خانواده برتر

انتخاب همسر، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند



قبلا شوهرم روم غیرت داشت ولی الان ...

سلام

من چهار ساله که ازدواج کردم . من ٢٥ سالمه و شوهرم ٢٧ سالشه . شوهرم اولاش روم غیرت داشت مثلا طرز لباس پوشیدنم یا بیرون رفتنم واسش مهم بود البته نه در حدی که محدودم کنه منم اصلا از غیرتش بدم نمیومد حتی به خودشم گفته بودم که از غیرت مرد خوشم میاد..

ما یه چند ماهی جدا شدیم قرار بود طلاق بگیرم ولی مشکل حل شد و دوباره برگشتم پیشش ، از علاقه هیچکدوممون هم کم نشده و خدا رو شکر مثل قبلنا داریم زندگیمونو میکنم ولی نمیدونم چرا دیگه روم حساس نیست؟

نه لباس پوشیدنم براش مهمه نه بیرون رفتنم . یه بار بهش گفتم گفت من عوض شدم دوست ندارم محدودت کنم . به نظرتون این بی غیرتیه ؟! حس میکنم بی غیرت شده و این موضوع خیلی عذابم میده میگفت قبلنا به لباس پوشیدنت گیر میدادم چون نمیخواستم کسی نگات کنه اما الان میبینم در هر صورت نگات میکنن پس لازم نیست محدودت کنم ..

این موضوع باعث ناراحتی من شده لطفا بکین طبیعیه یا واقعا بی غیرت شده ؟

موضوعات مرتبط: مشورت در شوهرداری ,

  • ۱ موافق ۲ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۶۴
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    برای مقابله با استرس ، عادت به کندن ناخن و ... دارم

    سلام

    لطفا راهنمایی کنید

    من عادات خیلی بدی دارم ، ترک عادت هم مرض هست ، اما باید ترک کنم . از گذشته تا حالا علاقه زیادی به کندن دارم در واقع علاقه که نه یه جور عادت برای مقابله با استرس و تنش های خیلی زیاد. کندن چی؟ ناخن ، البته وقتی بچه بودم فقط ناخنام رو می کندم و نمی جوییدم .

    اون حدی که از نصفه ناخن هم رد میکردم و مدام خون میومد بعدش پوست اطراف ناخنام رو میکندم البته وقتی دیدم چقدر دستام به عنوان یه خانم بدشکله ترک کردم اونم به سختی با هزار جور راه حل.

    متاسفانه هم اندازه ناخن هام بشدت کوتاه و کوچیک شده هم فوق العاده شکننده.البته عادت کندن زخمام یا برجستگی مثل جوش رو از قبلا تا حالا دارم کل بدنم جای زخمه ولی فایده نداره تو این 1 سال جای ناخن کندن شروع کردم به کندن پوست سرم تا به سوزش و خون و درد میرسه .

    هم ریشه موهام خیلی اسیب دیده و ریزش مو شدید گرفتم سعی کردم ترک کنم جدیدا افتادم به جون پوستای لبم.خودش خشک هست و مدام ترک بر میداره منم با دندون میکنم و مدام زخم میشه و خون میاد ، ارزو بدلم مونده که این ها رو انجام ندم بعضی وقتا میشینم گریه میکنم به خودم میگم اسیب رسوندن به بدنت گناهه نکن اما ناخودگاه انجام میدم .

    یه دفعه به خودم میام که دوباره اینکارو کردم تو نت سرچ کردم راه حل های مختلف رفتم ولی نتونستم مثلا برای نکندن ناخونام معمولا تا یه حدی بلند میزارمشون که نکنمشون اگر خیلی کوتاهشون کنم دوباره میکنمشون ، معمولا مدام ادامس میجوم که استرسم کنترل شه .

    یا سرم رو با شامپو ضد خارش و شوره یا با اب سرد میشورم که پوست سرمو زخم نکنم،  البته هنوز ترک نکردم اما الان لب هام واقعا داغون میشن و میسوزن نمی تونم کاری بکنم .

    میدونم یجور اختلال روانیه از روانشناس نتیجه نگرفتم چند جلسه مدیتیشن و ریلکس بودن کار کردم بی فایده بود تنها امیدم به نظرات شماست.

