خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی

دسترسی سریع ← آخرین مطالب - موضوعات - فعال ترین کاربران - آخرین نظرات



۳۷ مطلب با موضوع «ازدواج با زن مطلقه یا بیوه» ثبت شده است

ازدواج تلخ گذشته بعد 10 سال هنوز داره آزارم میده

سلام

روایته با زبونی دعا کنید که باهاش گناه نکردید و این یعنی از بقیه بخواید براتون دعا کنن. دلم شکسته و الان به خدا از هر وقتی نزدیکترم نگاه و محبتش همیشه تو زندگیم بوده و هست وقتی نوجوون بودم یه ازدواج ناموفق داشتم 10 ، 11 سال گذشته و الان بیست و پنج سالمه  و خیلی متفاوت تر از قبلم. اعتقاداتم ، نگاهم و ملاک هام رشد کردن.

قبل ازدواجم نگاهم به نامحرم نیفتاد و بعد جدایی هم رفتارم نذاشت کسی بهم کوچکترین بی احترامی کنه. خدا رو شاکرم که همش از لطف خودشه.

مدتیه عقلم یکی رو خواسته، منطقم با دلیل و برهان عاشق شده، پسری که یک سال بهم علاقه داشته و زیر نظرم داشته تا مطمئن بشه ازم وقتی پا پیش گذاشت من هیچ حسی نداشتم بهش ، یعنی هیچ وقت به خودم اجازه ندادم بی گدار و یک طرفه نگاه محبت آمیزی داشته باشم اما بعد ابراز علاقه ش منم پرس و جو کردم از بقیه و شناختم کامل شد کم کم.

یه پسر مومن و نجیب و پاک. اون منو خیلی میخواست و میخواد اما وقتی قضیه جدایی رو شنید یه مدت رفت ولی دوباره برگشت و یکی رو واسطه کرد که بهش زمان بدم. منم زمان دادم اما خانوادش گفتن نه. برنامه ای چید که مادرش منو دید خیلی پسندید اما گویا بعدا که فهمیده بود گفته بود نه.

حالا من موندم و بعد بیست و پنج سال با یه علاقه شدید و اون آقا پسر که اوضاع روحیش بهم ریخته. خیلی خجالتیه اما بازم ازم زمان خواسته که یه عالمی رو واسطه کنه.

من از آینده میترسم از اینکه خانوادش منو نخوان. ما همه جوره به هم میخوریم اما این ازدواج تلخ گذشته بعد 10 سال هنوز داره آزارم میده نمیدونم این امتحانه یا تاوان کدوم گناه ؟ من کدوم کار غیراخلاقی و غیر شرعی کردم که خانواده این آقا اینجوری بهم نگاه میکنن. من امیدم به خداست.

ازتون میخوام دعام کنید پدرم مریضی سختی داره همش از غصه منه ، دعا کنید خوشبختی و بچه هامو ببینه. بغض داره خفه م میکنه.
یا لطیف ارحم عبدک الضعیف.

موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۹
    • جمعه ۱۵ بهمن ۹۵ - ۲۲:۰۵

    در مواجهه با خواستگارم سه راه بیشتر ندارم

    سلام

    من مطلقه هستم، 22 ساله ، علت طلاقم عدم تفاهم فکری و اعتقادی با شوهرم بود . خلاصه بگم الان خواستگاری دارم که قبلا ازدواج نکرده از نظر مالی خوبه ، خونه و ماشین داره و یه مغازه بالاشهر ولی ظاهرش اصلا مورد قبولم نیست  .

    من خودم به ظاهر اهمیت چندانی نمیدم ولی این بیش از حد زشت بود من باهاش صحبتی نداشتم و ردش کردم ولی خونوادم میگن یه بار باهاش صحبت کن شاید نظرت عوض شه ولی وقتی ظاهرش به دلم نمیشینه چیکار کنم ؟

    حالا تو این گیر و دار دختر خالم گفته اگه شما اقا پسر و نپسندیدین ما دو مورد براش سراغ داریم .وقتی ظاهری به این قضیه نگاه میکنی میگه اره کار مثبتیه تو امر خیر شریک میشی .

