خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۱۸۰ مطلب با موضوع «مسائل دختران جوان :: خودسازی در دختران» ثبت شده است

با افرادی که بی دلیل از ما بدشون میاد چه برخوردی بکنیم ؟

سلام

در مقابل افرادی که با رفتاراشون دارند نشون میدن که از شما بدشون میاد چیکار باید کرد ؟

لزوما هم بدی در حقشون نکردی و اینو 100% مطمئنی، ولی اونا حالا یا از خودت و یا از رفتارت و یا از هر دو بدشون میاد و اینو تا میتونند بهتون نشون میدند.

مثلا توی خیابون که از کنارتون رد میشن، روشونو میکنند یه طرف دیگه (به عمد) و یا قیافه هاشونو واست میگیرن و یا اخم میکنند. اگه لازم هم ببیننند، به زبون هم میارند. یا تو مجلسی به تو یا سلام نمیکنند و خلاصه انواع کرم ریزی ها رو دارند. جالب اینه که تا حالا نه توهینی بهشون کردی و نه حقشونو خوردی.

بهترین عکس العمل در مقابل این افراد چیه ؟

موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۱۶
    • چهارشنبه ۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۰

    چطور می تونم با مانتو یا چادر هم محجبه باشم و هم شیک ؟

    سلام

    یک دختر بیست ساله هستم که از وضع حجابم ناراضیم . قدم ۱۶۳ و وزنم حدود ۶۷ , متوسط رو به تپلیم.. صورتمم تپله و سفید پوستم اینا رو گفتم که برای انتخاب نوع مانتو و روسری یا چادر کمکم کنین بخصوص خانمای گل باحجاب , از شنیدن نظر آقایون و سایر خانم ها هم خیلی خوشحال میشم.پیشاپیش ممنونم.

    حجاب من یک مسئله کاملا ذاتیه و اصلا ربطی به دین نداره یعنی خودم دوست دارم باحجاب باشم و زمانی که کسی به موهام یا اندامم نگاه میکنه اذیت میشم.و نسبتا مذهبی هستم.

    میخوام محجبه باشم حالا یا با مانتو یا با چادر اما خیلی شیک و با کلاس هم باشه, اهل آرایش هم نیستم اما از شلختگی خوشم نمیاد ولی نمیدونم چجوری؟

    میشه راهنماییم کنین با توجه به تپل بودنم و قدم و تپل بودن صورتم چجوری مانتو خوب یا حتی چادر خوب بپوشم که هم محجبه باشه هم شیک .

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۵۹
    • چهارشنبه ۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۰۵

    پسری که در گروه تلگرام با 7 دختر رابطه خواهر برادری برقرار کرده

    سلام به همگی

    ازتون عاجزانه خواهش میکنم این مطلب رو نشر بدید تا بقیه هم اگاه بشن .

    من چند وقت پیش با پسری توی تلگرام آشنا شدم که اولش ادعا می کردن و من رو مثل خواهر خودش میدونه و خیلی متین برخورد میکرد اما رفته رفته ازم عکس خواست . و بعد هم شماره تلفنم رو ...  یکی از بچه های همون گروه اومد خصوصیم و ازم خواست که حرفاش رو باور نکنم .
    (این شخص خودش نامزد داره و اصلا بحث حسادتی در کار نیست ) ... و منم گفتم مدرک بیار شات از چت های دختر ها گرفته بود که این پسر از همه دخترای گروه میخواست که فقط و فقط اونو داداش خودش بدونن و از همشون بلااستثنا عکس و بعضی هاشون شماره گرفته بود .
    واقعا داشتم شاخ در می آوردم انتظار نداشتم این پسر با 7 تا دختر در ارتباط باشه . حتی از یکی از دخترا خودم پرسیدم و اونم تایید کرد ... حالا موندم چیکار کنم ؟ همه ی دخترا وقتی فهمیدن این شخص عکس اکثر دخترای گروه رو داره و شماره هاشون خیلیاشون ترسیدن . امروز کلی گریه کردم و توبه کردم .
    تو رو خدا سرکوفتم نزنید چون اگه برای سرکوفت زدن هست خونوادم بهترش رو بلدن بگن ... فقط راهنماییم کنین .
    چجوری با اون پسره برخورد کنم ؟ رک بهش بگم که همه چیو می دونم و ازش مدرک دارم ( اخه من اسکرین شات های اون با همه دخترا رو دارم ) ؟ یا اینکه به روی خودم نیارم که متوجه حقه بازی هاش و بوالهوسیش شدم که به همه دخترا با عنوان رابطه خواهر برادری نزدیک شده تا دهن همشون بسته باشه و با همشون در ارتباطه ؟ اخه یکی دو تا نه چند تا دختر .
    چیکار کنم ؟ امروز ما چند تا دختر متوجه شدیم یه پسر میتونه تا چه اندازه ... . اینو هم بگم بعد ها متوجه شدم کینه اییه و خیلی اهل کلاس گذاشتنه و یه سری داستانهای خیالی از خودش در میاره که من خیلی خاطر خواه دارم و .... حقه قشنگی بود .
    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , امنیت در فضای مجازی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۵۸
    • چهارشنبه ۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۰۰

