خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی






تازه ترین پست های پر بازدید
مسائل روز جامعه
پر بازدیدترین پست های خانواده برتر


تجربه تلخ قرار ازدواج در فضای مجازی بدون دیدن طرف مقابل - تاریخ ارسال ۱۷ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۰۹۷
چگونه به پسری بفهمانیم که دوستش داریم ؟ - تاریخ ارسال ۱۶ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۹۱۰
به نظر شما حکمت تاخیر در ازدواج چی می تونه باشه ؟ - تاریخ ارسال ۱۰ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۰۱۹
از نظر خانوم ها حداقلی های مادی برای شروع یه زندگی چیه؟ - تاریخ ارسال ۸ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۵۸۸
ما دخترا تو خونه هر لحظه منتظریم مرد زندگیمون اقدام کنه ولی ... - تاریخ ارسال ۸ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۶۵۴۷
روند کسب شناخت در ازدواج های سنتی - تاریخ ارسال ۶ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۱۰۹۹
کودکان ما در خطر تهاجم جنسی هستند - تاریخ ارسال ۲ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۵۶۵۹
نیامدن و پشیمان شدن خواستگارها - تاریخ ارسال ۳۱ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۱۸۷۸
بعد از ارضا شدن به شدت از رابطه جنسی بدم میاد - تاریخ ارسال ۲۹ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۷۴۹۳
مگه میشه برای یک انسان، جفتی وجود نداشته باشه؟ - تاریخ ارسال ۲۴ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۰۵۷
آقا پسرها، به محض فراهم شدن حداقل ها ازدواج کنید - تاریخ ارسال ۲۲ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۴۸۱۷
بعد از اشتباه دوستی با یه پسر، چطور اعتماد پدرم رو دوباره جلب کنم ؟ - تاریخ ارسال ۲۱ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۱۶۳۹
رابطه ی جنسی چه تاثیری روی خانم داره - تاریخ ارسال ۱۳ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۲۲۷۲۱
دارم میرم سربازی ، چکار کنم دختر مورد علاقم برای همیشه عاشقم بمونه - تاریخ ارسال ۱۳ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۲۲۲۷۲
آیا به صلاح دهه شصتی هاست که ازدواج نکنند ؟! - تاریخ ارسال ۱۲ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۹۲۴
متاهل ها ، یه کم در مورد زندگی واقعی بگید - تاریخ ارسال ۹ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۴۹۳۶
خواهر شوهر 12 ساله م ما رو در حال معاشقه دید، براش نگرانم - تاریخ ارسال ۸ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۴۹۳۱
نامزدم زیاد شوخی جنسی میکنه - تاریخ ارسال ۱۷ ارديبهشت ۹۶ - تعداد نمایش : ۹۲۹۱
فرق عشق و میل جنسی از نظر آقایون چیه؟ - تاریخ ارسال ۱۹ فروردين ۹۶ - تعداد نمایش : ۱۱۳۱۰
بعد از رابطه با شوهرم حس می کنم بهم تجاوز شده - تاریخ ارسال ۱۰ فروردين ۹۶ - تعداد نمایش : ۵۷۶۹
