خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۷۰۵ مطلب با موضوع «مسائل اعتقادی» ثبت شده است

اصول آموزش دادن مسائل جنسی

سلام

آموزش دادن مسائل جنسی مثل هر آموزش دیگه ای اصولی رو داره که باید اون ها رو رعایت کرد.

اصلی مثل حیا توی این قضیه پررنگ تر میشه..

الگوی ما در حیا هم باید خداوند باشه..

ببینید خداوند وقتی می خواد داستان حضرت یوسف رو تعریف کنه چقدر بسته این ها رو توضیح می ده.

یا وقتی از واژه ی "عورت "استفاده می کنه.

واژه ی "عورت" در واقع به معنای چشمیه که بینایی خودش رو از دست داده.

بعدا هم در مورد چیزهایی به کار رفته که نباید دیده بشه و آشکار شدن اون مایه ی شرمه.

این واژه رو خداوند به صورت کنایه بکار برده و بعدا در اثر تکرار زیاد معنای امروزیش رو گرفته.

("حیا" این مطالب رو از کتاب نوشته ی امیرحسین بانکی پور فرد خوندم)

 

خدایی نکرده نمی خوام بگم کسی این جا حیا رو نادیده می گیره و منظور بدی داره.

مطمئنا هدف اکثرشما برطرف کردن مشکلات دیگرانه ونیتتون خیره.

اما باید در آموزش دادن سعی کرد که تحریک کنندگی به حداقل برسه..

این که فکر کنید یک زن یا مرد متاهل از خوندن کامنت هایی که خیلی بی پرده همه چی رو توضیح دادن هرگز تحریک نمیشه کاملا اشتباهه..

توضیح دادن زیاد و گفتن جملاتی که لزومی نداره  و ربط دادن موضوع به خود،  بیشتر متن رو شبیه قصه ی س.ک .س.ی  می کنه و نه تنها ثواب نداره ، بلکه گناه هم داره.

حتی به نظر من گاهی اوقات این نظرات که می تونست مفید باشه ،باعث وارد شدن  ضربه ای هر چند کوچک به زندگی برخی متاهل ها میشه.

وقتی یک خانم یا آقا ، در مورد مسائل شخصی ِ خودش ، خیلی واضح توضیح می ده ،

ممکنه فردِ خواننده که در مسائل زندگی به درک بالایی نرسیده ،رابطه ی خودش رو با رابطه ای که شخص نویسنده در مورد خودش توضیح داده مقایسه کنه و باعث نارضایتی ش بشه

و فکر نمی کنم  این هدفِ "خانواده ی برتر "باشه!

پس لطفا وقتی کامنت می ذارید قبل از ارسال  یک بار اونو از دید یک جنس مخالف بخونید و اگه به نظرتون مشکلی داشت ویرایشش کنید.

با تشکر

موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۸۳
    • جمعه ۳۱ مرداد ۹۳ - ۱۰:۳۹

    خدایی که zdf دارد

    از دوستان می خوام خواهش کنم که احساسی جواب ندید و بر اساس عقل بگید تا من قانع بشم

    خدایی که من دارم

    خدایی است عصبانی 

    خدایی است که در کتابش بار ها و بارها من را می ترساند و به من هشدار می دهد

    خدایی است که امیال قدرتمندی را در من می گذارد که رفع ان امیال را خط قرمز خود قرار داده

    خدایی  است که من را در سخت ترین دوره ی تاریخ به دنیا اورده بدون هیچ راهنمایی

    خدایی است که دین منتخبش دینی است غم زده 

    دینی است که شادی در ان جایی ندارد و مدام باید احساس شرمندگی کنم

    خدای من خدایی است که هر لحظه که می بیند خوشحالم حالم را می گیرد گویی نمی خواد من خوش حال باشم

    خدای من خدایی است که هر وقت می بیند که با اشک سر بر بالین می گذار خوش حاله خوش حال است

    اری این است خدای من. 

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۳۲
    • دوشنبه ۲۷ مرداد ۹۳ - ۱۲:۲۳

    به خاطر فوت دوستم روحیه خوبی ندارم

    زهرا :

    سلام چند وقتیه که یکی از دوستانم رو تو یه حادثه ای از دست دادم فقط 20 سالش بود 

    هم دوره ی دبیرستانم. روحیه ی الانم اصلا خوب نیست هنوز نتونستم باور کنم حتی نمیتونم گریه کنم با توجه به این که تا چتد وقت دیگه کلاس ها شروع میشه و من باید برم شهر دیگه .

