من یه خانومم بین ۲۵-۳۵ ساله ، دارم از حسودی خفه میشم!، مثل دخترهای دیگه سر مانتو و کفش حسودی نمیکنم که بگین باز این خانوم ها حسود شدن!، خانواده ی من چیزی از بقیه کم که نداشته زیادم داشته، اما حالا بقیه دارن پیشرفت های چشم گیر میکنن، آینده شون رو میسازن، خانواده من گند زده شده به زندگی و آینده شون، غصه فضای خونه مون رو پر کرده. 

از لحاظ مالی، ضریب هوشی، زیبایی و ... بهترین هستیم، اما روز به روز بیشتر خراب میشه زندگی مون در صورتی که اقوام مون روز به روز موفق تر میشن، شاید تنها فرد خوشبخت خانواده که پیشرفت داشته منم، اما غصه ی بقیه شون امونم رو بریده، دارم از حسادت میمیرم، دلم میخواد سر تک تک اطرافیان مون رو بکنم !!!، نگین خب شما هم پیشرفت کنین، نمیشه ... افتادیم تو سرازیری دره. 

اگه میشد که جلوش رو میگرفتم اما نمیشه، ما محکوم به فنا شدیم و چون کاری از دستم بر نمیاد خودم رو سپردم به سرنوشت، ببینم چه بازی هایی قراره سرمون در بیاره، چیزی دست خودمون نیست که بتونم جلوش رو بگیریم، ضرر مالی، جانی، آبرویی و روحی پشت سر هم داره بهمون ضربه میزنه، راهی واسه این نمیخوام چون راهی نداره. 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
خودسازی در دختران (۳۸۳ مطلب مشابه) حسادت کردن (۱ مطلب مشابه)