خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی





۲۱ مطلب با موضوع «ازدواج پسران بالای 30 سال» ثبت شده است

از هر دختری که خوشم اومده اون از من خوشش نمیاد

سلام دارم خدمت هم دوستان

بنده 31 سالمه و خدا رو شکر شاغل و کارمند با تحصیلات فوق لیسانس و مجرد . الان که دارم این مطلب رو مینویسم خیلی دلم گرفته . مشکل من اینه از هر دختری که خوشم اومده اون از من خوشش نمیاد و به احتمال زیاد مشکل از چهره منه.

من یه چهره معمولی با قد معمولی دارم . در تمام زندگیم تنها بودم و تقریبا هیچ دوست صمیمی ندارم اما همیشه روی پای خودم وایسادم و برای مستقل بودن از نظر مالی خیلی سختی کشیدم . تا حدودی مغرورم و دوس ندارم از نظر فکری و عاطفی آویزون کسی باشم .

همین دیشب بود که با یه خانومی که به وسیله یه رابط اشنا شدم برای ازدواج و طبق گفته های واسطه خیلی دختر خوب و خانم و با کمالاتی بود اما به محض اینکه عکس خودمو به وسیله رابط برای ایشون فرستادم جواب منفی داد و راستش با این کارش غرورم شکست .

به نظرتون من باید چیکار کنم در مورد خودم و این خانم . بی صبرانه منتظر نظرات ارزشمندتون هستم .

موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۳۲
    • دوشنبه ۲ اسفند ۹۵ - ۲۱:۰۰

    چطور در خواستگاری بگم که تجربه یه ازدواج ناموفق داشتم

    سلام
    بنده یه پسر 33 ساله هستم ، حدود 9 سال پیش با یه دختر خانومی عقد کردم که متاسفانه عقدمون بیشتر از حدود 2 ماه طول نکشید و بهم خورد و دلیل بهم خوردنش هم این بود که تو اون زمان هم من به اندازه الآنم فهم و شعور نداشتم و هم اون دختر خانوم، خلاصه اینکه هردومون به اندازه خودمون مقصر بودیم و همه چی بهم خورد . حالا بعد از این همه مدت قصد دارم ازدواج کنم ، اما خیلی استرس دارم .
    نمیدونم دختر خانومی که برای خواستگاریش اقدام کنم با این مورد چطور برخورد میکنه و اینکه نمیدونم چطور باید این مسئله رو بهش بگم و همینطور نمیدونم دقیقا چه زمانی باید این مسئله رو با ایشون درمیون بگذارم . میشه راهنماییم کنید؟
    ممنون از همه بزرگواران...
    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۱
    • دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    بعد از ملاقات با خواهر خواستگار 36 ساله ام ، رفتار خواستگارم یکباره سرد شد

    سلام بر دوستان فهیم خانواده برتر

    یه سوال داشتم ، ممنون میشم کمکم کنید .

    دختری هستم 28 ساله مجرد. از ظریق واسطه آقایی 36 ساله بهم معرفی شدن. با اینکه معمولا خواستگاری های من سنتی انجام میشد با اطلاع خانواده ها آشنایی رو دو نفره ادامه دادیم. بنده مذهبی هستم و تقیدات اخلاقی و شان اجتماعی و... برام مهم هست و ایشون تمام شرایط منو داشتن.

    آشنایی رو ادامه دادیم تا تقریبا هر دو به توافق رسیدیم ایشون موافقتشونو واضح اعلام کردن و صحبتهایی به شوخی و جدی میگفتن که همه چیز خوب و عالی هست و البته ابراز علاقه هم کردن. مدت آشنایی ما یک ماه ظول کشید و قرار ملاقات آخرمون با حضور خواهر ایشون بود( خواهرشون مجردند و دو سال از من بزرگتر ) که عکس العمل خواهرشون زیاد جالب نبود و رفتارشون از ثانیه اول با من سرد و بی تفاوت و حتی با حسادت همراه بود!

    اتفاق غیر منتظره ای که افتاد این بود که بعد از این ملاقات که باز هم حرف ها و احساس هردومون کاملا مثبت بود ( بجز رفتار خواهرشون ) ایشون رفتارشون یکباره با من تغییر کرد و خیلی کمتر سراغ منو گرفتن و رابطه رو به قطع شدن میرفت!