    ولی چرا به عواقبش توجه نمیکنن اونا با این کارشون باعث میشن من تو تصمیمم سست بشم یا بعدا اگه با اون دو تا دختر ازدواج کنن برن خوشبخت بشن هی تو سر من بزنن که نگاه تو قبول نکردی چقد طرف خوشبخت شده .

    الانم به مامانم گفتم چرا برای خواستگارای بقیه از این حرفا نمیزنن نوبت من میشه از این اداها در میارن . اونم گفت من میگم اونا فکر نکنم بیان خواستگاری اونا که .

    بعدم گفتم اگه برن خوشبخت بشن هی تو سر من بزنن بعد مامانم گف غصه نخور چیزی نمیگم اصلا ولی اگه نگه من عذاب وجدان میگیرم که جلو کار خیر و گرفتم .

    الانم سه راه بیشتر ندارم ؛

    یا جواب رد بدیم و اون دخترا رو هم معرفی نکنیم که خیلی راه خوب و اسونیه ولی عذاب وجدان میگیرم که نمیدونم این عذاب وجدان درسته یا نه . یا جواب رد بدیم و دخترا رو معرفی کنیم که بعدا خوشبخت شدن من حسرت میخورم.

    راه سوم بهشون بگم یه بار باهاش صحبت کنم شاید نظرم عوض شه که اگه نشد بعدا پشیمون نشم از اینکه که صحبت نکرده ردش کردم که این راه خیلی برام سخته میخوام از تجربیاتتون استفاده کنم .

    مرسی

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۹۳
    • چهارشنبه ۲۹ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    می ترسم بعد از طلاق هیچ وقت نتونم ازدواج خوبی داشته باشم

    سلام 

    من یه دختر 25 ساله ام که دو ساله عقدم. خیلی تلاش کردم کارم به جدایی نکشه ولی فایده نداشت دارم جدا میشم .

    می خواهم بدونم نظر پسرها در مورد دختری که تو عقد جدا شده و از شناسنامه اش اسم  همسر قبلی پاک شده چیه ؟ یعنی حاضرند با همچین دختری ازدواج کنند ؟ دختر رابطه کامل نداشته ، پسرهایی که تو عقد جدا شدند ترجیح میدن با دختری که مثل خودشون جدا شده ازدواج کنند یا با یه دختر مجرد ؟ پسرهایی مجرد سراغ همچین دخترهایی برای ازدواج میرند؟

    تو اطراف خودتون چقدر دیدید که یه دختر بعد همچین مشکلی خوشبخت شه ؟ من می ترسم بعد طلاق هیچ وقت نتونم ازدواج خوبی داشته باشم . همسرم در  ظاهر شخصیت معقولی داره بنابراین مردم نمی فهمند من چقدر اذیت شدم . من تصمیم بر طلاق ، توسط مرکز مشاوره تایید شده

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۶۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۹۹
    • جمعه ۱۷ دی ۹۵ - ۲۲:۳۰

    چون مطلقه هستم می خوام پسری رو که بهم توجه داره از خودم دور کنم

    سلام دوستان

    من حدود سی و دو سال سن دارم و متاسفانه مطلقه هستم و در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل هستم . دو ماهه متوجه شدم در دانشگاه   اقایی موقر و بسیار خوشتیپ به من توجه خاص داره و گاهی خیره میشه و گاهی زیر زیرکی نگاه میکنه و هر جا هستم حضور داره .

    من احتمال میدم ایشون به من علاقه مند شدن. البته یکساله رفتارای ایشون به من خاصه ولی من جدی نمیگرفتم ولی دو ماهه مطمئن شدم ایشون هدف دارند .

    از انجایی که من خانومی چادری و خیلی سنگین هستم و کمی هم جدی مطمئنم توجهش برای دوستی نیست و برای ازدواجه.

    مسئله اینجاست که من به دلیل شرایطم نمیخوام بهم نزدیک بشه و یا فکر ازدواج و خواستگاری رو داشته باشه چون من مطلقه هستم و ایشون پسر هستن و یه همچین ازدواجی اشتباه محضه.