چیکار کنم شوهرم بهم وابسته بشه ؟ - تاریخ ارسال ۱۴ شهریور ۹۵ - تعداد نمایش : ۲۵۱۷۶
یکی این آقا محسن را جمع کند ! - تاریخ ارسال ۲۲ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۲۹۰۸
اجرای قوانین کسری خدمت ایثارگران - تاریخ ارسال ۲۱ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۹۴
پاسخ به سوالات شما در مورد مشاوره تحصیلی - تاریخ ارسال ۱۷ مرداد ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۲۰۳
در سوگ آتنا - تاریخ ارسال ۲۴ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۱۵۸۰
تکلیف نیاز جنسی دخترانی که به تجرد قطعی رسیدند چیه ؟ - تاریخ ارسال ۱۹ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۵۹۸۱
فاجعه کتاب نخوندن ما ایرانی ها چقدر واقعیه ؟ - تاریخ ارسال ۱۸ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۹۴۵
آیا به صلاح دهه شصتی هاست که ازدواج نکنند ؟! - تاریخ ارسال ۱۲ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۳۹۲۴
12 تیر 67 سالروز جنایتی که جنایتکار آن، مدال شجاعت گرفت ! - تاریخ ارسال ۱۲ تیر ۹۶ - تعداد نمایش : ۵۳۹
بازار کار، فرصت شغلی، درآمد و ... رشته های پیراپزشکی - تاریخ ارسال ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - تعداد نمایش : ۲۲۶۵
آینده شغلی رشته هتل داری چطوره ؟ - تاریخ ارسال ۱۸ آذر ۹۵ - تعداد نمایش : ۳۳۴۳
مقایسه رشته های پزشکی،دندان پزشکی و داروسازی از لحاظ درآمد - تاریخ ارسال ۱۵ آبان ۹۵ - تعداد نمایش : ۳۰۰۹
کدوم شاخه های رشته تجربی آینده شغلی خوبی دارن ؟ - تاریخ ارسال ۱۰ تیر ۹۵ - تعداد نمایش : ۴۵۶۱
طریقه محاسبه سهمیه ایثارگری تو کنکور چجوریه؟ - تاریخ ارسال ۳ بهمن ۹۴ - تعداد نمایش : ۲۳۴۱۲
آینده شغلی رشته گرافیک چطوره ؟ - تاریخ ارسال ۲۴ دی ۹۴ - تعداد نمایش : ۷۵۷۵
چند سوال در مورد رشته پرستاری دانشگاه آزاد - تاریخ ارسال ۷ دی ۹۴ - تعداد نمایش : ۱۹۷۶۹
بازار کار رشته مدیریت جهانگردی چطوره ؟ - تاریخ ارسال ۱۱ آذر ۹۴ - تعداد نمایش : ۷۳۵۵
به نظر شما رشته رادیولوژی خوبه ؟ - تاریخ ارسال ۲ آذر ۹۴ - تعداد نمایش : ۲۸۰۵۹
بهم میگن مامایی رشته خوبی نیست و آینده نداره - تاریخ ارسال ۱۶ آبان ۹۴ - تعداد نمایش : ۷۶۷۸
برای یه دختر حقوق بهتره یا مدیریت ؟ - تاریخ ارسال ۱۱ مهر ۹۴ - تعداد نمایش : ۲۴۳۸
آینده شغلی رشته مهندسی بهداشت حرفه ای چطوره ؟ - تاریخ ارسال ۳ مهر ۹۴ - تعداد نمایش : ۸۲۲۲
مردان از چه راه های تحریک میشن ؟ - تعداد نمایش : ۸۷۹۳۹۹
روش از بین بردن تخم شپش روی موهای سر - تعداد نمایش : ۶۹۷۳۸۷
از چه روش موزدایی برای آلت تناسلی استفاده می کنید؟ - تعداد نمایش : ۴۵۲۰۰۶
چکار کنم زودتر پریود بشم؟ - تعداد نمایش : ۴۴۱۲۶۹
دو ماهه که ازدواج کردم ولی همسرم هنوز باکره است - تعداد نمایش : ۴۰۱۸۹۷
من نمیدونم چطور شوهرمو تحریک کنم - تعداد نمایش : ۲۴۲۴۶۱