    چطور از شر بازدید از یه سایت غیر اخلاقی خلاص بشم ؟

    سلام به شما خانواده برتری ها

    من یه مشکل جدی چند روزه تو زندگیم به وجود اومده هر کاری از دستم براومده انجام دادم ولی افاقه ای نداشته.

    من خیلی زیاد تو اینترنت جستجو میکنم بدبختانه چند روز پیش سر از یه سایت غیر اخلاقی در اوردم . حالا تو این دو سه روز هر دم وسوسه میشم و میرم سراغ اون سایت و فیلم نگاه میکنم.

    اعصابم به هم ریخته با این وجود که یه دختر سی و دو ساله هم هستم نه سن کمی دارم که بگم شاید جوگیر شدم  و برام تازگی داره مسائل جنسی .

    نه این جور نیس ده بار توبه کردم  از دوست هام کمک گرفتم فایده نداشته حالا از شما عزیزان خواهش میکنم راهکارهایی به من بدهید که این مشکل منو ریشه کن کنه .

    با تشکر از شما

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۵
    • سه شنبه ۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۵

    دیوانه وار پسری رو دوست دارم ولی انگار اون منو نمی بینه

    سلام و مرسی بخاطر زحماتتون
    من یه دختر 17 ساله ام چند وقت دیگه میشم 18 تو یه خانواده ی نسبتا مذهبی (معمولی) بزرگ شدم وضعیت مالی و عاطفی و اینا تو خونمون سرده . اینارو گفتم نگید از این بدبخت بیچاره هاس یا از خونواده های الکیه .
    الان حدود یه سال عاشق یه آقا پسری شدم از لحاظ تحصیلات و ایمان و تیپ خیلی پسر خوبیه بابامم قبولش داره . اما مشکل اینجاس اون طوری رفتار میکنه که انگار اصلا منو نمی بینه .
    تا الان شاید 7 الی 8 بار به بهونه های مختلف نهار و شام با خونوادش اومده باشن خونه ما ولی حتی سلامم بهم نمیده . اونوقت من دیوونه وار دوسش دارم . مامانم هم میدونه دوسش دارم . تازه مامانش کللی منو دوس داره و تحویلم میگیره . اقا تو رو خدا بگید چیکار کنم دیوونه شدم رفت . دلم نمیخواست بگم ولی دیگه پرم از درد و چاره ای ندارم .
    عین اون اقا پسری که بالشو بجا زنش بغل میکرد و اینا ... الان کار منم شده همین . مثه دیوونه ها باهاش حرف میزنم میخندم گریه میکنم درد و دل میکنم بغلش میکنم بعد چشممو باز میکنم میبینم هیچی نیست .
    مغزم آکبند شده رفته دیگه دارم روانی میشم از یه طرف سوای عشق و عاشقی فشار جنسی  زیادی هم رومه . از بچگی تا الان به زور خودمو پاک نگه داشتم حتی دستمم به پسرا نخورده ، ولی دارم دیوونه میشم کمکم کنید تو رو خدا .
    موضوعات مرتبط: جذب خواستگار دلخواه , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۴
    • سه شنبه ۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۰

    پر جنب و جوش بودن دختر نشونه اینه که به بلوغ عقلی نرسیده ؟!

    سلام

    من یه دختر 19 ساله م ، یه رشته خوب تو یکی از بهترین دانشگاه های ایران میخونم کلا خیلی فعالم تو این زمینه ها گیتار میزنم، نقاشی میکنم، عکاسی میکنم.. خانواده خوبیم دارم .

