خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۱۶۵ بازدید توسط ۱۲۵ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۲۳۵ بازدید توسط ۷۷۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۴ بازدید توسط ۳۶۴۵ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۰۷ بازدید توسط ۱۴۲۵ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۳۴ بازدید توسط ۱۰۷۳ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۰۵ بازدید توسط ۳۷۵۲ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۱۳ بازدید توسط ۶۷۴ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۱۸۰۲ بازدید توسط ۷۰۱۰ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۴۵۸ بازدید توسط ۱۰۴۹ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۳۳ بازدید توسط ۱۱۲۶ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۹۹۸ بازدید توسط ۷۶۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۷۵۹ بازدید توسط ۲۰۴۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۳۸ بازدید توسط ۵۳۴ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۴۲ بازدید توسط ۳۶۶ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۱۹ بازدید توسط ۱۲۲۱ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۵۷ بازدید توسط ۱۰۵۰ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۵۵۹ بازدید توسط ۱۱۷۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۶۳۶۳ بازدید توسط ۱۰۲۱۹ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۳۷۴ بازدید توسط ۱۱۲۴ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۹۸۵ بازدید توسط ۲۹۵۰ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۴۵۵ بازدید توسط ۳۳۷۴ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۵۸۰ بازدید توسط ۱۱۳۰ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۵۷۱ بازدید توسط ۲۰۱۵ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۰۴ بازدید توسط ۱۱۶۰ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۹۶۰ بازدید توسط ۴۲۳۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۰۳۶ بازدید توسط ۳۴۸۳ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۳۵۴ بازدید توسط ۶۶۹۹ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۳۱۷ بازدید توسط ۴۰۶۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۰۰ بازدید توسط ۲۴۸۳ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۳۵۱ بازدید توسط ۱۱۵۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۵۹۹ بازدید توسط ۴۸۰۶ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۴۶ بازدید توسط ۹۲۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۱۵ بازدید توسط ۱۰۳۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۴۵۴ بازدید توسط ۱۹۱۲ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۲۲ بازدید توسط ۷۰۲ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۴۱ بازدید توسط ۲۳۳۳ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۹۶۳ بازدید توسط ۲۱۵۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۱۹۶ بازدید توسط ۱۶۴۰ نفر)
التماس دعا (۸۸۷۴ بازدید توسط ۷۰۸۷ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۸۷۴ بازدید توسط ۷۴۴ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۴۸۵ بازدید توسط ۱۱۶۸ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۳۳۴ بازدید توسط ۱۱۴۳ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۰۴۹ بازدید توسط ۲۳۲۱ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۵۶۴ بازدید توسط ۱۲۰۴ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۴۴۵ بازدید توسط ۱۲۲۷ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۱۹۹ بازدید توسط ۲۶۱۳ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۶۷۰ بازدید توسط ۲۸۹۵ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۰۳۱ بازدید توسط ۷۷۰۵ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۲۴۳ بازدید توسط ۱۸۲۴۳ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۴۴۲ بازدید توسط ۱۳۸۶۳ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۵۸۶۴ نمایش) - (۲۳۸ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۳۹۴ نمایش) - (۱۰۱ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۱۷۴۳ نمایش) - (۱۳۹ نظر)
صفحه شخصی berelian (۷۱۸ نمایش) - (۴۲ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۰۲۳ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۵۸۳ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۳۷۹ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۳۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۶۳۰ نمایش) - (۵۴۹ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۰۳۸ نمایش) - (۳۰۵ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۶۳۶۸ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۲۸ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۹۵۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۰۴۱ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۵۸۸۶ نمایش) - (۳۷۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۱۵ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۹۸۳ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۸۹۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۳۳۹ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۰۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۱۵۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۳۵۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۵۲۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۲۴۵ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۸۹۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۹۰۳ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۳۳۹ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۷۷۶ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۳۲۱ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۰۶۲ نمایش) - (۶۶ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۱۳۲ نمایش) - (۳۸۰ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۱۶ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۶۴۸ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۲۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۱۸ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۹۹۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۰۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۵۷۰۲ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۰۶۳ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۱۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۴۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۴۷۷ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۶۴۷ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۶۱۲۸ نمایش) - (۵۰۱ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۲۸۲ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۳۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۱۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۳۸ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۶۰۸ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۱۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۱۹۴ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۸۱۰ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۰۶۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۷۴۶ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۳۲۶ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۳۹۰ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۶۱۳ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۸۰۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۰۰۶ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۶۶۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۱۸۹ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۵۹۹ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۸۵۲ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۲۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۰۶۶ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۲۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۲۳۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۴۷۸ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۰۲ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۵۹۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۰۵۰ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۰۱ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۴۵۸ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۷۴۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۵۶۳ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۴۴۶ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۸۸۱ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۶۲۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۳۲۸ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۵۰۸ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۴۸۵ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۳۲۶ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۴۲۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۲۷۴ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۴۳۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۶۵۰ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۲۵۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۲۸۴۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۳۴۴ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۱۷ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۰۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۳۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۰۴۵ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۹۷۴ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۱۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۳۵۹ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۸۹۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۱۸۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۱۹۵ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۰۴ نمایش) - (۵ نظر)

بدون محتوا 465

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۷۸۷۳ بازدید توسط ۶۳۴۹ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۱:۰۰

    دو سوال در مورد سرد مزاجی مردان و نعوظ ناقص

    با سلام خدمت دوستان ...

    چند تا سال داشتم ممنون میشم کمکم کنید...

    1- سرد مزاجی مردان چطوریه یعنی اصلا به خانمشون تمایلی ندارن یا تمایلشون کمه؟؟

    2- اینکه یک مرد نتونه نعوظ خودشون نگه داره چه دلایلی داره.. همسرم بهونه کارشو میاره میخواستم بدونم علت دیگه ای داره؟؟؟

    3- همسرم  میگه باید استروژن به خودم تزریق کنم . منظورشو نمیفهمم یعنی مشکلی داره؟؟ باید چه دکتری بره...

    ممنون میشم کمکم کنید چند ماهی هست ازدواج کردیم این سوالات ذهنمو درگیر کرده روم نمیشه از شوهرم و کسی دیگه بپرسم.

    پیشاپیش از توجهتون سپاسگذارم



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۳۰۵۸ بازدید توسط ۲۶۱۷ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۲۰:۵۸

    ازدواج یک پسر به اجبار پدر

    امکان داره یه پسر که چند سال یکی از دخترای فامیل رو دوست داره به اجبار پدرش با دختری که  علاقه ای بهش نداره ازدواج کنه؟؟!

     درصورتی که بارها به دختر فامیل ابراز علاقه کرده و تقریبا همه میدونستن که این دو تا قراره با هم ازدواج کنن!!.. .

    البته پدر پسر به خاطر لجبازی با یکی از اطرافیان دختر این کارو کرده...میخوام بدونم مگه میشه یه پسر واسه ازدواج و یه عمر زندگی در برابر پدرش سکوت کنه؟؟ خواهشا جوابمو بدین 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۲۵۴۴ بازدید توسط ۱۸۴۰ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۰۷:۰۲

    می خوام رفتارم رو با شوهر خواهرم اسلامی تر کنم

    سلام دوستان

    من یه راهنمایی ازتون میخوام 

    من یه دختر 19 سالم و یه خواهر 34 ساله و یه شوهر خواهر ( پسر عمم هم هست ) 36 ساله که اینا حدود 7 ساله ازدواج کردن یعنی موقعی که من 11 سالم بود و از اونجایی که شوهر خواهرم همسن برادرمم هست هم دوست برادرمه هم پسر عممه و هم شوهر خواهرم و خانوادم به خصوص من خیلی دوسش داریم .