    حس میکنم میخواد بیاد سمتم و یا با نگاه های ملتمسانش چیزی رو بهم بگه ولی چون نمیخوام اون اقا یا بقیه از مطلقه بودن من در محیط دانشگاه مطلع بشن و بعدا مشکلات بیشتری برام پیش بیاد ازش فرار میکنم یا اجازه نمیدم نزدیکم بشه . از طرفی هم نمیخوام تصور کنه من ادم مغروری هستم که خودمو برتر میدونم و از دماغ فیل افتادم.

    با توجه به نوع شخصیت ایشون اگه به ایشون جواب منفی هم بدم میترسم اصرارش بیشتر بشه و مجبور میشم واقعیت رو بگم .

    لطفا راهنمایی بفرمایید.

    ممنون

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۸۶
    • پنجشنبه ۱۶ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    مادرم میگه باید با یه دختر ازدواج کنی نه یه زن

    سلام

    تقریبا یه ساله که مادرم به من گیر داده تا ازدواج کنم. من وقتی اصرار زیادشو دیدم قبول کردم. چون درسمم دیگه داره تموم میشه و اگه خدا بخواد یه کار خوب هم برام جور شده البته حقوقش زیاد نیست ولی برا من خوبه. بگذریم ...

    ما یه خانواده ی مذهبی هستیم و خود من مخصوصا مذهبی بودن طرف مقابل برام خیلی مهم بود. بعد از چند هفته به فامیل و آشنا سپردن بلاخره تو فامیلای دورمون یه دختر خانم بسیار خوب و مومن و دارای شرایطی که با من هماهنگه به ما معرفی شد.

    ولی ما متوجه شدیم که این خانم یکبار ازدواج کرده ( البته مدتش خیلی کوتاه بوده ) و به دلیل اعتیاد و خشونت همسرش از هم جدا شدن.

    حالا مهر این خانم بد جوری به دل من نشسته اما مادرم به هیچ وجه قبول نمیکنه با یه زن ازدواج کنم میگه حتما باید دختر باشه.

    چرا باید اینجوری باشه؟ این چه فکر غلطیه که بعضی از مردم دارن ؟ مگه اون خانم چه اشتباهی کرده ؟ اگه شما جای من بودید چیکار میکردید ؟

    لطفا راهنماییم کنید

    خواهش می کنم.

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۹۵
    • شنبه ۲۰ آذر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    ازدواج با زنی که بچه ی 6 ساله داره

    سلام
    من تصمیم گرفتم که ازدواج کنم و خانواده چند نفر رو بهم معرفی کردن. خودم هم تو محل کار قبلیم به خانمی علاقه داشتم، اما نه صحبتی شده بود و نه ابراز علاقه ای. ولی این حس دو طرفه بود.

    تا اینکه پیگیر شدم برم و باهاش صحبت کنم برای ازدواج . بعد از پرس و جو فهمیدم که بچه داره. اصلا تصور نمیکردم این رو. ضمنا ظاهرا بچش حدود 6-7 سالش هست.

    توی فامیلامون تا حالا همچین چیزی اتفاق نیافتاده و شک دارم خانوادم با این موضوع کنار بیان.
    با این اوصاف بنظرتون چیکار کنم؟؟

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۶۹
    • پنجشنبه ۱۸ آذر ۹۵ - ۲۲:۰۵

    شانسی برای جذب دختری که از یه پسر تاپ جدا شده دارم ؟

    سلام به همه

    قضیه از این قراره که ما یه ترم پایینی داریم که نیتمون نسبت بهش خیره بعد این خانم قبلا نامزد کرده ولی بهم زده .

    نامزد قبلیش 13 سال ازش بزرگ بوده ولی پسر تاپی بوده دلیل بهن زدنشونم این بوده ک پسره گفته نه میخوام ادامه تحصیل بدی نه بری سر کار باس بشینی خونه بچه بیاری و ایشونم گفته نمیخوام و بهم خورده .