    مشکلم اینه که بیش از حد شیطونم. اصلا نمیتونم اروم باشم ، دیگه موقعی که ارومم یعنی خیلی حالم بده بعد هر کی رو دوسش دارم بیشتر اذیتش میکنم سر به سرش میدارم  خلاصه اشکشو در میارم .

    یعنی از بچگی از سر و کول بابام بالا میرفتم کلا نمیتونم اروم راه برم تو خونه. اما خیلیم زود خجالت میکشم و لپم کاملا سرخ میشه .

    اینا به کنار فوق العاده گرم مزاجم که خیلی سختمه و میگم اگه کیس خوبی باشه ازدواج بکنم . ولی تو همین خانواده برتر خوندم یه اقایی نوشته بود که خانومشون خصوصیات اخلاقی منو دارن اما ایشون ناراضی بودن می گفتن خانومشون به بلوغ فکری نرسیده . الان سر این مسئله خود درگیری پیدا کردم :| با خودم میگم به بلوغ فکری نرسیدم ؟

    بعد با وجود اینکه موقعیت خوبی دارم و فعالم خیلیم توقع ندارم اما خیلی خواستگار ندارم . یعنی تو دانشگاه و جاهایی که میرم بیشتر پیشنهاد دوستی بوده تا ازدواج و این حرفا ، با خودم میگم باید این اخلاقمو عوض کنم اما اصلا نمیشه اذیت میشم خیلیم احساسی و لوسم  .

    دوستام میگن به خاطر این اخلاقاته که خواستگار کم داری ، به نظرتون فقط تلاش کنم عوض کنم این اخلاقامو؟ بیرون از خونه یه خورده کمتره این رفتارا ولی پیش کسایی که دوسشون دارم این اخلاقام شدید میشه .

    کسی هست که از همچین خصوصیاتی خوشش بیاد

    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی پسران برای ازدواج , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۵۷
    • سه شنبه ۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۲۰

    ماجرای دختری که از رسم دختر بینون آسیب دیده

    سلام

    سال نو مبارک

    مرسی که هستید ، واسه ادمایی مثل من که نه کسی رو دارن برای درد و دل نه جراتش رو دارن .

    اول اسفند سال 95 یکی از فامیلای مادرم خبر دادن که میان منو ببینن، من راضی به دختر بینی نبودم اما اونا چون اشنا بودن چیزی نگفتم.

    یک اسفند مامان و خواهرش اومدن منو دیدن و گفتن پسرمون 12 اسفند میاد ، مجددا میایم خدمتتون، 12 روز صبر کردم تا اینکه شب 13 اسفند تشریف اوردن خواستگاری مثلا . اما من و اقا پسر هیچ حرفی نزدیم، مامانش گفت پسرم گفته من مرخصی ندارم خواستگاری رسمی انشاء الله بمونه واسه عید و رفتن .

    از یه طرفم خاله مامانم از قضیه خبر داشته و همه طایفه رو پر کرده یعنی این عید هر جا رفتم بازجویی شدم. روزی صد نفر بهم پی ام میدن چی شد چه خبر شد ؟

    این پسر اولین خاستگاری بود که پدرم اجازه داد بیان خونه اونم رو حساب شناختی که ازشون داشت. حالا من موندم و فکر و خیال اینکه چرا نیومدن دلیلشون چیه ؟

    چرا اگه ناراضی بودن تو این 20 روز یه خبر ندادن ؟ چرا باید از شانس من کل فامیل خبر دار شن ؟ بخدا حالم بده دلم گرفته غرورم خورد شده اعتماد به نفسم نابود شده .

    بخدا دیگه نمیذارم احدی برای دختر بینون بدون اقا زادش پاشو بذاره خونمون و نمی بخشم اون کسی و که باعث شد وقتی هنوز خبری نشده کل فامیل بفهمن .

    موضوعات مرتبط: مسائل اجتماعی روز جامعه , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۵۸
    • سه شنبه ۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    مامانم اجازه نمیده با دوستانم برم بیرون

    سلام

    من 15 سالمه. میبینم همه دوستام با هم میرن بیرون . اما مامانم اجازه نمیده. هر چقدر بهش میگم و اصرار میکنم قبول نمیکنن. من چیکار کنم؟

    هر وقت به مامانم میگم میگه حتما هدفی داری که میخوای تنها بری. به مشاور مدرسه گفتم اشکالی داره آدم تو این سن تنها یا با دوستان بره بیرون؟ مشاور گفت اگه دختر عاقل باشه اشکال نداره. اما من مامانم نمیذاره.

