خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


خواستگاری از دختران در سنین مختلف

سلام به دوستان خوبم در خانواده برتر

بنده پسری هستم 29 ساله . اخیرا خواستگاری دختری رفته ام که ایشون حدودا 24 سالشه و دختر خوب و موجهی هم هستند. بنده هم از همه لحاظ شرایطم خوبه برا ازدواج و حتی ورزشکارم. با هیچ خانمی رابطه نداشتم و با احساسات یک خانم واقعا آشنا نیستم. اما طی صحبت هایی که می کنیم برای آشنایی ( حدود یک ماه هست ) گاهی اشاره می کنن که "ممکنه بهم بخوره" یا میگن "می تونید برید خواستگاری دختر دیگری"

البته رفتارشون خیلی سرد نیست.حتی چند دفعه رفتیم بیرون خیلی خوش اخلاقن و می خندن و یکی دو دفعه عشوه های دخترونه هم داشتن برای بنده. اما این حرفاشون گاهی نگران کننده است. احساس می کنم بدبین هستن یا اینکه ممکنه بخاطر سنشون بعدا قدر آدم رو ندونن توی زندگی (با توجه به اینکه بنده خیلی خوش اخلاقم).

من دلم می خواد همه چیم برا همسرم باشه و همینطور همسرم هم بهم توجه کنه.

سوال بنده این هست که :

1)  آیا دختر خانم هایی که سنشون بالای 25 سال هست بیشتر قدر همسرشونو می دونن تا یک دختر 23-24 ساله؟

2) این عادیه که چون توی دوران آشنایی هستیم حرفایی زده بشه که خیلی خوشایند نیست؟

3) به نظر شما ایشون علاقه دارن به بنده؟ چه زمانی این علاقه شکل می گیره؟ چطور بفهمم که ایشون علاقه دارن؟ ( راستش من نمی دونم تو ذهن خانم ها چی میگذره و می ترسم بدون علاقه باشن و ازدواج کنیم و زندگی بنده رو هم خراب کنند)

متاهل ها هم به بنده پاسخ بدهند لطفا.

بسیار ممنون و متشکرم.

موضوعات مرتبط: رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۰۱
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۵

    چرا مثل بقیه دخترا حیا ندارم ؟

    سلام

    راستش من یه مشکلی دارم، بارها تصمیم گرفتم برم پیش مشاور ولی روم نمیشه، میترسم راجع بهم بد فکر کنه . سنم بالای 25 هست و نامزد دارم ( 6 ماه صیغه محرمیت خوندیم برای شناخت بیشتر ) .

    من تا حالا دوست پسر نداشتم، بخاطر اعتقاداتم تا حالا هر پسری برا دوستی بهم پیشنهاد داد رد کردم، ولی اردوی مختلط با بچه های دانشگاه زیاد میرفتم، اینطور نیستم که یه پسری ببینم معذب شم، متاسفانه روم تو روی پسرا باز شده و خیلی گرم و راحت باهاشون برخورد میکنم، میترسم این اخلاقم برام مشکل ساز شه .

    البته این اخلاقو یادمه از بچگی داشتم، از 9 سالگی بابام منو از بین پسرا میاورد بیرون و هی میگفت دیگه داری بزرگ میشی و نباید با پسرای غریبه بازی کنی و انقدر باهاشون گرم بگیری چون اینا نامحرمن.

    اصلا نمیدونم چیکار کنم که بتونم یه حریمی بین خودم و پسر یا مردی که باهاش صحبت میکنم احساس کنم، مثلا میرم پاساژ لباس بخرم انقدر گرم و صمیمی برخورد میکنم و با طرف میگم میخندم که آخرش طرف شماره میده بهم!!!

    منم تا از مغازه میام بیرون هی عذاب وجدان میگیرم که این چه غلطی بود کردم و چرا با یه نفر که نمیشناسم انقدر حرف میزنم!!! با راننده تاکسی، با نونوا، با پزشک درمانگاه، با مامور راهنمایی رانندگی، با پارکبان، با پسرای دانشگاه و محل کار، با کارمند بانک ... خلاصه به همه لبخند تحویل میدم و خیلی راحت جذب میشم!!!

