خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی، تربیت فرزند ، تبلیغ رایگان مشاغل نو پا، مسائل زنان ، ارتباط با خانواده، مسائل اعتقادی


با کسانی که راحت نیستم روابط عمومی خوبی ندارم

سلام

دوستان من یک مشکلی دارم که خیلی اذیتم میکنه  . من 19 سالمه و پسر هستم ، ظاهرم به نظر دیگران خوبه . تقریبا تا حالا تنهایی به شهر دیگه ایی نرفتم ، یا با دوستام ، امسال اگه خدا بخواد میرم دانشگاه.

با این که میدونم اینطور نیست ، ولی دیگران منو شخصیت مذهبی و قابل احترام میدونن ( گر چه خودم همیشه در تلاش هستم تا چنین شخصیتی داشته باشم ولی تظاهر نمیکنم ) . خب در خلوت یا بهتره بگم در خونه و در جاهایی که با ادم هاش راحت هستم و از حضور در اون مجلس خوشحالم  ، اعتماد به نفسم گاهی خوبه ، و همینطور هوشم.

خودم فکر میکنم ادم باهوشی هستم ، بعضی ادمهایی هم که خودشون باهوش اند ، پشت سرم گفتند که باهوشه . از این لحاظ در خلوت و مجالسی که عرض کردم مشکل ندارم ، ولی جاهایی که یا با ادم هاش راحت نیستم یا از بودن در اونجا خوشحال نیستم ، هوشم به شدت افت پیدا میکنه ، به طوری که واقعا احساس کودن بودن بهم دست میده .

مطالبی رو که هر انسانی که معلولیت ذهنی نداشته باشه ، به راحتی متوجه میشه ، من متوجه نمیشم اکثرا ! اصلا اعصابم خورد میشه از این اتفاق ...

کلا تو همه امور اینجوری هستم ، با کسانی که راحت نیستم روابط عمومی خوبی ندارم . اینم بگم که در کل یکم خجالتی هستم ، ولی بیشتر وقت ها که اینجوری میشم ، عصبانی میشم و خجالت یادم میره ، با خجالت نکشیدن هم توانایی ذهنی من بالا نمیره. چه کنم دوستان؟ ایا شما هم اینجوری بودید؟

تقریبا من تازه به بلوغ جسمی رسیدم دیرتر از هم سن هام به بلوغ جسمی رسیدم ، بطوریکه تا سوم دبیرستان از بعضی معلم هامون که کوتاه تر بودن ، ازشون بلند تر شدم تو سال سوم دبیرستان ،  ولی وقتی  دبیر ها منو میدیدن ، میگفتن فلانی چقد بزرگ شده!

منتظر نظرات مهربانانه برادران و خواهران دلسوز هستم.

التماس دعا ے عاجزانه...

موضوعات مرتبط: مسائل پسران جوان ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۲ نظر
    • تعداد نمایش : ۶۱۰
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۲:۰۳

    سوابق تحصیلی چقدر تو نتیجه کنکور تاثیر داره؟

    سلام به همه کاربران

    خب چند روزیه بحث سوالات تحصیلی خیلی زیاده و منم سوالاتی دارم ممنون میشم اطلاعاتتون رو به اشتراک بذارید.

    من دارم واسه کنکور 97 میخونم چون اخرین کنکور نظام اموزشی قدیمه و کنکور های سال بعد فرق داره، سوالی که ذهنمو مشغول کرده اینه ؛

    1- سوابق تحصیلی چقدر تو نتیجه کنکور تاثیر داره؟

    معدل و نمرات سال اول دبیرستان و دومم خیلی ناجور شده در حد 13.14

    اما رو سوم چهارم حسابی کار میکنم.

    حالا هر کی از این قوانین کنکور و مدرسه سر در میاره راهنمای کنه که از نگرانی در بیایم.

