خورد میشم چند وقت پیش از رابطش به خانما خبر دار شدم ولی خب نمیدونم که صیغشون میکنه یا همینجور رو هوا با توجه به این  که ادم مذهبی ای نیست احتمال میدم،.....:(
    دارم کلافه میشم فک میکنه من خرم؟!!!!:( این باعث شده ازش بدم بیاد و اینو به خودشم گفتم که ازت بدم میاد ولی اون هیچ وقت جدی نگرفته،...
    تقریبا شبای من داره همش با گریه میگذره دارم افسرده میشم نمیتونم حرفمو به نزدیک ترین ادم زندگیم بزنم و از طرفی این زنای آشغال دارن منو ازش دور میکنن...
    من چیکار کنم؟
    دوس داشتم لااقل عمه داشتم ...:-(
    به علاوه اینکه پسر یکی از همکارای پدرم بهم درخواست دوستی داده و من نمیدونم قبول کنم خیلی دوس دارم اما عذاب وجدان نمیذاره شما اگه جای من بودین اینا رو دلیل بر حق داشتنتون برا دوستی با کسی نمیدونستین
    من حق ندارم یه همدم داشته باشم؟
    :(


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۸)
    • ۲۴۴۷ بازدید توسط ۱۷۸۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۰ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۸

    عوض شدن رنگ خون عادت ماهیانه عادیه ؟

    سلام
    سوالم از خانوماست
    میخواستم بپرسم که عوض شدن رنگ خون عادت ماهیانه
    ( پریود ) عادیه یا غیر عادی ؟ جوری که رنگش اصلا اصلا به خون شبیه نباشه!! رنگش قهوه ای روشنه!
    آیا اون فرد مشکلی براش پیش اومده یا این مسئله عادیه؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۳۲۷ بازدید توسط ۱۰۹۵ نفر
    • دوشنبه ۱۸ خرداد ۹۴ - ۲۲:۴۳

    یه کم انرژی مثبت بفرستید لطفا…

    سلام دوستان.
    راستش من جدیدا اعتماد به نفسم رو در رابطه با چهره ام کلا از دست دادم خصوصا از وقتی که اپلیکیشن اینستاگرام لعنتی رو روی گوشیم نصب کردم.

    قبلنا فکر میکردم قیافم متوسط رو به بالاس ولی الان رغبت ندارم خودمو تو آینه ببینم یا عکس بگیرم.  حس میکنم صورتم از حالت طبیعی درازتره و عین خربزه س! موهام فرفری همراه با وزه و هر روش سنتی رو برای از بین بردن وزش امتحان کردم فایده نداشت.

    ریزش موی شدید دارم و بازم روشهای سنتی جواب ندادن. دندونامم ک هر چی بهشون میرسم سفید نمیشن و مرتب و صاف هم نیستن. همیشه هم یه جای بدنم درد میکنه با اینکه حدود بیست سالمه.

    نه چشمام سو دارن نه ابروی مینیاتوری دارم… در واقع هیچ شاخصه ی برجسته و مثبتی تو فیزیکم نمی بینم جز موارد خیلی محدود . مثلا پوستم صافه و دماغم کوچیکه و همه بهم میگن خوش هیکلم اما برآیند فیزیک مخصوصا چهره ام واقعا راضیم نمیکنه…
    آدم ناشکری نیستم و همیشه سعی کردم راضی باشم از داشته ها و نداشته هام اما واقعا این فکر خیلی ذهنمو قلقلک میده که چرا یکی مث من باید انقدر معمولی باشه و یکی دیگه انقدر زیبا… ضمنا آرایشم خیلی نمیکنم چون نمیخوام چیزی که نیستم جلوه کنم…
    یه کم انرژی مثبت بفرستید لطفا…


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹)
    • ۱۱۳۹ بازدید توسط ۹۷۴ نفر
    • دوشنبه ۱۸ خرداد ۹۴ - ۲۰:۴۴

