خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۱۵۸۰ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان» ثبت شده است

به خیلی چیزها می خوام برسم ولی اراده ندارم

سلام و خدا قوت

دوستان من امکان حضور به مشاور رو ندارم نمیدونم چیکار کنم ؟ دو ساله پشت کنکورم ولی نمیدونم چرا عین بقیه که ارزوی رسیدن به هدفی رو دارند من ندارم . دوست دارم ادم تحصیلکرده و موفقی بشم دوست دارم وظایف بندگیمو انجام بدم و باعث افتخار خانوادم بشم دوست دارم کار ابرومند و درامد خوبی داشته باشم ولی در عمل ... !

در خانوداه مادرم دو تا دندونپزشک هست مادرم هم دوست داشت منم عین اونا دندونپزشک بشم من هم سال اول هر چی کلاس که لازم داشتم رفتم ولی خودم تلاش نکردم به مادرم گفتم من دندون دوست ندارم مادرم هم قبول کرد گفت برو هر رشته ای که دوست داری جایگاه اجتماعی واسه خودت داشته باش ولی من گاهی وقتا مطب دندونپزشکی رو تو ذهنم میارم توی اینترنت عکس انواع مطب ها رو میارم و دوست ارم که مطبم اون شکلی باشه ولی بعدا با خودم میگم نکنه این علاقه منم بخاطر مادرمه و علاقه قلبی نداشته باشم و بعدا پشیمون بشم .

خیلی چیزا رو دوست دارم که بهشون برسم ولی چیکار کنم که اراده ام قوی بشه ؟ انگاری خودمو نمیشناسم نمیدونم از چه رشته ای خوشم میاد ولی خب دوندون رو هم میخوام


موضوعات مرتبط :
خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • ۵۷۱ بازدید
    • سه شنبه ۲۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    دید آقایون نسبت به دختری که همیشه میگه و میخنده چطوره ؟

    سلام

    من معمولا شادم و میخندم همیشه چیزای خنده دار به ذهنم میرسه چه تو خونه چه بیرون مخصوصا اگه اون روز خوشحال باشم که معمولا هم خوشحالم.

    تنها وقتایی که ناراحتم یا احساس خطر میکنم مثلا حس میکنم یه مرد چش چرون تو محیط اطرافه شوخی نمیکنم تو خونه که اشکالی نداره ولی بیرون می ترسم بقیه فکرای بد راجع به من کنند و اینکه من اعتماد به نفسم بالاست همیشه میگم میخندم به همه احترام میذارم .

    مردا مثل برادرای من هستند و زن ها مثل خواهرای من ، چند روز پیش استادم بعد از جلسه دوم درس بهم پیام داد و گفت از من خوشش میاد مرد خوب و واقعا جنتلمن هستند ایشون ولی ۱۶ سال از من بزرگترند و الان اصلا شرایط ازدواج را ندارند .

    نمیدونم چی پیش خودش فکر کرده که یه همچین درخواستی داده ؟ می خواستم بدونم آقایون شما اگه یه دختری مثل من ببینید چه فکری میکنید چرا من هر جا میرم چند تا درخواست آشنایی دارم نکنه راجع به من فکر بد میکنند ؟

    کلا میخوام بدونم آقایون ایرانی راجع به دختری که اهل شوخیه و اخلاقش اینطوریه به دید بد نگاه میکنند ؟


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • ۲۴۶۹ بازدید
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۳:۰۰

    کسی رو سرزنش کردم، الان می ترسم سر خودم بیاد

    سلام به همگی

    یه مشکلی برام پیش اومده و واقعا نمیدونم چیکار کنم؟

    من چند روز پیش با کسی دعوام شد و توی اون دعوا حق با من بود واقعا حق من بود بالاخره هر چی شد یه سری افراد اومدن ما رو جدا کردن و من بعد از اون ماجرا نشستم به گریه کردن و چون دل پری داشتم سر یکی دو موضوع اون شخص رو سرزنش کردم ولی بعدش که اروم شدن فهمیدم کارم واقعا غلط بوده .

    حالا هم خودم عذاب وجدان دارم هم طبق این حدیث که میگن هر مومنی فردی رو بخاطر کاری سرزنش کنه نمیرد مگرا انکه به ان گرفتار شود .

    حالا سوالم از شما اینه که چیکار کنم؟ برم ازش حلالیت بطلبم؟ الان که نمیشه رفت اگرم بشه حدودا یک ماه دیگه میرم بهش میگم. ولی اگرم برم فکر میکنه حق با اون بوده ... چیکار کنم دوستان؟ لطفا کمک کنید .


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳ نظر
    • ۴۱۰ بازدید
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۰

    نمیدونم به فکر مامان بابام باشم یا پرواز خودم ؟

    سلام

    من ۱۹ سالمه.  یه دختر پشت کنکور رشته تجربی . تک فرزندم و مامان بابام از بچگی خیلی باهام مهربون و خوب بودن. تمام زندگیشونو صرف بزرگ کردن من کردن.