    من از اولم دوسش داشتم ولی از وقتی با خواهرم ازدواج کرد خیلی باهاش صمیمی شدم و چون من سنم موقع ازدواجشون کم بود و هنوز خیلی مسائلو رعایت نمیکردم (و خانوادم هم باهام زیاد کاری نداشتن ) این صمیمیت من، از اون زمان تا بحال پا برجا مونده جوری که خیلی موقع ها از روی نادونی یه سری کارای خیلی بدی هم کردم (مثلا فک میکردم هر کمبود محبتی که شوهر خواهرم از جانب خواهرم داره من باید جبران کنم که غصه نخوره:( !!

    اون موقع هنوز سر از خیلی چیزا در نمیوردم . که حالا خیلی پشیمونم جوری بود که حس میکردم شوهر خواهرم منو از خواهرم بیشتر دوس داره (چون خواهرم بر عکس من آدم سردیه و من بیشتر از اون به بچه هاش توجه و دلسوزی میکنم که فک میکنم شوهر خواهرم هم خیلی تحت تاثیر این قضیه بود (بهم میگفت خاله مهربونه ) یه بارم بهم گفت بی تو هرگز .

    و میخوام دیگه تغییر کنم تا اینجا هم از خیلی کارام دست کشیدم قبلا خیلی سر به سرش میذاشتم ولی بعدا مچش وا شد که چه خیانت ها که به خواهرم نکرده منم برا اینکه فک نکنه کار خوبی کرده باهاش سر سنگین بودم و از اون به بعد خیلی سعی کردم عوض شم ولی هنو کامل موفق  نشدم و گهگاهی باهاش شوخی دارم و یه موقع ها جلوش زیاد سنگین نیستم:(  

    هنوزم خیلی دوسش دارم ولی بهش یه جوری محبت میکنم که فقط خودم بدونم (مثلا هر وقت میدونم تشنس به خواهرزادم میگم برا باباش آب ببره خودم سعی میکنم این کارو نکنم ( شوهر خواهرم مث من همیشه تشنشه منم هر وقت آب میخوردم براش میبردم اونم خیلی خوشحال میشد جوری که الان هروقت آب بخواد نگفته من میفهمم یا میگه خودت میدونی چی میخوام دیگه) یا مثلا همیشه به اسم کوچیک صداش میکنم با اینکه از اولم خواهرم گفت زیاد خوشش نمیاد (با اینکه به روی خودش نمیاورد ) ولی من تو دهنم نمی چرخه هر وقت بخوام اسمشو با آقا بگم یه جوری حرفمو میزنم که لازم نباشه اسمشو بگم .

    خلاصه میخوام رابطمو اونجوری که درسته تغییر بدم اونجوری که اسلام میخواد نه اینجوری:( 

    میترسم به خواهرم خیانت کنم خریت کم نکردم تو رابطه با شوهر خواهرم حس میکنم اونم بدش نیومده ( البته الان بعد از اون ماجراها مثلا سعی میکنه بهتر باشه (ظاهرا) ولی زیر زیرکی (نگاهای بدش به خانما بیشتر شده) کار خودشو میکنه یا مثلا مانتوی منو تا حالا چن بار غیر مستقیم مسخره کرده (تو خونه مانتوهای خیلی گشاد به جای چادر تنم میکنم)

    راستش نمیتونم یهو عوض شم یه راهنمایی قدم به قدم به من بکنین من از همه ی خانوادم به اینجور مسائل پایبند ترم ولی این یه نفر!!! عادت بد چیزیه ضمن اینکه خیلی مهربونه ( البته خواهرم میگه که واقعا اینجور نیس و خیلیاش الکیه ) .

    مثلا اگر بفهمی چیزی لازم داری یا دلت میخواد دوس داره حتما برات جورش کنه خیلی هم اهل کل کله یه بار بهش گفتم ساعت 8 صبح با حلیم دم در خونه ای!! گفت میام منم خندیدم سر ظهر مامانم بیدارم کرد گفت بیا خانم بیا حلیمتو بخور دیگه دستور میدی!! 

    اجرکم عندالله

    مرسی از وقتی که گذاشتین 

    من همیشه نظراتو پیگیری میکنم مخصوصا نظر آقای سامان متاهل جنوب و بعد هم آقا امیر رو ( اول نظرشون بسم ... مینویسن )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۸۴۲۴ بازدید توسط ۶۳۱۸ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۰۶:۵۸

    نظرخواهی از پسران در مورد نوع برخورد دختران در جمع

    سلام

     چن تا سوال دارم

    (نظر خواهی از آقایون)

    1 - آیا گرم گرفتن خانوما با بچه ها و شوخی کردن و سر به سر گذاشتن و اینکه قربون صدقه شون برن و اینا باعث تحریک یا لااقل انحراف فکریشون میشه؟

    2 -  اینکه تو یه جمعی که نامحرم هست درسته ما شوخی کنیم؟ (مخاطبمون عام باشه مثلا جک تعریف کنیم و ...)

    3 - چجوری رفتار کنیم که هم سنگین باشیم هم مهر و محبتمو بتونیم نشون بدیم که سنگین بودنمون بی مهری برداشت نشه (خب مهربونی یکی از ملاکای آقایون برای ازدواج هم هست ) 

    4 -  خوبه که جلوی آقایون حتی با خانوما هم زیاد گرم نگیریم؟

    5 - شیطنت تو جمعی که نامحرم هست بده؟ ( مثلا برای بچه های کوچیک داستانای خنده دار و من در آوردی تعریف کنیم و باعث خنده ی بقیه بشیم و ...)

    پیشاپیش خیلی خیلی ممنونم از وقتی که برای این نظر خواهی من میذارین

    اجرکم عندالله


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۶)
    • ۲۳۴۲ بازدید توسط ۱۹۸۲ نفر
    • سه شنبه ۵ اسفند ۹۳ - ۰۶:۵۰

    موقعی که می ترسم یا هیجانی میشم ترشح دارم

    سلام دوستای خوبم

    ببخشید من یه سوال بد دارم من هر وقت میترسم یا هیجانی میشم خ ی س میشم:| یا اگر کلافه و عصبانی باشم سریع تحریک میشم:| بنظرتون چرا؟

    اینم بگم که چون مجردم چندین بار تحت تاثیر فشارای ج ن س ی به گناه کشیده شدم:| حدود دو ساله البته من همیشه مرطوبم ولی موقعی که شوکه بشم و بترسم یه لحظه حالتی شبیه به ا ر گ ا س م بهم دست میده (همه حالات به جز نبض رو دارم)

    الان خیلی کمتر خ و د  ا ر ض ا ی ی میکنم ولی این اتفاقات به تازگی پیش اومده وقتایی که تو ترکم شبا خیلی بهم فشار میاد و درست نمیخوابم همش به خودم میپیچم و بدنمو جمع و فشرده میکنم و گهگاهی تو خواب یه سری اتفاقا برام میفته:( چه کنم؟؟؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۲۳۰۴ بازدید توسط ۱۹۷۸ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۶

    هیچ کدوم از خواستگارام دوباره تماس نگرفتند

    سلام

    دخترى هستم 26 ساله. قدم بلنده. چهرم بد نیست معمولیه. مدرک تحصیلیم لیسانسه.

    اعتقادات مذهبى دارم اما خشک نیستم. خونمون قدیمیه.

    تا حالا چند تا خواستگار برام اومده ، اما هیچکدوم دوباره تماس نگرفتن.

    خیلیاشون به شخصى که واسطه بود گفتن که دختره 20 مادره 20 تر ، اما خونشون خیلى بده .یعنى به خاطر خونمون دیگه پاپیش نذاشتن.