    خواهرم صبح با نوحه جواد مقدم بیدار میشه ، شبم با نوحه می خوابه

    سلام عزیزان
    یه خواهر دارم تقریبأ هم سن هستیم دو سال اختلاف داریم
    خواهرم نوحه زیاد گوش می ده
    صبح با نوحه  جواد مقدم بیدار میشه
    شب با نوحه می خوابه
    بعد ساکتم هست براش نگرانم این علایم افسردگی نیست؟
    در و دیوار اون اتاقمونم اون قسمت که وسایل های خودشه عکس شهدا و امام حسین (ع) و .... میزنه  ...
    تو خونه انقد بی سر و صداست که بعضی وقتا میرم بالا سرش ببینم زندس؟
    انقدم سرش تو کارش خودشه مثلا وقتی ازش می پرسی فاطمه داداش علی خونست؟
    میگه نمیدونم بذار برم تو اتاقش ببینم اومده یا نه!!
    البته ناگفته نماند بعضی وقتا از دیوار میره بالا زلزله میشه
    ولی بعد یهو ساکت میشه...
    بعد هر مشکلیم داره تو خودش میریزه ...

    سال به ۱۲ ماه اگر براش لباس نخریم هیچ نمی گه..
    ولی من برعکسشم...
    خواهرم افسردس ؟ یا شما هم از این مدل ادما اطرافتون دارین؟
    از منم کوچکتره ولی وقتی حرف میزنه من در برابرش کم میارم!! ۲۲ سالشه


    پاسخ :

    سلام

    حال خواهر شما قطعا از من و شما بهتره ! نگرانش نباشید . آدم افسرده همیشه افسرده است . آدم افسرده از دیوار راست بالا نمیره ! خونه رو به لرزه در نمیاره !

    چیزهایی که شما از خواهرتون گفتید مشخصات یه آدم نرمال و فهمیده است . نشانه های یه ادم عاقله . نشانه های آدمیه که به دنیا در حد معقول بها میده .

    شادی باید قلبی باشه ، شادی قلبی آرامش رو به همراه داره . آرامشی که نوحه به آدم های اهل نوحه میده شاید نزدیک باشه با آرامشی که نماز به اهل نماز میده .

    این آرامش رو نمی تونید با موسیقی به دست بیارید . وقتی کسی موسیقی غمگین گوش میکنه میره تو لاک خودش ، افسرده نشه شانس آورده .

    موسیقی تند و ریتمیک هم فارغ از بحث شرعی ، یه شادی زودگذر ممکنه ایجاد کنه ولی خبری از رضایت قلبی درش نیست . آدم بد عادت میشه . مثل قرص می مونه که هر وقت خواستی شاد بشی باید آهنگ شاد گوش کنی .

    ولی نوحه این خاصیت رو نداره ، طرف اشک میریزه ، دو دقیقه بعد از دیوار راست بالا میره ، جوک میگه .

    عمدا عبارات اهل نماز و اهل نوحه رو به کار بردم . به خاطر این که شاید کسی بخواد این آرامش رو تجربه بکنه ولی چون اهلش نیست فکر کنه بهش دروغ گفتیم .

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه) مطالب محسن نجفی (۱۴۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۶)
    • ۱۸۰۰ بازدید توسط ۱۴۷۷ نفر
    • دوشنبه ۱۸ خرداد ۹۴ - ۲۰:۲۵