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۰۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۴۴
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۳۰

    متوجه نگاه های خاص یه پسر نسبت به خودم شدم

    سلام
    من *2 ساله هستم و یک ساله برای رفتن به سر کار باید از تاکسی استفاده کنم . یواش یواش متوجه شدم یکی از راننده ها توجه خاص به من داره که اوایل فکر میکردم من اشتباه میکنم ولی بعدا که توجه و نگاهاشون خاص تر شد مطمئن شدم  که علاقه ای تو کاره . البته من هیچ گاه سوار ماشین ایشون نشدم چون مسیری که ایشون مسافر میبرن با میسر من فرق داره البته اقای بسیار سنگین و متینی هستند و حدس میزنم سنش کمتر از من باشه .

    خودم دختر جدی هستم که حیا و حجاب برام مهمه و تا حالا به این اقا رو ندادم و حتی سرد رفتار کردم و بی محلی کردم و حتی در جواب نگاه هاش رومو برگردوندم که فکر میکردم بهش برخورده باشه که دیگه نگاهشو مراقبت کرد .

    متاسفانه از رفتارها و نگاه های معنی دار همکاراش متوجه شدم منو به راننده های دیگه هم معرفی کرده و شدیدا احساس ناامنی کردم  .

    با توجه به اینکه با تاکسی خیلی سریع به منزل میرسم تصمیم گرفتم راهمو دور کنم ولی دیگه نگاه های سنگین روم نباشه ولی همیشه نمیتونم دیر به خونه برسم. دو ماهی هست که این اقا مسافر کشی نمیکنه و حضور نداره ولی میخوام بدونم رفتارهای این آقا چه معنی میتونست داشته باشه وقتی من هیچ تمایلی نشون نمیدادم و سنگین و جدی بودم ؟

    فقط برای رفتارشناسی این سوال رو پرسیدم

    ممنون

    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۵۹
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۵

    دچار چند گانگی هدف شدم ...

    سلام

    پسری هستم بین 20 تا 25 و سال های زیادی با افکار مسخره دارم زندگیم رو نابود میکنم... روز ها و ماه ها داره میگذره و من شبیه یه برکه راکد موندم هیچ پیشرفتی نکردم فقط رویا پردازی میکنم و تو رویاهامم از این شاخه به اون شاخه میپرم! خواهش میکنم از دوستانی که تجربه های زیادی دارن من رو نصیحت کنند راه رو نشونم بده زندگی و موفقیت رو از نگاه دیگه به من نشون بده .

    من همش اهداف مختلفی رو انتخاب میکنم و جالبه هیچ کدومشون رو هم ادامه نمیدم اصلا استارت نمیزنم... مثلا به امید اینکه برم کارهای تجاری بزرگ بکنم و پول در بیارم نرفتم دانشگاه و هم بیسواد و هم بی پول هستم در حال حاضر...

    نمیتونم رو یه هدف تمرکز کنم احساس میکنم باید همه کاری کنم... مثلا اگه یه فیلم و کارگردان بزرگ و پولدار ببینم عاشق کارگردانی میشم و با خودم میگم من باید تو این رشته تحصیل کنم یا چند روز بدش میرم زندگی نامه مارک زاکربرگ رو میخونم میگم من باید برنامه نویس بشم و چون علاقه ای به مهاجرت و استخدام تو شرکت های بزرگ دارم تا میبینم یه فردی تو یه مسابقه ای پیروز شد و جذب اون شرکت شد میگم من باید یه رشته رو بخونم که تو یه مسابقه مقام بیارم و من رو ببرن اون کشور و شرکت!

    یا مثلا گاهی دلم به حال مردم میسوزه میگم من باید یه سیاست مدار موفق بشم و اینجوری خدمت کنم به جامعه... یا اینکه رونالدو رو میبینم میگم من باید فوتبالیست بشم... یا یه کلیپی درباره فقر ببینم میگم من باید کارافرین بشم و اینارو نجات بدم ولی کلا میخوام یه جوری تو یه مسابقه ای خودمو نشون بدم و برم یه کشور دیگه شبیه فرار مغز ها!

    خلاصه هر روز یه چیزی میاد تو مغزم اما سالیانه ساله خودم رو گم کردم. استعدادهام و توانایی هامو.. هر روز به یه چیزی علاقه مند میشم. کارگردانی، طراحی، تجارت، سیاست، هنر، ورزش و ...