    به نظرتون من باید چه کار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۹۸۹ بازدید توسط ۱۶۳۹ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۴

    به نطر شما حیا داشتن با شاد بودن در تضاد است؟

    یعنی اگر کسی می خواد با حیا باشه باید سعی کنه نخنده یا کم بخنده ؟

    مثلا دختر 20 ساله وقتی با دوست هایش هست باید سر و سنگین همگی با هم راه بروند؟ اصلا با هم شوخی نکند که خدایی نکرده صدای خنده هاشون بلند نشه؟

    اخه این چه وضعشه بخندیم می گند دختره نیشش باز بود تازه چادریم بود معلوم نیست زیر چادرش چه کار های دیگم انجام نمی ده اگر نخندیم می گند دختر جادری ها بد اخلاق اند

    من چیکار کنم دست خودم نیست همیشه می خندم حالا با دوستام باشم صداش میره بالا ، منم واقعا قصد جلب توجه ندارم .


    مرتبط با حیای خانم ها در جامعه:

    شوخی های متعارف دختر در جایی که نامحرم حضور داره، بر خلاف حیاست ؟

    چطوری میشه یه دختر هم با حیا بود و هم اجتماعی ؟

    آیا ارتباط چشمی دختر با مخاطبین خود در محیط کاری ، بی حیایی است ؟

    سوال از خانم ها در مورد حیا و خودنمایی

    تعریف تون رو در مورد حیای خانم ها بنویسید

    آدامس خوردن دختر تو خیابون یعنی بی حیایی؟

    تقدیر از دخترهای باحیا

    برای دختران باحیا موندن سخته ؟

    چرا مثل بقیه دختران حیا ندارم ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۸۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۱۵۵ بازدید توسط ۱۷۲۹ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۱

    دو سوال در مورد پیشگیری از بارداری و کاندوم

    سلام

    چند سوال ذهنم رو درگیر کرده اول اینکه معمولا از چه روشی برای جلوگیری از بارداری استفاده می کنین ؟

    دوما خانوم ها و آقایون ترجیح میدن با کاندوم نزدیکی داشته باشن یا بدون کاندوم ؟ چرا ؟

    سوم کدوم مدل و طعم از کاندوم رو می پسندین ؟ ( چون نوع های مختلفی داره )

    جوابم پیش افراد متاهل باید باشه.


    مرتبط با پیشگیری از بارداری:

    خانم ها و آقایون از چه روش پیشگیری استفاده میکنین ؟

    شما از چه روشی برای پیشگیری از بارداری استفاده می کنید ؟

    آموزش مصرف قرص ماروِلون ( دایسینل ) برای پیشگیری از بارداری

    پیشگیری اورژانسی از حاملگی

    پیشگیری از بارداری با آی یو دی ( IUD )

    پیشگیری از بارداری با اسپرمیسید ( اسپرم کش )

    پیشگیری از بارداری با دیافراگم

    معرفی پنج وسیله برای پیشگیری از بارداری

    پیشگیری از بارداری با آمپول های تزریقی

    پیشگیری از بارداری با استفاده از ایمپلنت



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۴۳۰۱ بازدید توسط ۳۵۶۶ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۰

    چطور میتونم شرم شوهرمو از بین ببرم؟

    سلام به همه

    از همه به خصوص خانم ها و متأهل ها عاجزانه میخوام که کمک کنین خواهشااااااااا.

    من دختری ٢٢ ساله و گرم مزاج هستم و همسرم رو عاشقانه دوس دارم، ١ ماهه که ازدواج کردیم و خونمون هنوز حاضر نشده و مشخص نیس دقیقا کی حاضر بشه.

    تو أین مدت شوهرم أصلا حاضر به رابطه باهام نشد، تا اینکه به اصرار من جند بار کاملا منو إرضا کرد و خودش أرضا  نشد، هر جقدر هم ازش دلیلشو میبرسم میکه جون إز من خجالت میکشه اما برای ارضا من هیجی کم نمیذاره حتی کارایی رو هم که من واقعن ازش انتظار ندارم رو برای ارضای من انجام میده،و فقط میکه واسه من همین که تو راضی باشی از همه جی لذت بخش تره.

    من جطور میتونم شرم شوهرمو از بین ببرم؟ گاهی اوقات حس میکنم شاید به من تمایلی نداره و این فکرا داره داغونمم میکنه، تو رو خداااااااا کمکم کنین .



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۴۲۴۳ بازدید توسط ۳۶۴۲ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۳۴

    تقدیر از دخترهای باحیا

    تقدیم به دختران سرزمینم

    چند وقتیه تو این سایت دخترهای مذهبی و معتقد ، دخترهایی که تا حالا پاک بودند  ، دخترهایی که قصد دارند سالم زندگی کنند میان و گله میکنند : از شرایط جامعه ، از این که خواستگارهای کمتری نسبت به بقیه دختر ها دارند، از این که بعضا بهشون توهین میشه ، ریاکار خطابشون میکنند یا فکر میکنند چون اعتماد به نفس ندارند با پسرها دوست نمیشن ویا بالعکس چون با پسرها دوست نمیشن ویا چون چادر سر میکنند اعتماد به نفس ندارند. از این که خونه داری رو تلف کردن عمر میدونن. از این که مسخرشون میکنن که عاشق بزرگ کردن بچه هستن. مهریه ی کم رو دلیل بر ارزش کم میدونن ...

    چند سال پیش جمله ای خوندم که شیوه ی برخوردم رو نسبت به قضایا تغییر داد :

    به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید

    بنابراین من میخوام به جای این که از شرایط بد جامعه ایراد بگیرم از رواج بدحجابی بگم و... از شما تقدیر کنم. من صحبت هامو دو بخش میکنم

    بخش اول


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه) حجاب (۶۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۳۸۲۵ بازدید توسط ۳۱۱۴ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۲۳

    دلم میخواد از دید همه پنهون باشم

    سلام.

    اتفاقی وارد این سایت شدم. و دیدم که بیشتر به پرسش های زناشویی پاسخ های زیادی داده شده. اگه سوال من براتون جالب نبود، فقط یه لحظه فکر کنید که خواهرتونم و بهم کمک کنید.

    از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادرم بودم . شاهد که نه، شاید بیشتر از یه شاهد، شاهد همسایه ها بودند، من میانه جنگ بودم، گواه این ماجرا هم روح زخمی منه. پر رنگترین خاطره ی بچگیم هم این بود که بابام میخواست مامانمو بکشه و فقط جیغ زدن هام یادم مونده و بعدشم یه خواب عمیق. خوابی که الان انگار بیدار شدم ازش ... بیدار شدم و دیدم پر از عقده ام، پر از تنهایی و غصه.

    و بعد ها هم دعواهای شدید برادرم با پدرم، مادرم و حتی فحاشی اش به همه. . . بیشتر از همه برادرم بود که تحقیرم کرد، ناراحتم کرد. تاثیر دعواهای پدر و مادر از یه طرف و از طرف دیگه رفتار های غلط برادرم با من .

    یه سال قبل از اینکه برم دانشگاه اونم بابامو راضی کرد که بفرستدش دانشگاه آزاد. با اینکه نه سال اختلاف سنی داشتیم و توقعم این بود که برادرم تکیه گاهم باشه، نبود، حس میکردم یه خواهر حسود دارم نه برادر.

