خانواده برتر

ارسال مطلب و پرسش و پاسخ در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی


جدیدترین مطالب
برترین های اخیر
صفحات خاص
صفحات کاربران
آخرین نظرات پست ثابت (خیلی مهم) راهنما

کار دانشجویان دانشگاه فرهنگیان تضمین شده است ؟ (۴۵۳ نمایش) - (۱۲ نظر) (دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۲)
هر کدوم خاطره ه ای از مدرسه بگیم (۵۰۷ نمایش) - (۲۸ نظر) (دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۷)
دوره ی مقدماتی امداد و کمک های اولیه - قسمت 1 (۱۲۲ نمایش) - (۷ نظر) (دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۵)
درخواست معلم خصوصی زبان در اصفهان (۱۶۲ نمایش) - (۷ نظر) (دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۶:۴۸)
مشکلم اینه که در لحظه، واکنش مناسب رو پیدا نمی کنم (۳۷۰ نمایش) - (۱۳ نظر) (دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۶:۴۶)
شکر بابت نعمت آرامش و اعتماد به خدا (۱۵۷ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲ مهر ۹۷ - ۱۶:۳۰)
روش جدید آگاهی از ارسال پست های جدید، تائید نظرات و ... (۱۷۹۶ نمایش) - (۳۱ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۸:۰۰)
کنار گذاشتن یه گناه با کمک دل مهربون شما (۸۶۲ نمایش) - (۷۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۷)
پست مقدماتی آموزش کمک های اولیه (۱۹۱ نمایش) - (۶ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۵۰)
هم سطح نبودن ظاهر بعضی از زن و شوهرها (۱۲۶۴ نمایش) - (۳۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۹)
از کجا بفهمم رژی که زدم جلب توجه میکنه یا نه ؟ (۶۹۵ نمایش) - (۲۳ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۳۷)
بر چه اساسی ظاهر آدم ها رو قضاوت میکنید؟ (۶۶۸ نمایش) - (۳۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۵)
در روز قیامت از پدر و مادر ظالم سوال نمیشه ؟ (۳۶۸ نمایش) - (۱۲ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۲۲)
راهکار برای ارزشمند تر شدن نظرات شما (۳۳۶ نمایش) - (۲۰ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۵)
هیچ حرکتی نیست مگر اینکه احتیاح به شناخت دارد (۲۴۴ نمایش) - (۵ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۱۲)
خانم ها ، از چه هدیه ای خوش تون میاد ؟ (۱۰۰۴ نمایش) - (۶۴ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۶)
چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۲۰۹۶ نمایش) - (۶۹ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۳)
دیدگاه اطرافیانم در مورد ازدواج، منو کلا از ازدواج متنفر کرده (۹۱۷ نمایش) - (۳۱ نظر) (يكشنبه ۱ مهر ۹۷ - ۱۷:۰۲)
بیشتر افراد اهل جهنم انسان های بی همسر هستند (۱۸۲۸ نمایش) - (۸۷ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۷)
تخریب عزاداری حسینی توسط بعضی از روشنفکر نماها (۶۹۰ نمایش) - (۳۴ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۵۳)
برادر 34 ساله م با وجود داشتن امکانات، تن به ازدواج نمیده (۲۲۱۶ نمایش) - (۸۹ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۴۸)
محدوده دوستی و آشنایی برای یه دختر دانشجو (۹۵۰ نمایش) - (۴۰ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۹)
به نمره بالای 60 MSRT نیاز دارم (۳۹۵ نمایش) - (۱۶ نظر) (شنبه ۳۱ شهریور ۹۷ - ۱۴:۳۵)
درخواست معرفی بازار کار در زمینه ی شبکه های کامپیوتری و سرور (۱۸۵ نمایش) - (۵ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۷)
سایت آلاء ، جایگزینی رایگان برای کلاس های کنکور (۴۵۰ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۱:۰۴)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۷۶۵ نمایش) - (۳۵ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۳۸)
در موقعیت های مختلف چطور سر صحبت رو باز کنیم ؟ (۵۴۴ نمایش) - (۶ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۷)
یادمون نره که دنیا محل گذره (۳۲۶ نمایش) - (۹ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۲۴)
دلیل یه آقا برای دعوت همکار خانم به خونه پدریش چیه ؟ (۱۰۸۲ نمایش) - (۳۵ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۲۰:۰۴)
تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر در دانشگاه پیام نور (۳۷۰ نمایش) - (۱۰ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۸)
چکار کنم تمایل به پوشیدن چادر در من دائمی بشه ؟ (۶۴۳ نمایش) - (۴۱ نظر) (جمعه ۳۰ شهریور ۹۷ - ۱۹:۴۲)
کسب درآمد برای یه دختر دبیرستانی (۱۳۲۴ نمایش) - (۶۰ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۹)
سوال در مورد یادگیری طراحی وب (۲۹۴ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۶)
نحوه امتحان شفاهی حفظ قرآن (۱۱۲ نمایش) - (۷ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۳)
شهدای کربلا چه ویژگی هایی داشتند ؟ (۲۱۳ نمایش) - (۹ نظر) (پنجشنبه ۲۹ شهریور ۹۷ - ۱۵:۳۱)
ازدواج با پسری که در خانواده با کسی رابطه نداره (۱۵۸۴ نمایش) - (۴۳ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۵۹)
انصراف از دانشگاه و شرکت مجدد در کنکور (۴۳۳ نمایش) - (۱۲ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۴۳)
یک تجربه واقعی برای بیماران لاعلاج (۶۹۸ نمایش) - (۳۱ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۹)
تو بهشت باید خورد و خوابید و ... ؟! (۶۹۵ نمایش) - (۲۴ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۵)
دختر مورد علاقه برادرم ازدواج کرده و الان همسایه هستیم (۱۵۲۷ نمایش) - (۳۵ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۳۲)
ما چند سال با هم بودیم ... (۱۰۸۲ نمایش) - (۱۹ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۲۱)
چکار کنم بهم نگن تنبل ؟ (۵۲۹ نمایش) - (۱۹ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۵)
باید به استخاره ای که کردم عمل کنم ؟ (۵۴۵ نمایش) - (۲۶ نظر) (چهارشنبه ۲۸ شهریور ۹۷ - ۲۳:۱۲)
تولید فیلم و سریال برای ترغیب جوانان به ازدواج (۱۱۰۵ نمایش) - (۵۹ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۹)
می خوام در شهر گرگان به تنهایی زندگی کنم (۷۴۵ نمایش) - (۱۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۸:۱۱)
برای رسیدن به موفقیت، روزانه چند ساعت تلاش می کنید ؟ (۵۰۰ نمایش) - (۸ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۵۴)
آیا شماره گرفتن از خانم هم کلاسی در دانشگاه کاری بدی است؟ (۱۴۹۰ نمایش) - (۵۰ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۳۴)
انتظار برای پیدا شدن فرصت شغلی مناسب یا کار با حقوق کم ؟ (۵۱۳ نمایش) - (۱۰ نظر) (سه شنبه ۲۷ شهریور ۹۷ - ۱۶:۲۲)
مسئول تولید محتوا دقیقا کارش چیه ؟ (۴۰۴ نمایش) - (۶ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۳۳)
می ترسم خواستگارم بعد ها هم ساکت و آروم باشه (۱۵۳۲ نمایش) - (۳۷ نظر) (دوشنبه ۲۶ شهریور ۹۷ - ۱۷:۲۴)