    خیلی اذیت شدم و برای اتمام حجت ازشون علت رفتارشونو پرسیدم و گفتن از نظر احساسی شور و شوقی ندارن!!! به زبان دیگه یعنی منو دوست ندارن! برام خیلی تعجب آور و سخت شد! البته با توکل بر خدا و توسل به معصومین دچار مشکل نشدم و ضربه نخوردم ولی واقعا برام جای سواله که علت یهوویی عوض شدن نطرشون چی میتونه باشه؟

    آیا خواهرشون منصرفشون کردن یا معمولا آقایون تو این سن وسواسی هستند و نمیتونن تصمیم بگیرن یا از اول هم در رفتارشون فقط تظاهر به محبت می کردن ؟!

    واقعا برام سواله!!!!!

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۱۱
    • دوشنبه ۱۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم

    سلام

    بقرآن الانه که گریم بگیره ، اومدم اینجا یکم درد و دل کنم ،  32 سالمه ، توان ازدواج ندارم ، بقرآن از همه جا و همه کس بریدم . فشار جنسی امونمو بریده ، به جان مادرم فقط همین حرف که عالم محضر خداست نگهم داشته، اما چه فایده، تمام روح و روانم درگیر این قضیه شده ، از کار رو زندگی افتادم .

    بقرآن منم دوست داشتم متاهل بودم، با خانومم شوخی میکردم، گردش میرفتیم، بخدا همین الان نزدیک بود گناه کنم، فقط خدا جلومو گرفت ، خوش بخالتون که متاهلید، خوش بحالتون که یه اتاق دارید میتونید با هم زندگی کنید خوش باشید . خیلی نا امیدم .

    منم دوست داشتم با خانومم بریم کربلا اما حسرت همه چی به دلم موند . وقتی یه زن و شوهر جوونو تو خیابون میبینم، بقرآن دوست دارم واسم نگاشون کنم، باز به خودم میگم نکن، به ناموس مردم نگاه نکن .

    دعا کنید شرایط ازدواج منم فراهم بشه ، فقط اینارو نوشتم که یه کمی سبک بشم ، دیگه از بس با امام زمان و مادر سادات و ابا عبدالله حرف زدم خسته شدم . خوش بخالتون، خوش بحالتون .

    قدر لحظه هاتونو بدونید ، بقرآن زمان هایی که غسل واجب میشم ، چون صبح زود باید دوش بگیرم، از مادرم خجالت میکشم ، از پدرم خجالت میکشم ، متوجه میشن که غسل واجبم ، خدا نکنه به گناه بیفتم ، همین که فکر انجام دادن گناه تو ذهنم میاد و بعد از ذهنم میره ، بعدش یه حس بدی بهم دست میده که انگار واقعا گناه کردم .

    دیگه روحیه مو از دست دادم ، بخدا منم دوست داشتم ازدواج کنم، یه بار بشینم موهای خانوممو شونه کنم ، دوست داشتم یه بار با هم بریم بهشت زهرا قطعه شهدا ، چه فکرایی تو ذهنم دارم .

    منم دوست داشتم زمانی که خانومم باردار بود، دستمو میذاشتم رو شکمش برا بچمون زیارت عاشورا میخوندمو با هم گریه میکردیم .

    بخدا خوش بحالتون

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۵۰۱
    • چهارشنبه ۸ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    با سلام

    جوانی 32 ساله هستم, شکر خدا در زندگی موفق بودم (تحصیلی و کاری) تا قبل 30 سالگی برای این که ثبات در زندگیم ایجاد نشده بود قصد ازدواج نداشتم ( میتونستم ازدواج کنم ولی میخواستم همسرم در ناز و نعمت باشد), خدا رو شکر با تلاش زندگیم رو به راه شد ( خانه و ماشین  و شغل و درامد خوب ),شاید سال بعد دکترا بخونم ( فقط به خاطر علاقه نه کار ,چون شغل ازاد دارم و دنبال کار دولتی هم نمی باشم) اما مشکل اینجاست که متاسفانه برای ازدواج با مشکل مواجه شدم, کسایی که همسن و سال من بودند ازدواج کردند و من ...

    ضمنا کسایی رو که قبل 30 سالگی دوست داشتم ولی به خاطر شرایط خودم قدم پیش نگداشتم ازدواج کردند , یه جورایی الان افسوس میخورم که موقعیت رو از دست دادم, مانده ام چه کنم از طرفی سن و سال بالا رفته و از طرفی میخوام با کسی ازدواج کنم که دوستش داشته باشم ولی گزینه ای ندارم ...