    الانم که ارتباطمون خیلی سرد شده ولی من ته دلم غصه میخورم ولی بد اونو نمیخوام ولی اون چرا. اینو بارها به زبون هم آورده. با اینکه قیافه معمولی دارم ولی چهره منو بارها مسخره کرده. اعتماد به نفسی هم ندارم. نمیدونم چرا این مدلی باید زندگی کنم.

    توی دانشگاه نتونستم خیلی خوب باشم . از پسر ها هم بدم می اومد. چون از برادرم فقط ناراحتی و تحقیر دیده بودم.الان احساس تنهایی میکنم. خیلی با خدا حرف میزنم

    نماز میخونم، درد دل میکنم. اما دلم می خواد از محبتم خرج کنم، نمیتونم تو این خونه با محبت باشم، چون اونقدر رنجور بار اومدم که دیگه با کوچکترین رفتار غلطشون دلم میشکنه و تحمل زندگی با اینا رو ندارم.

    خواهرم خودکشی ناموفقی داشت واسه همین فکر خودکشی هم نیستم. الانم که ازدواج کرده همسرش واقعا دوستش نداره و دلم براش خیلی میسوزه. دو تا خواهر دیگه م هم طلاق گرفتند و جدا زندگی میکنند. گاهی فکر میکنم اگه خانوادم درست حسابی بود، هیچ وقت دامادها هم پر رو نمیشدند. و اگر رفتار خواهر هایم درست می بود، همسرانشان را نگه میداشتند، و اگر خیلی منطقی بودند، اصلا با آنها ازدواج نمیکردند. اونقدر که من ناراحت اونا هستم اونا نیستند. تحمل هیچ حرف منو ندارند. 

    بیشتر روزا که خونم غذامو تنها میخورم. با اینکه 23 سالمه ولی نتونستم یه دختر محکم باشم. بعضی ها میگن تو بچگی موندم. ولی اینطور نیست. خیلی چیز ها رو میفهمم واسه اینکه به زبون نیارم یا با واکنش نشان دادن اعصابمو به هم نریزم به روی خودم نمیارم و خودمو به کوچه علی چپ میزنم. میدونید، وقتی پای یه شاخه آب میریزی چن سال بعد میشه یه درخت، حس میکنم، تمام غصه ها و ناراحتی هایی که از بچگی باهاش بزرگ شدم، الان دارم نتیجه شو میبینم.

    اون همه حرص واسه ظرفیت من زیاد بود! الان اونقدر پر از عقده ام که نیاز به هرس شدن دارم.  نیاز دارم خدا هرسم کنه. الان دارم نتیجه اون سکوت هایی رو می بینیم که به اجبار مادرم و به ترس از برادرم بهم تحمیل شد.

    همیشه میگفت هر کاری کرد ساکت باش. وگرنه تو رو میزنه . من حق اعتراضی هم نداشتم. یه مدت کلاس قرآن رفتم تا دوستای خوب پیدا کنم و بهم کمک کنن اوضاعم بهتر بشه اما اونا بعضی هاشون باهام دوست شدن واسه آمار گرفتن.

    آمار میگرفتن و آمار منو به هم میدادن. اولاش نمی فهمیدم ولی بعد ها قصه مو به روایت های مختلف میشنیدم. طوری که من انگار یه موجود شاخدار بین اونا بودم. درست که نشدم هیچ،  انگیزم هم به قرآن کمتر شد. از دوستان اون کلاس فقط غیبت نصیبم شد. انگار دنبال سوژه بودند که من بهترین گزینه بودم. کاش درد دل نمیکردم کاش اصلا کلاس نمیرفتم.

    الان دلم میخواد دیگه از دید همه پنهون باشم. دلم میخواد از این خونه برم. اصلا دلم میخواد برم جایی غیر از اینجا. مدتی سعی کردم به شرایط این خونه صلح و صفا بدم نشد. حالا میخوام برم تا به روح خودم صفا بدم. اما کجا برم . مرگ بهترین راهه ولی حیف دست من نیست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۸۴۷ بازدید توسط ۱۵۳۷ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۰۸

    خانوم های سفید راضی به وصلت با پسر سبزه میشن؟

    سلام

    من پسری 20 ساله هستم . 

    پوستم سبزه و قدم 184 ولی وزنم 59 هست، قیافم هم زیاد خوب نیست، بینی بزرگی دارم و در کل متوسط هستم . اما من برای ازدواج دارم دنبال افرادی می گردم که پوستشون روشن تر از خودم باشه،

    آیا خانوم های سفید راضی به وصلت با من میشن؟ آیا بچه های من در آینده با فرض اینکه مادرشون پوستش روشن باشه سبزه میشن؟

    رنگ موی بچه ها چطوری هست؟ ارثیه یا محیطی؟ یعنی اگه موی من و خانومم سیاه باشه فرزندمون نمیشه که بور بشه؟

    تشکر از دوستان


    پیشنهاد :

    چی بخوریم بچه چشم رنگی بشه ؟

    چطوری فرزند بور و چشم رنگی و پوست روشن میشه؟

    با پسرانی که موی زرد و چشم سبز دارن ازدواج نکنین !

    از نظر دختران یه پسر چقدر باید سبزه باشه ؟

    خواستگار خوبی دارم ولی سبزه است

    ازدواج با پسری که رنگ پوستش سفید تره

    کاشکی منم سفید بودم و حداقل یه خواستگار برام می اومد

    چون چهره م سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به چشم نمیاد

    دختر مومنه ی سفید سراغ دارید برای پسرمون؟!

    میگه چقدر سیاهی! اما اون دختره سفید و چشم آبی خوشگله!

    خانوم های سفید راضی به وصلت با پسر سبزه میشن؟

    آقایون عاشق دخترای سبزه کوتاه قد هم میشن؟!

    اصلا دوست ندارم سبزه باشم

    توی شهر ما سبزه ها رو مسخره میکنن


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۴)
    • ۱۷۶۹۸ بازدید توسط ۱۲۹۲۰ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۳

    آیا برای یک خواستگار مذهبی معتاد بودن پدرم مهمه ؟

    سلام دوستان

     مث همیشه کمک و راهنمایی میخوام ازتون

    خواهشا منو از راهنمایی و نظراتتون ( هر چند کوتاه ) محروم نکنین

    مث همیشه لطفا زحمت بکشین پیگیر نظراتتون باشین من مدام چک میکنم این قسمتو شاید سوالی پیش بیاد!!

    من پدرم معتاده و خیلی خیلی تابلو (تو در و همسایه هم همه میدونن دیگه ) من همیشه دوست دارم کسی که میخواد برا خواستگاریم بیاد اینو بدونه حتی به یکی از واسطه ها ( مادر دوستم ) هم گفتم که بگه میخواستم نظر شما رو هم بدونم که مثلا اگر اتفاقی جایی کسی معرفی شد بهم به اون واسطه بگم یا نه؟

    من خودم برام مهم نیس اگر تمام عالم هم اینو بدونن چون من زمین تا آسمون با پدرم فرق دارم همچنین بقیه ی اعضای خانوادم ولی خونوادم کاملا مخالف اینن که من برا بقیه بگم حتی تو محیط مجازی هم مورد برا ازدواج برام پیش میاد یه بار که به مادرم گفتم که به طرف مقابل گفتم اینو گفت بگو نیاد من دیگه روم نمیشه آبرومو بردی ولی من میگم اون هر کاری کرده به من ربطی نداره من منم اون اونه نمیدونم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۳۱۸۳ بازدید توسط ۲۳۵۵ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۰

    چرا مهندسان عمران و معماری احترام بیشتری دارن ؟

    سلام

    امیرم 20 ساله دانشجوی برق قدرت

    سوالی که خدمت شما دارم اینکه چرا برای مهندسان عمران و معماری ،‌مردن احترام بیشتری میذارن ؟

    مهندسی برق و مکانیک جز رشته های سخته { نه که عمران سخت نباشه } ولی خیلی اعصاب خوردی ولی چرا همه برای عمران و معماری سر و گردن میشکنن

    امروز استاد ما گفت من اگه بخوام دوباره رشته انتخاب کنم عمران رو انتخاب میکنم اولا به مراتب بهتر از بقیه رشته هاست و جز رشته های تاپه مهندسیه و اگه زرنگ باشی درامدی داری که یه متخصص نداره ولی هر چقدر توی برق و مکانیک زرنگی کنی شاید احتمال بخطا برجی 6 و 7 ملیون بیشتر درامد نداری .