چکار کنم برای بدحجاب شدن و آرایش کردن وسوسه نشم ؟ (۲۰۹۶ نمایش) - (۶۹ نظر)
سوالات یه پسر آروم درباره ازدواج (۴۱۸۶ نمایش) - (۱۲۴ نظر)
ازدواج شانسیه یا میشه سرنوشت مون رو خودمون انتخاب کنیم ؟ (۱۶۴۰ نمایش) - (۳۶ نظر)
دیگه تحمل این همه ناکامی رو ندارم (۱۸۹۲ نمایش) - (۴۹ نظر)
چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟ (۲۷۵۵ نمایش) - (۸۵ نظر)
یه پسر دوست دختر دار می تونه عاشق بشه ؟ (۱۶۲۳ نمایش) - (۴۱ نظر)
بهمن بهمنی اصل ازدواج کرد (۲۴۵۶ نمایش) - (۱۰۶ نظر)
میخوام یک لیست از کارهای خیر داشته باشم (۹۰۹۶ نمایش) - (۵۷ نظر)
منم مثل بقیه جوون ها نیاز به ازدواج دارم اما ... (۲۱۰۷ نمایش) - (۶۲ نظر)
ازدواج پسر دهه شصتی با دختر دهه هفتادی با 12 سال اختلاف سن (۳۱۶۸ نمایش) - (۱۲۸ نظر)
از آمریکا نمی ترسیم ! (۱۸۳۹ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
ما آقایون چه رفتار و پوششی باید داشته باشیم ؟ (۲۰۶۹ نمایش) - (۱۱۲ نظر)
ازدواج موقت با زنا چه تفاوتی داره ؟ (۱۶۳۹ نمایش) - (۷۸ نظر)
یه دختر هم می تونه به خاطر زیبایی پسری رو دوست داشته باشه ! (۱۴۹۵ نمایش) - (۵۰ نظر)
27 ساله شدم، دلم می خواد یک مرد کنارم باشه (۴۲۲۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از آقایون در اماکن عمومی (۱۹۵۱ نمایش) - (۴۹ نظر)
با افرادی که مانع ازدواجم شدند چه برخوردی بکنم ؟ (۱۷۵۴ نمایش) - (۵۸ نظر)
رفتارهای ناپسند بعضی از خانم ها در اماکن عمومی (۲۳۸۷ نمایش) - (۶۰ نظر)
ما پسران نباید با زندگی مون قمار کنیم (۲۰۳۳ نمایش) - (۹۶ نظر)
چه جوری ازش دل بکنم ؟ (۱۶۹۵ نمایش) - (۳۱ نظر)
نظر شما درباره سریال پدر که از شبکه ۲ پخش میشه چیه ؟ (۵۵۵۶ نمایش) - (۱۲۴ نظر)
چرا بعضی از آقایون متاهل حلقه ازدواج شون رو دست نمیکنن ؟ (۱۷۰۲ نمایش) - (۵۶ نظر)
نمیخوایم با یه تواب ازدواج کنیم، مگه زوره ؟ (۲۱۷۱ نمایش) - (۹۶ نظر)
راضی ام که مهریه ام رو ببخشم و توافقی جدا بشیم ولی ... (۱۶۷۳ نمایش) - (۶۱ نظر)
برای ازدواج، به دختران مانتو پوش باحجاب هم فکر کنم؟ (۱۵۵۶ نمایش) - (۶۱ نظر)
می خوام ازدواج کنم ولی به خاطر لاغری اندامم خواستگار ندارم (۱۸۹۳ نمایش) - (۶۳ نظر)
فکر می کنم به خاطر قدم که 172 هست ، کم خواستگار دارم (۱۷۷۰ نمایش) - (۵۲ نظر)
آیا سر نوشت منه پسر مجرد که تا الان پاک بودم باید این باشه؟ (۱۷۲۳ نمایش) - (۴۱ نظر)
نمی خوام دیگه کسی تو زندگیم به اسم دوست پسر باشه (۲۶۲۴ نمایش) - (۶۹ نظر)
دختران چادری، مسلمان و مذهبی واقعی باشید (۱۶۸۷ نمایش) - (۸۳ نظر)
در ازدواج، دختر چه امتیازی قراره به پسر بده ؟ (۱۶۸۱ نمایش) - (۵۴ نظر)
ازدواج با پسری که به برابری حقوق زن و مرد اعتقاد داره (۲۲۹۵ نمایش) - (۱۵۰ نظر)
چرا بعضی ها ازدواج رو یه غول وحشتناک می بینن ؟ (۱۸۰۷ نمایش) - (۶۴ نظر)
وقتی تو رو می بینیم ... (۱۸۰۲ نمایش) - (۷۴ نظر)
کنار اومدن با پسران باغیرت ولی بی پول (۲۴۱۲ نمایش) - (۶۳ نظر)
جمع بندی دو پست پیدا کردن دختر چادری و شروط ازدواج (۱۶۶۵ نمایش) - (۷۷ نظر)
موانع ابراز علاقه بعضی از پسران به یک دختر باوقار (۱۹۵۱ نمایش) - (۳۳ نظر)
خونه مون شده عین یه هتل (۱۵۲۳ نمایش) - (۴۶ نظر)
نمیتونم که تا 60 سالگی عفت پیشه کنم (۳۴۵۲ نمایش) - (۱۲۲ نظر)
بعد از ازدواج فهمیدم که همسرم قبلا ... (۲۸۷۷ نمایش) - (۸۴ نظر)
فهمیدم نامزدم قبلا دوست پسر داشته ، در مرحله قبل طلاق هستیم (۵۱۶۰ نمایش) - (۲۴۳ نظر)
سوال حیاتی از دختران چادری و مذهبی واقعی (۲۲۷۹ نمایش) - (۸۰ نظر)
دست درازی در راهپیمایی روز حجاب و موقع تشیع 13 شهید (۲۰۲۴ نمایش) - (۷۳ نظر)
خودم رو برای مجرد موندن آماده کردم (۱۶۹۳ نمایش) - (۳۹ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۹۸ نمایش) - (۵۰ نظر)
پیدا کردن دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج (۲۳۳۵ نمایش) - (۱۰۹ نظر)
علت نگاه های پسران به خودم رو نمی فهمم (۱۹۹۶ نمایش) - (۷۷ نظر)
خواستگارم با فانتزی هام تفاوت داره (۱۵۷۵ نمایش) - (۳۳ نظر)
خواستگاری دارم که نمیتونم ازش دل بکنم (۱۴۳۴ نمایش) - (۲۰ نظر)
جلب توجه با پوشش هم حدی داره (۲۲۷۹ نمایش) - (۸۹ نظر)

صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۷۶۵ نمایش) - (۳۵ نظر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۳۱۳۵ نمایش) - (۹۲ نظر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۱۰۵۲ نمایش) - (۳۴ نظر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۱۲۵۳ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۹۲۱ نمایش) - (۲۴ نظر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۱۰۲۰ نمایش) - (۴۵ نظر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۲۶۹۹ نمایش) - (۵۷ نظر)
دختر مذهبی کجایی ، دقیقا کجایی ؟! (۲۷۹۸ نمایش) - (۵۰ نظر)
پاتوق شادی خانواده برتر (۷۱۲ نمایش) - (۲۰ نظر)
راهکارهای صرفه جویی در آب، برق، گاز و ... (۵۳۱ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۲۷۳۸ نمایش) - (۵۷ نظر)
پیشنهاد ایجاد صفحه برای رشته های مختلف تحصیلی (۴۲۷ نمایش) - (۴ نظر)
داستان ماجراهای ساختمان خانواده برتر (۷۷۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه معرفی مشاور خانواده به تفکیک استان (۴۶۲ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه معرفی روانشناس به تفکیک استان (۳۵۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه کنکوری های 98 - پست اول (۲۱۷۵ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه گفتگوی گوهران کشف نشده (۵۶۵۱ نمایش) - (۳۲۲ نظر)
صفحه گفتگوی پسران درک نشده (۱۸۲۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 - (2) (۳۹۲۵ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه گفتگوی تک فرزندان خانواده برتر (۳۹۷ نمایش) - (۰ نظر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های 97 (۴۵۲۷۳ نمایش) - (۸۵۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۳۸ نمایش) - (۵ نظر)
خاطرات جالب و خنده دارتون رو بگید (۲۸۷۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه ی طنز پردازان خانواده برتری (۳۷۲۶ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۳۶۵۲ نمایش) - (۱۶۹ نظر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (۴۴۸۹۰ نمایش) - (۳۹۸ نظر)

درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۸۲۸۳ نمایش) - (۲۴۲ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۲۵۶ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۲۴۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۲۸۴ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۵۶۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۲۶۹ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۴۷ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۳۰۷ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۲۶۴ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۲۴۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۴۳۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۴۳۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۲۹۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۳۸۳ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۲۹۶ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۳۸۰ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۱۷۰۳۸ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۵۴۹ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۲۸۶۷ نمایش) - (۱۶۳ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۷۱۳ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۹۵۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۷۵۲ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۱۲۲۷ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۱۰۴۷ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۴۳۷۲ نمایش) - (۱۹۷ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۸۳۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۹۹۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۷۱۳ نمایش) - (۲۰ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۱۳۳۹ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۱۵۴۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۳۹۵۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۰۶۳ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۱۶۲ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۲۱۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۱۳۹۰ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۱۲۳۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۵۱۹۶ نمایش) - (۳۲۱ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۱۵۱۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۱۳۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۱۶۱۹ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۶۵۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۹۵۷ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۰۰۵۰ نمایش) - (۷۴۱ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۶۴۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۲۰۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۷۶۲۵ نمایش) - (۲۳۴ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۴۶۸۴ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۸۹۸ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۳۶۶۲ نمایش) - (۱۰۰ نظر)


۳۴ مطلب با موضوع «تعامل با خانواده :: ارتباط با خانواده شوهر» ثبت شده است

اولویت زندگی شوهرم نیستم

سلام

من حدود یک سال و نیم تو عقد بودم و الان یک ماهه که ازدواج کردم ، همسر من دو خواهر داره که یکیش حدود یه سال از من بزرگتر و اون خواهرش هم سنشون بالاست و مجرد ) . در دوران عقد طلاق گرفتن. من مشکلم با همسرم اینه که من اولویت زندگی ایشون نیستم یعنی در مورد مسائلی که پیش میاد هیچ وقت حق با من نیست.

