خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

۳۰۵ مطلب با موضوع «مسائل اجتماعی روز جامعه» ثبت شده است

عامل علاقمندی بعضی از دختران به ستارگان سینما ، ورزش و ... چیه ؟

سلام عرض میکنم به همه ی کاربرای محترم خانواده برتر  و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در ماه مبارک رمضان ...

خب یه راست میرم سر اصل مطلب ، میخوام نظرتون رو درباره یک مسئله ای که خیلی وقته ذهنم رو درگیر کرده بدونم، که چرا عده ای از دختران جوان علاقه و شیفته به ستارگان  فلان بازیگر و فلان خواننده خصوصا فوتبالیست مشهور کریستیانو رونالدو هستن، دلیلش چیه؟

آیا برای جذابیت چهره، اندام و ... خود فوتبالیست هست یا محبوب بودنش!  پس چرا روانشناسان میگن دختران بصری نیستن، سمعی هستن ... . خواستم اینجا از کاربران محترم بپرسم، چنین تفکراتی که دختران شیفته ستارگان هستن، نظرشون چیه ؟

ممنون میشم از همه خواهران و برادران نظراتشون رو بگن...


موضوعات مرتبط :
مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • ۲۶۳۷ بازدید
    • جمعه ۱۲ خرداد ۹۶ - ۲۳:۴۹

    بهترین درسی که در عمرتون گرفتید چی بوده ؟

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    طاعات و عبادات قبول باشه..

    سوالی که میخوام مطرح کنم شاید عجیب بنظر بیاد..

    شاید بگین چقد مزخرف و الکی..

    یا بگین اقای نجفی چرا این پستو تایید کردید

    ولی برای من جالبه و با ارزشه پس خیلی صریح و بدون مقدمه سوالمو میپرسم..

    چکیده شما از زندگی تو n سال زندگیتون چی بوده!؟

    بهترین درسی که از ادمای اطرافیانتان یا توی سختی یاد گرفتید چی بوده!؟

    از اشتباهاتون چه درسی بزرگی گرفتید!؟

    بشین فکر کن با تامل جوابمو بده

    امیدوارم منظورم رو رسونده باشم!

    التماس دعا


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱۱ نظر
    • ۳۵۹۹ بازدید
    • جمعه ۱۲ خرداد ۹۶ - ۰۰:۳۱

    پیشرفت نکردن به خاطر از این شاخه به اون شاخه پریدن

    سلام به همه

    وقت دوستان گرفته نشه میرم سر اصل مطلب و سوال:
    همه ما میدونیم به هر شغل و رشته ای علاقه داشته باشیم و روی همون هدف ( شغل ، درس ، ورزش ) تمرکز کنیم و فقط بخش مادی هدف رو نبینیم پیشرفت میکنیم...

    حالا اگه از سن پایین روی همون کار یا درس تمرکز کنیم و همونو ادامه بدیم قطعا ادم موفق میشیم یا ادم خیلی معروف و مشهور اگه هم از این شاخه و به اون شاخه بپریم به هیچ جایی نمیرسیم مثل من و خیلی های دیگه...

    وقتی سن رفت بالای 20 خیلی ها از تو انتظار دارن پول در بیاری و روی پای خودت وایسی حالا اگه خانواده فقیری باشیم که اوضاع حساس تر میشه...

    کلا این مطلبم درباره از این شاخه به اون شاخه پریدن و تمرکز نکردن روی کاری هست، حالا میتونه هر چی باشه و اینجا میخوایم دلایل این سردرگمی و بی هدفی و سرگردان بودنمون رو پیدا کنیم که بیشتر مربوط میشه به فکر و روان ادم که نتونسته تو این قسمت که شاید بزرگترین و اصلی ترین بخش زندگیه هر کسی هست خوب عمل کنه...

    مثلا خود من پسری هستم بیست و چند ساله که خیلی شغل هارو امتحان کردم و توی هر کدوم فقط چند ماه دوام اوردم و توی تحصیلات هم همینجور ...