    رفتم از استاد گران قدر اقای .... مدیر گروه امیر کبیر پرسیدم همین اراجیف رو گفت توی دانشگاه امیر کبیر کلا عمران خودش جدا یه دانشکده بزرگ داره که به قران کل شهر ما رو می ریزه همین دیدمش دهنم کف کرد غیر ازین هم اصلا اینا نظام مهندسی مجزا دارن ما چی اگه برق کشی بخوان ما رو خبر میکنن اونم عمرا .

    اصلا به یه دختر بگی خواستگارت مهندس عمران یا معماری از یه دانشگاه دولتی ولی کور وکچل و دست بزن و .... و غیره قبول میکنه

    واسه اگهی کار میری میگه اگه عمران یا معماری کار بلدی بسم الله . میگم بهش  مهندس برقم ، .... میگه دستمال کش نمی خوایم !

    ببخشید میدونم متنم مشکل سطر بسطر داره اونم از یه مهندس برق !!!! ولی اعصاب ندارم


    خواهشا جون مادرتون از رو حسادت یا علاقه نظر ندیدن..قسم دادم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۷۲۵۸ بازدید توسط ۵۲۷۵ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۳۸

    در مسائل سیاسی با خواستگارم اختلاف نظر دارم

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت کاربران محترم

    موردی برام پیش امده بود و البته در جریان هست که می خواستم از نظرات مفیدتون مطلع بشم.

    من دختری 23 ساله هستم محجبه و به گفته ی دوستان بزرگواری که به ما لطف دارن خوش اخلاق و خلاصه از اینجور چیزا...

    البته ایراداتی هم هست که شاید فقط خودم میدونم. وقتی 21 سالم بود خاستگار پر و پا قرصی داشتم. من در حال حاضر لیسانس هستم. اون موقع وقتی 21 سالم بود هنوز دانشجو بودم و به اون پختگی لازم از لحاظ خیلی از مسایل نرسیده بودم. خواستگارم هم 31 سالشون بود یعنی حدودا" 11 سال از من بزرگتر بودن .

    فرهنگ هامون متفاوت بود. تقریبا خیلی غریبه بودیم. ایشون فوق عمران بودن. سر یک سری مسایل از نظر من مهم اختلاف داشتیم. من به هیچ عنوان دلم نمی خواست با کسی که قراره ازدواج کنم بحث سیاسی داشته باشم اما ایشون خیلی براش مهم بود.

    بعد از 2 سال که من به ایشون ج منفی دادم مجددا ایشون درخواستشون رو اعلام داشتن ولی با یک سری نگرانی های خاص میخواستند من رو متوجه این موضوع کنند که هنوز هم سر اون اعتقاداتت خاصشون هستن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۵۵۰ بازدید توسط ۱۹۳۶ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۳۳

    به دلایل وراثتی، دارم موهام رو از دست میدم

    سلام

    دختری هستم 19 ساله که به دلیل سابقه ارثی دارم موهام رو از دست میدم بسیار ناراحتم  بیشتر قسمت های سرم داره خالی میشه .

    هر شب خون گریه میکنم میدونم با این وضع شانس ازدواجمم کم میشه بخدا دارم غصه میخورم و داغون میشم چرا خدا باید با من اینطوری کنه ارایشگاهم جرات ندارم برم چون بهم میگن و با روح و روانم بازی میکنن.

    تو رو خدا اگه راه موثری سراغ دارین بگین .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۳۳۵۸ بازدید توسط ۲۶۷۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۲۸

    زندگی شوهرم داره به پای من هدر میشه

    با عرض سلام .

    راستش من متاهلم 12 سالی میشه که ازدواج کردم البته شوهرم 5 سال خواستگارم بود و واقعا هنوزم بعد از این همه سال منو دوست داره.

    ولی مشکل اینحاست که شوهر من فوق العاده بچه دوست داره البته من شش بار باردار شدم ولی هیچ کدام از بچه هام نموندن طوریکه ماه تیر دخترم رو از دست دادم ( به علت زایمان زودرس 7 ماهه بدنیا اومد و بعد از 15 روز از دنیا رفت .

    البته بعد از زایمان چهارمم شوهرم اقدام کرد برای گرفتن فرزند و الان شکر خدا یه پسر سالم و زیبا دارم . با همه این احوال که زندگی راحتی دارم ولی همش پیش خودم میگم زندگی شوهرم داره به پای من هدر میشه بعد از فوت دخترم به این نتیجه زسیدم که بهتره من از همسرم جدا بشم تا اون بتونه به ارزوش که بچه های زیاده برسه ولی اصلا قبول نمیکنه و میگه خدا تو سرنوشت من همین یه پسر رو قرار داده.

    ولی من واقعا نمیدونم با این عذاب وجدان چیکار کنم ؟ میشه لطفا خانمها و اقایون بگید در شرایط من و شوهرم باشید چیکار میکنید؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه) مسائل زناشویی خانم ها (۵۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۵۴۲ بازدید توسط ۲۱۲۲ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۸

    تاثیر شخصیت زن رو شخصیت مرد

    آیا شما هم، مثل من، معتقد هستید که زن بد مرد خوب را بد میکند و زن خوب مرد بد را خوب؟

    من این را از تجربه خودم میگم، من جوان خوب، مهربان و صمیمی بودم. بین دخترا "خواستگار" داشتم، همه منو میخواستند، حتی پدرا مادرای که دختر داشتند آرزو شان این بود که من داماد شان بشم، اما من رفتم خودمو گرفتار کسی کردم که حالا زندگیم شده جهنم. از روزی که با این زن ازدواج کرده ام یادم نیست حتی یک باری من از عمق دل خنده کرده باشم یا خوشحال بوده باشم. همه اش تو فکر این هستم که چه شد که اینقدر بدبخت شدم و غصه میخورم. شخصیت ام هم کاملا تغییر کرده، خشن شده ام و اخمو!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۲۰۱۳ بازدید توسط ۱۶۳۵ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۵

    مگه همه قراره ازدواج کنن؟

    سلام

    من یه دختر 22 ساله هستم.مامانم همش بهم میگه درمورد خواستگارات فکر کن. ولی من تصمیم گرفتم هیچ وقت ازدواج نکنم. در تصمیمم هم خیلی مصمم هستم. فکر نکنین یه فکر بچگونه ست و چن وقت بعد نظرم عوض میشه. نه من خیییلی فکر کردم و نتیجه ش با توجه به روحیاتم همین شد.