    الانم هیچ و پوچم و دارم یه آدم روانی میشم دیگه نمیدونم بین این همه هدف چیکار کنم مغزم شلوغه... ولی اگه هدفی داشته باشم حتما بهش میرسم نمیدونم چیکار کنم خواهشا منو راهنمایی کنید

    تشکر از همه

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۵۰
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۲۰

    از تجربیات تون در مورد خانه دار شدن بگید

    سلام
    من خانمی هستم که سه ساله عروسی کردم و مستاجریم . به دلیل اینکه پدر شوهرم فوت شده بوده و مادر شوهرم مستاجر بوده ، شوهرم هر چه پس انداز در دوران مجردی داشته به مادرش داده که خانه بخرد و به همین دلیل الان خود ما اصلا امکان خانه دار شدن نداریم .
    خیلی نا امیدم و در دلم میگویم اگه به مادرش پول نداده بود الان ما میتوانستیم برای خودمان کاری بکنیم .
    دوست دارم اینجا دوستان از تجربیات خودشان در مورد خانه دار شدن بگویند . مثلا کسانی که پس اندازی نداشتند و در عین ناباوری صاحب خانه شدند تا من هم کمی امیدوار بشم، یا اگر دعا یا ختمی در این زمینه میدانند در اختیار بگذارند ،
    ممنون.
    موضوعات مرتبط: خرید اینترنتی و مشورت در خرید ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۴۲
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۵

    اگه جوابشون منفی بود چرا بهم نفهموندن ؟

    سلام به همه

    من 26 سالمه، دانشجوی سال آخر ارشدم، دو ساله واسه کنکور دکتری میخونم، امسالم جوابا اومده، مجاز شدم، من اصلا واسه ازدواج آمادگی نداشتم، کلا میخواستم ادامه تحصیل بدم.

    چند وقت پیش به اصرار خانواده رفتیم خواستگاری، تو جلسه خواستگاری سوالاتی ازم پرسیدن، بعد دختر خانمشون اومد، منم خجالت میکشیدم نگاهشون کنم، اما بالاخره یه نیم نگاه بهش کردم، ظاهر خوبی داشتن، لباس پوشیدنشون هم به دلم نشست، کلا معیارهای مورد علاقه منو داشتن، حالا با یه نیم نگاه پسندیدمشون، البته اینو بگم که خانوادشون رو میشناختم .

    تو جلسه خواستگاری مادرشون، مخالف به نظر میرسید، اما پدرشون موافق به نظر میرسیدن. البته قبل از خواستگاری پدرشون رو دیده بودم با هم حرف زده بودیم . خلاصه  فردای خواستگاری تماس گرفتیم پرسیدیم، گفتن، نه .

    بعد از یه مدت با میانجی گری فهمیدیم که پدرشون موافقه، اما مادرشون مخالف سر سخت هستش، بعد از یه مدت، یکی از فامیلاشون به بابام گفتن، همشون موافقن، بهشون وقت بدین .

    موضوعات مرتبط: مسائل خواستگاری (برای پسران) ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۵
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۱۰

    چه جوری سر صحبت رو با نامزدم باز کنم ؟

    سلام به همه

    خانوادم یه دختری از آشناهامون برام خواستگاری کرد الانم با هم نامزدیم و دو هفته ای میشه عقدیم . من خیلی خجالتیم تو عمرم با یه دختر حرف نزدم بجز مامانمو خواهرام . به خانمم هم خیلی احساس پیدا کردم به طوری که شب ها حتی نمیتونم بخوابم از بس خوشحالم .

    با خانمم فقط (سلام و علیک و حالت چطوره و خوبم ) فقط همین قدر حرف زدم . لطفا بگین چجوری سر صحبت رو باز کنم ،چی بگم؟، خیلی دوسش دارم اما فکر نکنم بتونم بگم . اونم خجالتیه .

    لطفا از تجربیاتتون بگین . اول که با همسراتون حرف زدین چی بوده ؟

    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۵۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۸۷
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۵

    روش محترمانه ی خواستگاری از استاد راهنما

    سلام دارم خدمت شما عزیزان

    بنده 31 سالمه و کارمندم . با حقوق نسبتا خوب و تا حدودی شرایط ازدواج رو دارم . ده روز دیگه باید از پایان نامه کارشناسی ارشدم دفاع کنم .

