خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

لینک های روزانه آخرین نظرات آخرین مطالب

۲۷۴ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

عدم توجه احساسی شوهرم، باعث شده از رابطه جنسی لذت نبرم ؟

سلام

بنده زنی ۳۲ ساله متاهل و دارای یک پسر چهار ساله ام. مدتی است ( حدود یکسال ) از رابطه جنسی لذت نمیبرم و حتی گاهی نفرت دارم. زیاد به این مسئله فکر کردم چون همسرم معتقده میل جنسی من کمه. اما من خیلی فکر کردم و با پزشک مشورت کردم. از اول هیچ مشکلی نداشتیم برعکس به شدت در این باره فعال و گرم بودم.

مشکلی که به نظر خودم هست عدم توجه احساسی همسرم به من هست. حتی در حدی که هدیه روز زن و تولد نمیگیره ... با اینکه  کار سختی دارم و تمام مسئولیت بچه با من هست وظایف خودم رو انجام میدم. همسرم صبح قبل از من از خونه میره و عصر دیر وقت برمیگرده و وقتی هم تو خونه است بیشتر در حال خوندن تلگرام ... است.

تاکید میکنم که زندگی و بچشو دوست داره ولی تربیت خانوادگیش به این شکل هست. توی خانواده پدریش مثلا پدر شوهرم بیشتر اوقات بیرون هست و وقتی میاد باید چای و غذاش آماده باشه بدون اینکه از احساس زنش با خبر باشه یا اصلا براش اهمیتی داشته باشه که زنش به چی فکر میکنه. یک حالت مردسالاری خاص که توی خانواده و فرهنگ من نبوده و به همین خاطر الان به شدت اذیت میشم .

بارها به همسرم گفتم که من خودم رو میشناسم و اگر از نظر عاطفی و احساسی بهم رسیدگی بشه میتونم رابطه جنسی خوبی داشته باشم. اونقدر گفتم که دیگه ترجیح میدم گدایی محبت نکنم اما ایشون نمیتونه در عمل در این مورد اقدامی داشته باشه. نمیدونم چیکار کنم...

با احترام به تمام عزیزان دوست دارم و خواهش میکنم تنها متاهلین نظرشون رو بگن. چون من خودم مجرد بودم و میدونم تفاوت دیدگاه متاهلین و مجردها درباره مسائل جنسی زیاد هست


موضوعات مرتبط :
مسائل زناشویی خانم ها در مورد رابطه جنسی

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • ۲۹۸۲ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۴۰

    تقریبا لای منگنه قرار دارم

    سلام دوستان

    من مشکلی دارم که واقعا مستاصلم کرده و توی راه موندم و نمیدونم چه کار کنم . من ٢٧ سالمه و توی سن ٢١ سالگی با اصرار زیاد  برخلاف میل خانوادم ، عقد کردم .

    همسرم ادم موجهی بود اون زمان دانشجوی فوق لیسانس عمران بود و توی شرکت خودش  کار میکرد چهار سال از من بزرگتره و چه ظاهری چه فرهنگی در یک سطحیم  اما  مادرم مخالف ازدواج توی سن پایینه . بعد از یکسال عقد، به خاطر اختلاف های کوچیک، بینمون کمی بهم ریخت و بعد از اون و با  صحبت های مادرم واقعا حس کردم امادگی ازدواج رو ندارم .

    و به دلایل مشکلاتی که توی حیطه ی کاری با پدر همسرم داشتم کمی دلخوری بی جا بوجود اومد  که باعث شد ایشون هم خیلی حرف ها برای بهم خوردن رابطمون به پسرش بزنه و بین دو خانواده کاملا خراب شد . در اخر با توافق هم جدا شدیم .  ٤/٥ سالی گذشت و من واقعا احساس تنهایی و خلا زیادی داشتم به همین خاطر بعد از چند سال برای اولین بار با درخواست برای اشنایی از فردی که رابطه ی کاری باهاش داشتم موافقت کردم . این اقا هم موقعیت اجتماعی و فرهنگی مناسب و خوبی دارن.  کمی با هم اشنا شدیم .