    مامانم همش میگه پس حرف مردم چی؟ میدونی اگه ازدواج نکنی چیا پشت سرت میگن؟ همش میگه وای من چقد بدبدختم! چرا دختر من اینجوریه چرا دختر همه ازدواج میکنن ولی دختر من نه؟

    به خدا از بس غر میزنه دیگه اعصاب واسم نمونده. خودشم که از من بدتر داره اذیت میشه.

    اصلا مگه همه قراره ازدواج کنن؟؟ من دوست ندارم. من همینجوری از زندگیم راضیم و حرف مردم هم برام اصلاااا مهم نیست. در رابطه با نیاز جنسی بگم که من دوران بحرانی نوجوونی رو خوب گذروندم و در کل این نیازو کنترلش کردم و از این بابت درصورت ازدواج نکردن آسیب نمیبینم. نیازهای عاطفیمم از دوستا و خونواده و... تامینه. نیاز مالی هم ندارم.

    بازم میگم این تصمیم من قطعیه. پس لطفا سعی نکنین این نظرمو عوض کنین.فقط لطف کنین بگین چجوری مامانمو قانعش کنم؟؟؟ هر چقدv میگم مامان جون این زندگی خودمه . همونطور که شما تو جوونیت در مورد ازدواجت تصمیم گرفتی منم حقمه که خودم دراین باره تصمیم بگیرم قانع نمیشه.

    تنها بهونه ش هم حرف مردمه. ای خدااااا من چجوری قانعش کنم؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۲۶۹ بازدید توسط ۱۸۲۸ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۲:۵۷

    ازدواج با دختری که حاضر به انجام کارهای خونه نیست

    پسرا اگه دختری در خواستگاری بگه توی خونه کار نمی کنه؛ حاضرید باهاش ازدواج کنید.

    تا جایی که به من اطلاع دارم در اسلام زن هیچ وظیفه‌ای برای کار در خونه نداره و حتی می‌تونه برای شیر دادن بچه پول دریافت کنه.

    تنها وظیفه‌ای که زن در ازای دریافت نفقه داره تمکین به نیاز جنسی همسرش هست.

    با این اوصاف آیا حاضرید با دختری ازدواج کنید که در خونه هیچ کاری انجام نده؟


    مرتبط:

    تقسیم وظایف در کارهای منزل وقتی زن و شوهر دانشجو یا شاغل هستند

    کمک مرد به زن در کارهای خانه

    اگه مردی در کارهای خونه به خانومش کمک کنه مردونگی نداره؟

    برنامه ریزی برای درس و خانه داری به صورت همزمان

    چرا بعضی از دختران امروزی بعد از ازدواج خانه داری رو کسر شان میدونن

    خانه داری و مادری برای چهار پنج فرزند

    خانه داری یا اشتغال ، کدام برای خانم ها در اولویت است ؟

    وظایف آقایون در مقابل همسرشون

    خانوم ها میشه بگن وظایف شون چیه توی زندگی مشترک؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۵)
    • ۴۲۸۱ بازدید توسط ۳۲۱۱ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۸

    بعد از 10 سال زندگی فهمیدم خانمم دوست پسر گرفته

    سلام

    بعد از 10 سال زندگی فهمیدم دوست پسر گرفته و بعد از یک سال درگیری برای ول کردن دوست پسرش ( البته وقتی که اعضای خانوادش فهمیدن و بقول خودش آبروش رفت ).

    الان یکسره ازم اظهار تنفر میکنه. چندین ماهه با هم هیچ رابطه ای نداریم. بخاطر دخترب چه هفت ساله دلم نمیاد طلاقش بدم و خودمم هنوزم دوسش دارم.

    باهام هیچ جا نمیاد (حتی برا چند دقیقه) سن من 36 و سن اون 33 سالشه. نمیدونم باهاش چکار کنم ؟ واقعا دیوونه کننده است...

    اگه کسی میتونه با راهنماییش بهم کمک کنه ممنون میشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۱۵۰۹۲ بازدید توسط ۱۲۳۴۲ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۶

    به مشاور بگم که قبلا با دو نفر دوست اینترنتی بودم ؟

    سلام 

    بچه ها زود جوا ب بدین فوریه

    بچه ها من تازه گیا یه خواستگاربرام اومده که تقریبا بهتر از بقیس حالا دوجلسه اومدن و امروز قراره بریم مشاوره .

    حالا سوالم اینه من طی این دوسال 

    از طریق همین اینترنت با دو نفر اشنا شدم 

    وباهشون دوست شدم  اهل اینکارانبودم اما نمیدونم چرا اینطوزی شد خودمم پشیمونم 

    خلاصه الان که رفتیم مشاوره اگه مشاور پرسید که قبلا ارتباطی داشتم یانه ؟من چی بگم؟

    درضمن من خودارضایی هم خیلی وقته میکنم اما دارم سعی میکنم ترکش کنم

    وتا الان به لطف خدا موفق شدم

    خودارضایی رو چی؟

    بگم به مشاور؟

    خیلی گیج شدم کمکم لزفا

    من سوال کننده سوال خداکنه از قم برگشتم ادم بشمم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۵۷۲ بازدید توسط ۱۳۳۳ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۱

    خانمم به شدت آدم ترسویی هستش

    سلام

    من ده ماهه که با دختری که دوستش داشتم ازدواج کردم ، قبل از این که بریم زیر یه سقف ، دختر ایده آلی بود ، اما الآن به شدت دختر ترسویی هستش.....

    بخاطر کار من ، ما داخل شهری زندگی میکنیم که دور از پدر و مادر من و اون هستیم.

    به همین خاطر وقت هایی که من سر کار هستم همسرم تنها خونه است.

    شاید باورتون نشه ، ممکنه روزی بیشتر از ده بار بهم زنگ بزنه !!!!!!!!

    به شدت هم از تاریکی وحشت داره

    تا جایی که اصرار داره شبا حتما با هم بخوابیم . معمولا طرفای ساعت یازده شب میخوابه خانومم ولی من معمولا اون ساعتو اختصاص میدم به بعضی کارای شخصیم و یا بعضی شبا فوتبال یا فیلم تماشا میکنم ولی خانومم اصرار داره که برم و باهاش بخوابم . خودش میگه که بدون تو خوابم نمیبره ولی من خوب میدونم که از تاریکی اتاق میترسه!!!!!

    بعضی مواقع که هوا تاریک شده باشه مثل غروب و من خونه نباشم میره برا خرید .

    وقتی من برمیگردم می بینم همسرم نیست، وقتی که میاد از همون پایین بهم زنگ میزنه تا منو بکشونه پایین !!!!!!!!!!!!!!! یعنی از پله ها هم تنها نمیتونه بیاد بالا!!!!!!!

    نمیدونم چرا انقد میترسه . البته من خیلی دوستش دارم ولی وقتی من میدونم دختر ترسوئیه و شبا از تاریکی وحشت داره اما اصرار داره که بدون تو خوابم نمیبره احساس میکنم منو ساده و احمق فرض کرده.

    حتی شب های شنبه و چهارشنبه که میرم باشگاه هم بهم زنگ میزنه! با اینکه چندین بار بهش گفتم موقع باشگاه گوشیمو میذارم داخل ساک و اصلا حواسم به گوشیم نیست و بهم زنگ نزن ولی باز بهم زنگ میزنه......... دیگه نمیدونم چی بگم... سعی میکنه همیشه دور و برم باشه.....وقتی من داخل اتاق باشم و اون داخل آشپزخونه هی بیخود صدا میزنه امیرحسین......منم میگم بله ؟ بعد چیزی نمیگه!!!!!!!!!!!!