    تشکر از همه

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۳ نظر
    • تعداد نمایش : ۵۶۵
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۲:۰۰

    شوهرم خیلی کم برام کادو میخره

    سلام

    خانمی هستم که یکساله عقدم . شکر خدا همسر خوبی دارم و خیلی همدیگه رو دوست داریم . هر دو خانواده هم از نظر مالی در سطح متوسطی هستیم . ولی سوالی از دوستان دارم البته اینی که میخوام بگم مشکل و درد سر نیست فقط احساس کردم بهتره بیام اینجا از خانم های باتجربه سوال کنم تا یه چیزایی دستم بیاد چون نمیتونم از فامیلام بپرسم.

    خانم های محترم تا حالا شده همسرتون یا خانواده همسرتون به رسم و رسومات پایبند نباشن و عرف رو بجا نیارن؟ یا همسرتون واسه روزای خاص براتون کادو نیاره ؟

    مثلا من موقع بله برونم خانواده همسرم برام انگشتر نشون یا سکه نیاوردن و فقط یه دسته گل و شیرینی آوردن .در صورتی که انگشتر نشون فک کنم تو همه جای ایران رسم باشه که بدن و دو تا خواهرامم تو بله برونشون گرفتن.

    یا همسرم اسفند ماه روز زن بهم کادو نداد و روز اول عید فقط یه ربع سکه داد !! یا نیمه شعبان یا سپندانگان هیچ کادویی از همسرم نگرفتم! سر عقد هم مادر شوهرم زیر لفظی یه انگشتر فوق العاده سبک و معمولی و بی ارزش داد ... شب یلدا همسرم برام یه ظرف شکستنی آورد !

    توی مراسم عقدم خونوادشون یا همسرم بهم شاباش ندادن !(که البته من با شاباش موافق نیستم ولی چون عرف هست گفتم)
    یا ...

    موضوعات مرتبط: مسائل رفتاری دوران عقد ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۶۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۳۹۰
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۵۵

    برای بخت خوب و خوشبختیمون تو ازدواج چه دعاهای بلدید؟

     ایا ذکر یا دعا و یا سوره رو بلدید که برای قبل از ازدواج بخونیم؟  یعنی برای بخت خوب و خوشبختیمون تو ازدواج چه دعاهای بلدید؟

    موضوعات مرتبط: مشورت در ازدواج خانم ها ,

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • ۳۴ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۲۵۰
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۴۸

    بعضی از رفتارهای شوهر آیندم منو در تصمیم گیری مردد کرده

    سلام

    از جمله این موارد:

    1- گاهی شاد و شنگول و عاشق من است

    2- فوق العاده زود به زود تصمیم هایش را عوض می کند

    3- من چند جای جوش روی صورتم دارم، تا قبل از شب نشان از آن ها حرفی نمی زد. ولی حالا به آن ها بسیار بسیار حساس شده و چندین بار به طور جدی حرف از درمانش زده است.

    4- در جلسات مشاوره های قبل از ازدواج، از مشاور به طور جدی درخواست کرد که اگر تست هایی دارد که ذات واقعی آدم ها را مشخص می کند، به ما هم بدهد که جواب بدهیم.

    5- تا گوشیم را جایی می بیند فوری بر میدارد و گالری را چک می کند

    6- کوچکترین حرکت و ناراحتی من را به پای این می گذارد که لابد دیگر دوستش ندارم

    7- حربه ی درخواست هایش این جمله است: اگه منو دوست داری...

    8- مدام اظهار می کند که چون وضعیت ظاهری، مالی، کاری و خانوادگی تو از ما بالاتره، کمی احساس ناامنی می کنم

    ممنون میشم کمی راهنماییم کنید که کار درست چیه؟

    موضوعات مرتبط: ازدواج پسران بالای 30 سال , رفتارشناسی پسران برای ازدواج ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۳۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۳۴۹
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۴۷

    پرستارم و می خوام برای رشته داروسازی دوباره کنکور بدم

    سلام دوستان حالتون خوبه ؟

    من یه پرستار ۲۴ ساله ام و شاغل در بیمارستان دولتی با حقوق ماهانه ۲ تومن . ولی چیزی که این روزا فکرمو درگیر کرده اینه که من از ابتدای تحصیل به داروسازی خیلی علاقه داشتم و دارم و الان از شغلم اصلا راضی نیستم.