رابطه ی منی و پوست - تعداد نمایش : ۲۳۱۱۳۹
دو راهکار برای تنگ تر کردن مجرای واژن - تعداد نمایش : ۲۵۰۶۰۶
تجربه چاق شدن با پودر جوانه گندم و شیر - تعداد نمایش : ۴۱۴۳۵
راهنمای شب زفاف برای داماد ها - تعداد نمایش : ۸۹۷۷۳
آموزش استفاده از پودر موبر واجبی - تعداد نمایش : ۳۰۱۱۶
احتمال بارداری با پیشاب مرد - تعداد نمایش : ۷۵۰۰۸
برای باردار شدن چه زمان هایی باید آمیزش داشته باشیم ؟ - تعداد نمایش : ۹۵۴۰۶
من رابطه جنسی میخوام میفهمی؟ - تعداد نمایش : ۱۴۳۹۹۲
کسی هست که با توسل و یا معجزه موفق به ازدواج کردن شده باشه؟ - تعداد نمایش : ۶۴۶۵۵
راه حل طبیعی برای کوچک تر کردن بینی گوشتی - تعداد نمایش : ۸۷۹۹۴
معرفی چند ختم برای بخت گشایی - تعداد نمایش : ۲۱۲۸۱۳
شما دوران عقد کجا با همسرتون معاشقه داشتید؟ - تعداد نمایش : ۸۰۸۲۹
بزرگی باسن یه دختر به معنی داشتن رابطه مقعدی هستش ؟ - تعداد نمایش : ۹۱۴۴۷
نیاز جنسی مرد کی تموم میشه شرش کنده بشه - تعداد نمایش : ۱۰۳۲۱۸
ارضا شدن خانمها چه جوریه؟ - تعداد نمایش : ۳۴۳۳۸
خانمم موقع رابطه هیچ آه و ناله ای نمی کنه - تعداد نمایش : ۸۰۲۰۹
آیا تیرگی و چروکیدگی لب های واژن طبیعیه؟ - تعداد نمایش : ۱۰۳۸۲۵
خانم ها دوست دارن موقع رابطه جنسی چه حرف هایی بشنوند؟ - تعداد نمایش : ۱۱۸۰۱۶
دعا یا ختم خاصی برای زود ازدواج کردن سراغ ندارید؟ - تعداد نمایش : ۱۰۸۵۹۶
شوهرم انواع و اقسام حالات آمیزش رو از کجا یاد گرفته ؟ - تعداد نمایش : ۱۰۵۴۸۴
پسرها در اولین شب عقد کاری می کنن ؟ - تعداد نمایش : ۱۳۰۱۱۰
حرف های آزار دهنده شوهرم موقع رابطه جنسی - تعداد نمایش : ۸۳۰۱۸
پسر 8 ساله ام ما رو در حال رابطه دید - تعداد نمایش : ۱۷۶۸۵۰
آموزش شروع معاشقه در دوران عقد - تعداد نمایش : ۱۲۴۵۹۳
احساس ترس و خجالت از شب زفاف - تعداد نمایش : ۹۷۰۳۶
اگه آلت مردی از 12 سانتی متر کم تر باشه نمیتونه همسرشو ارضا کنه ؟ - تعداد نمایش : ۷۶۲۴۵
منظور از رابطه جنسی خشن چیه ؟ - تعداد نمایش : ۸۵۸۹۷
دکتر گفته یا رابطه جنسی داشته باش یا از یه دختر لب بگیر ! - تعداد نمایش : ۱۶۷۹۳۰
پیشنهاد شما برای رفع سیاهی آلت خانم ها چیست؟ - تعداد نمایش : ۶۸۰۳۶
چطور بدون دخول میتونم شوهرم رو راحت تر ارضا کنم؟ - تعداد نمایش : ۲۳۳۹۱۶
قلب عاطفی مرد کجاست؟ ( برای خانم ها ) - تعداد نمایش : ۹۷۱۶۳
من دختری ام که عشوه و ناز زنانه و... رو بلد نیستم - تعداد نمایش : ۶۷۹۶۲
آموزش اصول حرفه ای بوسیدن همسر (مخصوص آقایان) - تعداد نمایش : ۱۱۹۹۹۲
به غیر از دخول چطور از نامزدم لذت ببرم ؟ - تعداد نمایش : ۱۲۰۶۴۸
بالاخره آلت بزرگ برای زن بهتر است یا آلت کوچک ؟ - تعداد نمایش : ۱۰۸۳۸۹
چگونه شوهرتان را برای برقراری رابطه جنسی تشنه کنید - تعداد نمایش : ۱۳۱۱۰۴
چه کار کنم که برای شوهرم متنوع بشم ؟ - تعداد نمایش : ۱۰۸۷۰۷
من یه زن هستم و میل جنسی بالایی دارم - تعداد نمایش : ۱۷۲۰۰۴