    خانواده هم به شدت فشار میارن ,مانده ام چه کنم ,شما اگه به جای من بودید چه میکردید؟ در ضمن 32 سال برای ازدواج پسر خیلی زیاد است؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان , ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۰۲
    • يكشنبه ۵ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    در صورت ازدواج، عشق اولم فراموش میشه یا نه ؟

    سلام

    دختری بالای 30 هستم .تحصیل کرده و شاغلم که توی عمرم تا حالا پام رو کج نذاشتم و همه اطرافیان منو به پاکی و نجابت میشناسن در حالی که  واقعا خجالت میکشم خودم رو پاک بدونم .

    راستش من یه سال پیش با آقایی آشنا شدم که واقعا معیارهای ایمانی و اخلاقی منو داشت اما خب بخاطر شرایط خانوادگیش از جمله سه برادر معلول و مادری ناشنوا ( کر و لال ) که دو تاش آسایشگاهن و یکیش با مادر ناشنواش زندگی میکنه، و یه خواهر که رفته واسه خودش مجردی زندگی میکنه و هر از چند گاهی بهشون سر میزنه و عملا بار زندگی روی دوش این آقاست.

    ایشون خیلی آدم فهمیده و مقیدی هست از اولشم بهم گفت که شرایط من سخته اما من شیفته منش و رفتارش شدم و وقتی حرف علاقه وسط اومد گفت اگر بخوای با من ازدواج کنی باید 4 سال صبر کنی و حالا شاید این وسط خدا خواست و یک ساله اوضاع من جور شد. بلاخره روزها سپری شد و علاقه ما نسبت به هم بیشتر. من در جریان ریز اطلاعات خانوادش بودم اونم همچنین. البته اینم بگم که خانوادم در جریان رابطه ما نبودن.

    توی این حدود یه سال خیلی تلاش کرده اما به در بسته خورده و عمده مشکل ما بحث مالی ایشونه. با اینکه شاغل هست واقعا نمیرسونه، وام هم راضی نمیشه بگیره چون میگه با این سودهای بالای 20 درصد نزول هست و حرام و واقعا به این اعتقاد داره نه اینکه بهانه اش باشه چون خودش اهل نماز شب و این برنامه هاست.

    میگه باید از راه حلال این هزینه رو جور کنم اونم که فعلا خدا نمیخواد.کمک مالی منم حتی به صورت قرض اصلا قبول نمیکنه. اینم بگم که با توجه به سن من و اینکه پدرم در قید حیات نیست ما یه صیغه سه ماهه خوندیم تا اینکه ارتباطمون حرام نباشه. چون معتقد بود اون دنیا در جواب خدا میتونیم بگیم اگر کاری کردیم محرم هم بودیم نه دوست پسر و دختر نامحرم.

    قضیه گذشت تا اینکه یه ماه پیش که من مشهد رفته بودم موقع برگشت دو تا خواستگار خوب پیدا کردم که به مادرم گفتن بعد از ماه صفر زنگ میزنن و من این قضیه رو بهش گفتم و اونم بدون رضایت من صیغه محرمیت رو پس خوند و گفت من مانع ازدواج تو نمیشم هر چند که خودم داغون میشم اما آرزوی من فقط خوشبختیه تو هست و یه مدت 20 روزی سر این قضیه قطع ارتباط بودیم تا به خیال خودش من تصمیم درست بگیرم و آینده ام رو بخاطرش خراب نکنم.

    اما من توی همون مدت هم یه خواستگار دیگه رو هم رد کردم. بعد از 20 روز که به هر دومون یه سال گذشت دوباره ارتباطتمون برقرار شد و متاسفانه دیشب دوباره سر همین قضایا علیرغم میل باطنیمون دوباره مجبور به قطع ارتباط شدیم.

    حالا سوال من اینه با این علاقه قلبی که به ایشون پیدا کردم چیکار کنم ؟ منتظرش بمونم تا اوضاعش رو براه بشه چون اون از من فرصت 4 ساله خواسته بود و آزادم گذاشته بود که توی این فاصله اگر مورد مناسبی پیش اومد ازدواج کنم و منتظرش نمونم، اما من با این دلبستگی و محرمیتی که داشتیم و با توجه به سن و سالم واقعا نمیتونم به کس دیگه ای فکر کنم چون اون معیارهای اخلاقی و معنوی  که من دنبالش میگشتم همه توی این آقا هست هر چند که اوضاع اقتصادی خوبی نداره.