    چطوری دیگه بهش محل ندم و کاری کنم که واسم مهم نباشه

     سلام ,من 16 سالمه, حدود 1ساله با یه پسری دوستم ,20 سالشه
    خیلی وقته میشناسمش , اشنامونه, خونشون هم که نزدیکا خونه خودمون
    خیلی وقت بود منو میخواست , از وقتی کلاس دوم راهنمایی بودم از من خوشش میومد یا به قول خودش عاااشق من بود ...هه ( جزئیاتش و حال ندارم بگم...)
    تا پارسال که به من اس ام اس داد اولش هر چی از دهنم در اومد گفتم, خیلی میترسیدم خیلی ,میگفتم این اشناس میخواد ابروی منو ببره و ... به خاطر همین ترسیدم و خاصم دکش کنم
    تا بعده ی مدت خودمم نرم شدم, اخه خدایی خوب بود ,اصن اصرار نمیکرد پرو پرو حرف نمیزد
    شبا اکثرا بهم
    اس ام اس میداد بعضی وقتا
    بهش گفتم که دوست داشتنت بچه بازیه, تو از من خوشت اومده و انقد به خودت تلقین کردی که منو دوس داری خودت هم باورت شده
    که بعده ی مدت با چیزایی که دیدم و فهمیدم ,متوجه شدم که نه مث اینک واقعا دوسم داره ,به پدر مادرش هم حتی گفته بود و منو یه روز به مامانش هم نشون داده بود
    از اینا گذشته من اوایل که با این دوس بودم خیلی اخلاقش فرق میکرد ,یه روز منو نمیدید دلش میگرفت میومد بیرون به من میگفت از پنجره اتاقت نگاه کن
    ,هیچ حرفی نمیزد یعنی بد دهنی نمیکرد, پر رویی نمیکرد, عینه بقیه پسرا حرفا رو ب ... نمی کشوند , با گنده بازی جوابمو نمی داد ,یه دقیقه جوابشو نمیدادم یا از حالم با خبر نبود دیوونه میشد,انقدر بهش اعتماد داشتم  و اعتمادمم درست بود چون کاری نمیکرد, اعتماد بیخودی نبود, منو واقعا به خاطر خودم میخواست , خیلی از پسرا به خاطر وضع مالی بابام می خواستن باهام دوس شن ولی این اونجوری نبود,هم از نظر فرهنگی هم مادی تقریبا تو یه سطح ایم, ولی اون خیلی مغروره بر عکس من ,من خیلی دل مهربونی دارم  اصن واسه کسی غرور ندارم .
    همیشه جوری خودشو نشون میداد که انگار از من برتره ولی من اصلا اینجوری نیستم, من خیلی چیزا تو زندگیم دارم که شاید اون یک سومش هم نداشته باشه ولی هیچ وقت نزدمش تو سرش یا حرفش نزدم ,چون ادمی نیسم که بخوام خودمو بگیرم و پز بدم ( اینارو میگم که فقط بتونید قضاوت کنید)
    ولی اون بعضی موقع ها به خاطر غرورش جوری با من رفتار میکرد که انگار هیچی نیستم ...
    خودم با اینک 16 سالمه ولی خیلی بیشتر از سنم حالیم میشه , اینو همه اطرافیانم میگن , درک و شعورم خیلی بیشتر از اونه که انقد مغروره, اما با اینا اون موقع خیلی خوب بود
    ولی حالا...
    کار باباش با کار بابام یکیه. توی منطقه هم هستن
    تقریبا چند وقته کارا زیاده و میره پیش باباش کمک میکنه
    پنج شنبه ها میاد میره دانشگاه ,جمعه غروب که دانشگاش تموم شد میره
    الان سه هفته اس منو ندیده ولی اصلا واسش مهم نیس ,حتی یه بار نگفته دلم واست تنگ شده,خیلی دعوا میکنیم اون همش اونجاس فقط کار,با کار کردنش مشکل ندارم چون درک میکنم بابامم همینجوریه این موقع ها اصن نمیتونه زیاد بیاد خونه
    میاد اینجا هم میره کشتی و دانشگاه بعدش دوباره فرار,انگار نه انگار که منم هستم
    دیروز ظهر که اومده بود رفت ساعت  5 امتحان داد تمومم شد رفت تمرین کشتی تا ساعت 10 . امروزم که غروب میخواد بره
    حتی نگفت بیا ببینمت! منم دیشب بهش گفتم و اون هیچ جوابی واسه حرفم نداش
    خیلی فرق کرده اخلاقش اصلا عین قبل نیس
    خیلی بد دهن شده یه موقع دعوا میکنیم فقط دهنشو وا میکنه
    من اصلا از فحش و اینجور حرفا خوشم نمیاد
    نه خودم میزنم نه دوس دارم اطرافیانم از این حرفا بزنن طوری که با دوستامم که اینجوری حرف بزنن قطع ارتباط میکنم چون اصلا تحمل ندارم
    ولی این ..
    دیگ خسته شدم, اصلا بهش اعتماد ندارم منی که اونقدر بهش اعتماد داشم
    میدونم دیگه دوسم نداره و همش وابستگیه اگه تا الانم باهمیم فقط به خاطر وابستگیه
    خیلی عذاب میکشم
    روم نمیشه یه چیزیو بگم, یه بار بهش گفتم بیا بیرون میخوام ببینمت کارت دارم
    بهم گفت سره تمرینم, کشتی که هدفمه ول کنم بیام چرت و پرتای تو رو گوش کنم؟ که بازم من احمق خر شدم و حرفش و نادیده گرفتم
    میدونم اگه بیشتر از این بمونم باهاش فقط خودمو کوچیک میکنم
    دیگ دوس ندارم باهاش بمونم چون این رابطه داره حالمو بهم میزنه
    ولی کمکم کنید بگید چجوری فراموشش کنم
    چطوری ولش کنم بره
    چطوری دیگ بهش محل ندم و کاری کنم که واسم مهم نباشه
    خواهش میکنم کمکم کنید
    خیلی خواستم باهاش تموم کنم ولی نتونستم...
    ممنونم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۳۵۱۱ بازدید توسط ۲۶۱۱ نفر
    • دوشنبه ۱۸ خرداد ۹۴ - ۲۰:۲۰