    شاید این قضیه خیلی ها رو آزار بده ، وقتی ببینی همسن و سالات و از تو کوچکتر به جایگاه های خوبی تو جامعه رسیدن مثل بعضی فوتبالیست ها، خواننده ها، دانشجوها ،خیلی هاشون هنوز 25 سالشونم نشده که سالانه میلیون ها یورو درامد دارن و تعداد انگشت شماری هم نیستن!!

    یا خیلی های دیگه هستن با درامد کم اما اینده شغلی شون تضمین شدس یا پیشرفتهای بزرگی در انتظارشونه ...

    اینا همه هدف داشتن، تونستن تو تخصصشون متمرکز بشن شایدم اصلا هدف خاصی نداشتن ولی یه جا بند شدن و از این شاخه ب اون شاخه نپریدن اما تونستن پیشرفت کنند . ولی بعضیا مثل من با اینکه سنمون بالا رفته اما هیچ پیشرفتی تو زندگیمون نکردیم .

    دلیل این سردرگمی چی میتونه باشه؟ چرا نمیتونیم رو هدفی تمرکز کنیم ؟ چرا وقتی وارد کاری میشیم احساس میکنیم از یه جاهای دیگه عقب موندیم؟ و اونو ول میکنیم...!

    هر کی هر چی میدونه بگه .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹ نظر
    • ۵۷۰ بازدید
    • چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶ - ۲۲:۵۰

    معرفی آموزشگاه زبان خوب در اصفهان

    سلام

    دوستان اصفهانی یه اموزشگاه زبان خوب تو اصفهان معرفی کنید .

    خواهشا کارمندای اموزشگاه ها نیان زیر این پست از اموزشگاه تعریف و تمجدید الکی بکنن . بعضی اموزشگاهام قیمتای نجومی دارن ادم بخواد از این اموزشگاه ها فارغ التحصیل بشه ده پونزده تومنو خیلی راحت باید خرج کنه . حالا هر کی تجربه ای داره بگه . یه اموزشگاه خوب  با قیمت مناسب .

    خواهشا اموزشگاه داران تبلیغ نکنن


    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • ۱۰۴۰ بازدید
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۳:۰۷

    در کل نباید تو چشم مردم بود ، موافقید یا مخالف ؟

    سلام عزیزان

    عواقب و امتیازات در معرض قرار گرفتن نگاه اطرافیان و جلب توجه با تشریفات و شیک پوشی ؟؟

    درباره یک موضوعی دوست دارم حرف بزنم و نظر شما رو هم بدونم .

    من افرادی رو دیدم که بسیار وضع مالی خوبی دارن اما خیلی از داشته هاشون رو نشون نمیدن یا اینکه جلب توجه نمیکنن و در واقع نمیخوان کسی متوجه بشه از چشم خوردن واهمه دارن یا اینکه نمیخوان بر سر زبون دیگران بیفتند که اونم عواقب خودشو داره شما اینکارو قبول دارید یا دلیل اصلی این مسائل براتون موجه هست و اونا رو افراد موفق میدونید .

    من یک دورانی فکر میکردم که در شهرستان ها این فرهنگ بیشتره اما الان دیدم یک بازیگر هم زیاد لباس شیک و ماشین مدل بالا داشته باشه قضاوت و حسادت های زیادی بهش میشه چون ایران کشور توسعه یافته و ثروتمندی نیست به گمانم درست نیست که افراد خودشان رو زیاد به معرض دید بذارن .