    تصمیم گرفتم به خودم بیام ولی نمیدونم چه جوری . میشه اگه این جا کسی کتابی برای آرامش و بهبود روحیه میشناسه معرفی کنه.


    پاسخ :

    سلام

    طبیعتا نمیشه مرگ یه عزیزی رو به طور کامل فراموش کرد . چیزی که شما احتیاج دارید گذر زمان هستش . گذر زمان کم کم شما رو آرومتر می کنه . 

    یه نگاهی به کسانی که مثلا پدر یا مادر از دست دادند بندازید . همون کسی که اوایل فوت عزیزش مدام غش می کرد . بعد از مدتی می بینید که داره می خنده . این خنده از بی مهری اون نیست . طبیعت دنیا همینه .

    اگه بخوایم معنوی تر به موضوع نگاه کنیم ، دوست شما الان داره در یه دنیای دیگه زندگی می کنه . شاید شما اون رو نبینید و از احوالش بی خبر باشید ولی احادیث و روایت میگن که اون می تونه از حال شما مطلع بشه . خوشحالی شما اون رو خوشحال می کنه ، ناراحتی و غم شما اون رو غمگین می کنه . پس بهتره برای آرامش اون هر چه زودتر به زندگی عادی برگردید . 

    اون الان دستش از این دنیا کوتاه شده . به یه چیزهایی احتیاج داره که شما می تونید بهش بدید و خوشحالش کنید . بهتر نیست به جای گریه کردن که سودی براش نداره ، کارهای مثبتی براش بکنید ؟

    ببینید روزه یا نماز قضا نداره ؟ به کسی بدهکار نیست ؟ کسی از دستش ناراحت نیست ؟ ... ؟ . به جای غصه خوردن کمبود هایی که اون طرف داره رو جبران کنید . 

    قرار نیست که هیچ وقت اون رو نبینید . بالاخره روزی که ممکنه همین فردا باشه دست در دستش بذارید . مرگ دوست تون یه هشدار برای ما و مخصوصا شماست . آیا خودمون رو آماده کردیم ؟

    جهت شادی روح اموات صلوات

    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۰۴
    • يكشنبه ۲۶ مرداد ۹۳ - ۰۹:۲۵

    بغل کردن برادر 20 ساله عیبی داره ؟

    سلام من دختری 17 ساله هستم می خواستم بدونم بغل کردن برادر عیبی داره یا نه من برادرم 20 سالشه رابطه ما خیلی عالی و عاطفیه دادشم خیلی مهربونه بهترین دادش دنیاست همیشه بغلش می کنم می بوسمش ولی جدیدا دادشم اجازه نمی ده بغلش کنم و فقط  پیشونیمو می بوسه و میگه دیگه بزرگ شدی نمی تونم بغلت کنم گناهه سوال من اینه مگه آقایون از بغل کردن و دیدن محارم تحریک می شند که داداشم دیگه اجازه نمیده بغلش کنم دادشم خیلی پسر پاکیه اصلا ازون پسرا نیست سال ها اتاقمون یکی بود یک جا می خوابیدیم .


    پاسخ :

    سلام

    اگه به دهن غریزه ی جنسی افساری زده نشه محرم و نامحرم سرش نمیشه . در برخورد با غریزه ی جنسی همیشه باید شلاق رو بالا نگه داشت . با کوچکترین انحراف باید شلاق تون رو تو سرش بزنید تا دوباره به مسیر درست برگرده . اگه سهل انگاری کنید با پنبه سرتون رو می بره و شما رو به ته دره بی آبرویی می فرسته . شک نکنید . 

    با توصیفی که از برادرتون کردید به پاکی اون اعتقاد دارم . شنیدید که میگن پیشگیری بهتر از درمانه ؟ الان برادرتون داره پیشگیری می کنه . نمیشه گفت تحریک میشه یا نه . شاید ترسش اینه که شما تحریک بشید . 