    نمی شه مو رو عمل کرد جنسشو تغییر داد !!!

    سلام به همه
    راستش من موهام فره دوستشون دارم اما از وزی موهام رنج میبرم آخه من زیاد ورزش می کنم دائم عرق می کنم موهام که سشوار کردم دوباره وز می شه ...

    دیگه خسته شدم هر چی استفاده می کنم فایده نداره آخرش این اتفاق میافته موهام خشکه ... کسی نمیدونه راهش چیه که برای همیشه راحت بشم از شر این مشکلم نمی شه مو رو عمل کرد جنسشو تغییر داد !!!! موهام ضخیم هستند و با یه بارون و عرق کردن فوری وز می شن و ظاهر زشتی پیدا می کنند آخه


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۴۷۷۲ بازدید توسط ۳۵۳۸ نفر
    • يكشنبه ۱۷ خرداد ۹۴ - ۲۲:۱۳

    شما هم به جن و روح اعتقاد دارید؟!

    سلام دوستان
    میخواستم ببینم شما هم به جن و روح اعتقاد دارید؟!!
    من از بچگی این داستان ها رو شنیدم و ترسی افتاده به جونم که زندگیمو مختل کرده . حتی تو روز یک لحظه هم نمیتونم تو خونه تنها بمونم . همش احساس میکنم اطرافم هستن و دارن زندگی میکنن
    خیلی میترسم
    شبا تا صبح لوستر اتاقم روشنه
    تا وقتی هوا روشن بشه خوابم نمیبره
    یا باید مامانم یا خواهرم یا نامزدم پیشم باشه
    شبایی هم که خیلی میترسم میرم پیش بابام میخوابم
    20 و خورده ای سال دارم ولی بازم باید کنار مادر و پدرم بخوابم
    فیلم های ترسناک هم زیاد میبینم
    الان تو دوران عقدیم وقتی به این فکر میکنم که چند ماه دیگه میرم خونه خودمون و از صبح قراره تنها بمونم تا نیمه های شب تنم میلرزه
    کلا از جن میترسم چون میدونم که واقعیه تو قرآن هم اومده
    از دوران حاملگی وحشت دارم چون میگن آل و این حرفا میاد سراغ آدم
    چجوری میتونم با این ترس مقابله کنم؟ راهکاری دارید؟
    شما هم میترسید یا فقط من اینجوریم؟
    خانواده و نامزدمم از این موضوع که من انقد میترسم ازاین چیزا و زندگیم مختل شده خیلی ناراحت و نگرانن . اینم بگم که این موضوع مال الان نیس . من از ۸ سالگیم این ترس افتاده به جونم .
    تو رو خدا اگه راهکاری واسه از بین بردن این ترس دارید بگید .
    پیساپیش ممنونم بابت نظراتتون


