خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


۳ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده :: مسائل سالمندان» ثبت شده است

جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود ؟

سلام به همگی
سوالی که دارم خیلی واسم مهمه و ازتون میخوام سوالم رو خوب بخونید و اگه میتونین راهنماییم کنین . سوال من در مورد مشکلی که با مادر بزرگم پیدا کردیم.
من یه مادر بزرگ پیر دارم که سال های قبل خیلی به ما بدی کرده البته خوبی هایی هم داشت ولی بدی هاش خوبی هاش رو شسته و با خودش برده. اون همیشه میگه بچه های پسرام از خون خودمونن ولی بچه های دخترام نه.
یا سالها پیش عروس هاش رو از دخترهاش به خودش نزدیکتر میدونست یعنی به عروس هاش بیشتر از دخترهاش خوبی میکرد .
یه بار رفته بود سفر مکه یه دونه عروسک آورده بود با دو سه تا ماشین اسباب بازی میدونین چیکار کرد جلوی چشم من و خواهرم که هر دومون دختریم عروسک رو داد به پسر داییم و گفت که باباش پول داده واسش عروسک بگیرم و پسر خالم که ۹ سال داشت بهش گفت مامان بزرگ اون مگه دختره که بهش عروسک میدی عروسک رو باید بدی به اینها که دخترن ولی اون هم ماشین و هم عروسک رو داد به اونها .
گیرم که به فرض محال باباش پول داده اون عقل ناقص تو چرا کار نکرده که یه عروسک هم واسه این دو تا دختر بگیری؟ فقیر هم که نبودی بگیم نداشتی. و خیلی رفتارهای مزخرف دیگه که مجال گفتن نیست...
موضوعات مرتبط: مسائل سالمندان , جهت اطلاع پدران و مادران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴۱
    • دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۴۰

    چرا هر وقت دلم میخواد ثواب کنم کباب میشم؟

    با سلام به همه ممنون از خوندن سوالم

    من پشت کنکوریم و تو طبقه دوم خونمون زندگی میکنم. مادربزرگم یه کوچولو فراموشی پیدا کرده و اخیرا یه سکته رو رد کرد‌. از ۲۰ سال پیش بین مادرم و خاله هام توافق شد که هزینه های زندگی مادر بزرگم رو مادرم تقبل کنه و خاله هام بهش رسیدگی کنن ، اخیرا اما تصمیم بر این شد که مادر بزرگم ۳ روز خونه یه خاله و ۳ روز خونه یه خالم بمونه  ( مادر من از صبح تا شب شاغله و بعضی شب ها شیفت میمونه و امکان نگهداری از مادر بزرگم رو نداره ) .

    چند روز پیش برای خاله بزرگم مشکلی پیش اومد و گفت که مادربزرگم رو برای چند روز نمیتونه نگه داره و از دیگران خواست اون دو سه روز نگهش دارن.  همه کار و برنامه داشتن. به خدا یه لحظه دلم لرزید و ناراحت شدم که دارن سر همچین موضوعی دعوا میکنن من گفتم من میبرمش خونه خودم اون دو روز .

    اون دو روز اصلا درس نتونستم بخونم و حواسم فقط به مادرجون بود. بعدش دوباره همه چی داشت به روال برمیگشت که خاله بزرگم زنگ زد و گفت مادرجون دلش نمیخواد پیش من بمونه من دیگه از نگه داشتنش خسته شدم بره پیش مریم ( من ) اون ازش میتونه نگه داری کنه ...

    الان خاله دیگم و مامانم و کلا همه منو مقصر میدونن و نایل به دریافت القاب خود شیرین و بادمجون دور قاب چین و فضول تو هر کاری و ... شدم . همه میگن اگه تو دهن گشادت رو باز نمیکردی الان همه چی خوب و طبق برنامه بود . خودم دلم میخواد ازش نگه داری کنم ولی اونوقت باید قید کنکور امسال رو بزنم . پرستار هم براش گرفتیم ولی ازش خوب نگه داری نمیشد. و ...
    باید چیکار کرد ؟ واقعا مستاصل  شدم. چرا هر وقت دلم میخواد ثواب کنم کباب میشم؟

    لطفا کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: مسائل سالمندان ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۶
    • يكشنبه ۸ اسفند ۹۵ - ۲۱:۱۰

    پدرم تازه بازنشسته شده و رفتارهای عجیبی داره

    سلام
    دوستان عزیزم پدر بازنشسته هستن و اخیرا کارای خیلی عجیبی میکنن . با همه دعوا میکنن ،‌ همه پولشون رو خودشون مصرف میکنن و برای خرجی خونه چیزی نمیدن ،‌ با خانما زیاد مراوده دارن با اینکه ما میدونیم انگیزه ایشون جنسی نیست .
    پرخوری میکنن و خیلی زیاد حرف میزنن ،‌ خرید و فروشای عیر منطقی و پر ضرر و ... بسیار عجیبی انجام میدن ،‌کارهای خطرناک میکنن ،‌نمیتونم خیلی چیزها رو بگم اما ابروی ما دخترای دم بخت هم به خاطر رفتارای پدرمون در خطره .
    تشخیص پزشک  این بوده که باید دارو مصرف کنند ،‌ دوستان راهنمایی کنید چطور ایشون رو متقاعد کنیم دارو مصرف کنند لطفا نگید دارو بریزید تو عذاشون و ... .
    قبلش از همه دوستان میخوام برای همه بیماران مخصوصا بیماران روحی و مخصوصا پدرم دعا کنن و حمد شفا بخونن
    موضوعات مرتبط: مسائل سالمندان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۲۳
    • شنبه ۳۰ بهمن ۹۵ - ۲۱:۴۵

    برو بالا