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۸۳
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    چرا بعضی از دختران با مردهای خیلی بزرگتر از خودشون ازدواج می کنن؟

    سلام
    یک سوالی از 19 20 سالگی ذهن من رو درگیر کرده که چرا بعضی دخترها علاقه بیشتری نسبت به ازدواج با مردهایی که هشت سال یا ده سال یا گاهی تا بیست سال بزرگتر هستن تن میدن یا رضایتی بیشتری دارن آیا غریزیه ؟
    سوال اصلی من اینه چه چیزی توی در اون مرد با اختلاف سن بسیار میبینن که احساس میکنن ازدواجشون موفق تر هست در صورتی که بیشتر این ازدواج ها به دلیل تفاوت در نگرش فکری و اختلاف و فاصله نسلی زن و شوهر چند سال بیشتر دوام نداره.
    و از این دسته از خانوم ها سوالم این هست که چه چیزی در شخصیت این مردها میبینن که در شخصیت مردی با اختلاف سن بسیار کمتر یا هم سن خودشون نمیبینن ؟ آیا پسرهای هم سن خودشون رو در زندگی مشترک خام و نپخته و بی تجربه میبینن ؟
    ((خواهشا بدون نگرش جنسی جواب بدید))
    با سپاس
    موضوعات مرتبط: رفتارشناسی دختران برای ازدواج ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۶۷
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    برای رفع ویژگی زود رنجی ، چه پیشنهاداتی دارید ؟

    سلام و عرض ادب خدمت کاربران خانواده برتر
    من ۱۷سالمه و یک مشکلی که دارم اینه که وقتی کسی چیزی بهم میگه اگه بزرگتر باشه که دلخور میشم و یه جورایی زود رنجم و روح و روانم بهم میریزه و نمیتونم تحمل کنم.

    و مشکل حادتر اینکه وقتی تو همسن و سال هام با کسی دعوا میکنم (دعوا فیزیکی) بیشتر وقتا به نفع طرف تموم میشه. فکر کنم منظورمو گرفتیم. و بخاطر اینکه به نفع اون تموم میشه خیلی از نظر روحی بهم فشار میاد و حس انتقام و گاهی وقتا یه چیز بالاتر از حس انتقام بهم دست میده که تا عملیش نکنم راحت نمیشم تا انتقام نگیرم فشار روی منه و عذابم میده منو  .

    کمکم کنید نگید برو پیش مشاور راهکار بدین بهم.

    ارادتمند شما

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۳۷
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    قانون جذب از زبان شفق ( 10 )

    به نام خدا
    ضد و نقیض ها ؛
    قبلا هم گفتم که باید با اهداف خود در یک جهت قرار داشته باشید ،
    مثال : طرف توی ذهن خودش یه ماشین 700 میلیونی و یه خونه ..... و یه شغل ..... تصور میکنه و تلقین میکنه که من اینجوری هستم به خودش ، ولی از طرف دیگه وقتی جورابش پاره میشه نمیندازه دور و یه جفت جوراب بخره میگه حیفه و میشینه میدوزتش ، وقتی ظهر گشنه میشه و خونه غذا اماده نکردن ، میره میشینه توی ساندویچی سر کوچه و یه فلافل دو نون سفارش میده تا سیر بشه تازه تا قطره ی اخر نوشابه هم میخوره و اگه از دو تا سسی که بهش دادن هم یکیش اضافه اومد اون رو میذاره توی جیبش و میاره میذاره توی یخچال خونه ، نمیره یه رستوران بدرد بخور سلف سرویس که 100 تومن میدی و هر چی خواستی میخوری و ...
    درسته که ما گفتیم ضمیر نا خوداگاه منطق و استدلال نداره ولی گفتیم با حواس 5 گانه سیگنال میگیره و اون میفهمه که تو داری بلوف میزنی و اینجاست که با صدایی آهسته در گوشت زمزمه میکنه خر خودتی عزیزم. بعد تو هم میشینی میگی قانون جذب کشکه همش .
    یا اینکه طرف از اقایون شیک و مرتب و .... خوشش میاد و بعد میگه که هر چی ادم بنجل هست میاد خواستگاری من ؛ ولی اگه یکم ریز بشه توی زندگی خودش میبینه که کیفش که میره بیرون داخلش مثل خوار و بار فروشی هستش ؛ کف پاهاش یک ماهه که دلش واسه سنگ پا تنگ شده ، حالا پسرا هم همینجور و البته چند پله بدتر
    تمرین : شخصیتی رو برای خودتون در نظر بگیرید و فکر کنید که خود اون هستید و با نقش برید پیش از حرکات اون الگو برداری کنید کفش ها همیشه واکس خورده لباس ها اتو کرده چند جفت جوراب تمیز و ...
    موفق باشید
    "شفق"
    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۴۶
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    دانلود لیست مطالب وبلاگ خانواده برتر