    خنده داره اما افراد پولدار شیک پوشی و تشریفات ظاهری ندارن خودشون رو نشون نمیدن ولی افراد طبقه متوسط رو به پایین خیلی در مراسم ها و محافل شیک پوشی و اغراق دارن از طلا تا لباس و آرایش من متوجه نمیشم اگر به زخم چشم و عدم جلب توجه ست پس چرا طبقه متوسط مراقب نیستند افراد مرفه ای که همیشه موفق بودند کسانی بودن که در محافل جمعی انگشت نما نبودند ولی در محفل خصوصی بهترین سفر و امکانات رو داشتند .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • ۱۳۹۵ بازدید
    • سه شنبه ۹ خرداد ۹۶ - ۲۳:۰۲

    کجا میشه از دستمزد بالای پزشکان شکایت کرد ؟

    دوستان سلام

    اگر یه کارگر دندونش خراب بشه و لازم به عصب کشی داشته باشه. به نظر شما باید چکار کنه؟ دندونش رو بکشه بندازه دور یا تقریبا نصف حقوق ماهانشو بده دندانپزشک تا معالجه بشه و تا آخر ماه باید با نصف حقوقش زندگی کنه. اونم با دو تا بچه!

    تازه دندونش طوری است که اگر بخواهد دندونشو بکشه، دکتر میگه: لازم به عمل داره تا بیرونش بیارم.

    حالا اگر بخواد از دست مزد بالای پزشکان شکایت کنه، باید به کجا مراجعه کنه؟
    ای خداااا


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه سوالات حقوقی

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۰ نظر
    • ۱۵۱۲ بازدید
    • چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۱۴

    مخالفت با حضور همسر در شبکه های اجتماعی به خاطر حضور مردان هرزه

    آیا ذات پیشنهاد نامناسب بعضی مردها دلیل می شود برای مخالفت با حضور همسر در شبکه های اجتمای؟

    سلام کاربران أرجمند

    بنده سعید کرمی یکی از شریط ازدواجم بنده در آینده این است که همسرم نباید عضو گروه های شبکه أجتماعی بویژه تلگرام شود. البته خود بنده هم در مثلا تلگرام عضو هستم اما خدا گواهه گروه هایی نمیرم که خانمها توش هستند و تنها برای ضرورت ضروت در تلگرام خواهم بود بنده بجز یکی دو تا گروه که اونم ضروری ضروریه تازه اونم همکلاسی های دوران ارشد هست برای خبر نمره و استاد و... بعد مدرک گرفتن هم از گروه میام بیرون. تازه اونم مجردم وگرنه متأهل بودم نمی رفتم توی اون گروه.

    البته همسرم از شبکه های اجتماعی البته می تواند استفاده کند برای احوال پرسی خانوادش یا و اینکه با دوستان خانمش در ارتباط باشه اما اینکه در گروه هایی عضو شود که آقایان در آن هستند برام پسندیده نیست نه اینکه به همسرم شک داشته باشم بلکه از این ناراحتم که در اونجا افرادی ( نه همه ) هستند بدون اطلاع دقیق از اخلاق طرف و اینکه متأهله  از راه آزمون و خطا میان پیشنهاد دوستی یا پیشنهاد های نامناسب می دهند به خانمها.

    درسته خانم اگر مورد اعتماد باشه پاسخ طرف را نمی دهد یا پاسخ دندان شکن می دهد به طرف اما قضیه به این سادگی ها نیست...

    اولا احتمال اینکه سر انجام در برابر یکی ازین پیشنهادها وسوسه شود وجود داد چون هم نفس انسان تنوع طلبه (گاهی نه همیشه) هم شیطان خیلی خیلی قدرتمنده مگر کسی که خداوند یاورش باشه.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲۲ نظر
    • ۳۱۲۶ بازدید
    • شنبه ۲۳ ارديبهشت ۹۶ - ۲۳:۱۲

    حد و حدود مهربانی کردن کجاست ؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    من 18 ساله امه و دخترم... فکر میکردم تو جامعه بین مردم خوب بلدم چه جوری رفتار کنم اما الان میفهمم اینطوریام نبوده.. من مهربونی کردن رو دوست دارم به معنای واقعی لذت میبرم وقتی یکی منو انتخاب میکنه برای درد و دل کردن یا کمک خواستن و من تمام وجودمو براش میذارم .