    البته اوایل برام جای تعجب داشت و احساس میکردم داره منو اذیت میکنه ولی کم کم برام عادی شده این کاراش...

    حتی داخل روابط زناشوئی مونم اصرار داره یه لامپو روشن بذاریم در حالیکه من اصلا این کارو دوست ندارم .

    از بعضی لحاظ خیلی با هم تفاوت داریم...من از بچگی با داداشم همیشه فیلم های ترسناک میدیدیم . هنوزم بعضی شبا میبینم درحالیکه همسرم کاملا با این کارم مخالفه.....

    بیشتر فیلم های کره ای میبینه ! فیلم هایی که من ازش متنفرم....یعنی خیلی کم پیش میاد یه فیلم خارجی رو دوتایی با هم ببینیم....ولی باز موقع فیلم دیدن هم حواسش به من هست که خیلی ازش دور نشم....

    نمیدونم با این ترسش چیکار کنم........بازم موارد دیگه ای از این ترسش هست که دیگه فکر نمیکنم لازم به نوشتن باشه

    البته هیچ موقع به روش نیاوردم که تو ترسوئی

    الآن هم تقریبا دو هفته اس گیر داده که بچه دار شیم.میگه دوست دارم مادر شم. ولی من احساس میکنم با آوردن یه بچه میخواد تنهاییاشو پر کنه

    خودم بهش گفتم الآن برای بچه دار شدن خیلی زوده.... هنوز یه سال از زیر یه سقف رفتنمون نگذشته .... به علاوه اینکه احساس میکنم اگه پای یه بچه به زندگیمون باز شه توجه همسرم به من خیلی کمتر میشه.....

    نمیدونم چجوری این ترسو از زندگیمون پاک کنم.....من از همه لحاظ ازش راضیم.....فقط این ترس بیخودشه که آزارم میده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۷۰۶۸ بازدید توسط ۵۴۰۴ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۱۸

    چرا خود کنترلی و خویشتن داری به آقایون توصیه نمیشه؟

    سلام

    سوالم اینه که چرا خود کنترلی و خویشتن داری به آقایون توصیه نمیشه. 

    برای مثال پسری درباره نیاز جنسیش سوال میکنه در این مورد میشه راهکارهای زیادی داد اما اولین راهکار پیشنهاد صیغه س.

    صد البته که صیغه هم یک راهکاره اما نتایجش قابل تأمله. مثلا پسری از سن ۲۰ تا ۲۵ صیغه کرده این پسر در این مدت حداقل با ۲۰ زن رابطه داشته؛ اینکه این مساله مورد پسند هیچ دختر باکره ای نیست به کنار ٬ زمانی که این پسر زن بگیره قطعا توقعاتش مثل توقعات یه پسر صفر کیلومتر نیست.

     همونطور که میدونیم توصیه میشه فیلمهایی که صحنه رابطه جنسی دارن دیده نشن چون توقعات بالا میره حالا پسری که با زنهای مختلف - که رابطه شغلشونه و توش واردن - رابطه رو تجربه کرده چه توقعاتی میتونه داشته باشه؟

    حالا این پسر تمام خاطرات لذتبخشی که داشته یادشه بعلاوه زیبایی ها و نقاط قوتی که زنهای مختلف داشتن اما مگه زن خودش میتونه همه اون چیزهارو یکجا داشته باشه؟ پس از نگاه پسر ناقص دیده میشه٬ نتیجه بعدی اینه که چون پسر دائم با افراد مختلف رابطه داشته و به تنوع عادت کرده بعد از مدتی زنش براش تکراری میشه و پسر ازش زده میشه و تقصیری هم نداره چون واقعا زنش براش کافی نیست و دیگه نیازهاشو ارضا نمیکنه.

    اونوقت میاد و میگه زنم توان ارضامو نداره و دوباره اولین راهکار چیه؟ اینکه لذت بردن حق قانونی و شرعیته حالا که زنت نمیتونه برو دنبال صیغه. و دیگه معلوم نیست آینده اون زندگی چی میشه... صیغه حلاله و شکی درش نیست اما چه در تجرد و چه در تأهل قطعا به زندگی زناشویی صدمه میزنه٬ کسانی که ادعا میکنید صیغه رو بخاطر ثوابش توصیه میکنین٬ نزد خدا چه چیزی از حفظ یک زندگی عزیزتر ؟ ارجائتون میدم به وجدانتون...

    برای سوال اول متن راهکارهای زیادی دارم که خارج از بحثه اما آیا خویشتن داری (یکی) از راهها نبود؟ چرا فراموش شد؟ 

    زن ماهی یک هفته قادر به انجام رابطه جنسی نیست٬ وقتی این بحث مطرحه هیچ حرفی از صبر و خویشتن داری زده نمیشه و راهکار چیه؟ رابطه مقعدی ...

    آیا مردی از نداشتن یک هفته رابطه مرده ؟ چرا انقد لذت مرد بااااید در اولویت باشه که اوضاع جسمی بد زن در اون یک هفته نادیده گرفته میشه و میان توصیه میکنن زن باید حالا که از جلو نمیشه از عقب مرد رو ارضا کنه وگرنه مرد به راههای دیگه کشیده میشه و با اغراق میگن شما نمیدونید مردها تو اون یک هفته چی میکشن.

    بله من مرد نیستم و نمیدونم اما از همسرم که اتفاقا مرد گرم مزاجیه سوال کردم و اون گفت دلش هوایی میشه - که البته من در حد توانم بفکرش هستم - اما نه در این حد که دیگه به هر قیمتی بخواد به هوای دلش برسه و گفت مردی که نتونه یک هفته نفسشو کنترل کنه به نفسش زیادی بها داده...

    حرفم اینه که تو اینجور مباحث چرا اولویت با لذته؟ چرا به هر طریقی که شده آقایون باید لذت ببرن؟ به هرررر طریقی که شده. شاید اینهمه وقت و انرژی صرف راهکار دیگه ای میشد به نتیجه سالم تر و بی ضرری میرسید...

    راهکارها بماند که خودش یه بحث مفصله اما بخدا در قرآن کریم واژه هایی مثل صبر و شکیبایی هم ذکر شده.‌ چرا هیچکس به اینها توصیه نمیکنه؟



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۶)
    • ۳۳۸۰ بازدید توسط ۲۵۱۳ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۱۴

    عذرخواهی بابت این دو سه روز

    سلام

    از صبح روز جمعه اینترنت بنده دچار مشکل شده و احتمالا تا امروز بعد از ظهر به روال عادی بر میگرده. 

    از همگی بابت این موضوع عذر خواهی می کنم. 

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مربوط به خانواده برتر (۵۰۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۱۹۰ بازدید توسط ۹۲۹ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۰۵:۲۸

    نظرتون در مورد دخترانی که رفتار مردانه دارند چیه ؟

    سلام 

    دیدین دخترایی که مثل مردها رفتار میکنند همش میخوان بگن ما قوی هستیم و...

    مثلا وسیله خونه تعمیر میکنن پایه مبل وصل میکنن و..

    البته آرایش و به خود رسیدنشون هست اما کارهای مردانه انجام میدن

    نظرتون راجع به این دخترا چیه؟ پسرها چه احساسی به این دخترها دارند ؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۸)
    • ۴۱۷۰ بازدید توسط ۳۱۷۹ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۳:۱۶

    خواستگارهای خوبی دارم ولی پیگیر نمیشن

    سلام


    من دختری ام 22 ساله که توی یکی از دانشگاه های سراسری رشته عمران خوندم و تازه تموم کردم و منتظر مدرکمم..