    به هر حال بهتره که به دستور دین عمل کنیم . رفتار جدیدی که برادرتون با شما داره دستور دین هستش . پیامبر گرامی ما می فرمایند : هر وقت یکی از محارم شما به سن تکلیف رسید ، میان دو چشم یا سرش رو ببوسد و از بوسیدن صورت و دهان پرهیز کند . ( متن کامل حدیث در میزان الحکمه حدیث 16282 )

    موفق باشید



    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۱۵۹
    • يكشنبه ۲۶ مرداد ۹۳ - ۰۹:۱۶

    یه راهکار و یا یه انگیزه قوی میخوام که بتونم نمازخوان بشم

    سلام

    من یه دختر محجبه هستم. ینی حتی یه تار موهام رو تاحالا نامحرم ندیده به طوریکه تو اقوام زیبایی حجاب من معروفه. مانتویی هستم و همه مانتو هام شیک و سنگین هست.روزه هم میگیرم.اما در خوندن نماز سهل انگار هستم.و این برگرده به یه خاطره از کودکیم که بعد از اون به نخوندنش عادت کردم.خیلی عذاب وجدان میگیرم.احساس میکنم که با نماز نخوندن فرقی با بد حجابا و یا بی حجابا پیش خدا ندارم.

    تا حالا خدا خیلی بهم تو همه مراحل زندگی لطف داشته به طوریکه اکثرا بهم میگن خدا تو رو خیلی دوست داره.ولی خودم احساس میکنم خدا داره جواب کاری خوبمو همین دنیا بهم میده که اون دنیا یه راست برم جهنم.تا حالا خیلی تلاش کردم مثلا تا یه ماه میخونم اما بعدش...راستی تو یه خانواده نماز خون هم بزرگ شدم.و بقیه کار های که گفتم مثل حجاب و...اصلا به اجبار نبوده و با علاقه انجام میدم.یه راهکار و یا یه انگیزه قوی میخوام که بتونم نمازخوان بشم.

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۳۶
    • يكشنبه ۲۶ مرداد ۹۳ - ۰۸:۵۳

    چطوری قانعش کنم که چادر بپوشه ؟

    سلام

    من مدتیه با همسر ایندم مشکل پیدا کردم اونم اینه که مانتو کوتاه میپوشه و بعضی وقتا شالش میره عقب و حواسش نیست تذکر هم میدم تو گوشش نمیره نماز هم میخونه اما بعضی وقتا،مخصوصا نماز صبح هم که دیگه اصلا، دلم میخواد چادر بپوشه اما میگه سختمه البته فک کنم از ترس دوستانش اینکارو نمیکه میترسه مسخره ش کنن باطنن دختر خوبیه چه راه کار هایی پیشنهاد میکنین بهم که به چادری بودنش قانعش کنم و نمازشو کامل بخونه؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۶۴
    • شنبه ۲۵ مرداد ۹۳ - ۰۱:۲۵

    فرق من که چادریم با اونی که راحت میگرده چیه ؟

    سلام 

    من چادری ام .چادر سرم میکنم .اساسی چادر سرم میکنم ..بدون ساق دست هرگز نمیرم بیرون..ولی اینروزا هوا خیییلی گرمه..ناراحتم .چادرم خیلی تو دست و پامه .بعضی ازین مانتویی هارو میبینما با خودم میگم ببین چه راحته ..دانشجویم.کتاب و جزوه و وسایلام تو دستم چادرمم باید مرتب نگه دارم...بدترش همین هوا گرمیه.میپزم .زمستوناهم همچین خوب نیستا .پالتو زیرش میپوشم خییلی اذیتم. با خودم میگم یعنی خدا بعدا فرقی بین منو واونی که چادر سرش نکرد میذاره ؟؟؟؟؟؟ لابد الان همتون میگید این دور و زمونه چادری ها از همه خراب ترن آدم باید دلش صاف باشه..ولی یه چیزی بگم من از خدا خییلی خجالت میکشم همین خجالتم جلوی خییلی از گناهانی که به فکرم رسیده رو گرفته نمونش همین حجابم...اما میخام بدونم فرق من بعدا با اونایی که چادر سرشون نکردن و راحت رفت و آمد کردن چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۰۶۳
    • شنبه ۲۵ مرداد ۹۳ - ۰۱:۰۵

    از خدا طلب بخشش و مغفرت کردم یعنی میپذیره ؟

    سلام

    من الان نزدیک چند ماهی میشه که خود ارضایی رو ترک کردم و نماز خون شدم و از خدا طلب بخشش و مغفرت کردم یعنی میپذیره ؟ واقعا متشکرم از شما 

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۲۹
    • چهارشنبه ۲۲ مرداد ۹۳ - ۱۶:۳۲

    چرا خوش حجابی ! به خانم ها آموزش داده نمی شه ؟

    ریحان :

    من فکر می کنم یکی از علل بدحجابی اینه که  خوش حجابی !  به خانم ها آموزش داده نمی شه.