    خواستم دوستانی که تجربه مجدد کنکور رو دارن و شرایط مشابهی مثل من داشتن بنده رو راهنمایی کنن. در ضمن من از دانشگاه دولتی فارغ التحصیل شدم و نمیتونم مجدد در دانشگاه دولتی تحصیل کنم. لطفا کمکم کنید که چکار کنم دوباره کنکور بدم و به ارزوی دیرینه خودم برسم که اونم باید ازاد یا بین الملل برم که هزینش برام سرسام اوره یا همین پرستار بمونم ... ؟

    برا همتون ارزوی سلامتی و عاقبت بخیری دارم .

    موضوعات مرتبط: ادامه تحصیل ,

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۸ نظر
    • تعداد نمایش : ۷۶۹
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۴۲

    خاطرات عکس العمل های برادر دختر در خواستگاری

    سلام به خانم ها و آقایون خانواده برتر

    فکر میکنم مدت مدیدی هستش که از پستای طنز خبری نیست به خاطر همین تصمیم گرفتم یه پستی مطرح کنم که تنوعی هم در این وبلاگ خوب داشته باشیم. و اما سوالم:

    خانم هایی که براشون خواستگار اومده یا آقایونی که برای خواهرشون خواستگار اومده بگن که عکس العملشون چی بوده؟ ( منظورم عکس العمل برادر عروس خانوم هستش ) .

    اول خودم بگم:

    یک بنده خدایی اومده بودن خواستگاری من، برادرم از اول تا آخر یک جوری به این آقا زل زده بودن که ایشون جرات نکردن سرشونو بالا بگیرن تا نظری بیاندازن . بعدا شنیدم که گفته بودن: من اصلا دختر خانومو ندیدم.

    یک بارم آقای خواستگار رو جوری به رگبار سوال بسته بودن که این آقا وقتی با من صحبت میکردن معلوم بود چه قدر حرص خوردن. کلا برادرم رو هر خواستگار یک متد رو انتخاب میکردن.

    البته برادرم بعد از چند مورد خواستگاری، دیدن دیگه طاقت ندارن هیچ وقت تو جلسات اول حضور پیدا نکردن.ب الاخره برادره و غیرت دوست داشتنیش . خدا همه ی برادرا رو حفظ کنه.

    الهی آمین

    موضوعات مرتبط: سرگرمی حلال ,

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • ۴۹ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۰۱۹
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۳۷

    راه و رسم ترفیع گرفتن چه طوری است؟

    سلام

    در شرکت های خصوصی و دولتی ایا همه افرادی که در ابتدا با عنوان کارمند یا کارگر وارد میشوند میتوانند بعد از ده سال  ترفیع از نظر مقام بگیرند؟

    کلا سوال من این است که آیا ترفیع گرفتن بر اساس شایسته سالاری است یا پارتی ؟ چون همه این مدیران و رئیسان از صفر شروع کرده اند . در ابتدا مقام بالا نداشته اند .

    خواهشا درباره نحوه ترفیع گرفتن در محیط کار خود چه خصوصی و چه دولتی پاسخ دهید.

    موضوعات مرتبط: کسب و کار ,

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • ۱۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۳۵۰
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۳۴

    می خوام به پسر همکلاسیم بگم که بهش علاقه دارم

    سلام

    لطفا توجه کنید من راه حل میخوام لطفا نگین کارم درسته یا غلط یا اگر میگین راه حل هم بدید .

    دختری 20 ساله و دانشجو هستم . مدت طولانی هست به یکی از همکلاسی هام علاقمند شدم . کاملا اطمینان دارم که این علاقه متقابله ، حالا جدا از اون من قصد دارم این مسئله رو باهاشون درمیون بذارم. نمیخوام خواستگاری کنم ازشون فقط میخوام بگم من بهشون علاقه دارم ایشون چه نظری دارن در مورد من ، باور کنید برای خودم خیلی خیلی سخته مثل جون دادن میمونه وقتی بهش فکر میکنم ولی با گذر زمان هم دارم ذره ذره از بین میرم روحم داره داغون میشه .