با هیچکدوم از خونواده ی شوهرم مشکلی ندارم به غیر از خواهر کوچیکتر شون یعنی خب اولش من باهاش اصلا مشکلی نداشتم ولی تو دوران عقد تقریبا 90 درصد جاهایی ما می رفتیم ایشون هم میومد و خیلی هم صمیمیت با شوهرم زیاد بود در اون حد که ما میرفتیم بیرون اون با همسرم راه می‌رفت و من تنها ... و اینکه همسرم اصلا مشکلی با حضورش نداشت من رو بیشتر ناراحت میکنه .


↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) روابط عاطفی در دوران عقد (۶ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۱) پاسخ های مردم
    • ۱۲۴۲ بازدید توسط ۱۰۸۸ نفر
    • پنجشنبه ۲۵ مرداد ۹۷ - ۱۷:۳۸

    بدی های دیگران رو پلی برای محبت قرار بدین

    سلام

    در بین خیلی از پست های منفی، جا داره یه کم باهاتون درد و دل مثبت کنم. من خیلی خوشبختم. خیلی ، از اینکه خودمم. اهل تظاهر نیستم. شوهرم و زندگیم رو خیلی دوست دارم. سعی میکنم همش مثبت فکر کنم و تمام موانع خوشبختی رو بر طرف کنم.

    من عاشق خانواده شم. با وجود فرق گذاشتن ها و کم لطفی هاشون . من خیلی خوبم خیلی. اونا هم خیلی خوبن. خواستم تشویق تون کنم بدی های دیگران رو پلی برای محبت قرار بدین. محبت جادو میکنه. به خدا مثل یه اکسیر میمونه. شوهرم آینده خیلی خوبی داره چون منو داره. من خیلی خوشبختم چون یه شوهر پاک و سالم دارم.

    با وجود اینکه هر دو گذشته جالبی نداشتیم. حداقل تا بیست سالگی. ولی توبه توبه توبه.... توبه راهگشا بود بین ما. اونم دوران جاهلیت داشت منم داشتم. ( جاهلیت فیزیکی منظورم نیست) وارد جزییاتش هیچ وقت نشدیم چون نخواستیم. ولی خوشا بحال ما که خدا ما رو سر راه هم قرار داد.

    بدون اون یه لحظه نمیتونم زندگی کنم. تا حالا بدون اجازش نزدم بیرون از خونه.تا حالا هیچی پنهون نکردم ازش. تا حالا صداهامون بلند نشده. فقط خداست که نقطه اتصال ما به همه. یه دونه شوکولات تنهایی نخوردم. نصف نصف ...

    ما خیلی مشکلات داریم. ولی چشم مون رو به روی همه مشکلات بستیم و راه توسل و پیش گرفتیم. وای که این دنیا چقدر قشنگه با این عینکی که من زدم ... خلاصه منو شوهرم خیلی با حالیم خیلی.

    منتظریم یکی در حق مون بدی کنه تا با خوبی کردن نگاهش رو عوض کنیم و اون رو عاشق خودمون بکنیم .

    ان شاء الله خدا همه دختر پسرها رو خوشبخت کنه. لال از دنیا نری ان شاء الله یه آمین بگو


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۶) پاسخ های مردم
    • ۳۰۸ بازدید توسط ۲۴۲ نفر
    • چهارشنبه ۲۴ مرداد ۹۷ - ۱۷:۱۵

    به شدت سودای استقلال مالی دارم

    سلام

    چند سالی هست ازدواج کردیم ... شرایطم رو بخوام بگم ؛

    مستقل نیستیم و با پدرش کار میکنه ... در همین  حد خرج روزانه ست درآمد ، یه بچه دارم ، خیلی نگران آینده شم. اصلا این شرایط رو دوست ندارم .

    مطمئنم اگه همسرم جدا میشد وضعمون خوب بود متاسفانه به خاطر وابستگیش و دوم اینکه چند سال پیش که پول دستش بود و بهش گفتم جدا شو این کار رو نکرد پولا رو داد دست باباش و ما هم امکان هیچ پیشرفتی نداریم ... این شرایط رو نمیتونم تغییر بدم.

    به شدت سودای استقلال مالی دارم ... حاضرم هر کاری انجام بدم ولی زودتر جدا شیم از پدرش ،
    لازمه ش پوله. یه بار طلاهام رو فروختم دو برابر سود کرد. متاسفانه به خاطر شراکت با پدرش این پول چند سال دست اینا موند و در نهایت با قهر من این پول رو پس دادن ... و الان با پول همون طلا خونه اجاره کردیم ...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب) اقتصاد خانواده (۴۴۰ مطلب) مسائل زنان (۱۵۹ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۴۵۰ بازدید توسط ۳۷۰ نفر
    • شنبه ۲۶ خرداد ۹۷ - ۱۴:۲۶

    می خوام پیش خانواده ی شوهرم عزیز باشم

    سلام

    من دختری هستم که به تازگی نامزد کردم و انشاء الله دو ماه دیگه عقدمه ، نامزدم خواهر نداره و دو تا برادر کوچکتر از خودش داره . منم آدم طنار و دلربایی نیستم که بتونم از این رفتارها از خودم نشون بدم... یه ذره خجالتی و آرومم ، از اونحا که دوست دارم خودم رو پیش مامان و باباش عزیز کنم نمیدونم چکار کنم که برای یه مادر و پدر که دختر ندارن جذاب بنظر میاد .


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۳) پاسخ های مردم
    • ۱۷۷۷ بازدید توسط ۱۳۶۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۴ خرداد ۹۷ - ۱۳:۳۰

    دعا برای دور شدن از خانواده شوهر

    سلام

    خواسته ی عده ای خانم های متاهل اینه که از خانواده ی شوهرشون دور باشن ! در این پست می خوایم این موضوع رو بررسی کنیم که اصولا چرا اون عده از خانم ها چنین تمایلی دارند ؟

    چه اتفاقاتی ممکنه رخ بده که خانم ها چنین تمایلی داشته باشن و حتی به دنبال " دعا " برای این خواسته شون باشن .

    دو سوال مهم این جا مطرح میشه ؟

    1 - آیا میشه قبل از ازدواج پیش بینی چنین روزهایی رو کرد ؟ آیا روش انتخاب همسر می تونه مانع بشه ؟

    2 - به خانم هایی که ازدواج کردند و چنین خواسته ای دارند چطوری میشه کمک کرد ؟

    چنین دعایی که وجود نداره ، پس باید بهشون کمک کنیم که روابط شون رو بهتر کنن تا اصل خواسته از بین بره . اما چطور ؟!

    موفق باشید


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) مسائل زنان (۱۵۹ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب) سوالات پرتکرار در اینترنت (۹ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۸) پاسخ های مردم
    • ۸۹۸۴ بازدید توسط ۶۶۶۵ نفر
    • دوشنبه ۱۶ مرداد ۹۶ - ۱۸:۱۵

    یه عروس چطوری می تونه مورد احترام خانواده ی شوهرش قرار بگیره ؟

    سلام
    می خوام بدونم هر فرد با چه ویژگی رفتاری میتونه ساده فرض بشه در برابر خونواده شوهرش و یه جورایی سوارش بشن و حرمتشو نگه ندارن ؟
    اگه همچین فردی رو میشناسین لطفا بیاین بگین چه کار کرده که اینطوری فرضش کردن؟ و در مقابل می خوام بدونم چطور میشه عروسی باشی که خونواده ی شوهر به خودشون اجازه ی بی احترامی ندن؟ و شخصی محترم که نظرشم مهم باشه تلقی بشیم ؟

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۵) پاسخ های مردم
    • ۱۲۸۵ بازدید توسط ۱۰۲۷ نفر
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۵۶

    دلم میخواد شوهرم با حفظ احترام بتونه حقش رو از خانواده ش بگیره

    سلام

    خانواده ی شوهرم پرجمعیت هستن و عروس اخر و توی عقد .عروس خانواده باید چطور برخورد کنه تا احترام و حرمتش حفظ بشه و دخالت هم توی زندگیش نشه و در عین حال رابطه ی خوب و صمیمانه ای هم داشته باشه با خونواده شوهر؟

    این در صورتیه که عروس های بزرگ خانواده اشخاص خونسرد و خنثی هستن و اهل کار کردن خونه مادرشوهر نیستن و بهشون محبت و احترام گذاشته میشه ولی دخالت هم میشه تو زندگیشون... ولی با این وجود شوهرهاشون اشخاص صاحب نظری هستن و حق خودشونو توی خانواده میگیرن و در برابر خونوادشون حاضر جوابن .