۷ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده :: روابط با پدر» ثبت شده است

وقتی یه مرد مهربون میبینم تو دلم میگم ای کاش پدرم بود

سلام

من یه دختر 23 ساله هستم ساکن یه شهر فوق العاده کوچیک با مردم سنتی  ، منشی یه دفترم با حقوق خیلی پایین .

مشکلی که من دارم شباهت اخلاقی و رفتاری و ظاهری من به مادرمه .یه دختر فوق العاده ساده و مظلوم و مادرم یه زن فوق العاده بدبخت. خواهرام بهم میگن بخوای اینجور باشی سرنوشتت مثل مادرم میشه..

امروز به خاطر دعوای پدر و مادرم ، مادرم گفت  هیچ وقت ازدواج نکن چون مردا وقتی زنشون خانواده درستی نداشته نباشه قدر زنشون رو نمیدونن . اینا حرفایی هستن که من همیشه میشنوم تا حالا که 23 سال زندگی کردم خانوادم هیچ وقت نگفتن یه روز ازدواج میکنی و خوشبخت میشی و همین باعث شده من همیشه از بیشتر مردا متنفر باشم و بترسم .

من دیگه هیچ امیدی به پشتیبانی پدرم ندارم . پدرم یه مرد مریض و فوق العاده بدبین هستش که زندگی ما رو تباه کرده .32 ساله با مادرم ازدواج کرده و الان توی سن 65 سالگی به مادرم تهمت خیانت میزنه خجالت آورتر اینه که مادرم اونقدر چهرش رنج کشیدس  که اصلا این حرفا بهش نمیخوره و همه اینا به خاطر دل مریض پدرمه .

امروز پدرم مادرم رو تهدید کرد که یا خونه ای رو که به نامش هست رو به نامم میزنی یا آبروت رو همه جا میبرم ، به همه میگم تو با این و اون رابطه نامشروع داشتی ..وقتی این حرفا رو از مادرم شنیدم که داشت برام درد دل میکرد فهمیدم این کسی که یه عمر پدر من بوده از یه ... هم پست تره .


موضوعات مرتبط :
مشورت در ازدواج خانم ها درد دل های دختران و پسران روابط با پدر

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۸۵
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    برای کسانی که پدرشون رو دوست ندارن

    سلام دوستان خوبم

    مخاطب این پستم کسایی هستش که پدرشون رو دوست ندارن و دلایل کافی برای این مساله دارن ،بارها دیدم تو همین سایت گله و شکوه شده از پدرها، چند تا نکته به نظرم میرسه که خودم بعد از مدت ها کنکاش بهشون رسیدم چون من هم دقیقا مثه شما رنج دیدم .
    # میگن قیامت یوم الحسره هستش ،یعنی روز حسرت ،حسرت برای اینکه نه میشه گناه ها رو جبران کرد و نه میشه خوبی بیشتری کرد تا به درجه بالاتری رسید.بهشت درجات و طبقات متفاوتی داره ،من و شما که به خواست خداوند از نعمت پدری مهربان و دلسوز محروم بودیم قطعا مساوی نیستیم با کسایی که این نعمت رو داشتن ، بنابراین طبق قول خداوند جایگاه متفاوتی خواهیم داشت ،همون طور که به گذشته نگاه میکنید و گذشت ،باز هم میگذره و بالاخره از دنیا میریم و به جایگاه لایق خودمون می رسیم ان شاءلله.

    #زمانی که بچه بودیم درگیری هامون توی خوراک پوشاک و گریه های شبانه مادرهامون خلاصه میشد اما الان که به سن ازدواج رسیدیم  نگرانی هامون چند برابر شده ، نگران ازدواج و مراسمات و خونواده طرف مقابل و حرف مردم و یا حتی ترس از ازدواج نکردن هم  آزارمون میده .