    سلام
    در این صفحه به مرور زمان ، لیست مطالب وبلاگ به صورت موضوع بندی شده برای دانلود قرار داده میشه ؛

    دانلود لیست مطالب موضوع مسائل زناشویی خانم ها ( تا تاریخ 18 دی ماه 95 ) جدید
    دانلود لیست مطالب موضوع مشورت در شوهرداری ( تا 15 دی 95 )
    دانلود لیست مطالب موضوع مشورت در زن داری ( تا 15 دی 95 )
    دانلود لیست مطالب موضوع مسائل جنسی دوران عقد ( تا 15 دی 95 )
    دانلود لیست مطالب موضوع مسائل اجتماعی روز جامعه ( تا 15 دی 95 )

    موضوع بعدی چی باشه بهتره ؟

    موضوعات مرتبط: مسائل جنسی دوران عقد , مشورت در زن داری , مشورت در شوهرداری , مسائل اجتماعی روز جامعه , دانلود لیست مطالب ,

  • ۲ موافق ۱ مخالف
  • ۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۴۲۱
    • پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ - ۱۵:۳۵

    در مورد مزایا و سختی های شغلی تون بگید

    سلام

    من چند وقت پیش سوال گذاشتم که در رفتنن به ارتش دچار شک و تردید شده ام.

    http://khbartar.blog.ir/post/9714

    من در آزمون قبول شدم  و با توکل به خدا جلو می روم ، ولی یک سوال داشتم ، از کسانی در ارگان های مختلف مثل ارتش ( زمینی ، هوایی و دریایی ) ، سپاه ، نیروی انتظامی ، ادارات دولتی مثل  برق ،   آب  ، مالیات ،  نفت و ...  و معلمان ( من عاشق معلمی بودم ولی از بخت بدم دانشگاه فرهنگیان پذیرش نکرد.) و همچنین سازمان های خصوصی که تازه استخدام شده اند  ( با هر مدرکی ) ، لطفا در مورد شرایط کاری خودتون و همچنین مزایا و احیانا سختی ها و از همه مهمتر اولین دریافتی خودتون را با مدرکی که با آن استخدام شده اید بنویسید .

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۶۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۵۶۵
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۵

    نمیدونم تو زندگیم راهی که انتخاب میکنم درست هست یا نه ؟

    سلام

    من بیست سالمه پسرم... من تا حالا کاری نکردم و حرفه و هنری ندارم... روابط اجتماعیم هم ضعیفه... من تک فرزندم و والدینم بیست ساله که مشغول دعوا هستن.... تو کودکی هم هر دو روز و شب کار میکردن و این طوری بگم که من همین جوری به همت خودم بزرگ شدم...

    پدرم فردی بسیار خسیس است و حق خرج کردن پول نداریم... من الان به عنوان ی پسر بیست ساله خیلی ضعیفم... تو همه چی . هم اعتماد به نفسم خیلی پایینه هم خجالتی و انواع مشکلات روانی اعم از فراموشی و افسردگی و اضطراب...

    حالا من خیلی ناراحتم که چرا تو دوران راهنمایی و دبیرستان کار نکردم هم پول داشته باشم هم زرنگ بشم تو جامعه... هر چی فکر میکنم تو خودم تقصیری نمیبینم... همه بهم میگفتن کار کن ولی پدرم همیشه میگفت کار نکن تو دکتر میشی و مادرم هم کار نمیگفت و وقتی هم میگفت کاری زنونه مثل جمع کردن سفره و ... میگفت و منم بچه فکر میکردم میخواهد تنبلی کنه و کاری انجام نمیدادم...