    بهشون یاد داده نمیشه که چطوری هم محجبه باشن و هم خوشتیپ!

    چون نسل الان بیشتر به دنبال زیبایی هست خیلی ها از حجاب کامل فراری میشن.

    من خودم محجبه م (غیر چادری) ولی قبلا واقعا نمی دونستم یک روسری چهار گوش رو چطوری بپوشم، چون وقتی گره داده میشه روی بدن رو نمی پوشه. (آیه قرآنی درباره ی پوشش سر و گردن و ... هست)

    پس ، جلوی مهمون نامحرم مقنعه سرم می کردم و ازین بابت کلی حرف می شنیدم !!

    الان تقریبا می دونم که چطوری هم محجبه باشم هم خوشتیپ و اینو از دیگران هم میشنوم.

     

    یکی دیگه از عللش اینه که  لباس مناسب توی بازار خیلی کمه!

    پیدا کردن ی روسری نسبتا بزرگ کار خیلی سختیه.

    همینطور مانتو های مناسب.

    من مانتو هام رو از ی شهر می خرم ، شلوار لی م رو از ی شهر دیگه!

    چون توی شهرمون مانتوی مناسب و زیبا و شلوار جین ساده و آزاد پیدا نمیشه!!

     

    ای کاش ! توی فضای مجازی و تلویزیون ، نحوه ی زیبا محجبه بودن رو نشون می دادن!

    که خانم هایی که دلیل بدحجابی شون ، میل به خوش تیپ بودنه  و دلیل دیگه ای ندارن ! به جمع خوش حجاب ها اضافه می شدن.

    در وصف حجاب و چادر مقاله زیاد نوشته شده،سخنرانی زیاد شده ، حتی شعر هم سروده شده.

    اما به نظرم توی ایران تا الان کسی نقشه ی راه رو نشون نداده!

    به خانم های بدحجاب اول باید نحوه ی زیبا محجبه بودن با مانتو رو آموزش داد .برای این کار لازمه که طرفداران چادر ، با این موضوع با تعصب برخورد نکنند!! که چرا مانتویی بودن رو به عنوان حجاب تبلیغ می کنید! یک مانتویی خوش حجاب بالاخره بهتر از مانتویی ِ بدحجابه!! چون از یک فرد بد حجاب نمیشه توقع داشت  یک شبه چادر به سر کنه !

    مثل اتفاقی که در سال های گذشته به صورت خود جوش توسط خودِ مردم شکل گرفت و الان کجا هستن اون مادرهای چادری با حجاب ِ 100درصد کامل ِ 40 -50 ساله؟؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۷۷
    • چهارشنبه ۱۵ مرداد ۹۳ - ۱۷:۵۲

    چیکار کنم که بتونم خودمو کنترل کنم ؟

    من یه دختر تحصیل کرده ام 27 سالمه و تحصیلات عالیه دارم. من از لحاظ جنسی خیلی خیلی گرمم و همین شده مایه همه دردسرهام. خواستگار دارم اما خب موردی که خانوادم و خودمم بپسندیم نبوده تا حالا. البته بیشتر خواستگارای من از دانشگاهند و خانوادمم مخالف ازدواج من با دانشجواند.

    حوالی دی ماه بود که با یه آقایی از طریق نت خیلی اتفاقی آشنا شدم اولش فکر کردم ایشون مذهبی اند و من هم تا قبل از ایشون اصلا تجربه رابطه نتی نداشتم و با هیچ پسری ارتباط نداشتم. خوب هردومون دور از خانواده بودیم اکثر شبها ان می شد و حرف میزدیم..تا اینکه چت ما تصویری شد و من بی روسری جلوشون ظاهر شدم.

    نمی دونم چم شده بود اما مسخ شده بودم انگار ..این ارتباط نزدیک تر شد تا از من درخواست کرد بالاتنه مو ببینه و من احمق قبول کردم دروغ چرا برام لذتبخش بود از بدنم تعریف میکرد من استیل خیلی خوبی دارم با حرفاش واقعا تحریکم میکرد و به من لذت میداد اما اینقدر بعدش حس گناه میکردم که حاضر بودم بمیرم..تو یکی از همین شبها متوجه شدم متاهله این اقا 

    دنیا رو سرم آوار شد بهش گفتم من غلط کردم اقا برید گفتش بیا محرم شیم.آرومت میکنم نمیذارم به بکارتت آسیب برسه اما کاری میکنم که تو بغلم آروم شی ..بذار منم آروم شم خانومم سرده الانم که کنارم نیست..