    باید بپذیرم ما به این زندگی دچاریم ،قطعا اگه به گذشته نگاه کنید میبنید لطف خداوند هم شامل حالتون شده گاهی و زندگی به بدی سابق نمونده و این یعنی یاری خداوند نزدیکه ،پس هرگز ناامید نباشید و صبورانه منتظر گذشت زمان باشید .

    در مورد ازدواج هم که در حال حاضر شرایط برای همگی پیچیده و سخت شده ،باید بازم صبور باشیم یا ازدواج می کنیم یا نمیکنیم ،نباید استرس مجردی رو به خودمون منتقل کنیم .

    خداوند وقتی زندگی این قدر متفاوت و عجیب نصیبمون کرده ،قادر هست تو زندگیمون هم معجزه کنه ،یا ازدواج می کنیم یا فعلا مجرد میمونیم تا زمانی که پدرمون از دنیا بره ، حقیقت اینه که پدرهای ما بالاخره یه روز از دنیا میرن ،ما باید تا اون موقع اگه ازدواج نکرده باشیم توانایی تنهایی زندگی کردن رو به دست آورده باشیم ،یا شغل مناسبی گیر اورده باشیم یا ادامه تحصیل بدیم و از کشور خارج بشیم.

    میبینید که کشورهای دیگه تو سن 40 سالگی به بعد ازدواج میکنن عموما ،بنابراین با مهاجرت ما هم میتونیم اونجا ازدواج کنیم یعنی همه درها به رومون بسته نشده فقط باید ننشینیم و تلاش کنیم تا توی فرصت مناسب بتونیم گلیم خودمون رو از آب بیرون بکشیم.

    برای اقایون که راحت تره کمتر بخوابید و بیشتر کار کنید هم نیازهای جنسیتون کمتر میشه هم آماده تر خواهید بود واسه آینده تون ،خانوما هم کارهای خورده وجور واجور زیادی میتونن انجام بدم از آرایشگری گرفته تا طراحی لباس و منشی گری ومترجمی و ....

    حتی با حقوق کم کارکنید و پس انداز کنید خدا برکت میفرسته بهش.در کل آماده کنید خودتون رو برای خوشبختی ،روزهای سخت باقی نمی مونن اما آدمهای سخت چرا.

    مراقب سلامتی تون باشید چون باید سالم بمونید تا بتونید از روزهای خوشی آینده لذت ببرید. پس اگه آدم خوبه رو پیدا کردین برای ازدواج دس دس نکنید و برید خوشبخت شید خدا روزی رسونه و کمک میکنه.اگه پیدا نکردید صبور باشید چون ازدواج فقط بخشی از زندگیه ،بخش های دیگه ای هم داره که نباید فدای یه بخش بشن.

    #جنگ جو باشید ،با خودتون و نفس خودتون بجنگید ،خداوند انسان رو قدرتمند خلق کرده ،هیچ نیازی نمیتونه شما رو تحت کنترل خودش در بیاره با خودتون مبارزه کنید ،با ترس هاتون رو به رو بشید و شجاع باشید ،رابین هودی  از راه نمیرسه ،باید خودمون رابین هود خودمون باشیم،فکر کنید ،مطالعه کنید و راه حل پیدا کنید .

    #با هیچ کس درد دل نکنید ،بالاخره زندگی عوض میشه و ما تبدیل به آدم دیگه ای میشیم ،درد دل نکنید که نگران حک شدن گذشته تون تو ذهن دیگران نباشید.اگه خواستید ازدواج کنید هر گز به شریک عاطفی و زندگیتون نگید که پدرتون چطوره و همیشه همه چی رو خوب و رضایتمند جلوه بدید .شریک زندگی شما نباید شریک درد دل های شما باشه ،درد دل کردن و سهیم کردن همسرتون با مشکلاتتون نقش همسری رو از همسرتون میگیره و تبدیل به سنگ صبور شب های تار شما میشه برای یه مدت کوتاه ،خودتون مشکل خودتون رو حل کنید با مراجعه به مشاور یا مطالعه کتاب !اگه شما از پدرتون گلایه کنید هم احترام پدرتون از بین میره نزد همسرتون هم اینکه دیگه نمیتونید توقع زندگی نرمالی رو از همسرتون داشته باشید .