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۲۹۴۳ بازدید توسط ۲۱۹۱ نفر
    • يكشنبه ۱۷ خرداد ۹۴ - ۲۱:۴۹

    بعد از دانشگاه رابطه ام با مادرم خراب شد

    سلام
    من زندگیم پر از تنش و مشکل به خاطر مشکلات خانوادم بوده . تک دخترم و 23 سالمه راستش تا قبل از این که برم دانشگاه آدم بیش از حد وابسته ای به مادرم بودم و همین طور بابام . اما عجیب به مامانم وابسته بودم اصلا از هم جدا نمی شدیم ,بالطبع به خاطر همه چیز مادرم واسم تصمیم میگرفت و من اصن نمی دونستم خوب چیه بد چیه .

    در واقع فکر من و تصمیمات نهاییم مامانم بود تا اینکه موقعی که رفتم دانشگاه و از مادرم جدا شدم خیلی تغییرات بوجود اومد دیگه قضیه فرق کرد خودم فکر میکردم تصمیم می گرفتم چون از هم دور بودیم منم استقلال پیدا کردم اما به خاطر اینکه قبل دانشگاه همه جا با مامانم بودم دیگه دوست صمیمی نداشتم بعدشم تو دانشگاه با چند نفر دوست بودم که خیلی صمیمی نبودیم .

    از زمانی که رفتم دانشگاه تا حالا خیلی احساس تنهایی میکنم البته الان تموم شده دانشگاهم مشکلم از اونجا شروع شد دیگه مامانم هر حرفی میزنم منو درک نمی کنه ,و کلا با حرفام مخالفه الان 3 ساله که اینجوریه بعضی موقع ها میگم شاید من چرت میگم حق داره ولی بخدا همون حرف از زبون داداشم میشنوه تاییدش می کنه از زبون من که میشنوه میگه نه اشتباه میکنی .

    مثلا اون روز عمم خیلی بد با من برخورد کرد میگم مامان اینجور حرکتی رو دیدی میگه نه!!!!!!در صورتی که دید خودش داشت نگاه میکرد والبته بعد چند وقت از زبونش در رفت گفت آره میدونم نمی خوام تو عقده ای بشی  اما همین حرف داداشم زد به خاطر داداشم هی غصه میخورد و غر میزد فکر کنین الان 4 ماهه درسم تموم شده و توی خونم هیچ دوستی ندارم خواهر ندارم ارتباطای فامیلیمون هم کاملا رسمیه مامانم به هیچ عنوان منو درک نمیکنه همشم .

    با بابام مشکل و دعوا دارن به خاطر دعوای آخری با جفتشون قهرم که ملاحظه ی من نمی کنن باورتون میشه الان یه هفتس خودمم صدای خودم یادم رفته هیچ کسی نیست باهاش حرف بزنم واقعا تنهام هر موقع با مامانم هم صحبت میشم یا سرکوفت میزنه یا نظر عکس من میده من میگم شب اون میگه روز ,بعدشم میگه به خاطر خودت این کار میکنم .

    راستش دیگه امروز از ناراحتی ترکیدم و باهاش دعوا کردم و سرش داد زدم به خاطر درک نشدنم آخرشم گفت تقصیر باباته من میگم میدونم بابام در مورد مسائل خودتون مقصر اما تو منو نمیفهمی چه ربطی به بابام داره همش توجیه میاره بازم میگه من مادر خوبیم بابات مقصره . خیلی بهش حرف زدم و سرش داد زدم هرچی عقده ی این که تاحالا نقطه ی مقابلم بود روش خالی کردم
    راستش خستم بعضی موقعها دوست دارم خودم بکشم به چه امیدی زندم تازه بی احترامی هم کردم صد درصد آینده ی بدی هم دارم ولی دست خودم نیست اینقدر که من و نفهمید هیچ کسی هم نبود به حرفام گوش بده باهام حرف بزنه یه دفه فوران کردم این حرفا اینجا میزنم نه این که یکی من و نجات بده چون زندگیم اینقدر داغون هست که جمع بشو نیست از خودم از رشتم از خانوادم از همه چی بدم میاد فقط اینجا اینا رو نوشتم شاید احیانا خدایی نکرده یکی مثل من بود اگه هست چه جوری کنار میاد ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۱۴۱۲ بازدید توسط ۱۱۵۶ نفر
    • يكشنبه ۱۷ خرداد ۹۴ - ۲۱:۳۵