    تا اینکه روزی همسر سابقم رو دیدم و باز هم یاداوری خاطرات باعث شد اعصابم کاملا متشنج بشه و باهاش تماس بگیرم . من به دلیل فوت پدرم در کودکی و تک بچه بودن کمی حساسم و توان دل کندن از کسی که بهم محبت داشته برام واقعا غیر ممکنه . در طول تماس حرف خاصی زده نشد اما بعد از اون ارتباط قوی ای بینمون برقرار شد حتی تا عقد موقت هم پیش رفتیم .


    موضوعات مرتبط :
    مسائل زنان

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۸ نظر
    • ۲۹۷۶ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۳۶

    شوهرم اطلاعات عمومی خیلی ضعیفی داره

    سلام

    من خانمی هستم 33 ساله و یکساله که عقد کردم . لیسانس جامعه شناسی دارم و بمدت 14 ساله که کارمند هستم و تعریف نباشه روابط عمومی خوبی دارم .همسرم فقط 9 ماه از من بزرگتره .فوق لیسانس داره و مثل من کارمنده. ازدواج ما کاملا سنتی بود .

    دوستان عزیزم اگه پستم طولانیه منو ببخشید ولی امیدوارم با دقت و حوصله بخونید و منو راهنمایی کنید .

    با توجه به اینکه زمان خیلی چیزها رو مشخص و روشن میکنه من بعد از مدتی متوجه شدم متاسفانه همسرم با اینکه مدرک تحصیلی ایشون فوق لیسانس هست ولی اطلاعات عمومی خیلی ضعیفی داره. من خیلی سطح توقعم نسبت به سطح اطلاعات و آگاهی از  ایشون بیشتر از این بود .

    نمیگم خودم  در سطح خیلی بالایی هستم  و علامه دهرم ولی احساس میکنم در حد خودم و تحصیلاتم و اینکه بمدت 14 سال کارمند بوده ام پائین نیست و از خیلی مسائل در حد خودم سر در میارم و اطلاعات دارم.چه مسائل پزشکی،زناشویی،همسرداری،تربیت کودک و یا خیلی از چیزهای دیگه ولی هیچ وقت توی این مدت ندیدم همسرم بتونه مسئله جدیدی رو بهم یاد بده و منو نسبت به چیزی آگاه کنه .

    یا مثلا اگر من دارم در مورد مسائل خیلی ساده  زناشویی باهاش حرف میزنم متعجب میشه و انگار اصلا توی عمرش به گوشش هم نخورده !!! کلا دایره لغات ایشون هم خیلی پایینه .گاهی واقعا از دستش ناراحت میشم .حس میکنم هوش و ذکاوت نداره .و با توجه باینکه 33 ساله هست باید خیلی بیشتر آگاهی و دانش داشته باشه .خیلی دوست داشتم کمی درحرف زدنش پیچیدگی وجود داشت .تا حالا نشده در مورد مسئله ای اطلاعاتی بده که من ندونم یا نشنیده باشم یا من سر در نیارم در صورتی که من خیلی هم  باهوش نیستم.


    موضوعات مرتبط :
    مسائل رفتاری دوران عقد

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۸۳ نظر
    • ۳۴۷۲ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۳۰

    بازار کار، فرصت شغلی، درآمد و ... رشته های پیراپزشکی

    سلام خدمت دوستان....

    امید وارم سلامت باشین ... . بنده کنکوری امسالم (96) برای تجربی... یه سوال که خیلی ذهنمو مشغول کرده انتخاب رشتمه ....