    #به خاطر خونوادتون خودتون رو فدا نکنید،چون معلوم نیست در آینده چه اتفاقی میافته ،به قول بیل گیتس نمیتونید وقتی از خیابون رد میشید دست همه رو بگیرید!اگه بمونید و با اونها غصه بخورید هیچی حل نمیشه ،اگه با هجرت موفق میشید هجرت کنید و قدرت به دست بیارین و تو فرصت مناسبی ناجی خونوادتون بشید.ما اگه بهشت رو هم برای مادر هامون فراهم کنیم و خودمون شاد نباشیم اونها هم شاد نخواهند بود.

    یاری خداوند نزدیک است.فی امان الله


    موضوعات مرتبط :
    روابط با پدر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۵۴
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چطور خنده رو روی لبای پدرم که افسردگی حاد داره بیارم ؟

    سلام
    دختری کنکوری هستم که پدرم به افسردگی حاد مبتلاست!
    شاید واستون این کلمه ناآشنا باشه به علت اینکه اطرافیانتون مبتلا نشده باشن و در نتیجه هیچ اطلاعی نداشته باشین. خودتون رو جای من قرار بدین؛ اگه عزیزترین کستون رو ببینین که داره ذره ذره آب میشه چیکار میکنین ( البته خدا نکنه ) .
    ایشون از چند وقت پیش که بیکار شدن شدت گرفت مشکلشون و واقعا وقتی میبینم جلوشم و نمیتونم کاری بکنم احساس خفگی میکنم!!!
    هر روز برنامه ریزی میکنم که اون شب باهاش چه حرفایی بزنم،چه مسائلی رو چه جوری تعریف کنم که فقط یکم بخنده، یه امیدی ببینم .
    ضمن اینکه فشار درسام واقعا بالاست. روزا با درس سر و کله میزنم تا شب. شب تا صبح فکر میکنم چیکار انجام بدم براش. یه دوره ای بود شبا فقط گریه میکردم چون واقعا هیچ کمکی جز درس خوندن از دستم بر نمیاد ولی توی این شرایط شاید درک کنین که چقدر میتونه سخت باشه.
    اهدافم برای کمک بهشون بلند مدته، وقت میبره و احتمال انجام نشدن هم داره. اگه اطلاعاتی،پیشنهادی،کمکی چیزی از دستتون بر میاد واقعا شرمنده و ممنونتونم و مرسی که وقت میذارید .
    تشکر

    موضوعات مرتبط :
    روابط با پدر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۵۶
    • شنبه ۲۵ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    برای پدرم مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم

     با سلام و خسته نباشید

    دختری 17 ساله هستم از استان های شمال کشور و دوم دبیرستان هستم. از پدرم متنفرم ازش بدم میاد اصلا براش مهم نیست که من تو چه شرایط بحرانی قرار دارم .

    بخدا از دستش از چشمام به جای اشک خون میاد دیگه از دستش خسته شدم گاهی اوقات فکر میکنم برای این به این دنیا اومدم که زجر بکشم-عذاب بکشم کل بدبختیای دیگران افتاده رو دوش من...

    خونه ما همیشه دعواست پدرم همیشه مادرمو کتک میزنه حتی یه بار میخواست با چاقو بکشتش مامانم برای دفاع از خودش مقابلش ایستاد و در آخر چاقو خورد به پای پدرم .

    من اون لحظه انقدر ترسیده بودم که فقط جیغ میکشیدم پا برهنه به خونه همسایه بالایی رفتم و ازش درخواست کمک کردم آبرومون جلوی عالم و آدم رفت وقتی دعوا میشه مو به تنم سیخ میشه خواهرمم میاد بغلم از همه جا منع شدیم .