    و در عوض کل خونواده به شوهر من دستور میدن چون پسر کوچیکه خانوادش و حتی گاهی بنظرم زور میگن و سوء استفاده میکنن و ایشونم انگار شده بله قربان  و حتی نمی تونه حقشو بگیره

    خودشم میفهمه که ازش سواستفاده میکنن ولی بازم احترامشون رو نگه میداره . نمیخواد رابطه ها خراب بشه و بی احترامی پیش بیاد ولی دلم میخواد حداقل با حفظ احترام شوهرم بتونه حقشو بگیره ... چکار کنم که رفتارشو تغییر بده؟ یا اگه نتونستم اونو تغییر بدم خودم باید چطوری برخورد کنم تا هم خراب نشم و هم ساده فرض نشم و بتونم حق خودمو شوهرمو بگیرم ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۱) پاسخ های مردم
    • ۷۰۷ بازدید توسط ۵۸۵ نفر
    • جمعه ۲ تیر ۹۶ - ۲۲:۴۵

    خواهر شوهر کوچیکم محیط شخصی برامون باقی نذاشته!

    سلام

    خانمی هستم بین ٢٠-٢٥ . مشکلی که دارم اینه که خواهر شوهر کوچیک من که دبستانیه به شدت به من میچسبه! هر جا میریم پیش منه و منو کلافه کرده. من دوسش دارم و کلا برخوردم با بچه ها خوبه. ولی این دیگه شورشو در آورده!!

    توی این چند سال که ازدواج کردیم هر بار سفری با خانواده همسرم رفتیم پیوسته پیش ماست و محیط شخصی برامون باقی نذاشته!! پیش من باید غذا بخوره پیش من بشینه و ...

    مدام میخواد باهام حرف بزنه و هر وقت تو جمع خانوادگی هستیم انقدر با من حرف میزنه که نمیذاره با بقیه حرف بزنم! همش باید منو همراهی کنه و دیگه دارم اذیت میشم . اینو بگم که من در طی چند سالی که عقد کردیم و بعدش ازدواج هیچ برخورد بدی باهاش نداشتم تا بحال و خیلی هم دوسش دارم. ولی اینکه هر جا منو شوهرم هستیم اونم میاد اذیتم میکنه .

    چکار کنم که این همراهی پیوسته کم بشه؟ به همسرم بگم؟ تا این دختر خانم هم بزرگ بشن و بفهمن که نباید اینطور باشن من خیلی اذیت میشم!


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۲) پاسخ های مردم
    • ۲۰۳۹ بازدید توسط ۱۶۹۶ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۶

    چطوری خانواده ی شوهرم رو قانع کنم که در زندگیم دخالت نکنن ؟

    سلام
    خانواده شوهرم باهام بد نیستن حتی میشه گفت رفتارشون با عروساشون خوبه ، منم احترامشونو همیشه نگه داشتم حتی تا بحال به شوهرم هم ازشون حرف نزدم.
    ولی مشکلی که وجود داره اینه که عادت کردن توی زندگی پسراشون دخالت کنن و زیر سلطه ی اونا باشن، می بینم که قشنگ در کنار خوبی ها و محبت هاشون به عروسای دیگه شون واسشون تصمیم گیری هم میکنن و اونا هم هیچی نمیگن...
    من عروس اخرم و توی عقدم و شوهرمم میبینم روی حرف خونوادش نه نمیاره و انگار حرفای اونا واسش حجته چون گاهی نظراتی که به من داده رو بعدا از زبون خونوادش شنیدم و فهمیدن نظر اونا بوده ، دلم نمیخواد یجوری بشه که بخوان توی زندگیمون دخالت کنن .
    خانمای با تجربه لطفا بگین باید چطور برخورد کنم که این اجازه بهشون داده نشه و شوهرمم بتونه حقشو بگیره و خواسته هاشو بهشون بگه و همش در برابرشون تسلیم نباشه؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل زنان (۱۵۹ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۳) پاسخ های مردم
    • ۸۱۲ بازدید توسط ۶۷۱ نفر
    • چهارشنبه ۳۱ خرداد ۹۶ - ۲۰:۵۳

    خانواده ی شوهرم انگار از بارداری من ناراحت هستند

    سلام

    من ٢٥ سالمه با دوران عقدم ٣ ساله ازدواج کردم. ٢ ماهه باردار هستم . بچه اولمه یک ماه میشه همسرم به خانوادش گفته من باردارم ولی خواهر شوهرام ( بزرگه ٤٤ سالشه کوچیکه ٥ سال بزرگتره ) زنگ نمیزنن تبریک بگن .

    مادر شوهرمم منو دید یه تبریک خشک خالی داد انگار ناراحتن از بارداری من! من خونه مامانم هستم چون خیلی مریضم دو قدمم با خونه مادرشوهر فاصله داریم ولی نه میان بهم سر میزنن نه زنگ میزنن در صورتی که ادعا میکنن همسر منو خیلی دوست دارن .

    همسر منم از لحاظ عاطفی و مادی برا خانوادش کم نمیذاره ولی من غصه داره بارداریمو خراب میکنه میخوام از کسایی که مشکلاتی شبیه من دارن بگن چکار کنم که بچمو از دست ندم و اروم باشم

    با تشکر از همه دوستان 


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۱) پاسخ های مردم
    • ۱۷۴۱ بازدید توسط ۱۲۹۲ نفر
    • يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶ - ۲۳:۲۰

    نمیتونم حس خوبی نسبت به خواهر شوهرم داشته باشم

    با سلام

    بنده خانمی هستم 33 ساله که بمدت دقیقا یکساله که عقد کردم . شکر خدا همسر خوبی دارم .مهربون ، متدین، خوش اخلاق  و ... ولی بتازگی موضوعی پیش اومده که باعث شده ذهنم بهم بریزه و آشفته بشه . من و همسرم معمولا خیلی خونه هم رفت و آمد نداریم .شاید هفته ای یک بار پنجشنبه ها ایشون بیاد ولی من خیلی کمتر میرم اونجا .خب با توجه به اینکه هر دو کارمندم هستیم خیلی نمیتونیم پیش هم باشیم .البته من و همسرم خیلی هم از این موضوع شاکی نیستیم و دیگه عادت کردیم .ولی موضوع اینه که مدتی بود که موقعی که میرفتم خونه مادر شوهرم متوجه برخوردهای سرد خواهر شوهرم شده بودم .اینم بگم که خواهر شوهرم یه 5 ماهی میشه که عقد کرده . تا قبل از ازدواجش خیلی با هم صمیمی بودیم .خیلی منو دوست داشت و وقتی میرفتم خونشون ساعتها با هم حرف میزدیم عکس نشون هم میدادیم یا توی تلگرام از هم احوال پرس بودیم .یا وقتی میرفتم خونشون سریع می اومد جلوی در استقبالم و همو میبوسیدیم .

    خلاصه یه چند بار اول رفتار سردش رو گذاشتم به حساب اینکه لابد خسته ست و حال وحوصله نداره یا اینکه خودش مشکلی چیزی داره ولی دیدم نه یه چند ماهه اصلا من میرم اونجا تحویلم نمیگیره و محل نمیذاره .خیلی ناراحت شدم .هر چی فکر کردم دیدم من که برخورد بدی ازم سر نزده که ناراحتش کرده باشم .تا اینکه بعد از چندین ماه موضوع رو با شوهرم در میون گذاشتم و بهش گفتم مدتیه که من میام خونتون دیگه خواهرت مثل سابق منو تحویل نمیگیره و حتی جواب سلام منم به زور میده یا سعی میکنه تا اونجایی که میتونه با من تماس چشمی نداشته باشه و از حرف زدن با من هم طفره میره...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۶) پاسخ های مردم
    • ۲۴۱۲ بازدید توسط ۱۹۳۶ نفر
    • دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۳

    چیکار کنم به دل خونواده ی شوهرم بشینم؟

    سلام

    من 27 سالمه و همسرم 3 سال از من بزرگتره، تازه عقد کردیم اما تازگیا حرفایی از خوانواده همسرم میشنوم که واقعا قلبمو آتیش میزنه، صبح تا شب ناراحتم و نمیدونم چیکار کنم ؟ هر وقت یاد حرفاشون میفتم از شدت ناراحتی صورتم داغ و قرمز میشه و قلبم درد میگیره

    من و همسرم اولین بار تو یه جلسه ی کاری همدیگه رو دیدیم و بخاطر انجام ادامه ی کارهای همون جلسه شمارمو ازم گرفت و دقیقا همون شب بهم پیام داد که از برخورد و رفتارم خوشش اومده و اگه موافقم با هم آشنا شیم، منم قبول کردم و البته به خونوادم اطلاع داده بودم.