    حالا سوال من اینه ایا من که تازه میخوام برم سر کار و خونه و ماشینم تازه گرفتم شانسی برای بدست اوردن دل ایشون دارم؟ فاصله سنیمون 1 سال و نیمه در ضمن نامزد قبلیشون از من تاپ تر بودن .

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۷۱
    • سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ - ۲۲:۲۰

    به خاطر این که بچه دارم، ازدواجم سر نمیگیره ؟

    سلام

    من یه مادر هستم که 5 ساله جدا شدم از همسرم به خاطر حس مادرانه نتونستم از بچه هام که کوچیک بودن بگذرم و خودم بزرگشون کردم و پدرشون کاملا از زندگی ما رفت .

    الان هم خودم نیاز شدید به همسر دارم هم بچه هام از من پدر میخوان ، از نظر خانواده و تحصیلات و ظاهر هم هیچ ایرادی ندارم ،ولی هر کسی که به خاستگاری ام میاد ،یا مجرد هست و ازدواج نکرده که خانواده اش شدیدا مخالفت میکنند ،یا ازدواج کرده و بچه داره و باز هم خانواده اش مخالفن .

    هر مردی اومده منو پسندیده و خواهانم بوده ولی خانواده هاشون حتی قبل از دیدن من یا هر گونه شناختی رد کردن فقط بخاطر بچه ، نمیدونم چکار کنم در حالی که خودم و بچه هام به شدت اسیب دیدیم و دارم تو جوونی تو تنهایی پیر میشم و مجبورم همه نیازهامو سرکوب کنم که به شدت افسرده شدم .

    الان چند نفر هستن که حاضر به ازدواج نشدن چون عاشق من شدن ولی خانواده هاشون شدیدا مخالفن ،چرا اخه؟ نمیتونم بفهمم واقعا ، هیچ دلیلی که عقل درک کنه برای مخالفتشون ندارن فقط میگن بچه نداشته باشه ، من بچه هامو چکار کنم ؟ بذارم پرورشگاه ؟ فقط 23 سالم بود که جدا شدم ؟

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۳ مخالف
  • ۲۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۱۷۱
    • يكشنبه ۱۸ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چون در دوران عقد جدا شده بودم خواستگارم پا پس کشید

    سلام وقتتون بخیر ایام محرم رو تسلیت میگم

    خواهش میکنم برام دعا کنید من که دیگه از دعا کردن نا امید شدم مخصوصا الان که خیلی دلشکسته هستم.

    و اما دلیلی که مزاحمتون شدم یه سوال از آقا پسرا است. من تو عقد جدا شدم. تو دوران دانشجویی مقطع بالاتر از کارشناسی اولا حلقه دست میکردم و بعدتر که مطمئن شدم کار تمومه و باید جدا شم دیگه حلقه ننداختم.

    بنابراین فکر می کردم همه همکلاسیام داستان زندگیم رو می دونن. اواخر دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خواست آشنا شیم منم چون اهل این جور روابط نیستم گفتم نه. دوباره بعد از ماه ها پیداش شد که هدفم ازدواج بوده حضوری صحبت کنیم که باز نپذیرفتم گفتم به سوالاتتون فقط برای یک بار جواب می دم و حرفاتون رو میشنوم .

    البته غیر حضوری چون اهل دوستی تحت هیچ عنوان نیستم. تو اولین صحبت گفت از ترم فلان نظرم به شما جلب شد گفتم پس ترم یک ندیدنم چیزی نمیدونید و قضایا رو براشون گفتم. ناراحت شد گفت که احساس میکنم این قضیه چوب خداست... باید فکر کنم.

    باز دوباره پیداش شد که مشکل ندارم با این مسئله بیام حضوری صحبت کنیم که قبول نکردم  قرار شد یه بار دیگه بهش وقت بدم برای صحبت. موقع صحبت مجدد گفت به خونوادم نگیم شما جدا شدید که من قبول نکردم، عذر خواهی کرد و خداحافظی که من نمیدونستم ببخشید خونوادم نمیذارن میشناسمشون و ...