    ما رو هیچ جا نمیبره فقط 5 شنبه ها اونم با خواهش و تمنا ما رو میبره بیرون . خونه مادربزرگمم که میریم مادربزرگم ( مادربزرگ مادریم) همش بهمون تیکه میندازه وقتی زجر کشیدن مامانمو میبینم جیگرم آتیش میگیره حتی قصد خودکشی داشتم و میخواستم از این زندگی نحسی و فلاکت بار راحت شم ولی مامانم انقدر جیغ زد و خودشو زد که پشیمونم کرد و حتی به فکر اینم که وقتی بزرگ شدم و 20 سالم شد برم یه خونه جدا بگیرم و یا انقدر درس بخونم که برم یه شهر دور .

    مامانم میگه تو هر جا بری من باهات میام اگه تو نباشی این منو میکشه من دلم به تو و خواهرت خوشه اگه شما نباشین میمیرم . خواهر کوچیکترم بخاطر کارای پدرم تشنج کرده و هنوزم که هنوزه داره قرص میخوره .


    موضوعات مرتبط :
    روابط با پدر خودسازی در دختران جهت اطلاع پدران و مادران

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۶۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۷۳
    • يكشنبه ۱۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    می خوام کودکیم رو فراموش کنم و خودم رو از نو بسازم

    سلام دوستان

    دختری هستم که از پدرم میترسم، این ترس ریشه در کودکی من داره، دعواهای مکرر پدرم با مادرم و دونستن در و همسایه. سر و صداهای زیاد پدرم موقع دعوا و فحش هایی که به مادرم و ما میداد ، همه باعث این ترس من شدن.

    پدر من صبح میره و شب برمیگرده خونه، هیچ نمازیشون قضا نمیشه متاسفانه فقط ظاهر اسلام رو نگه داشتن و اخلاق ندارن. ما که بزرگ شدیم خوب شده یه کم دیگه مثه سابق دعوا نمی کنه و ساکت میشه.

    اما از کودکیم تا الان که 26 سالمه ، هر موقع پدرم در زده، بند دل من میریزه. نه تنها من بلکه مادرم هم، خواهر و برادرم بهتر شدن. شب که پدرم برمی گرده ،قبل اینکه در بزنه،خودش دستگیره در رو تکون میده تا اگه در بازه بیاد داخل ،بعد اگه قفل باشه در میزنه، این استرس زیادی به من میده.

    کلا شب که میاد خونه ما هممون بدون اینکه ببینیمش میریم توی اتاق هامون ،و فقط مادرم با پدرم صحبت میکنه و شام رو هم تنها توی اتاقش میخوره. دوس نداره سر سفره جمعی بنشینه، همیشه تنهایی رو انتخاب میکنه.

    صبح زودم که میره ما خوابیم، و گاها حتی هفته ای پدرم رو من نمیبینم. هنوز وقتی سر هر چیزی صداش یکم حتی توی بحث عادی،با مادرم بلند میشه،من دلم میلرزه و استرس زیادی بهم منتقل میشه.

    خیلی این مشکل اذیتم میکنه،به بدی سابق نمونده پدرم میدونم،ولی چی کار کنم تا خودم رو کنترل کنم و برام عادی بشه این چیزا؟

    واقعا میترسم،حس میکنم بالاخره سر این استرس ها بلایی سر من میاد. پدر بالای 60 سال سن داره .

    لطفا کمکم کنید کودکیم رو فراموش کنم و خودم رو از نو بسازم


    موضوعات مرتبط :
    روابط با پدر خودسازی در دختران

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۳۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۹۱
    • جمعه ۲۶ آذر ۹۵ - ۲۲:۳۵

    به خاطر بدخلقی های پدرم ، با برادرم زندگی می کنم

    سلام

    یک مشکل بزرگ دارم که منجر به عذاب وجدانم هم شده . من الان دانشجو هستم و با برادرم تو مرکز استانمون زندگی می کنیم و پدرم شهرستان هستن مادرم هم فوت شدن برادرم اختلاف سنی زیادی باهام داره 12 سال بزرگ تره و اونو پدرم با هم دیگه مشکل شدید دارن و حتی چند بار دست روی هم بلند کردن کلا خرج زندگی و دانشگاهم رو برادرم تامین می کنه .