    تا 1 هفته تلفنی با هم صحبت میکردیم و همسرم درباره خودش و خونوادش و برنامه ش واسه آینده حرف میزد و منم حرفامو میگفتم، بعد از 1 هفته گفت که همدیگه رو بیرون ببینیم (چون ما محیط کاریمون جدا هست و اصلا همدیگه رو نمیبینیم، اون یه بار فقط بخاطر جلسه بود) شماره پدرم رو ازم گرفت و ازش اجازه گرفت که ما دو ماه برای آشنایی هر از چندگاهی همدیگه رو بیرون ببینیم و صحبت کنیم تا اگه به توافق رسیدیم بیان خواستگاری، پدرمم اجازه داد .

    خلاصه در نهایت اومدن خواستگاری و عقد کردیم، تا اینجا مشکلی نبود، اما تازگیا فهمیدم خونواده همسرم در مورد من خیلی بد حرف میزنن، یه بار خیلی شوکه شدم مادرش برگشت تو روم گفت ما فقط خواستگاری سنتی قبول داریم ولی شما قبل خواستگاری با هم رابطه داشتین !!!


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۳۵) پاسخ های مردم
    • ۲۳۶۵ بازدید توسط ۱۹۸۳ نفر
    • شنبه ۱۹ فروردين ۹۶ - ۲۱:۵۰

    چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم

    سلام

    من دختری ۲۲ ساله هستم که نزدیک دو ساله تو عقدم، چند روز دیگه عروسیمه ولی من اصلا خوشحال نیستم، به خاطر این که به حد مرگ از شوهرم و خونواده شوهرم نفرت دارم طوری که ارزوی مرگشون رو دارم!

    خونواده شوهرم در ظاهر خودشون رو خوب نشون میدن مخصوصا مادر شوهرم که مَنم مَنم هاش گوش ما رو پر کرده ، با اینکه همیشه دارن بهترین چیزارو برای ما می گیرن ولی از یک طرف تا می تونن به من یا مادرم تیکه و متلک میندازن یا من رو بچه و نادون فرض می کنن .

    چند بارم غیر مستقیم به خونواده ام توهین کردن و یک بار هم سر یک مسئله ای که نظر مادرم هم باید می پرسیدن و اینکارو نکردن و البته که بعدش پشیمون شدن، قشقرقی به پا کرد که بیا و ببین چرا؟

    چون مادرم با احترام کامل سعی کرد بهش بفهمونه که اینکاری که شما کردین اشتباهه و اونم انقدر گریه زاری کرد که نگو ، بعدشم به مادرم گفت که تو داری از اخلاق من سوء استفاده می کنی !!!! بیچاره مادرم بنده خدا مونده بود چی بگه! باز از یک طرف جلوی بقیه فک و فامیل هاشون یک جوری رفتار می کنن که هر کی ندونه فکر می کنه اینا یک مشت فرشته اسمونین که خدا برای من فرستاده!!!

    بگذریم ...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • (۴۶) پاسخ های مردم
    • ۳۶۸۳ بازدید توسط ۲۹۸۶ نفر
    • جمعه ۱۸ فروردين ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چطور به خواهر شوهر 14 ساله ام بفهمونم دست از سر من برداره ؟

    باسلام

    شب تون بخیر . من دختر 18 ساله ای هستم و نامزدم 25 سالشه. یکسال هست که عقد کردیم. دو برادر شوهر دارم و یه خواهر شوهر .خواهر شوهرم 14 سالشه. تنها مشکل من وجود خواهر شوهرمه. فقط میخواد از آب گِل آلود ماهی بگیره !!

    خودتون خوب میدونید که بین همه ی افرادی که نامزدن ، گاه گداری قهر و دعوا هایی شکل میگیره.که خانواده ها سعی میکنن تو این جور مسایل دخالت نکنن و بذارن خودشون مشکلاتشون رو حل کنند . خانواده ی نامزد من هم همین طورند ولی خواهرشوهرم دخالت میکنه. تمام سعی خودشو میکنه تا موقع قهر بین منو نامزدم ، خودشو به نامزدم نزدیک کنه.
    خیلی دختر چابلوس و زبون بازیه ، از اونور هم خیلی قشنگ طعنه و کنایه نثار من میکنه. گاه گداری خواسته و نا خواسته نیش زبون بهم میزنه.واقعا دلمو میسوزونه ، خیلی حرفاش و رفتاراش برام گرون تموم میشه!

    یه وقتایی هم شده با خودم میگم شاید اقتضای سنش هست ولی تا کِی؟!  کِی میخواد بزرگ بشه؟ با خودم میگم ، مگه من چه هیزم تری بهش فروختم؟! تو خانواده شون جا شو تنگ کردم؟! آخه چیکار کردم که باهام این رفتارا رو میکنه؟؟

    خوبیش اینه اگه رفتاراش رو مادر شوهرم ببینه یا  نامزدم ، دعواش میکنن. هر چی خانواده اش دعواش میکنن ، نفرتش نسبت به من بیشتر میشه. اما من خسته شدم اعصابم بهم میریزه .بیچارم کرده ، زبونم ندارم جوابش رو بدم .

    به نظرتون چه طوری باهاش کنار بیام؟ چه طوری بهش بفهمونم دست از سر من برداره؟

    متشکرم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸۳) پاسخ های مردم
    • ۲۵۵۹ بازدید توسط ۲۱۱۹ نفر
    • شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ - ۲۱:۱۰

    انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده

    سلام

    منو همسرم از ابتدا تا الان که عقدیم 2 ساله با همیم . خانواده من از نظر فرهنگی و تحصیلی از خانواده همسرم بالا ترن خیلی بالاترن ولی خدا شاهده من هیچ وقت این موضوع رو به روش نیوردم حتی عیب هم نمیدوستم چون اصلا ربطی نداشت من نمیخواستم با عمه و خالش زندگی کنم خودش درس خونده من با برخوردم بهش ثابت کردم که برام اهمیت نداره ولی نمیدونم چرا همش خودش با خودش احساس کوچیکی میکنه و سر این با هم دعوامون میشه .

    خواهرش خیلی سختگیره ،  من به عقاید ادم ها احترام میذارم ولی این دیگه خیلی ... منم برعکس اونم نه اینگه ول باشم ولی متعادلم ،‌الان من هر کار میکنم همسرم به خواهرش میگه این اینو خرید توام بخر . اون این کارو کرد توام بکن این اینجور حرف میزنه توام ...

    منم از اون اول بدم میومد یکی مثل من باشه ، من حس میکنم با این کاراش سعی میکنه که خانوادش شبیه ما بشه ،‌ منم بهش گفتم ول کن بذار هر کار میکنه بکنه هر چی میخواد بپوشه به نظرش احترام بذار میگه نه ...

    تو به ابجی من حسودی میکنی ،‌ منم هی تو دهنم میاد اون چی داره من حسودی کنم دلم نمیاد بگم . انقدر هیچی رو نزدم تو سرش دیگه رو من سوار شده ،‌ به نظرتون من چکار کنم ؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • (۱۳) پاسخ های مردم
    • ۹۹۴ بازدید توسط ۸۷۶ نفر
    • دوشنبه ۱۸ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست

    سلام

    تقریبا دو ساله که ازدواج کردم و از تهران به یک شهرستان دیگه اومدم . شوهرم رو خیلی دوسش داشتم برای ازدواج با اون خودم اصرار داشتم اما اون بی پوله و هیچ اختیاری از خودش نداره .

    برای همه ی کارهاش پدر مادرش نظر میدن و اصلا هم ادم حسابش نمیکنند . من خونه ی پدرم هیچ محدودیتی نداشتم اما الان اجازه ندارم تا سر کوچه برم پدر شوهرم و مادر شوهرم خیلی بدجنس هستن و برای اذیت کردن من از هیچ کاری دریغ نمیکنن. وحشتناک حسودن .

    حتی طاقت محبت شوهرم به من رو ندارند. در صورتی که خوشدون انقد حال به هم زن هستن جلوی ما عین دختر پسرهای 14 ساله با هم دیگه لوس بازی در میارن . ما تو یک خونه زندگی میکنیم .

    حتی روی پولی که در میاریم هم دخل و تصرف دارن. زندگیم شده عین رمان های خاله زنکی. پولی هم نداریم برای مستقل شدن . نمیدونم تا کی باید تحمل کنم. پدرشوهرم یک مرد کله ... بی ... که ادعای مردونگی داره شدید ...