    من خیلی غصه دار شدم وابستگی و علاقه ای برای من بوجود نیومد چون رابطه ای نبود اما خیلی برام ناراحت کننده بود  این آدمی که از صحبتاش بر می اومد ارتباط با نامحرم براش راحت بوده در گذشته، اینقد راحت خودش رو بهتر از من بدونه و به دلیل اتفاقی که برام افتاده ....

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۴۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۷۳۰
    • دوشنبه ۱۲ مهر ۹۵ - ۲۲:۱۵

    نمی خوام شوهرم آیندم عادت کنه به کم خرج کردن

    سلام
    عیدتون مبارک هموطنای گل
    اگر خدا بخواد تا یک هفته بعد دارم عقد میکنم. بیست و شش سالمه، پنج سال پیش تجربه ازدواج داشتم و جدا شدم، الان دارم با موردی ازدواج میکنم که مجرد هستن، دلیل پذیرفتن ایشون بیشتر پاکی و صداقتشون بوده.
    فقط یه سوالی دارم ایشون فعلا خیلی از نظر اقتصادی اوضاع خوبی ندارن، کار دارن ولی حقوقشون خیلی نیست در حد کارگری.
    حالا من نمیخوام خیلی بهشون سخت بگیرم از نظر مالی و خرید ولی نمیخوام جوری باشه که عادت کنن به کم خرج کردن، چون دقیقا یکی از دوستانم اینجوری شده الان همسرش اصلا درک نمیکنه که همسرش مثلا طلا میخواد، با اینکه وضعش خوب شده ولی عادت کرده.
    من چون به ایشون علاقه دارم دوست ندارم تحت فشار بذارمشون ولی نمیخوام که عادت کنن به این روال.
    باید چجوری رفتار کنم؟
    برام خیلی دعا کنید، تو سختی زیادی نجابتمو حفظ کردم و پامو کج نداشتم فقط تو نوجوونی تو چارچوب حلال خدا زن یکی شدم که نباید میشدم.
    خیلی به دعاتون محتاجم، دعا کنید همسر خوب و کاملی برای همسرم باشم جوری که ازدواج گذشته ام به چشمشون نیاد.
    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۸۹۱
    • چهارشنبه ۳۱ شهریور ۹۵ - ۲۲:۴۵

    بعد از ازدواج با یه خانم مطلقه چه چیزهایی ممکنه آزارم بده ؟

    سلام دوستای خوبم

    یه سوال دارم از آقایون سایت که فکر میکنن به بلوغ رسیدن برای انتخاب و ازدواج ...

    اگر دختری رو همه جوره پسند کرده باشین ولی در یک لحظه و کاملا غیرمنتظره بهتون بگه قبلا ازدواج کرده، چی کار میکنید؟

    سه سال پیش تو محیط کار ( محیط کاریمون گسترده ست و مثلا اداره یا شرکت نیست ) از دختری خوشم اومد، اون موقع شرایط مطرح کردن نداشتم، اولین دختریه که بهش علاقمند شدم ۲۷ سالمه، نجیب و باحیای فوق العاده، متین و البته زیبا و محجبه.

    پیش خودم فکر میکردم مگه همچین دختری رو به من میدن، یک سال با خودم جنگیدم تا بالاخره گفنم برم سربازی تا از سرم بره، تو مدت سربازی یک بارم ندیدمش اما حسم تغییر نکرد سر نماز از خدا میخواستم تا جور شدن شرایطم ازدواج نکنه، رفتم سفر کربلا و دلم روشن شد که دلمو بزنم به دریا و بگم، میدونستم و میفهمیدم که خیلی خواستگارای بهتر از من دارن تو محل کار...

    بالاخره با تمام درداسرا و داستان هایی که تو حوصله اینجا نیست مطرح کردم، ایشون گفتن مساله ای هست که ممکن نیست همچین وصلتی، خیلی اصرار کردم گفتن بالاخره، شوکه شدم اصلا بهشون نمیومد، یه دختر فعال و سرزنده باورم نمیشد... از اونجایی که هیچ تجربه ای در ارتباط با خانوما نداشتم بی مقدمه گفتم نه من نمیتونم و خداحافظی کردم.