    اما یه مشکل دارم بعد از چند مدت فکر میکنند وظیفمه و یکبار بگم نه خون به پا میکنند... یا انتظارات عجیب غریب دارن ازم.. من علامه نیستما کلی مشکل داشتم یکیش همینه .

    هر وقت بحثی شده کسی قهر کرده من رفتم طرفش.. و معذرت خواهی کردم حتی اگر مشکل از من نباشه ، چون نخواستم دلش بگیره ازم چون ترسیدم واقعا من مقصرم باشمو خدا قهرش بگیره برا همین اگر یکبار محکم بگم من اشتباه نکردم بهم میگن بگو اشتباه کردم تا ببخشمت... یا با منت اشتی میکنند .

    میگم بیخیالش میشم اصلا بی لیاقته اما دلم نمیاد.. دل بکنم میترسم بی معرفت بشم... و اینکه چه جوری مهربونی کنم بی توقع .. !؟
    چون به ادما اعتباری نیست یهویی میبینی تمام خوبی هاتو با بدی جواب میدن... و من در اینجور مواقعه واقعا عصبی میشم و شاید حرفی بزنم که نباید بزنم . تمام ترسم از اینه که واقعا حق با اونا باشه و من بد باشم..

    و من اشتباه کرده باشم.. و من باید معذرت خواهی کنم.. و من وظیفمه  .. ؟

    میترسم خدا بهم بگه من بنده ی بی معرفت نمیخوام.. من بنده عصبی نمیخوام من بنده ی که دل میشکنه نیمخوام میترسم حرفاشون درست باشه بخداااااا بخودش قسم تمام غصه ام اینه خدا حق بده به اونا... چیکار کنم!؟ تو برزخم . من مهربونی کردنو دوست دارم اما انگاری راهشو بلد نیستم حد مهربونی کردن چقده !؟ رفاقت چی!؟  چجوری دل بکنم از ادمایی که امتحانشون رو بد پس دادن!؟

    دیگه برام مهم نباشه خوب و بد بودن حالشون!؟ دیگه مهربونی نکنمو سنگ باشم!؟ دیگه باکسی صمیمی نشم همشون رفاقت معمولی بشن!؟ من برای کار که نکردم معذرت خواهی کردم .

    از کارایی که خودشون بارها کردن گذشتم اما اونا از کاری که وظیفمه ام نبود نگذشتن.. و مث یه دستمال کاغذی پرتم کردن.. متهم شدم به پست بودن به نامردو بی معرفت بودن گفتن تو خودتو پاک و بزرگ نشون میدی گفتن.. حسه یه بازنده رو دارم.. حس یه اعدامی رو دارم که بی گناه بودو و بردنش پای چوبه دار . من میخوام خوب باشم اما بلد نیستم انگاری .

    ممنون میشم کمکم کنین

    تنها کسایی که به پام موندن پدر و مادرمه باید چشامو جای تمام بدی هایی که درحقم شد فرش پاشو ن کنم

    در پناه حق باشین


    موضوعات مرتبط :
    مسائل پسران جوان مسائل دختران جوان مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۷ نظر
    • ۸۶۱ بازدید
    • پنجشنبه ۲۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۷

    بیایید همدیگر را قضاوت نکنیم

    سلام

    تقریبا 2 سال پیش بود که طبقه بالا رو به یه خانم اجاره دادیم و بعد فهمیدیم که ایشون طلاق گرفته اند، پدرم قصد کرد تا زمانی که خانم اسباب کشی نکرده برود و خانه را پس بگیرد اما به پولش شدیدا نیاز داشتیم و مستاجری که پول پیش مثل اون خانم بده رو پیدا نکردیم. پدر و مادرم به خاطر اینکه دختر و پسر مجرد در خانه دارند دوست نداشتن که این خانم مستاجر ما باشند. خانم اسباب کشی کرد و اومد ، دیدیم چه قر و فری و چه تیپ و ظاهری ، خفن بود تیپش. ولی تحصیل کرده و دارای شرکت دانش بنیان!!!