    اما در واقع هیچ کارس و همه کاره زنشه . شوهرم هم بعد این همه مدت پدر و مادرش رو شناخته. زن با سیاستی نیستم و دستم به هیج جا بند نیست . جای من بودید چیکار میکردید ؟

    ممنون


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل زنان خانه دار (۲۲ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۹) پاسخ های مردم
    • ۸۲۱ بازدید توسط ۷۰۴ نفر
    • يكشنبه ۱۷ بهمن ۹۵ - ۲۲:۲۰

    همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده

    سلام دوستان

    از وقتی که یادمه همیشه شوهرم خواهرهاشو به من ترجیح میداده واقعا دلم شکسته دیگه نمیتونم تحمل  کنم .

    همین امشب جلوی خواهراش برگشت به من گفت من هیچ وقت خواهرام و به تو نمیفروشم اونام فقط به من خندید مثلا همین دیشب من رفتم بیمارستان به خاطر مشکل زنانگی که داشتم بیمارستان گفت نیاز به بستری داری ولی چون بچه ام کوچیکه قبول نکردم گفتن پس لااقل سرم بزن فشارت روی نه هستش .

    شوهرم مدام زنگ میزد بیا بریم بیا بیریم منم با رضایت شخصی و بدون سرم زدن از بیمارستان اومدم بیرون حالا امشب فهمیدم دلیله اون همه اصرارش برای بردن من از اون جا به خاطر این بوده که میخواسته بره خواهرشو برسونه در صورتی که خواهرش شوهر داره و شوهرش به راحتی میتونسته اینکارو انجام بده خیلی ناراحتم از وقتی که عقد کردیم تا الان که عروسی کردیمو بچه داریم هر جا خواستیم بریم خواهراشم با اینکه شوهر دارن ولی همیشه با ما بودن .

    دلیلشونم اینکه چون پدر مادرمون شهرستانن برادرمون حکم پدرمونو داره . بابا من چه گناهی کردم اخه که همیشه باید حضورشونو تو تمامه زندگیم احساس کنم دیگه بریدم حالا اگه خوب بودن یه چیزی میان با ما مدام هم تیکه میندازنو حرف باره ادم میکنن دلم میخواد طلاق بگیرمو از این زندگی لعنتی برم بیرون ولی چه کنم که بچه ی کوچیک دارم دیگه بریدم خسته ام به تمامه معنا دیگه نمیکشم .

    وقتی این حرفو جلوی خواهراش زد به من شکستم خورد شدم دلم برای خودم میسوزه که انقدر به خاطر شوهرم از خودم گذشتم اینجوری جواب محبتامو داد من به اون خود خواه ها فروخت.


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۳۵) پاسخ های مردم
    • ۲۹۸۶ بازدید توسط ۲۳۴۰ نفر
    • شنبه ۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چیکار کنم با این ناز های زن داداشم

    با سلام
    من دختری هستم مجرد و سی و دو ساله. مشکل من با بعضی رفتارای زن داداشمه. من دوست دارم خانواده متحدی باشیم و اونا مدام بیان خونمون و با هم باشیم. اما وقتی مادرم دعوت میکنه بیان خونمون کمکی نمیکنن.
    یکی از زن داداشام که شورشو در آورده میشینه یه گوشه و یا با بچه ها بازی میکنه یا حرف میزنه یا سرشو میکنه تو گوشیش. اگه میوه یا هر چیز دیگه هست من باید برم و بیارم و بعدا هم جمع کنم.
    گاهی سرش خوش بیاد کمک میکنه اما بقیه موارد قیافه میگیره و میشینه. میره تو آینه نگاه میکنه که یه دفعه شالش به هم نخورده باشه. به هر صورت من خسته میشم و با خودم میگم مگه من خدمتکارم که باید جلوی اونها خم و راست بشم. مهمون غریبه نیستن که ، باید اونا هم کمک بکنند.
    ضمنا وقتی میخواد بره ،اگه یه دونه نایلون کوچیک دستشون باشه، رو میکنه به داداشم و میگه اینو بیار. (( این نایلون مگه چقدر وزن داره ! اینقدر سنگینه! ))
    جلوی نا محرم در رفتار با بچه های اقوام خودشو لوس میکنه و میگه باید بوسم کنید و من قهرم باهاتونو و ... که لحنش مناسب فضا نیست. جالب اونجاست که چون خودشو لوس میکنه بچه ها میرن دورشو و نازشو میخرند. در حالیکه من با وجود اینکه مهربونم با بچه ها اما چون خودمو تو اون شرایط لوس نکردم اینقدر عزیز نیستم برای بچه ها. با داداشمم نمیشه حرف زد.فوری جوش میاره و جبهه میگیره.
    چند وقت پیش مهمون غریبه داشتیم و مامانم مجبور بودن بشینن کنار مهمونا و درست نبود پاشن. من فقط مثل گارسون میرفتم و میمودم و زن داداشمم اصلا به روی خودش نمیاورد و مهونا جلوم  احساس شرمندگی میکردن که من میرم و میام و مثال ها ی دیگه. البته من یه زن داداش دیگه هم دارم که اون حداقل غیرت داره و کمک میکنه تا حدی.
    دلم میخواد بهم کمک کنید و بگین چیکار کنم با این نازای زن داداشم. یه سوال دیگه ما خانواده ای هستیم که اهل آرایش نیستیم و منم مخالف این کارم چون نامحرمو جذب میکنه و ... اما زن داداشم تو جمع ما که میاد چون آرایش میکنه صورتش تو ذهن میاد . من دلم نمیخواد در آینده که ازدواج کردم شوهرم بهم بگه فلانی خوشگله و یا اینکه ... در این مورد باید چیکار کنم؟
    ممنونم عزیزان

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • (۶۸) پاسخ های مردم
    • ۳۰۳۳ بازدید توسط ۲۴۸۱ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام

    سلام به همه ی خانواده برتری های عزیز ...

    ازتون کمک میخوام ، راستش من عروس آخری خانواده هستم در حال حاضر یکسالی میشه  که عروسی کردیم و بنا به دلایلی هنوز با خانواده همسرم زندگی میکنیم .

    طبقه اول این خونه برادر شوهر بزرگم می شینن و طبقه دوم هم مادر شوهرم ... راستش مشکل من مربوط به این قضیس که هم عروس من بعد از چند سال تازه باردار شده بود ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاد که توی ماه های اخر بارداری بچه خفه شد و سقط شد.

    تو همین روزا بود که من متوجه شدم باردارم ، راستش خیلی خوشحال شدم وقتی به شوهر و مادر شوهرم گفتم . شوهرم  فقط یه لبخند تصنعی به من زد و مادر ایشون فقط گفت کمتر به چشم بیا مبادا دل کسی رو با داشتن این تو راهی بسوزونی .

    هر چند این دوره زمونه بچه اوردن کار خاصی نیست هنر بزرگی نیست . میدونم این حرفا رو بخاطر همون هم عروسم گفت . راستش بغض گلومو فشار میداد.

    چیزی نگفتم شب زار زار گریه کردم . حتی شوهرم متوجه شد میدونم شوهرم دوستم داره ولی وقتی باهاش حرف زدم گفتم از حرف مادرت ناراحت شدم . فقط برگشت گفت من بچه ای که رابطه بین برادرها رو سرد کنه نمی خوام .

    این حرف مثل بقیه حرفا دلم رو بیشتر سوزوند یاد حرف های گذشته شوهرم افتادم که می گفت بچه نعمته ،  ازدواج کردیم دلم میخواد زودتر بابا بشم ... با شنیدن حرفایی که الان میگفت هیچ نشانه مهری احساس نکردم .. یادم رفت بگم من شاغلم سر کار همش ذهنم مشغول بود.

    تصمیم گرفتم چند روزی برم خونه پدرم ، نمیدونم تصمیم درستی گرفتم یا نه ، واقعا نمی دونید تو چه شرایط روحی قرار گرفتم .

    از یه طرف بچه ما اولین نوه ی خانواده پدریم و اونا از شنیدن این موضوع همگی خوشحالند حتی خواهرم ، از الان داره لباس و سیسمونی انتخاب می کنه ... از یه طرف خانواده شوهرم و رفتاراشون ...

    باور کنید بعد از شنیدن اون حرفا رفتارم عوض نشد باهاشون ، تو کارا کمکشون می کنم .. خونه خودمون هم داره کم کم آماده میشه ولی شوهرم میگه فعلا زوده مادر تنهاست. منم قبول کردم .

    واقعا نمیدونم با این بچه که نشونه و نعمت خداست چیکار کنم عصر همون روز به شوهرم گفتم اجازه بدی چند روز برم خونه پدرم ولی ایشون  که حتی اگه نیم ساعت ازم خبر نداشت منو نمی دید زمین به زمان می دوخت گفت اره برو.