    از هر کلمه و هر جمله ای استفاده کردم اما نمیذاره. یه راهی جلو پام بذارین. دوستام همش بهم میگن چرا نمیای بریم بیرون ؟

    اما من روم نمیشه بگم اینا نمیذارن. من چیکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , جهت اطلاع پدران و مادران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۹۱
    • دوشنبه ۷ فروردين ۹۶ - ۲۱:۲۵

    حدود 4 ساله که پسری ادعا میکنه دوستم داره و میخواد که با هم باشیم

    سلام دوستان
     3-4 سالی هستش که پسر یکی از آشناهامون ادعا میکنه که دوسم داره و میخواد یه مدت با هم باشیم تا رو هم شناخت پیدا کنیم  و ...
    البته تو شهر دیگه ای زندگی میکنن و از طریق زنداییش که من همیشه میبینمش پیغامشو میرسونه. اما هر چقدر من نه میگم، به خرجش نمیره که نمیره. انگاری حریص ترم میشه.
    حتی تا الان 2 بارم خودم با اس بهش گفتم که من اهل دوستی نیستم و تا حالام با هیچ پسری نبودم... ( شرایط ایجاب میکرد که برخلاف میلم جواب اسشو بدم وگرنه اینکارو نمیکردم. ) که بازم از من انکارو از اون اصرار. مستقیم و غیر مستقیم ابراز علاقه میکنه و جملاتی مث دوست دارم و دلم برات تنگ شده و این حرفا رو چندین بار بهم گفته...
    همونطور که گفتم من تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم. راستش وقتی پسرایی رو میبینم یا میشنوم که با دختری دوس میشنو اونو وابسته ی خودشون میکننش و بعدم به امون خدا ولش میکنن، تنهاییم برا لذتبخش تر و دلچسب تر میشه. اما خیلی اوقاتم عذابم میده.
    از یه طرف دیگم به این فکر میکنم که اون بنده خدا چند ساله درگیر منو عقایدمه و سعی داره بهم بفهمونه که همه ی پسرا مث هم نیستن.
    اما خب چیکار کنم؟ چشمم ترسیده بخدا. دوس ندارم با احساساتم بازی بشه... تو دو راهی بدی گیر کردم. خیلی وقتا نیاز به درد دل داشتم و نتونستم خودمو تخلیه کنم. یا نیاز به یه هم صحبتی داشتم، اما کسیو پیدا نکردم، اونوقت درد و با تموم وجودم حس کردم.. مخصوصا منی که ادم فوق العاده توداری هستم...
    مسلما هر انسانی گفتگو با جنس مخالف واسش شیرینتره و بیشتر به دلش میشینه..اما بازم از عواقبش میترسم. این که اگه روزی دوستیمون بهم خورد ذهنم درگیر نباشه و از وابستگی ای که طبیعتا پیش میاد عذاب نکشم. یا حتی خونواده هامون بفهمن و کلی دلایل دیگه ...
    نمیدونم چیکار کنم. تو رو خدا سرزنش و بحث دینی رو کنار بذارین. الان فقط راهکار میخوام..
    ممنون..
    موضوعات مرتبط: دوستی به قصد ازدواج , خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۶
    • شنبه ۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۳۰

    چطور نسبت به جنس مخالف بی میل بشم ؟

    سلام

    حس نیاز به ازدواج تو من زنده شده شدید. کسی کنارم هست که باهاش ارتباط تلفنی و از طریق تلگرام دارم . راستش چند وقت پیش کسی باعث شد نسبت به جنس مخالف خودم خیلی وابسته بشم .

    تا حالا هیچ رابطه ای با پسر نداشتم چون اهلش نیستم. حالا چطور از این وابستگی و تنهایی راحت شم و نسبت به جنس مخالف بی میل .

    نمیخوام با حرفاشون تحت تاثیر قرار بگیرم و فکرای بچگانه کنم.

    ممنون میشم کمکم کنین

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۴۶
    • شنبه ۵ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۶

    برو بالا