    استاد راهنمای بنده یه خانمی هست که فک کنم دو سالی از خودم کوچکتر باشن و مدرک دکترا دارن و میدونم که مجرده اما نمیدونم کسی تو زندگیش هس یا نه  . چیز زیادی درباره ایشون نمیدونم ولی چیزی که تا حدودی مشخصه اینه که خیلی مهربون و با صبر و حوصله و  خوش برخورده .

    شاید فک کنید ادم بی جنبه ای هستم ولی راستش یه چند وقتی احساس میکنم به این خانم علاقمند شدم . واقعیت اینه که ایشون هم از لحاظ تحصیلی و هم از لحاظ ظاهری به قول معروف از من سرتره.

    به نظرتون اول اینکه مطرح کردن علاقه خودم به ایشون کار عاقلانه ای هست ؟ و دوم اگه قرار بر مطرح کردن باشه به چه صورت باشه منطقی تره ؟

    چون برای ایشون خیلی احترام قائلم و دوس ندارم ذهنیتش نسبت به من خراب بشه . ممنون میشم اگه دوستان نظر بدن .

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۹۹۴
    • جمعه ۱ ارديبهشت ۹۶ - ۲۱:۰۰

    آیا رشته رزمی وجود داره که به دیسک کمر فشار نیاره ؟

    با عرض سلام خدمت کاربران محترم سایت خانواده برتر

    من مدت  حدودا 4 ساله  با مشکل دیسک کمر مواجه هستم و میخواستم در یک باشگاه رزمی ثبت نام کنم . آیا رشته رزمی وجود داره که به دیسک کمر فشار نیاره و بتونم انجامش بدم .

    روزانه حدود 110 تا طناب میزنم و با چرخش کمر هم دردی احساس نمیکنم ، مشکلم با بلند کردن بار سنگین تشدید میشه.

    با تشکر

    موضوعات مرتبط: مسائل متفرقه ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۰۶
    • پنجشنبه ۳۱ فروردين ۹۶ - ۲۲:۴۳

    شوهرم مدام سر هر مساله ی کوچیکی قهر می کنه

    سلام
    دقیقا یک ساله ازدواج کردم. زندگی آروم و گرمی داریم، مشکل اصلیم اینه که همسرم مدام سر هر مساله ی کوچیکی قهر می کنه و تا نرم سراغش، مثل یه تیکه سنگ می مونه.
    هم به نرمی و هم با قاطعیت ولی نه به صورت تهدید بهش میگم من زنم، من باید حمایت شما رو داشته باشم، چرا جاهامون عوض شده که من باید نازتو بکشم؟
    همون موقع آشتی می کنه ولی باز تکرار می کنه. من دلیل اصلی این رفتاراشو به تربیتش بر می گردونم. ته تغاریه و خیلی خیلی برای خانواده ش عزیزه و نازخر داره. و اینکه مامان و باباشم تو سن بالا از این رفتارا با هم دارن و حتی تو جمع با هم بد حرف می زنن!
    یه نکته دیگه م اینه که همسرم اعتماد به نفس واقعی نداره و خیلی خیلی کم حرفه. اصلا منطقش اینه که تا ازم سوال نشه، حرفی نمی زنم! منم که از حرفش ناراحت میشم، میگه ببین من حرف نزنم، بهتره!
    قهر آخرش که الان روز پنجمشه، سر این موضوعه که داشت یه حرف بدی رو می زد، من دفعه ی اخر به خودم گرفتم. گفت با شما نبودم. گفتم کلا دیگه از این حرفا جلو من نزن، دیگه نشنوم. آقا وسط مسافرت قهر کرد، از رشت تا تهران بکوب اومد و این داستان همچنان ادامه دارد...
    منم این دفعه دیگه سراغش نرفتم. می خوام خودش بیاد سمتم. آخه از 5 تا مسافرتی که با هم یا با خونواده هامون رفتیم، فقط یه بار با دل خوش رفتیم و برگشتیم، بقیه ش همین جوری بوده! دو روز پیشم گفت هفته ی دیگه میریم مسافرت؟ من فقط گفتم نه! دلم می خواد این دفعه اساسی باهاش برخورد کنم که دیگه این بچه بازیا رو بذاره کنار !
    موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۲۶۷
    • پنجشنبه ۳۱ فروردين ۹۶ - ۲۲:۴۱

    برو بالا