    الان که این متن نوشتم خونه پدرم هستم اینجا همه از شنیدن مادر شدنم خوشحالند ولی نمیدونم واقعا چیکار کنم ؟

    ببخشیدکه سرتون به درد آوردم از همتون ممنونم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • (۶۶) پاسخ های مردم
    • ۲۳۲۳ بازدید توسط ۱۸۸۱ نفر
    • جمعه ۲۴ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    نمی خواییم عروسمون در جزئی ترین امور زندگی مون دخالت کنه

    سلام

    یک زن داداش دارم از وقتی وارد خانواده ما شده دائم ما رو زیر ذره بین گذاشته از بزرگ تا کوچیک و همش به اصطلاح خودش میخواد ما رو نهی از منکر بکنه ..حالا نمیگم ما بی عیب و نقصیم ولی این خانم گویی خودشون فرشته بیگناهن و ماشاءالله یه زبانی دارن یکی بگی صد تا میشنوی و هر طور که شده میخواد حرفشو به کرسی بنشونه.

    مثلا ما برای یه موردی برای داداش کوچکم رفته بودیم خاستگاری .اصلا هم به ایشون نگفتیم .بعد موقع تحقیقات این خانم خبردار میشه و ناراحت که چرا منو در جریان نذاشتید بعد هم کلی سخنرانی که این خانواده فوق فوق العاده پولدارن و شما اصلا از تامین مخارجشون برنمیاید ولی اون خانواده گفته بودن که مسائل مالی برای ما مهم نیست و... و بعدش  زن داداشم یک لیست بلند بالایی از صفات برادر کوچکم تهیه کرده بودند که اگه ازشون کسی پرسید تحویل بدن که مثلا ایشون تنبل هستن و شکم پرور و ...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • (۳۶) پاسخ های مردم
    • ۱۹۳۵ بازدید توسط ۱۵۲۴ نفر
    • جمعه ۱۵ مرداد ۹۵ - ۱۹:۳۲

    چون شوهرم بهم وابسته است خانواده ش داغونم کردن

    سلام

    بذارید اول بیوگرافی خودمو بگم بعد دردمو بگم . من یه دختری هستم مهربون دلسوز قد بلند میشه گفت خوشگل و خوش اندامم خیلی ها حسرتمو میخوردن از فامیل غریبه بهترین خواستگارهارو داشتم ولی من فقط یه بار عاشق شدم اونم عاشقم شد خیلی همو میخواستیم . صادقانه میگم باهام دوست شدیم تا بعد 60 روز اشنایی این اقا اومد خواستگاریم با هم عقد کردیم ولی دو سه ماه گذشت....

    خانوادش به شدت داغونم کردن مریضم کردن روانیم کردن الان یک سال دارم تحملشون میکنم ولی دیگه طاقتم تموم شده انقد تیکه میشنوم انقد از من متنفرن نمیخوان سر به تنم باشه فقط و فقط بخاطر یه دلیل اونم اینکه همسرم به من وابستس باید روزی 4 ساعت کنارم باشه باورتون میشه فقط دلیلش همینه!؟

    به اون خدا قسم فقط دلیلش اینه زندگی رو زهر مارم کردن باتیکه هاشون منو دزد خطاب میکنن . از اونجا که گفتم مهربونم براشون کادو میخرم  جواب تیکه هاشونو نمیدم اخم نمیکنم ولی دیگه طاقتم تموم شده الان یه مدتی افسردگی شدید گرفتم اعتماد بنفس ندارم فکر خودکشی به سرم زده .

    هر روز به یکی از فامیلاشون میگن پسرمونو دزدیده اونام منو هر جا میبینن نصیحت غیر مستقیم میکنن که پسر مال مادرشه زن با یه طلاق میره کنار ولی مادر نه . به پسرشون دروغ پشت سر من میگن که منو خراب کنن ، اخه این حرفه فامیلاش به من میگن.

    متاسفانه روم نمیشه جواب بدم به قول مادرم حیا دارم فقط سکوت میکنم از بچگی اینطوری بودم .

    دوستم اصرار کرد اینجا پست بذارم گفت اینجا کمکم میکنن منتظر کمکاتون هستم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    تعامل با خانواده (۳۴۴ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۷۴) پاسخ های مردم
    • ۳۳۹۹ بازدید توسط ۲۸۰۷ نفر
    • يكشنبه ۲۴ آبان ۹۴ - ۱۸:۱۷

    چیکار کنم شوهرم خانواده ش رو رها کنه ؟

    سلام

    من خانواده شوهرم بسیار بی شخصیت هستن توی عید بی دلیل بدترین فحش ها رو بم دادن مراسم ازدواجمو سیاه کردن جلو همه .

    یه مدت قطع رابطه کردیم. الان ٢ هفته است پدرش فوت شده باز رابطه شروع شد این بار سر ارث و میراث هر چی از دهنشون در اومد به منو شوهرم گفتن اما شوهرم میگه حالا دیگه بابام مرده من نمیتونم ولشون کنم.

    هر کاری دارن شوهرم باید براشون انجام بده. من ازشون متنفرم. چیکار کنم شوهرم ولشون کنه.بخدا همشون شوهرمو فقط واسه حمالی میخوان اصلا دوستش ندارن تو رو خدا کمکم کنید


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۶۳) پاسخ های مردم
    • ۲۴۵۸۶ بازدید توسط ۱۹۱۵۱ نفر
    • يكشنبه ۵ مهر ۹۴ - ۲۱:۵۰

    یکی از مشکلات زندگی من خواهر شوهرمه

    سلام
    خواهش میکنم جواب منو بدید

    من یه زن ۲۵ ساله هستم
    بینهایت شوهرم رو دوست دارم ولی تحمل زندگی برام واقعا سخت شده

    یکی از مشکلات زندگی من خواهر شوهرمه که یک زن خراب واقعیه، از بچه شیر دادن جلوی همسرم تا تشویقش به دیدن فیلم ... و ... و حرفای اونجوری جلوی جمع... از هیچی دریغ نمیکنه و به ظاهر خیلی هم مذهبی هست

    شوهر من میگه فهمیده کاراش اشتباه بوده و خواهرش چه جور آدمیه ولی حاضر نیست از دیدنش بگذره و من هم تحملش رو ندارم، مگر نه اینکه از خراب باید دوری کرد؟

    واقعا زندگی برام سخته و هر ثانیه آرزوی مردن میکنم . نه تنها خواهر شوهرم، بلکه واقعا تو زندگیم حتی یک نفر سالم و پاک ندیدم .

    چرا باید توی این همه کثافت زندگی کنم؟

    ثانیه به ثانیه آرزوی مردن دارم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۸۸) پاسخ های مردم
    • ۷۵۱۲ بازدید توسط ۵۹۶۷ نفر
    • يكشنبه ۲۹ شهریور ۹۴ - ۲۲:۳۰

    خواهر شوهرم دوست داره ما طلاق بگیریم

    سلام
    من تو دوران عقدم حدود یک سال هر وقت با شوهرم دعوامون میشه البته تو خلوت ولی وقتی خانواده همسرم میفهمن خواهر شوهرم با تیکه و کنایه میگه بخاطر اختلاف سنی تونه . ( 12 سال من کوچیکترم) .
    یه حالتی که دوس داره من از برادرش جدا بشم ولی من و همسرم واقعا همدیگه رو دوست داریم . یک روز همین خواهرشوهرم برگشت بی مقدمه به من گفت اگه یه روز تو تو بستر بیماری بیفتی و مادرمم همینطور،  اگه داداشم بخواد بین شما یکی رو فقط ببره بیمارستان داداشم تو رو نمیبره!!! شاید باورتون نشه تعریف از خود نیست انقدر من براشون خوبم یکبارم جواب تیکه هاشونو ندادم چغلیشونو پیش شوهرم نکردم همه فامیل دو طرف منو عروس خوب میدونن حتی خود همسرم
    یه سوال مگه دعوا کردن به سن ربط داره؟؟؟
    یعنی همسرم واقعا اگه تو بستر بیفتم میذاره تلف بشم؟؟؟؟
    لطفا کمکم کنید
    عباس اقا و اقا سامان متاهل جنوب شماهم کمکم کنید
    از همتون ممنونم

    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۷ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۴۹) پاسخ های مردم
    • ۱۸۵۰ بازدید توسط ۱۳۷۱ نفر
    • چهارشنبه ۱۴ مرداد ۹۴ - ۱۵:۰۰

    من اصلا رفتار با خانواده ی همسر رو بلد نیستم

    سلام دوستهای عزیزم

    من ازتون کمک میخوام

    من اصلا رفتار با خانواده ی همسر رو بلد نیستم. یه خواهر شوهر مطلقه دارم. که بنا به دلایلی گاهی تو خونه پدرشوهرم کنار هم زندگی میکنیم. کلا خیلی رک هستم. سیاسیت ندارم اصلا راهنماییم کنین ممنون میشم


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۱۵۹۲ بازدید توسط ۱۳۶۵ نفر
    • سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۴ - ۱۶:۵۵

    نمیتونم رفتارهای شوهرم و خانوادش رو از یاد ببرم

    ما سه سال با خانواده شوهرم زندگی کردیم، رفتار ایشون در مقابل خانوادش با من زیاد خوب نبود، خانوادش عملآ منو از پسرشون دور میکردن، اصلآ منو به حساب نمیاوردن، شوهرم هیچی نمیگفت، میگفت پدر و مادرم هستن ،چیکار کنم؟ منم کم کم ساکت شدم ،گوشه گیر شدم ، حوصله جر و بحث نداشتم ،چون شوهرم صداشو بلند میکرد،منم واسه جلوگیری از آبروریزی ساکت شدم.