    تو هیجده سالگیم دو هزاریم افتاد که چقدر عقبم ( تو جمع فامیلامون کاری رو نتونستم انجام بدم و همه مسخرم کردن و حدود شش هفت ماهی افسردگی گرفتم ) بعد اون یک سال کامل درس خوندم که پزشکی قبول بشم ولی نشد و سه هزار آوردم ...

    بعد کنکور به زور رفتم کار کنم که اجتماعی بشم بماند که کار ساده بلد نبودم و مسخره میشدم... تو این کار هم انگار رو پیشونیم نوشته بود بی عرضه ام... طرف نمیخواست پولمو بده به زور و با هزارتا غم و غصه و ناراحتی و شکستن غرورم تونستم بگیرم...

    من شدیدا نیاز به ازدواج دارم هم از لحاظ عاطفی هم از لحاظ جنسی ( خ ا هم دارم متاسفانه) ولی من الان که پول ندارم باید چهار سال بصبرم حداقل تا کارم درست بشه...

    و کلا میترسم از اداره زندگی... یعنی میدونم که دختر مردم رو بدبخت میکنم... هیچی از زندگی بلد نیستم.... حتی لباس خریدن یا میوه خریدن ( بابام حساسه رو پول و به من اجازه نمیدن تو این کارا دخالت کنم میگن بچه هستی گرون میخری یا ...) من خیلی مشکلات روانی دارم برا استرسم قرص میخورم و فراموشیم هم درست نمیشه و هر لحظه مواظبم که حوصلم قاط نزنه ... اینم بگم که من تقریبا تا حالا هیچ تفریح پولی نداشتم...

    حالا شما یه تفریح بدون پول اگه تونستید مثال بزنید... من هر چی کردم نفهمیدم چیکار باید کنم کسی رو هم ندارم... من تصمیم گرفتم منزوی بشم تفریح با دوستان پول میخواد... دلیل دیگش هم اینه که تو جمع دوستان مسخرم میکنم و من نمیتونم از خودم دفاع کنم برا این که استرس وارد نشه بهم گفتم تنها باشم حداقل...

    هر جا هر مشاوری هم پول میخواد منم ندارم... نمیدونم چه کاری درسته چه کاری غلطه؟ شاید بگین که برو کار... کار نیست یعنی با دانشگاه نمیسازه به درسام نمیرسم...اگرم ترک تحصیل کنم باید برم کارگری چون هیچ کاری بلد نیستم...

    من دیگه دارم روانی میشم نمیدونم چیکار کنم؟ امید داشتم که بعد ازدواج و رفتن از این خونه همه چی حل بشه ولی میترسم این فراموشی و نبود اعتماد به نفس بدبختم کنه.... شما بگین چیکار کنم؟ من راهنما ندارم واقعا برا خدا عیبه که برا من راهنما نذاشته... امام زمان من کووووووووو

    موضوعات مرتبط: خودسازی در پسران , مسائل تک فرزندان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۲۰
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۴۰

    خبری از خواستگارم نشد، تماس بگیریم و علت رو جویا بشیم ؟

    سلام

    من هفته پیش یک خواستگار داشتم که با هم رفتیم بیرون صحبت کردیم. صحبت هایمان سه ساعت طول کشید من پیش خودم گفتم حتما از من خوشش اومده که صحبت هایمان اینقدر طولانی شده. خواستگارم از همه نظر شرایط خوبی دارد من ازش بدم نیومد ولی الان بعد از یک هفته هیچ خبری از خواستگارم نشد که پسندیدن یا نه.

    به نظر شما یعنی خواستگارم منو نپسندیده ؟ مادرم خیلی اصرار میکنه که به مادر پسره زنگ بزنم نظرشان را بپرسم که پسرش دختر منو پسندیده یا نه. اما از آنجایی که من آدم مغروری هستم دوست ندارم مادرم همچین کاری کنه.

    می خواستم نظر شما دوستان را بدانم آیا این کار درستی هست که مادرم تلفن بزنه نظرشان را بپرسد یا باید صبر کنیم تا آنها تماس بگیرند؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها , خواستگاری های بی سرانجام ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۵۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۸۱
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۳۵

    در یک زندگی جمعی ، چه کنم که زندگی مون و اقتدار همسرم آسیب نبینه ؟

     سلام

    من تک دختر هستم و چند سالی هست ازدواج کردم. توی این چند سال ما مستاجر بودیم و بعد هم منزلی با اجاره کم از طرف محل کار همسرم.