    من واقعا از تحمل کردن این غریزه خسته شده بودم قبول کردم که محرم شیم اما از اونجایی که خدا میخواست ما تو دوتا شهر خیلی دور از هم بودیم و نشد من برم پیشش..

    خانومش بعد یه مدت اومد پیشش و ارتباط ما کم شد..ولش کردم ازش حلالیت خواستم و توبه کردم اما به یه هفته نکشیده برمیگشت و میگفت نمی تونم ازت چشم بپوشم و منم دوباره رامش میشدم.

    تو ماه رمضون اومدم توبه کردم گفتم خدایا میدونی من خیلی دوسش دارم اما بخاطر تو دل میکنم ازش ..شبا تو تختم فقط زار میزدم حالم از خودم بهم میخورد و همچنان حس میکنم  آدم تهوع اوری هستم. من تجربه هیچ ارتباطی رو با نامحرم نداشتم بخاطر همین وابسته اش شدم شماره همو داریم..تو ایمیلم بلاکش کردم که حتی نتونه ایمیل بده بهم زنگ زد گفت کجایی چرا خبری ازت نیست...میپیچوندمش و جوابشو سر به هوا میدادم.

    همیشه آرزو داشتم همسری پاک نصیبم شه چون واقعا پاک بودم ..همیشه میگفتم باید خودمو کنترل کنم  از سهم همسرم ندزدم باید بذارم همه لذت رو با اون تجربه کنم. اما الان ببینید به چه روزی افتادم 

    شبا همش تو فکر رابطه جنسی ام..خودارضایی نمیکنم اما تمام فکرم شده همین مسئله

    دوباره این پسره برگشته ..خانوادم رو دیدگاهشون مصر هستند و همچنان حاضر به کوتاه اومدن از معیارهاشون نیستند

    من هر شب تو عذابم و شرمسار از خدا..حس میکنم لیاقت یه همسر پاک رو ندارم..زیبایی مو یکی غیر همسرم دیده...صدای لذت یکی دیگه رو شنیدم وقت دیدن بدنم...

    من یه ادم نفرت انگیزم که لایق یکی شکل خودمم یکی که ظاهرش بغایت مذهبی باشه اما باطنش نه..

    دوستام یکی یکی ازدواج میکنند و من افسرده تر از دیروز میشم..خدا عادله کارش رو حساب کتابه نمیاد همینطوری یه ناپاک رو قسمت یه ادم پاک کنه...یه زمانی وقتی کسی میگفت اگه شوهرم بپرسه قبل من با کسی ارتباط داشتی با خودم میگفتم مگه میشه ادم با کسی غیر شوهرش حتی قبل ازدواج ارتباط داشته باشه ..چه سوال مسخره ای..معلومه ادم باید خودشو نگه داره...

    اما الان دلم میلرزه درسته ارتباط من کاملا نتی بود حتی یه بار هم همو ندیدیم از نزدیک اما نفس عمل که فرق نمیکنه..

    حس میکنم تنهایی سرنوشت محتوم منه و باید باهاش کنار بیام..من لعنتی خاک بر سر نمی دونم با این میل جنسی ام چیکار کنم چرا آخه باید من اینقدر گرم باشم چرا باید اینقدر تو عذاب باشم

    بهم بگید چطور از شر اون اقائه راحت شم..امروز دوباره ایمیلشو باز کردم نیم ساعت نشده بهم پیام داد بیا چت اما خداروشکر نتونست بیاد خودش

    چیکار کنم که بتونم هم خودمو کنترل کنم هم بتونم توبه کنم یه توبه نصوح ؟

    (باید بگم اصلا اهل داستانها و فیلم ها و عکس های مستهجن نیستم ..به روابط زناشویی دوستام اصلا دقیق نمیشم حتی اگر بحثش پیش بیاد میرم بیرون یا اینقدر سرخ میشم که خودشون تمومش میکنند و همیشه میگند فلانی خیلی خجالتیه تو این مسائل)

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی , مسائل دختران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۴۸
    • دوشنبه ۱۳ مرداد ۹۳ - ۲۲:۳۳

    دست بالای حجاب برتر !