    ولی مشکلی که من دارم اینه که از بودن کنارشون  لذت نمیبرم و ترجیح میدم تو اتاقم و تنها با موبایلم مشغول باشم. کتاب بخونم یا فیلم ببینم.  دوست پسر ندارم و نداشتم. بیشتر دوستام هم الان دانشگاه قبول شدن و دیگه با هم ارتباطی نداریم.

    اعضای فامیل هم سالی یه بار شاید همو ببینیم. من هر روز ۸ ساعت درس میخونم ولی مشکل من در حقیقت مامان بابام هستن. دلم نمیخواد تنها باشن خصوصا که مامانم تازگیا بازنشسته شده و می ترسم افسرده بشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم از طرفی نگرانم که احساس تنهایی کنن و از طرفی خلوت خودمو و آرامش خودمو دوس دارم.

    نگرانیم زمانی زیاد تر میشه که دلم میخواد یه شهر دیگه دانشگاه برم و اونا تنهاتر میشن. این منو خیلی دچار عذاب وجدان میکنه. نمیدونم به فکر مامان بابام باشم یا پرواز خودم ؟

    لطفا کمکم کنین


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • ۵۱۶ بازدید
    • يكشنبه ۲۱ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    در مورد پرده بکارت کنگره ای چی میدونین ؟

    سلام

    من یه دختر 26 ساله ام . تا حالا با هیچ کس رابطه ای نداشتم . چند ساله خارش شدید داشتم . ببخشید با عرض معذرت تو دستشویی خارش شدید داشتم و کمی خون اومد .

    امروز رفتم دکتر گفت پرده ات از نوع کنگره ای هست و گشاد شده . که اگه اینجوری پیش بره ممکنه گواهی سلامت ندن  ولی اگه مراقب باشی جمع میشه . تو رو خدا هر کی هر چی تو این مورد میدونه بگه . دارم از استرس میمیرم .

    من حتی دستمم به یه نامحرم نخورده . تو رو خدا بگین خوب میشه ؟ کسی هست که همچین شرایطی داشته باشه ؟ در مورد پرده کنگره ای چی میدونین ؟ خواهش میکنم کمکم کنید .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • ۵۰۳۹ بازدید
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    نکنه به خاطر اثرات یبوست ، متهم به برقراری رابطه مقعدی بشم؟

    سلام

    من 19 سالمه. دخترم . بنده به علت یبوست تقریبا 10 ساله که با فشار از آب خیلی گرم استفاده میکنم در ناحیه ی مقعد. الان شکل مقعدم خیلی عجیب شده. کاملا برجسته شده . میخواستم بدونم چکار کنم حالتش عادی شه؟

    توی رابطه از مقعد هم مقعد برجسته میشه ؟ یعنی ممکن به اشتباه فکر کنن در اثر رابطه این شکلی شده ؟


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • ۲۴۴۹ بازدید
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    ترشحات زیادی که دارم واقعا کلافه م کرده

    سلام به دوستان
    من یه دختر 23 ساله و مجرد هستم و البته خیلی هم لاغر ( گفتم شاید ربط داشته باشه به سوالم ) من یک مشکلی دارم ولی خیلی خجالت میکشم به مامانم بگم چون اصلا باهاش راحت نیستم و چون تک فرزندم تا یه چیزی بشه حتی سر یه سرماخوردگی کوچیک کلی شلوغش میکنه و جار و جنجال درست میکنه برا همین لطفا شما راهنماییم کنید:

    من ترشحاتم خیلی زیاده همیشه باید لباس زیرم و عوض کنم  گاهی اوقات این ترشحات سفید رنگن گاهی زرد ، گاهی غلیظ و گاهی هم رقیق، هیچ درد و یا خارش و سوزشی هم ندارم ولی نمیدونم چرا اینقد ترشحات من زیاده واقعا کلافه کننده است.

    میشه لطفا منو راهنمایی کنید و یه درمان خونگی برای برطرف شدن این موضوع به من بدید. ممنون میشم .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل دختران جوان

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • ۱۸۳۹ بازدید
    • چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشگلم

    سلام

    بچه ها من تا چند وقت پیش فکر میکردم خیلی خوشگلم . ولی الان فهمیدم خیلی خیلی خیلی زشتم زشت تر از من تو دنیا نیست . یه نرم افزار بود میگفت چقدر زشته آدم بین یک تا ده هر چی به ده نزدیک تر بود یعنی زشت تری . من شیش بودم ، یکی دیگه هم بود که میگفت کلا زشتم .