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۸۵۴
    • چهارشنبه ۱۳ مرداد ۹۵ - ۱۳:۱۹

    چطور ممکنه با فرد دیگه ازدواج کنم ؟

    7 مرداد 95 :

    سلام به همه خوانندگان سایت خانواده برتر.

    ده ماه پیش این پست رو نوشته بودم در حالی اومدم اینجا که از همه جا ناامید بودم و احساس شکست داشتم در حالی که مقصر اصلی من نبودم و یه عده فریبم داده بودن.

    بعد از امیدهایی که بهم دادید تصمیم گرفتم در جنبه های دیگر زندگیم تلاش کنم تا به ارزوها و اهدافم برسم. اول از همه برگشتم سر کارم و با اعتماد بنفس سرمو بالا گرفتم و خوش اخلاقتر و شادتر از قبل رفتار کردم.

    بعد اینکه شروع کردم برای کنکور ارشد خوندم و به لطف خدا رتبه تک رقمی شدم بخاطر رتبه ام در کارم ارتقا پیدا کردم و کارم خیلی تخصصی تر از قبل شد و قبول کردن وارد اموزش کار تخصصی بشم.

    حالا دیگه به ازدواجم خیلی فکر نمیکنم فقط از خدا میخوام مواظبم باشه از این به بعدم پاک بمونم و نذارم کسی با احساسم بازی کنه.

    توکلم بر خداست حتی اگه قرار باشه نعمت ازدواج نصیبم نشه راضیم به رضاش. اول از همه سپاسگزاری میکنم از همه شماهایی که در اون روزهای سخت بهم امید و اعتماد بنفس و حس ارزشمند بودن دادید. و دوم اینکه توکل کنید بر خدا و امیدتونو از دست ندید و تلاش کنید در هر جنبه ای از زندگیتون که راه بازه یا میشه راهی رو باز کرد موفق بشید

    برای همتون ارزوی موفقیت و امیدواری دارم

    دختر شاد شاد

    -----------------------------------------------

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۵۱
    • پنجشنبه ۷ مرداد ۹۵ - ۲۲:۰۵

    میترسم که در ازدواج مجددم بازم نتونم شوهرم رو نگه دارم

    سلام عزیزان، عید بزرگ فطر رو تبریک میگم، امیدوارم که زندگی پر از خدایی داشته باشید...

    یه سوال داشتم خدمتتون،

    بیست و پنج سالمه، پنج ساله که از همسرم جدا شدم...

    الان تصمیم دارم دوباره ازدواج کنم، یه خواستگاری دارم ایشون سه ساله پیگیرن اما بنده به دلایلی به ایشون جواب مثبت ندادم، اما الان حس میکنم شاید دارم اشتباه میکنم میخوام بیشتر فکر کنم و در حال حاضر چند تا ترس دارم خانوما و آقایون میشه راهنماییم کنید لطفا....

    از همسرم بابت روابط نامشروع ایشون و مقید نبودن به حلال و حرام و ... جدا شدم، ببخشید که رک میگم من و همسر سابقم روابط جنسی خیلی خوبی داشتیم، من فوق العاده ایشونو دوست داشتم و چون کم سن بودم وابستشون بودم و تحمل میکردم همه مشکلات اخلاقی رو اما دیگه این اواخر کارهایی ازشون سر زد که قابل چشم پوشی اصلا نبود به هر حال منجر به نفرت شدید من از ایشون شد...

    حالا ایشون زن گرفته، همه میگن زنش ایشونو گرفته تو مشتش، یعنی مطیع ایشونه، تو همین وبلاگ دیدم میگن محبت و روابط جنسی میتونه مرد رو جذب زندگیش کنه من همه اینارو برای ایشون داشتم اما نمیدونم چرا نشد که تغییر کنه و دست از کاراش برداره؛

    حالا که خودمم قصد ازدواح مجدد دارم این فکر مثل خوره داره روحمو میخوره، من ادم با محبتی ام، با روابط جنسی هم مشکلی ندارم اصلا و مطیع همسرم هستم، اما وحشتناک میترسم، میترسم که بازم نتونم همسرمو نگه دارم...