    این عکس ها در حرم امام زاده صالح واقع در شمال شرق تهران گرفته شده . یکی از قوانین ورود به اماکن متبرکه چادر پوشیدن هستش . یک عکاس در اقدامی جالب ، از برخی خانم ها که چادر نداشتند خواهش کرده که قبل و بعد از چادر سر کردن ، از اونا عکس بگیره . نتیجه رو ببینید :






















    مشاهده ی بقیه ی عکس ها در ادامه مطلب

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۲۷
    • دوشنبه ۱۳ مرداد ۹۳ - ۱۴:۰۷

    یک دلیل منطقی برای بد حجابی خودتون بفرمایید

    سلام لطفا خانم های غیر محجبه جواب بدن یا شوهر ها و برادر ها شون:

    یک دلیل منطقی برای بی حجابی خودتون بفرمایید

    لطفا جوابهای کلیشه ای مثل آزادی و اینا رو نگید گفتم منطقی

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۹۳۰
    • دوشنبه ۱۳ مرداد ۹۳ - ۱۱:۳۰

    فاصله بین نماز ها

    سوالم در مورد نماز هایی هست که هر روز می خونیم می خواستم بدونم برای نماز های عصر و عشاء که ما این هارو ببلافاصله بعد از نماز های ظهر و مغرب می خونیم اینکه هنوز موقع عصر یا عشاء نیست که ما اون ها رو می خونیم آیا این درسته؟مثل این می مونه که بیاییم نماز صبح رو قبل از اذان صبح بخونیم.من داخله یکی از کشور های عربی می دیدم که بعد از نماز ظهر می رن سرکار بعد وقتی عصر شد نماز عصر می خوندن برا نماز عشاء هم همین طور بود  و کلا در یک شبانه روز 5 بار به مسجد می رفتن در صورتی که داخله ایران 3 بار می رن می خواستم حالا بدونم حالا این دو تا نماز ها قبول هست یا نه؟؟؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۷
    • جمعه ۱۰ مرداد ۹۳ - ۰۰:۲۹

    به خاطر خور خور شوهرم در یه اتاق دیگه می خوابم

    سلام

    من با مشکلی مواجه هستم که نمی تونم شب پیش شوهرم بخوابم چون خوابم خیلی سبکه با کمترین صدابیدارم و شوهرم خور خور میکنه در اتاق جدا می خوابم آیا گناه می کنم؟ میدونم دست خودش نیست آخه منم اذیت میشم راه حلی هست؟

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۴۲
    • سه شنبه ۷ مرداد ۹۳ - ۰۸:۲۷

    آیا پزشک با دیدن اندام من تحریک میشه ؟

    بعضی از آقایون به خاطر شرایط شغلیشون (آقایون پزشک رادیولوژی سونوگرافی و...) ممکنه قسمتی از بدن خانمها رو برهنه ببینند. مثلا چند وقت پیش به خاطر شرایط درمانی یکی از پزشکان که جوان هم بودن بالا تنه منو بصورت برهنه در دو سه جلسه دیدن من که خیلی خجالت میکشیدم چون تا حالا کسی منو تو اون وضعیت ندیده بود.حالا سوال من اینه که ممکنه با دیدن من تحریک شده باشه.چون من برای اد امه درمان قراره پیشش برم ممکنه منو با یه دید دیگه ای نگاه کنه ؟؟ به نظرتون من باید چیکار کنم؟؟


    پاسخ :

    سلام

    بستگی داره با چه دیدی نگاه کنه . معمولا پزشکان ، امداگران و برخی از افراد عادی ، این قدرت رو دارن که نگاه کنن ولی تحریک نشن . 

    بستگی داره زمانی که نگاه می کنه ، چی توی مغزش در جریانه . پزشک معمولا به درمان فکر می کنه . امدادگر به نجات فکر می کنه و ... . همین پزشک و امدادگر وقتی خونه میرن ، نوع نگاهشون رو تغییر میدن !

    پس یه پزشک با اخلاق با دیدن اندام شما ، به درمان تون فکر می کنه ، در نتیجه تحریک نمیشه . 

    موفق باشید

    موضوعات مرتبط: مسائل اعتقادی ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۴۴
    • يكشنبه ۵ مرداد ۹۳ - ۰۰:۲۳