    اینا به کنار من قبلا فکر میکردم بد عکسم الان فهمیدم اون چیزی که تو عکس میبینیم درسته و اون قیافه ی اصلیمه آیینه اشتباه نشون میده . یعنی من اون دختر خوشگلی که تو آیینه میبینم نیستم و تا حالا اشتباه فکر میکردم که خوشگلم . من افسردگی گرفتم همش میشینم گریه میکنم .
    یعنی تا حالا اشتباه فکر میکردم ؟


    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • ۱۹۳۴ بازدید
    • دوشنبه ۱۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    اعصابم خورد میشه که چرا نتونستم اونو یا خانودمو قانع کنم

    با سلام
    یه دختر 21 سالمه ام از سال دوم دبیرستانم با یه اقا پسری دوست بودم . خیلی همدیگرو قبول داشتیم و همدیگرو دوست داشتیم خواستگاری من هم اومدن .
    اما از لحاظ تحصیلی خانواده هامون بهم نمیخوردن و مادرم چون اقا پسر دیپلمشون رو هم نگرفته بودن مخالف بودن ولی سر زبون نسبتا خوبی داشتن. و اینکه اقا پسر با درس خوندن منم مخالف بودن و دوست داشتن کارای دیگه ای بکنم و چون مشکل مالی نداشتن نیازی نمیدیدن که من یا خودشون درس بخونیم.
    با دانشگاه های امروزی مخالف بودن و میگفتن وقت تلف کردنه و تو دانشگاه چیزی یاد ما نمیدن. مشکل من برای جواب مثبت دادن به ایشون این بود که ایشون با درس خوندن من مخالف بودن و تو کت منم نمیرفت.
    خانوادم میخوان با یه ادم تحصیلکرده ازدواج کنم. اینا باعث شد که بعد 4 سال دوستی جواب منفی یهشون بدم.. یه ادم پرتلاش و قوی و با اعتماد به نفس کامل و البته کمی خجالتی به یه ادم کسل و بی حوصله و پر اضطراب و استرس تبدیل شم .
    حتی گاهی تو شرایط سخت که قرار میگیرم تپش قلب پیدا میکنم و همش به ایشون فکر میکنم و اعصابم خورد میشه که چرا نتونستم اونو یا خانودمو قانع کنم. نمیدونم الان با این اضطراب و ناامیدی همیشگی باید چیکار منم.
    اهل درد و دل کردنم نیستم و ممنونم از هر کسی که داستان زندگی منو خوند و اگه حالش خوبه و میتونه کمکی کنه برام یه چیزی بنویسه که حال منم بهتر شه؟

    موضوعات مرتبط :
    خودسازی در دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۴۳۷ بازدید
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    می خوام خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم

    سلام دوستان

    خانمی ۲۳ ساله هستم حدود دو سال پیش با یه آقایی به قصد ازدواج اشنا شدیم و همدیگه رو ملاقات کردیم ولی بخاطر شرایط مالی ایشون ازم فرصت خواستن تا شرایط شون خوب بشه.

    تو این مدت ایشون یه بار بهم گفتن تو از من سرتری و من لیاقت تو رو ندارم. منم بهش میگفتم که معیارامو داره و نمیخوام فراموشش کنم. هر دومون لیسانس بودیم و کارمند.

    ایشون یه بار بهم گفتن که بیخیالش بشم چون یکی دیگه رو دوس داره. منم کلی گریه کردم بعدش اومد عذر خواهی کرد و گفت دروغ گفتم تا ازم بدت بیاد و فراموشم کنی. دوباره ارتباطمون ادامه پیدا کرد تا اینکه چن ماه پیش بهم گفت من مشکل جسمی دارم و باهاش خوشبخت نمیشم و با اصرارهای من بالاخره بهم گفت که مشکل عدم نعوظ داره و تحت درمانه و دکترش گفته ۳ سال باید تحت درمان باشه.

    خیلی جدی و ملتمسانه ازم خواست که دیگه با هم ارتباطی نداشته باشیم و منم قبول کردم . البته با کلی گریه و ناراحتی و گله و شکایت از خدا که چرا من ؟! هر دومون مذهبی بودیم ایشونم ۲۷ ساله بودن و تو سن احساسی نبودن.

    حالا من چند ماهه باهاش ارتباطی ندارم تو رو خدا کمکم کنید تا کامل فراموشش  کنم. نمیدونم چرا انقد بهش علاقمند شدم با اینکه بارها دلمو شکسته و تحقیرم کرده. یه بار گفته یکی دیگه رو دوس داره، یه بار گفت از قیافت زیاد خوشم نمیاد، یه بار گفت ول کن من نیستی و هزار حرف دیگه....!!!

    دوستان کمکم کنید این خاطرات گذشته رو فراموش کنم و به روال عادی زندگی برگردم .


    موضوعات مرتبط :
    فراموش کردن عشق قبلی خودسازی در دختران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • ۷۸۹ بازدید
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    برو بالا