    سه سال تموم صبر کردم ،حالا چن ماهه که مستقل شدیم، ولی من هر چی میکنم نمیتونم رفتارای شوهرم و خانوادش رو از یاد ببرم، مث یه زخم روی روح و روانم تآثیر گذاشته، چیکار کنم، به نظرتون اگه جای من بودین میتونستین گذشته رو فراموش کنین?!!


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۲۰) پاسخ های مردم
    • ۱۴۸۰ بازدید توسط ۱۲۱۱ نفر
    • پنجشنبه ۹ بهمن ۹۳ - ۰۹:۰۲

    جاری‌مو چه جوری تحمل کنم؟؟؟

    سلام.

    من خونواده شوهرم پرجمعیت هستن 9 تا بچه ان که نامزدم 3 پسره و جاریم دختر داعیمه 

    که اصلا تو ازدواج ما دخالت نکرد حتی بهم نزنگید و تبریک هم نگفت. حسودیم میکنه ازم. اما من اصلا اینجوری نیستم. حتی خونوادمم میان خونه مادرشوهرمم تحویلشون نمیگیره. ما دوتا بچه ایم.

    اولش حال و هوای خونه شلوغ خوب بود اما الان میرم اونجا حوصلشونو ندارم . نمیتونم جاریمو تحمل کنم همش هس خونه مادر شوهرم.

    حوصلشو ندارم نامزدم خیلی خوبه اما مادر شوهرم دوس داره اونجا زیاد باشم اما من دوس ندارم. و از رفتارهای جاریم ناراحت میشم در حالی که من احترامشو نکه میدارم و حتی تو جشنم باهاش شوخی کردم بهم گفته هی من ازت بزرگترما 

    خوشم نمیاد ازش چه جوری تحملش کنم...


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۸) پاسخ های مردم
    • ۶۹۳۲ بازدید توسط ۵۰۰۶ نفر
    • چهارشنبه ۸ بهمن ۹۳ - ۰۶:۳۶

    من نمی تونم تو روستا زندگی کنم

    سلام

    نیازمند همفکریتون هستم

    من یه سال عقد کردم و این ماه انشالا میریم خونه خودمون. من اهل تهرانم و همسرم شمال. همسرم از روی احترام خیلی به حرفای پدرش گوش میده و نظراتشو قبول میکنه. حتی اگه به دلش نباشه.

    من نمیدنم چطور تونسته با این اوضاع راضیش کنه که بیاد خواستگاری من!خانواده همسرم توی یکی از روستاهای شمالی زندگی می کنن.

    همسرم هم همونجا به دنیا اومده و بزرگ شده. الان شغل دولتی داره که برای رفت و امد به محل کارش باید از روستاشون که نیم ساعت تا شهر فاصله داره بره مرکز شهر.

    خدا رو شکر خونه توی شهر اجاره کردیم. پدر شوهرم پیله کرده یه قطعه زمین تو روستا بده همسرم تا خونه بسازه. من نمیتونم تو روستا زندگی کنم. دیوونه میشم. شوهرم نمیتونه به پدر دیکتاتورش بگه نه نمیخوایم خونه بسازیم.

    نمیدونم خودمم چطور بهش بفهمونم اصلا قصد ساخت خونه نداریم. اول زندگی نمیخوام بیافتیم تو دردسر پول جمع کردن برای ساخت خونه. کلی قسط و وام داریم. میخوایم سریع بچه دار هم بشیم. پولی برامون نمیمونه خونه بسازیم. درمانده شدم. چکار کنم با این پدرشوهر؟ 


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۶) پاسخ های مردم
    • ۱۹۵۶ بازدید توسط ۱۵۷۲ نفر
    • يكشنبه ۱۴ دی ۹۳ - ۱۰:۰۸

    شوهرم جلوی خانواده ی خودش منو تحویل نمی گیره

    سلام سوالی دارم که ممنون میشم راهنماییم کنید

    من و همسرم توی خونه رابطه بسیار صمیمی و خوبی با هم داریم اما جلوی خونواده خودش که می ریم اصلا دیگه به من توجه نمی کنه حتی بهم نگاه نمی کنه و حتی سر سفره بقیه گاهی بهش می گن پیش خانمت بشین..خیلی با خانوادش دو دربایستی داره عقد که بودیم جلوشون خجالت می کشید وقتی می رفتیم بیرون بیاد با من قدم بزنه بعد عروسی حتی وقتی باردار شدم می گفت خجالت می کشم به مامانم بگم روم نمی شه!!!! مامانش چند بار عقد که بودیم با حرفاش بهم فهموند که از روابط سرد ما متعجبه...دیگه پیش خونواده و فامیلش اصلا اعتماد به نفس ندارم  همه فکر می کنن ما همیشه با هم خشک و سرد برخورد می کنیم ما هر دو شکر خدا مدهبی هستیم توی خونه خیلی خوشبختم اما بیرون رفتن با بقیه و فکراشون برام کابوس شده..دوست ندارم بقیه زوجا که می دونم بعضیاشون صمیمیتشون تو خونه به اندازه ما نیست بهم پز صمیمیت و عشق بین خود وهمسرشون رو بدن هرچند من حسود نیستم.دیگه اعتماد به نفس ندارم اقایون خواهشا توی جمع خانماتونو تحویل بگیرید نگران نباشید بهتون نمی گن زن ذلیل...به شوهرم میگم یه کم رعایت می کنه اما دوباره باز جلو خونوادش فکر می کنه من نامحرمشم من نمی گم جلو جمع بچسبه به من چون خودم این کارا رو تو جمعی که مجرد هست قبول ندارم اما منو ادم حساب کنه مثل یه دوست عادی 2 کلمه ای باهام حرف بزنه..لطفا هم دوستان راهنماییم کنند که چه جوری این مشکلو حل کنم؟؟؟؟


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۳) پاسخ های مردم
    • ۳۴۷۸ بازدید توسط ۲۷۰۷ نفر
    • سه شنبه ۱۱ شهریور ۹۳ - ۲۳:۵۲

    به خاطر برادرم ، رابطه من و شوهرم سرد شده

    سلام

    من خانمی 32 ساله هستم هشت سال پیش با شوهرم ازدواج کردم شوهرم یک فروشگاه داره و وضع مالیش خوبه مشکل من اینه که برادرام سر شوهرم تو مسایل کاری کلاه گذاشتند و نزدیک چند ملیارد از شوهرم بالا کشیدن کاملا قانونی و با روش های شیطانی که وقت ندارم توضیح بدم سر منو حسابی جلو شوهرم پایین انداختن البته شوهرم تا حالا چیزی به من نگفته ولی می دونید که من دیگه نمی تونم جلوی شوهرم چیزی بگم شوهرمو خیلی دوست دارم مرد عالی هستش از هر نظر و برادرام از اعتمادش سواستفاده کردند حالا موندم جلوی شوهرم چیکار کنم که دوباره اقتدار و شخصیت از دست رفتمو به دست بیارم از نظر عاطفی خیلی نسبت به من سرد شده رابطه جنسیمون یک ساله قطع شده و کاملا از هم بیگانه شدیم البته می دونم کسی تو زندگیش نیست چون همیشه سروقت مثل گذشته میاد خونه و گوشیشم که هیچوقت پسورد نداره خیلی توداره با منم دردودل نمی کنه آرزوی مرگ برادرامو دارم که زندگیمو به گند کشوندن حالا اگه چیزی به ذهنتون میرسه منو راهنمایی کنید


    ↓ در مورد این موضوع بیشتر بخوانید ... ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۶۵۳ مطلب) ارتباط با خانواده شوهر (۳۴ مطلب)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • (۱۲) پاسخ های مردم
    • ۲۵۷۴ بازدید توسط ۲۱۰۵ نفر
    • دوشنبه ۳ شهریور ۹۳ - ۱۲:۲۰

    برو بالا