    احساساتی شدم و گذاشتم دوست پسرم بدنم رو لمس کنه

    سلام
    من واسه دوستم ازتون راهنمایی میخوام چون وضع روحیش خوب نیست . دوست من  در گذشته با دو تا آقا پسر برای ازدواج آشنا شده وقتی آشنایی با فرد اول به دلایل مختلفی به ازدواج منجر نشد با فرد دوم آشنا شد که  خانواده اش با ازدواج با فرد دوم مخالفت کردن و اون هم به نتیجه نرسید.

    اخیرا متوجه شدم که این دوستم با این دو فرد در گذشته رابطه صمیمی تری داشته اما رابطه جنسی نبوده در حد بغل گرفتن و بوسیدن و لمس بدنها بوده .

    چند روز پیش باهام درد و دل کرد و علت افسردگی این چند ماهش رو برام بازگو کرد . بهم گفت من از کارام توبه کردم و محاله دیگه با جنس مخالفم انقدر صمیمی بشم حتی اگه عاشقش بشم.

    چند روز پیش بهم گفت : متوجه شدم اشتباه جبران ناپذیری کردم که با توبه هم حل نمیشه.  احساساتی شدم که گذاشتم بدنم رو لمس کنن و زیبایی های بدنم رو دیدن و این باعث میشه همیشه پیش شوهرم عذاب وجدان داشته باشم.

    به فرض که خدا توبه منو بپذیره اما با این ناراحتی چطور کنار بیام که به شوهرم دروغ بگم چون اگه راست بگم همیشه بهم شک میکنه و فکر میکنه زنا هم داشتم و اگه هم راستشو نگم عذاب وجدان داغونم میکنه و تصمیم گرفتم تا آخر عمر ازدواج نکنم. 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۳۱۱۳ بازدید توسط ۲۴۶۳ نفر
    • يكشنبه ۱۷ خرداد ۹۴ - ۲۱:۲۰

    شما مردها ازدواج میکنید برای لذت های زود گذر؟

    عنوان یه پست رو که دیدم خیلی ذوق کردم
    از اینکه هنوزم هستن مردای با کمال و با احساس و مسئولیت پذیر
    اونایی که به زنشون و زندگیشون اهمیت میدن
    مردایی که هنوزم ارامش زن واسشون مهمه
    مردایی که فقط زن واسشون ارزش جنسی نداره و بیشتر واسه یه عمر زندگی مشترک میخانش
    مردایی که فقط ارضای جنسی واسشون مهم نیست


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۰۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۵)
    • ۲۵۱۴ بازدید توسط ۱۸۱۶ نفر
    • شنبه ۱۶ خرداد ۹۴ - ۲۰:۵۲

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    ازدواج عشق حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت سربازی طلاق اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر قصد ازدواج دختر چادری استرس معرفی کتاب زندگی مشترک افسردگی مادر شوهر دوران عقد و رابطه خیانت حسادت جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری پست های ویژه تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های پیشنهادی کاربران عشق یک طرفه شکست عشقی آرامش سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری مطالب سعید کرمی جلسه اول خواستگاری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه رشته پزشکی مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فشار جنسی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر ابراز علاقه دوران مجردی حیا در دختران کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم مطالب باشگاه خبرنگاران پشت کنکوری ها درونگرایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه دوست پسر نداشتم آموزش های آشپزی مونس موفقیت ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول ازدواج با دانشجو تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر دهه شصتی ها ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور احساس تنهایی رشته حقوق روش درست دعا کردن قصد ازدواج بدون داشتن امکانات مطالب سید محمد سعید تقوی زنانگی داشتن دوست دختر نداشتم حسابداری شناخت خواستگار