    مادر و پدر بنده الان خونه ی پدری رو خراب کردن و ساختن به این نیت که ماها برگردیم پیش خودشون و البته دارن کم کم ناتوان هم میشن.

    البته نظر ما رو نپرسیدن اما این بدیهی محسوب میشد براشون که ما بیاییم. برادران من هم بسیار مایلند به اینکه بیان به منزل جدید اما من ترس هایی دارم با وجود اینکه روابط در مجموع خوبه.

    سوال من اینه:

    من در مجموع مجبورم که این نزدیک زندگی کردن رو در آینده نزدیک بپذیرم. چه کنم که زندگی مون و اقتدار همسرم آسیب نبینه ؟ چه جوری زندگی کنم؟ این رو اضافه می کنم که من به جهت حرمت ها هیچ وقت حرف صریحی به پدر و مادرم نمی زنم...

    موضوعات مرتبط: تعامل با خانواده ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۹۳
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۵

    من پرورشگاه بزرگ شدم، خانواده ندارم برای خواستگاری رفتن

    سلام دوستان

    من 31 سال سن دارم مدت زیادی هستش سایت رو دنبال میکنم ولی برام خیلی سخت بود این سوال رو بپرسم .

    من مدتی هستش به یک دختر علاقه دارم ولی مشکل بزرگی دارم و اون این هستش که خانواده ندارم برای خواستگاری و ... ، این من رو خیلی زجر میده که بخوام اینطور خواستگاری برم .

    باور کنید هیچ کدوم از همکارام و دوستام شرایطم رو نمیدونن به جز یکی از دوستام که دوست صمیمی و عزیزی هستش . به این نتیجه رسیدم که دیگه ازدواج نکنم دوست صمیمیم میگه خانوادم برات میان خواستگاری ، ولی این شرایط من رو اذیت میکنه .

    من لیسانس و فوق لیسانس رو سراسری خوندم و  سربازی هم رفتم و الان کارمند یک اداره ای هستم. در آخر بگم من پرورشگاه بزرگ شدم و هیچ وقت نه پرورشگاه با جستجوهایی که در گذشته کرد و نه خودم خانوادم رو پیدا نکردیم و میدونم خانواده هر دختری روی این موضوع بسیار حساس هستش و برای خانواده ها  این مسئله در بین اقوامشون سنگین هستش که دخترشون رو بخوان بدن به اینطور شخصی .

    دوستم میگه  مدتی پول جمع کن ، برو کشوری مثل ترکیه ،یا کشوری دیگه زن بگیر اونا این موضوع براشون مهم نیست با هم برگردید و اینجا زندگی کنید ، اینطوری دیگه مشکل نداری . باور کنید احتیاج عجیبی به یک همدم دارم. چکار کنم؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج آقایان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۹۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۳۱
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۲۰

    بیایید جذاب باشیم

    سلام

    من چندوقته توی این سایت چرخ میزنم خیلی بحثا دیدم که پسرا دختر سفید میپسندن و میگن فقط دختر سفید ، حالا برای من سواله که واقعا اگه سبزه ی خوشگل ببینن بازم سمتش نمیرن؟ یا این که ترجیحشون سفیده ؟

    خدا وکیلی چرا همچین حرفایی میزنین خودتون چقدر ناراحت میشین وقتی دخترا میگن پسر فقط قد بلند چارشونه؟ چرا همش میگید سفید سفید مگه سبزه چشه چون سفیدا شبیه خارجیان حس میگنید با کلاسه ؟ یا دخترا میگن پسر فقط سبزه مگه سفیدا چشونه؟

    اصلا چرا به رنگ پوست اینقدر اهمیت میدید؟ صافی و تمیزی و نرمی و لطافتش مهمتر نیست؟ چرا به قد اینقدر اهمیت میدید تناسب اندام مهمتر نیست؟ خیلی ها اینجا تو ذوقشون خورده و اعتماد به نفسشون رو از دست دادن ،

    خواهش میکنم توی این سوال کل کل نکنید به صورت نظر سنجی کلی برای بار آخر همه بیان به این 5 سوال جواب کوتاه بدن تا متوجه بشیم سلیقه ها متفاوته و هیچکس دلشکسته از این سایت بیرون نره. آخرشم آمارشو براتون میذارم .