    من اول شخصیت و رفتار و چشم پاکی و دینداری ایشون رو دیدم و بعد کم کم به شدت عاشقشون شدم طوری که بارها و بارها خواستم فراموششون کنم یا یه موضوع حاشیه ای و بی اهمیت رو در مورد ایشون برا خودم بزرگ کردم که فراموششون کنم اما نشد ...
    قطعا ایشون مثل هر آدم دیگه ای بدون عیب و ایراد نیستن اما ویژگی های دیگشون عیبشونو میپوشونه .

    همون طور که گفتم تصمیم جدی گرفتم بهشون بگم اما نمیدونم چطور بهشون بگم که به غرورم لطمه نزنه . بهتره رو در رو بگم یا مثلا از واتس آپ استفاده کنم ؟ بهشون دقیقا چی بگم ؟ نظرشونو بپرسم . به طور کلی میخوام بگم من بهشون علاقه دارم و نظرشونو درمورد خودم بپرسم آخرش اینه که ایشون میگه به من علاقه نداره یا شرایطشو ندارم و از این بی قراری درمیام و تکلیفم با خودم روشن میشه .

    نمیتونم صبر کنم چون ایشون همسن من هستن و هنوز شغل ندارن و سربازی نرفتن و به خودشون اجازه نمیده بیان جلو (حدس من اینه که البته اون دو مسئله برای من و خانوادم مشکلی نیست )

    چطور در مورد ازدواج در سن پایین صحبت میشه اما موانعی مثل شغل و سربازی اجازه نمیده اونا حتی با هم آشنا بشن .

    موضوعات مرتبط: خواستگاری دختر از پسر ,

  • ۱ موافق ۱ مخالف
  • ۴۰ نظر
    • تعداد نمایش : ۱۴۲۲
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۳۲

    از خوابیدن کنار برادر زاده ی 7 ساله م میترسم!

    سلام...!

    یه برادر زاده 7 ساله دارم... ایام عید به علت شغل والدینش خونمون بود...خیلی هم  شیطون ولی با ضمیر پاک... روزها با هم بازی میکردیم شب یا میومدن دنبالش یا خونمون میخوابید...!
    خیلی به والدینش وابستس... بچه ی سومه ولی خب همیشه رو تخت اونا میخوابید...2 ساله جدا شدن تو اتاق خودش میخوابه...! یه روز عصرش خوابید و شب خوابش نبرد... هی چک میکرد ببینه خوابیم یا نه...!
    وقتی مطمئن شد کار ناشایستی کرد...!بدنش رو باهام تماس میداد و یه سری اتفاقات دیگه...!
    مهم نبود کجا و چطوری ولی خب ...
    مطمئن هم نبودم که واقعا داره چیکار میکنی ولی خب بعد شنیدن صدا از بیرون سریع لباسشو درست کرد و خوابید...!
    تو طول روز هم فقط گفت خوابم نمیبرده و اصلا حرفی نزد... داداشش بلوغ زود رس داره. 12 سالشه ولی ریشش مشخص شده... اون یکی بچشون هم یه چیزایی بلده... میدونم داداشم اینا گرمن و محتاط هم نیستن...!

    هر بار که این بچه رو میبینم اعصابم خورد میشه ... نقاشی هاشو که میبینم اصلا ... . نمیدونم چه برخوردی باهاش بکنم...! پدر مادرشو در جریان بذارم یا نه... اصلا برم چی بگم...!
    از خوابیدن و پیشم موندنش میترسم...! خنده داره ها ولی خب موندم چیکار کنم...!

    میدونمم که اگه به زنداداشم بگم نه تنها جدی نمیگیره بلکه هر جا رفت میشینه تعریف میکنه...! خوبه به بچه ها مسائل جنسی گفته بشه ولی دیگه نه انقدر که انجام بدن...! اگر تجربه ای دارین در اختیارم بگذارین...!

    ممنونم!

    موضوعات مرتبط: تربیت جنسی پسران ,

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • ۴۶ نظر
    • تعداد نمایش : ۲۱۷۳
    • چهارشنبه ۳ خرداد ۹۶ - ۲۱:۲۹

    برو بالا