سلام به همگی و پیشاپیش تشکر میکنم بابت نظراتتون.

من دختر دانشجویی هستم که به شدت درس خونه یعنی فقط فکرو ذکرش اینه که به یه جایی برسه و اون موقع که بقیه میرن صفاسیتی این دختر میره تو کتابخونه بکوب درس میخونه چون به پدرش قول داده که رشتشو تا اخر ادامه بده تحت هر شرایطی!

و البته موفقیت هایی هم به دست اورده. توی کلاسمون یه آقا پسری هست که من دو ساله میشناسمشون ایشون هم دقیقا مثل من سرشون تو کتابه و شخصیت بسیار متین و مودب و پخته و سر به زیری دارند به حدی که محبوب اساتید و دانشجو ها شدن.

من تا حالا کوچک ترین رفتار ناشایستی از ایشون ندیدم من تو کلاس اول میشم ایشون دوم. این آقا از میون یه جمع 40 نفری فقط و فقط با من خوب حرف میزنن با بقیه کاملااا ربات گونه و دیوار گونه اند!

ولی هر بار که ایشون به من ابراز احترام و علاقه کردن و به اصطلاح چراغ سبز دادن من جواب سر بالا دادم البته در نهایت ادب یعنی کاملا خشک برخورد کردم و اصلا روحشونم خبر نداره که من چقدر دوسشون دارم.

چون که من به هیچ وجه نمیخوام راه رو اشتباه برم و درگیر اینجور روابط دوران دانشجویی یا حتی ازدواج بشم و اصلا نمیخوام بذارم که اینجور چیزا مانع درسم بشن چون من کلی رویا دارم و باید بهشون برسم ولی از این میترسم که موقع ازدواج همسرمو به اندازه این آقا قبول نداشته باشم!

با این حال بازم حاضر نیستم جز درس به چیز دیگه ای فکر کنم سوالم از شما اینه که من چطوری میتونم رو درسم متمرکز بشم و ایشونو کلا حذف کنم چون واقعا احساس میکنم دلم ضعف میره میبینمشون.