    1. جنسیت خودتون پسر هستید یا دختر

    2. رنگ پوست خودتون ( خیلی سفید - سفید - گندمی - سبزه روشن - سبزه تیره )

    3. رنگ پوستی که در جنس مخالف میپسندین

    4. قد خودتون

    5. رنج قدی که در جنس مخالف میپسندین

    (خواهش میکنم صادق باشیم اینجا چیزی جز یه اسم فیک از شما وجود نداره ) جواب کوتاه بدید لطفا همه بحثا قبلا شده میخوام یه جمع بندی کنیم همدیگه رو نکوبونیم رنگ پوستامون قدامون که دست خودمون نیست .

    خود من شخصا فکر میکنم این حالتا و رفتارا و حرفایی که از دهن یکی بیرون میاد که در چشم ما جذاب و غیر جذابش میکنه. پس بیایید جذاب باشیم.

    موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان , مسائل دختران جوان ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۱۸۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۰۴۲
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۱۵

    بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته

    سلام
    انسان ، انسان موجودی صاحب اراده ، تفکر و اختیار ، اشرف مخلوقات و لایتناهی، بدون غذا میشه ده روز زنده موند ، بدون خواب یه هفته ، بدونآب دو روز ، بدون هوا چند دقیقه ، ولی بدون هدف و بدون امید حتی یک ثانیه زندگی کردن هم سخته ، انسان های موفق ، ادم های معمولی و نا شناخته ای بودن که با تلاش و فقط و فقط تلاش موفق شدن .
    اینکه الان کجا هستیم مهم نیست ، اینکه پنج سال یا ده سال دیگه چی میشیم مهمه ، ما ها توانایی های زیادی داریم ولی ٩٩ درصد مون بدون اینکه شناخته بشیم از دنیا میریم ، به قول صادق هدایت " گورستان ، محل نابودی استعداد هاست " .
    اگه هدفی به قلبت رجوع کرد ، فرق نمیکنه ، علمی ، ورزشی ، هنری ، کمک به مردم ، ثروت و ... پس توانایی رسیدن بهشو داری که افتاده تو قلبت ، اگه بقیه مسخره ات میکنن بخاطر اینه که نمیتونن هدف و توانایی ها تو درک کنن ، اغلب ما ها با اولین شکست از کار دست میکشیم .
    ولی بزرگترین انسان های دنیا انقدر شکست داشتن که اگه ما جاشون بودیم افسردگی میگرفتیم .
    ادیسون " به دلیل خنگی از مدرسه اخراج شد ، بیش از هزار بار شکست خورد اما کلی اختراع داشت و بی شک جزو پنج دانشمند تاثیر گذار تاریخ هست"
    مایکل جردن " به دلیل ضعیف بودن از تیم بسکتبال مدرسه کنار گذاشته شد ، رفت خونه و گریه کرد ولی تا اکنون برنده پنج جایزه بهترین بسکتبالیست دنیاست"
    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران , خودسازی در دختران , خودسازی در پسران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۱۱
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۱۰

    چطور با احساس نا امنی ناشی از ازدواج مادرم کنار بیام ؟

    با سلام

    من یه دختر 17 ساله ام  که  احساس خودخواهی و عذاب وجدان داره دیوونم میکنه ، دو سال پیش پدر و مادرم از هم جدا شدن و مادرم با اقای دیگه ای ازدواج کرد.

    من به شدت با ازدواج مجدد مامانم مخالف بودم پس شروع به مخالفت کردم و روابطم با مامانم خیلی خراب شد چند ماه بعد خود مامانم با اون اقا به مشکل برخورد و از هم جدا شدن من خیلی خوشحال بودم اما عذاب وجدان هم داشتم از اینکه نکنه تقصیر من بوده باشه و به خاطر مخالفت ها و اخم و تخم من روابطشون خراب شده باشه .

    الان دوباره مامانم با اقایی اشنا شده و نمی دونم در چه حد جدی اما در کل مامانم میگه من نمی تونم تا اخر تنها بمونم پس من باید این و بپذیرم ، اما از طرفی من با پدرم ارتباط ندارم چون پدرم  میگفت هیچ مسئولیتی در قبالم نداره منم ازش خواستم دیگه باهام در ارتباط نباشه اونم خیلی راحت گذاشت و رفت .