    مادر و پدرم شدیدا از ایجاد ارتباط با اون خانم ترس داشتن که نکنه بد کاره باشه، یه خواهر زاده خیلی شیرین دارم که شیطونه و بعضی وقتا میره بالا پیش اون خانم، اوایل که میرفت 2 ساعتی ازش خبری نمیشد و ما هم یه نفس راحت میکشیدیم :)

    گاها که از خونه اون خانم میامد میرفت یه روسری بر میداشت و ادای نماز خوندن در میاورد و ما تقریبا خیالمون راحت شده بود که اون خانم حداقل با این بچه خوبه . ولی زمان گذشت و دیدیم بابا این خانم خود فرشته ست، به قدری خانم و خدا شناسه که کمتر آدمی مثل اون تو ایران پیدا میشه، من و خانوادم فکر می کردیم هر کی ظاهر بی حجابی داشته باشه حتما بد کاره ست ولی از این خانم چیزهایی دیدیم که تو خود برادر بسیجیا و جبهه رفته و خانواده شهیدا ندیده بودیم.

    الان مامان و بابام بیشتر از بچه های خودشون بهش اطمینان دارن، همه چیزش سر جاشه (البته به غیر حجابش که میگه من از دوران کودکی همین ظاهر رو داشتم و علاقه ای هم به عوض کردنش نداره ) قران میخونه نماز شب میخونه ویلون میزنه می رقصه، و خدا رو خیلی باور داره، هر چی میشه میگه  " آنچه دلم خواست نه آن می شود، هر چه خدا خواست همان می شود"  نه اهل دروغ نه اهل قضاوت نه اهل غیب، در عوض ما که خودمون رو موجه میدونستیم و همه پدر من رو انسان کامل میدونن بدون آگاهی اولیه اون خانم رو قضاوت کردیم. خواستم این ها رو بگم تا هممون سعی کنیم قضاوت زود نکنیم و با بندگان خدا خوب رفتار کنیم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل اجتماعی روز جامعه

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۹۵ نظر
    • ۲۰۸۴ بازدید
    • چهارشنبه ۲۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۱

    نمیخوام به شوهرم بدبین باشم اما به شیطان چرا

    سلام

    خانمی هستم بین ۳۵ تا ۳۸ سال. چیزی که میخوام بگم مشکل نیست بلکه نظر خواهی از شما دوستان هست.

    من تقربیا بیست سال پیش کنکور دادم و واسه مصاحبه عملی از شهرستان به تهران رفتم. و زحمت ایاب و ذهاب منو دایی من عهده دار شد و یه روز کامل برام وقت گذاشت تا من کارم انجام شد. و تو مصاحبه هم قبول شدم. الان بیست سال از اون قضیه گذشته و حالا دختر همون داییم دانشگاه روزانه استان خودم قبول شده و خوابگاه میمونه با دوستاش. آخر هفته ها رو تعطیله. البته داییم و زنش دیگه تهران نیستن و برگشتن شهرستان. حالا من پیش خودم دارم سبک سنگین می کنم که آخر هفته ها بیارمش پیش خودم. حداقل جبران زحمت دایی مو کرده باشم.اما از طرفی ام مردم . اون یه دختر ۱۹ساله و زیبا .

    نمیخوام به شوهرم بدبین باشم اما به شیطان چرا ، و واقعیت جامعه چیزیه که همه داریم می بینیم و قابل انکار نیست. لطفا به من انگ حسود بودن و فلان و بهمان نزنید.

    من اگه این کارو نکنمم کسی نمیتونه از من انتظاری داشته باشه گفتم من پیش وجدان خودم ناراحتم.

    لطفا نظرات کاربردی بدین.


    موضوعات مرتبط :
    تعامل با خانواده مسائل اجتماعی روز جامعه مسائل زنان

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۸۲ نظر
    • ۲۳۹۴ بازدید
    • سه شنبه ۱۹ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۹

    برو بالا