    آخه یعنی چی شوهرو تو مُشتت نگه داری؟ من چی کار باید بکنم؟ مگه اون خانوم چجوریه؟ ( البته اون خانوم یه شیش سالی از من بزرگترن )

    اون آقایی که سه ساله خواستگارمه مجرده، خیلی عاشقه بی اغراق اما ایشونم مهارت کلامی و رفتاری چندانی نداره و اینم باعث آزار منه، چندین جلسه باهاشون صخبت داشتم، هم منزل، هم بیرون و اینو فهمیدم که خیلی نمیتونه منو جذب کنه با اینکه ظاهر خیلی خوبی داره، پاک و درس خونده و کاریه ...

    میترسم فردا روزی نتونم ایشونم نگه دارم، نتونم مثل اون خانوم همسرمو نگه دارم، دارم دیوونه میشم، میخوام همه صورت مساله هارو پاک کنم اصلا اما دلم واسه پدر مادرم که نگران آیندمن میسوزه ، نمیدونم باید چی کنم، چجوری باشم...

    بهم یاد بدید، راهنماییم کنید، بتونم همسرمو برای همیشه عاشق نگه دارم، با اینکه من تجربه ازدواح دارم و ایشون نداره بتونم اون سیاستی که باید و داشته باشم...

    ممنونم

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۲۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۶۰۸
    • جمعه ۱۸ تیر ۹۵ - ۰۸:۵۶

    عاشق یکی از دانشجویانم شده ام

    سلام

    من زنی هستم 36 ساله و استاد دانشگاه . مدتی است به یکی از دانشجویان خودم علاقه مند شده ام که حدود 25 سال سن دارند . حدود دو سه سالی که در ترم های مختلف ایشان با من درس داشتند شناخت بنده از ایشان بیشتر شده .

    من حدود پنج سالی است که از شوهر قبلیم جدا شدم و تنها زندگی میکنم . میخواهم صادق باشم هم احساس تنهایی شدید و هم نیاز شدید جنسی خیلی مرا ازار میدهد .

    اما باور کنید اینها تنها دلایل من برای ازدواج نیستند نه . عرض کردم من 36 ساله هستم و بچه نیستم که چشم بسته وارد یک زندگی جدید شوم با توجه به انکه یک بار تجربه داشته ام .

    از جهات مختلف و شخصیت ایشان مناسب بنده هستند . اما حال نمیدانم چه طور این مسئله را به ایشان مطرح کنم . این را هم عرض کنم طی بعضی صحنه ها که خود شاهد بوده یا از سایر دانشجویان دخترم شنیدم ایشان ازدواج با خانومی بزرگتر از خود را اشکالی در ان نمی ببینند و خودشان گفته اند که مادرشان چند سالی از پدرشان بزرگتر بوده . از این جهت خیالم راحت است . لطفا خواهران گرامی کمکم کنند . چه طور علاقه خودم را به ایشان ابراز کنم .

    موضوعات مرتبط: ازدواج با پسر کوچکتر از خود , ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۱۲۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۱۶
    • سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۵ - ۲۱:۱۵

    باکره نیستم ،می خوام اسم شوهر سابقم رو از شناسنامه ام پاک کنم

    سلام به همگی
    یه سوال داشتم، کسی میدونه یه خانم که قبلا ازدواج داشته و باکره نیست چطور باید شناسنامشو عوض کنه ؟

    من چند سال پیش جدا شدم، همیشه از نگاه های مردم ترسیدم همیشه شناسناممو قایم کردم، الان در شرف ازدواجم و نمیخوام سر عقد هم خجالت بکشم بالاخره درسته همه میدونن اما دوست دارم شناسنامم بدون اسم اون آقا باشه و بدم دست عاقد .

    میدونم بعد عقد مجدد میتونم برم شناسناممو عوض کنم ولی اگر کسی میدونه که الان راهی داره به بگه چون نه رووم میشه از خواستگارم بپرسم نه خانوادم .

    موضوعات مرتبط: ازدواج با زن مطلقه یا بیوه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۲۵۵
    • چهارشنبه ۲۵ فروردين ۹۵ - ۲۱:۰۲