    از همه بدتر میدونم علاقه اون حتی بیشتر از منه و این قطع ارتباط برای اون با شرایطی که داره و نیاز روحی که داره خیلی سختره اما بخاطر عشق خودش راضیه پا رو دل خودش بذاره و به خیال خودش مانع خوشبختی من نشه.

    از طرف دیگه واقعا نمیدونم خواستگارهایی رو که میان رو با چه بهونه ای رد کنم.مطمئنم هرکی بیاد میخوام اخلاق و رفتارش رو با اون مقایسه کنم و مطمئنم هیچ کس مثل اون نمیشه برام،اینو نه اینکه عاشقش باشم بگم نه واقعا چیزهایی در این آقا دیدم که در این زمانه واقعا کم یاب و گاها نایابه.

    بر فرض محال من اگر با کس دیگه ای ازدواج کنم ، این عشق اولم فراموش میشه یا نه ؟
    دوست ندارم زندگی یکی دیگه رو خراب کنم و با فکر کردن به عشق قبلی خودم به اون خیانت کنم

    واقعا سردرگم هستم.

    در صورت امکان اگر تجربه ای دارید کمکم کنید

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۵۰۳
    • يكشنبه ۱۴ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    با دختری به هم زدم ، چطور بهش بگم که نگرانم نباشه ؟

    سلام دوستان

    تا به حال از خواننده های خاموش این وبلاگ بودم و هر از چندگاهی نظری دادم . پسری هستم بین 30 تا 35 سال. مدتی است که به طور تقریبا جدی به ازدواج فکر می کنم. در این مدت هم به خواستگاری تعدادی از موردها که بهم معرفی شده رفته ام.

    از خانواده های بسیار متمکن و سرشناس تا سطح پایین تر از خودم. ملاک اولی و اصلیم هم اخلاق و ایمان همسر آینده ام است، هر چند از ملاک های دیگر هم در حد پذیرش خودم غافل نیستم.

    شغلم آزاد است ولی دارای تحصیلاتم و مطالعاتم در حیطه فیزیک و فلسفه و گاها علوم دینی و الهیاتی است. خودم یک فرد مذهبی هستم و در یک محیط مذهبی درس خواندم.

    ولی خانواده ام از لحاظ مذهبی متوسط یا ضعیف هستند.فکر می کنم این عامل یعنی بودن در دو محیط ارزشی کاملا متفاوت باعث شده نگاه من به مقوله دین، خدا، اخلاق و خیلی چیزهای دیگه از دو محیط تحصیل و خانواده ام متمایز شود.

    هنوز هم به درست و غلطی برخی از چیزها نرسیدم ولی همین قدر میدونم که به حس و عقل و شهود خودم تکیه بسیار دارم، هر چند سعی کردم همیشه به دنبال حقیقت باشم. احساس می کنم این نگاه متفاوت مقداری انتخاب را در ازدواج برایم مشکل کرده است.

    حدود چند ماه پیش دختر خانمی را به من معرفی کردند که متوجه شدم ملاک ایشون هم مذهبی بودن طرف مقابلشون است هر چند خودشون از یک خانواده مذهبی نبودند. یک جلسه با ایشون صحبت کردم. در اون جلسه در عین اینکه خیلی صحبت از ایده ها و عقاید نشد دو ویژگی ایشون در کنار برخی تناسب های دیگر نظر مرا جلب کرد.

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۴
    • شنبه ۱۳ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۰

    از خواستگار 41 ساله ام چی بپرسم ؟

    با سلام

    من به راهنمایی دوستان خیلی احتیاج دارم.

    دختری هستم 31 ساله خواستگاری دارم 41 ساله. خواستگارم دلیل این که تا حالا ازدواج نکرده را این طور عنوان می کنه که دختری را می خواسته و چون منجر به ازدواج نشده دیگه قید ازدواج را زده. یه سری دغدغه دارم راجع به این ازدواج دارم خواهش می کنم بهم کمک کنید.

    من دختری هستم که مسائل جنسی برام مهمه آیا اینقدر اختلاف سن مشکل ساز نمی شه؟
    آیا کسی که دختری را می خواسته و منجر به ازدواج نشده دچار مشکلات روحی نشده با توجه به این که  سن زیادی از ایشون می گذره.

    هر نکته ای که به نظرتون می رسه که من از این آقا بپرسم تا ابهاماتم برطرف بشه بگید .

    ممنون می شم راهنمایی ام کنید.