    از اون به بعد من خیلی به مامانم وابسته شدم و احساس میکنم یه لحظه دوریش و نمی تونم تحمل کنم چه برسه به اینکه بخوام با یه نفر دیگه تقسیمش کنم این در حالیه که من نسبت به مامانم خیلی احساس دلسوزی و عذاب وجدان دارم چون مامانم هیچوقت جوونی نکرد همه ی زندگیش و تو سختی و مشکلات گذروند .

    الان که می خواد یکم به خودش فکر کنه من نمی تونم با احساساتم کنار بیام  ، همش فکر میکنم اگه مامانم ازدواج کنه من و ول میکنه و دیگه دوسم نداره و از محبتش کم میشه یا ممکنه بچه بیاره و بیشتر از من دوسش داشته باشه.

    از اون جایی که من خیلی ادم حسودی ام نمی تونم تحمل کنم مامانم دوباره ازدواج کنه از طرفی هم هر وقت این فکر به ذهنم میاد خودم و سرزنش میکنم و احساس میکنم خیلی خودخواهم لطفا بگین من چطوری با این موضوع کنار بیام و بتونم از این احساس ترس و ناامنی که از فکر ازدواج مامانم سراغم میاد جلوگیری کنم و بتونم جلوی خودخواهیام و بگیرم ؟

    موضوعات مرتبط: خودسازی در دختران , مسائل ازدواج والدین ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۴۸
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۰۵

    قانون جذب از زبان شفق ( 9 )

    به نام خدا

    عاشق خودتون باشید ؛

    چطور توقع داری وقتی که خودت از خودت حالت به هم میخوره یکی دیگه پیدا بشه و تو رو دوست داشته باشه؟

    وقتی از هزار جای بدن خودت عیب میگیری چطوری منتظری یکی دیگه این ها رو دوست داشته باشه؟

    وقتی خودت رو یه ادم بی لیاقت میدونی و اینکه کاری از دستت برنمیاد با اعتماد به نفس داغون چطور توقع داری یه کار بدرد بخور نصیبت بشه ؟

    یه جمله کلیشه ای هست که میگه : ببین خودت نسبت به خودت چه حسی داری بقیه هم همین حس رو دارند.

    واسه خدا تکلیف روشن نکن :

    طرف میخواد که به یه پولی برسه و همیشه هم در حال تمرکز  روی این هست که از راه مشخصی به این برسه ، یا اینکه ازدواج کنه تمام تمرکزش رو میذاره روی این که به شخص خاصی برسه ، این کاملا غلطه و باید از خدا بخواهید که حکمت خودش رو در زندگیتون جاری کنه

    غصه نخور :

    این قسمت خیلی مهمه حتی خدا هم به پیامبر جاهایی میگه که قصه نخوره و ناراحت نباشه ، این ناراحتی تاثیر مستقیم خیلی بدی از نظر قانون جذب میذاره ، بذار اینجوری بهت بگم .

    مثلا وقتی که خود ارضایی میکنی هم سعی کن که زود توبه کنی و ناراحتی رو از خودت دور کنی و امیدت رو نسبت به رحمت و بخشش خدا بیشتر .

    وقتی که چیزی رو از دست دادی به خودت بگو که خدا چیزی مانند این و یا بهتر از این برایم در مسیر زندگی قرار داده و این فقط یه ازمایش از سمت خداست که باید از پسش بر بیام . باید ذهنت رو عادت بدی که توی مشکلات قدرت خدا رو بالا ببره و قدرت مشکلات رو کم

    در مورد قسمت قبل هم که گفتم باید برنامه ریزی کنید و زمان بندی برای رسیدن به خواسته هاتون این رو اضافه کنم که توی این موقعیت یه ترسی میاد سراغتون و میگه اگه تا این موقع اتفاق نیفتاد چی و ....

    ولی شما باید یه زمانی رو براش مشخص کنید

    موفق باشید

    "شفق"

    موضوعات مرتبط: مطالب کاربران ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۷۶
    • چهارشنبه ۲۲ دی ۹۵ - ۲۲:۰۰

    scroll bar code