    میخواستم از دوستانی که فارغ التحصیل یا دانشجو یا استاد دانشگاه و... رشته های   "پیراپزشکی"   هستن ( مثل فیزیوتراپی و رادیولوژی و بینایی سنجی و پرستاری و غیره )  بپرسم که یه اولویت از نظر بازار کار و فرصت های شغلی و امکان اپلای و درامد و... برای این رشته ها دقیقا برای یه پسر چه جوریه ؟

    نظراتون خیلی برام مهمه... مرسی


    پیشنهاد :

    آینده شغلی رشته های پیرا پزشکی چطوره ؟

    یه سوال از جامعه پزشکی و پیرا پزشکی



    موضوعات مرتبط :
    کسب و کار

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • ۵۴۴۸ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۲۳

    توی جلسه خواستگاری دفتر خاطراتم را بدم به دختر مورد نظر؟

    سلام
    من می خوام واسه دکترا برم آمریکا و آدم مذهبی ای هستم. البته نه زیاد اما روی حجاب و ... حساسم. دختری را می خوام که اون هم چادریه. 6 ماهه که من توی دانشگاه می بینمش و هر روز که می دیدمش، در موردش یه چیز قشنگ توی دفترچه ام می نوشتم.
    کلا عادت دارم به یادداشت نوشتن در مورد هر چیز . این که مثلا امروز که دیدمش خیلی دختر متینی هستش و ... فلان روز که دیدمش با همکلاسی هاش حرف میزد و خنده اش خیلی قشنگه و ... فلان روز که دیدمش خیلی آروم روی پله ها راه میره که من خوشم میاد و ... کلا در موردش می نوشتم واسه خودم. این که چه چیزهایی را در موردش دوست دارم و ... .
    حالا هفته دیگه می خوام برم خواستگاری. تا حالا باهاش حرف نزدم اما توی این مدت بررسی اش می کردم. به ذهنم رسید که این کلمات و جملات که در موردش نوشتم و همش مثبته، توی خواستگاری بهش بدم. ازش خوشم میاد و می خوام که باهام ازدواج کنه. واسه همین این دفترچه و اون جملات قشنگ را میخوام بهش هدیه بدم.
    فکر می کنم که این کار باعث میشه حس خوبی به من پیدا کنه و راحت تر بتونه به من اعتماد کنه که بخواد باهام بیاد آمریکا. آخه واسه یه دختر چادری سخته که بخواد آمریکا بیاد. واسه همین گفتم شاید دادن این دفترچه بهش بتونه کمی یخش را آب کنه و بتونه بهتر به من اعتماد کنه و جواب + را راحت تر بده. به نظرتون با توجه به این که چادری و مذهبیه ممکنه بدش بیاد؟ فکر کنه اصلا تو چرا این 6 ماه به من فکر می کردی؟! می خوام دخترهای مذهبی و چادری اگه می تونن نظر بدن ببینم نظرشون چیه. مرسی

    موضوعات مرتبط :
    رفتارشناسی دختران برای ازدواج

  • ۰ موافق ۲ مخالف
  • ۷۶ نظر
    • ۲۲۱۸ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۲۰

    راه فراموش کردن یا متنفر شدن از یه نفر چیه ؟

    سلام

    میخواستم بدونم راه فراموش کردن یا متنفر شدن از یه نفر چیه ؟

    من یکی رو خیلی دوست دارم که اصلا هیچ کدومتون نمیتونین حتی تصورش هم بکنید حاضرم بمیرم تا چند روز بامن باشه ولی اون نه از من بدش میاد نه خوشش میاد حسش معمولی اینو از رفتارش فهمیدم .

    حالا هر کاری میکنم از ذهنم بیرون نمیره دارم دیوونه میشم سراغ درس میرم همش فکرش میاد تو سرم تو خیالم کلی باهاش حرف میزنم میگم و میخندم این اصلا انصاف نیست که شبانه روز به فکرش باشی با خیالش زندگی کنی ولی اون اصلا عین خیالش هم نیست لعنتی از سرم بیرون نمیره نمیتونم باهاش کنار بیام یه راه حلی یه چیزی .


    موضوعات مرتبط :
    فراموش کردن عشق قبلی

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • ۱۴۹۵ بازدید
    • شنبه ۳۰ ارديبهشت ۹۶ - ۲۲:۰۴

    برو بالا