    موضوعات مرتبط: ازدواج گوهران کشف نشده , ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۲۲
    • سه شنبه ۳۰ شهریور ۹۵ - ۲۲:۳۵

    حالا چیکار کنم با این دلم؟

     سلام

     پسری مجرد هستم با 31 سال سن و تحصیلکرده .  صادقانه بخوام بگم خیلی سخته که کسی رو 2 سالی دوست داشته باشی و اون هیچی ندونه . خیلی سخته که تو تمام رویاها و آرزوهات اون یه جایی داشته باشه و خودش هیچی ندونه . خیلی سخته که به انگیزه زندگی با اون سخت کار بکنی و کار بکنی و کار بکنی و اون هیچی ندونه . خیلی سخته که تو تاریک ترین شبهای زندگیت تک و تنها باشی و تنها دلخوشیت فکر کردن به اون باشه و اون هیچی ندونه ، خیلی سخته که کسی رو خیلی بخوای و از ترس رسوایی حرفی نزنی تا بخیال اینکه وقتی موقعیتت جور شد حرف دلت رو باش بزنی و اون هیچی از دلت ندونه .

    خیلی خیلی خیلی سخت تر اینه که وقتی یه روز خسته از سرکار برگردی خونه، ناغافل و خیلی غیر منتظره خبر نامزد کردنش رو بشنوی ....  دنیا رو سرم آوار شد،  امید و آرزوهام ....   دلم خیلی گرفته ست، خیلی....
    حالا چیکار کنم با این دلم؟ 

    چطوری آرومش کنم؟  چطوری!!!!؟؟؟

    خوشا روزی که این دنیا سرآید __ قیامت با قیام محشر آید
    بگیرم دامن عدل الهی
    __ بپرسم کام عاشق کی برآید؟
    چه بی اثر می خندم
    __ چه بی ثمر می گریم
    به ناگاهی چرا رسوا شدم من
    __ چرا عاشق چرا شیدا شدم من

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۶۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۴۵
    • جمعه ۱ مرداد ۹۵ - ۲۱:۴۲

    از نظر جنسی نه به نامزدم و نه هیچ دختر دیگه ای حسی ندارم

    سلام

    من پسری حدود 30 ساله هستم که اخیرا با دختری به اجبار خانواده ام عقد کردم . موقعیت مالی خانواده من و شخص خودم بسیار مطلوبه و خودم هم از یکی از دانشگاه های دولتی تهران، در مهندسی برق، دکتری گرفتم .

    مشکلی که دارم اینه متاسفانه از نظر جنسی نه به نامزدم (خانمم) و نه هیچ دختر دیگه ای هیچ حسی ندارم . خانم من چند بار شده که موقعیت رو مناسب دیده و با لباس باز و عطر و آرایش خواسته تحریکی از من ببینه و به گفته خودش خیلی هاته ولی من پاسخی به آن ندادم.

    حتی بدن برهنه هم تحریکم نمی کنه . به پزشک متخصص و روانپزشک به تنهایی مراجعه کردم و هر دوی آنها گفتند مشکلی ندارم و تمام آزمایش های پزشکی ام خوب آمده. حالا توی یک دو راهی گیر کردم . از یک طرف تاریخ عروسی ام داره به سرعت نزدیک می شه و از طرف دیگه گمان می کنم در آینده دچار مشکلات جدی بشوم و خب دوست ندارم دختر مردم که با هزار امید و آرزو به خانه من میاد به خاطر من بدبخت بشه .

    خانمم را از نظر عاطفی (و فقط عاطفی) خیلی دوست دارم و گمان می کنم خانمم هم من رو دوست داره ، اما هیچ حسی ندارم .

    این رو هم بگم من قبلا یک دختر خانم رو می خواستم که خانوادم سخت مخالف بودند و متاسفانه ایشان 4 سال پیش فوت شدند . موندم از همین الان که عقدیم طلاقش بدم که خانمم فرصت مناسبی شاید در آینده براش گیر بیاد .

    یا به امید این که یک تکونی شرایطم بخوره عروسی کنیم؟  نمی دانم اگر کسی راهکاری به نظرش برسه بگه و امیدوارم نشه شرایطی که روز قیامت شرمنده فرد دیگه ای باشم.

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال ,

  • ۰ موافق ۴ مخالف
  • ۴۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۱۹
    • يكشنبه ۱۳ تیر ۹۵ - ۲۱:۰۶

    برو بالا