    یک شغل خوب داره و ازدواج هم نکرده مشکل اینه ما پدرمون رو ول کردیم چون بسیار بد دهنه و سر کوچکترین مساله عصبانی می شه و دعوا به پا می کنه الان به من گفته راضی نیست من با برادرم زندگی کنم و بهم میگه خودت برو کار کن و خرج زندگیت رو در بیار از اون پول نگیر و تو خوابگاه دانشگاه باش .

    همیشه هم گیر میده جدیدا حتی تلفتنش رو هم جواب نمیدم اخرین بار 3 ماه پیش بهش سر زدم که با دعوا و گریه از اونجا رفتم . الان نمی دونم برای ول کردنش مرتکب گناه شدم یا نه ؟ همیشه فکر می کنم نکنه خدا ازم ناراضی باشه خواسته هایی که ازم داره غیر منطقی هستن .

    من دانشگاه ازاد هستم شبانه روز هم کار کنم نمی تونم خرج خودم رو در بیارم پدرم هم فقط یک حقوق بسیار کم بازنشستگی داره خودش نمی تونه کمکم کنه به نظر شما چه کاری باید انجام بدم ؟


    موضوعات مرتبط :
    روابط با پدر

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۲۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۸
    • پنجشنبه ۲۵ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۰

    یه دختر چطور میتونه نظر پدرش رو جلب کنه

    سلام

    بیست سالمه

    میخوام بدونم یه دختر چطور میتونه نظر پدرش رو جلب کنه .پدری که نمیدونم تو دلش چی میگذره ولی من این روزا خودم نسبت بهش احساس نفرت دارم هر چی ته دلم دنبالش میگردم پیداش نمیکنم احساس میکنم دیگه دوسش ندارم  . نمیتونم پدرم رو درک کنم .

    نمیدونم پدرم چطور فکر میکنه و چه انتظاری از من داره . پدر من مردی بود که از یه دختر حساس و عاطفی یه آدم دل گنده و با ظرفیت ساخت‌. اصلا باورم نمیشه بعد از اون همه صلح و صفا منم دارم از خانواده ی خودم بد میگم . احساس میکنم دیگه هیچ جایی تو خونمون ندارم (حس سر بار بودن)

    به هیچ عنوان اهمیتی نداره که من مثلا خیلی دلم شکسته. خیلی موجود مهمی تو خونه نیستم .‌

    پدرم تقریبا هر روز بهم گوشزد میکنه که داره خرج منو میده بیشتر وقتایی که میخواد پول تو جیبی بهم بده هی میپرسه چه خرجی داری که پول میخوای براش توضیح میدم میتونم از امکانات کمتری هم استفاده کنم اما در مقایسه خرج من نصف دخترای دیگه است. تو تارکی وقتی تماس میگیرم بیاد دنبالم با بد میلی میاد منو برسونه خونه بغضم میگیره.

    اینکه پدرم از من نفرت زده شده دلیلش اینه که خودش زیاد رفتارای منو قبول نداره و به همراه مادرم یه ریز به رفتارم اعتراض میکنن منم خسته میشم و با صراحت از خودم دفاع میکنم در حالی که پدرم با داد میگه فقط وظیفته بگی چشم !

    مادرم انتظار داره من یه دختر کدبانوی به تمام معنا باشم که نیستم و ۹۰ درصد خودش رو مقصر میدونم.(در حد معمولیم اما اون نمیبینه )


    موضوعات مرتبط :
    روابط با پدر

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۳۲
    • دوشنبه ۲۲ آذر ۹۵ - ۲۲:۲۵

    برو بالا