    و یه خواهر دارم که ترم دوم رشته پزشکی هستش..

    و اما تمام غصه و مشکلات خونوادمون مربوط میشه به دو تا برادرام

    یکیش که الان نامزده و عروس خانم در دوران نامزدی مهریه شو گذاشته اجرا..

    خلاصه خونمون شده فقط بحث و مشاجره در این مورد واقعا خیلی مشکل بزرگیه در جای خودش چونکه اعصاب ادم شدیدا خورد میشه هی دادگاه و .... واقعا سخته

    و اما اون یکی برادرم و مشکل بزرگتر از این ، اینه که حدود سه سالی میشه که اصلا اخلاقش عوض شده یعنی یه دیوانه :(((( دکتر روانپزشک هم بردیم گفته اختلال دو قطبی داره بماند که اون یه بار هم با چه مصیبتی اینو راضی کردیم بره دکتر چون اصلا بیماریشو قبول نمیکنه واقعا سخته با یه اعصاب و روان توی یه خونه زندگی کردن 

    و همچنین یه مشکل دیگه اینه که هر خواستگار با موقعیت خوب یا نسبتا خوب که میاد خواستگاریم دیگه میره و پشت سرشم نگاه نمیکنه من واقعا نمیدونم مشکل از کجاست در حالی که من واقعا بنا به گفته ی دیگران چهره ی خوبی دارم و هر کی می بینه میگه خیلی نازی ولی خب اینم برام از یه طرف دغدغه شده که چرا خواستگاریی که برام میان اینطوری میکنند:(

    میشه راهنماییم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۲۳۸۴ بازدید توسط ۱۹۴۱ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۳:۰۷

    چه جوری بهش بگم نمی خوامت که نشکنه ؟

    سلام

    میخوام از دردی که هیچوقت ول کنم نیس بگم ..

    من 21 سالمه ی دختر فوق العاده حساس و احساساتی ام یعنی خیلی ازین لحاظ احساساتی بودن هم تو فامیل هم تو دوسام معروفم هستم چون با هر چیز کوچیکی اشکم در میاد..

    چند سال پیش یه دوستی داشتم دوستم دختر بودااا . دوست صمیمیم بود مث خواهر برام بود همه ی دوسامو به خاطرش ول کردم تا تموم اوقاتمو با این دوستم بگذرونم بیش از حد دوسش داشتم..اونم دوسم داش ولی خیلی کمتر از من.. من حاضر بودم به خاطرش خودم پیش همه خراب شم  و تقصیراتشو به گردن بگیرم اما اون خیلی بهم بدی کرد نمیگم خودم بی تقصیر بودم اما باور کنین اون خیلی بیشتر بهم بدی کرد خیلی منو سوزوند کاری کرد که همیشه چشام گریون شده بود نمیتونم کاراشو بهتون بگم ولی خیلی بد کرد باهام خیلی بهم ضربه ی بدی وارد کرد حتی پش سرم پیش خونوادم حرفای دروغ میگف به طوری که همش مامان بابام به خاطر حرفاش منو دعوا میکردن.......

    دیگه با هم قطع رابطه کردیم منم اون موقه دیگه هیچ دوستی نداشتم باور کنین همش گریه بود کارم افسرده شده بودم و احساس تنهایی میکردم به خاطر همین رفتم با ی پسر که 4 سال ازم بزرگتره دوس شدم  من تا اون موقه با هیچ پسری دوس نشده بودم میدونم کارم اشتباه بود که باهاش دوس شدم یه مدت گذشت با هم خوب بودیم دوسش داشتم ولی عاشقش نبودم ولی اون خیلی عاشقم شد کم کم حس کردم نمیتونم عاشقش بشم بهش گفتم دیگ دوس نباشیم ولی نمیذاش هر دفه گفتم تموم نمیذاره الان حس میکنم من واقعا دوسش ندارم حتی دیگه نمیتونم تحملش کنم ولی اوایل دوسش داشتم برا همین عذاب وجدان دارم هر وقت که میگم تموم کل روز و با هم بحث میکنیم و اون میگ حق ندارم ولش کنم اصن نمیذاره حرف از جدا شدن بزنم

    گاهی وقتا میگم جدا شیم حرفامو نشنیده میگیره و گاهی وقتا هم زنگ میزنه گریه میکنه همش تقصیر خودمه به دروغ گفتم عاشقشم و اون باور کرد نمیدونم چحوری بهش بفهمونم دوست ندارم..

    دوسام میگن ولش نکن شاید دیگ هیشکی قد اون دوست نداشته باشه اخه خیلی دوسم داره یکی از دوسام چند بار که باهاش قرار داشتم اونم بود همرامون دیدتش گف خیلی پسر خوبیه رفته با خونودادش صحبت کرده برا ماه بعد عید بیاد خاستگاریم دارم داغون میشم چجوری بهش بگم نمیخامش طوری که نشکنه نمیخام ناراحت شه نمیخام دلش بشکنه میخام راحت بیخیالم شه من عذاب وجدان دارم...........

    الان کارم شده هر روز گریه هر روز بغض و گوش دادن آهنگ عمگین خودش بهم گف حاضره بمیره اما ی لحظه ناراحتیمو نبینه حالا چجوری بهش بفهمونم از دوسیم باهاش دارم زجر میکشم..عذاب وجدان داره منو له میکنه چرا همش من کارم زجر شده خدایا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۲ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۸۳۰۲ بازدید توسط ۶۱۰۰ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۲:۴۹

    مشکل این آقا با من چیه ؟

    سلام،

    من امسال کنکور دارم...همین سه ماهه دیگه...

    قبول نمیشم، میدونم...

    اما میخوام حداقل روحیه داشـــته باشم برای سال بعد،

    جدا از اینکه بخاطر یک سری مسایل ابدا حال روحی خوبی ندارم...

    یک معلم نسبتا روانی هم نصیب من شده...

    و اما چرا میگم روانی...

    ببینین،

    کلاس های ما از حدود اواخر تابستون شروع شد...

    از همون روز اول همه شیفته ی این اقا شدن،

    این معلم ما،سن زیادی نداره...

    ظاهر خوبی داره و در رفتار خودش بسیار سیاستمداره....

    من اون اوایل، سر کلاس ایشون جدی بودم... 

    از جو کلاس خوشم نمیومد،حتی هوا برای من سنگین بود...

    احساس خفگی میکردم...

    مدام اجازه میخواستم که برم بیرون...

    این اقا هم به دفعات از من میپرسید که تو با کلاس من مشکلی داری؟! 

    خسته میشی؟!

    لطف میکنی سرکلاس من میشینی... 

    و

    .

    .

    .

    من اون اوایل ملایم جواب میدادم که اصلا اینطوری نیست....

    البته ایشون کلا از تیکه انداختن و...به من خوششون میومد... من هم احترام رو رعایت میکردم...

    هم حاضر جواب بودم....!

    کم کم برای هم جالب شدیم...

    سر به سر هم میزاشتیم (مسلما در این سر به سر گذاشتن رفتار من از یک دانش اموز فراتر نمیرفت، پر رو هستم...اما اصلا بی احترامی نمیکنم...)

    رابطه ی من با معلمم برای بقیه هم جالب شد، یکی حرص میخورد... یکی خوشش میومد...

    اما برای من چندان مسئله ی مهمی نبود...صرفا یک کل کل جالب...

    تا اینکه من درگیر شدم...!

    نمیدونم بگم درگیر شدم...یا درگیرم کردن؟!

    این اقا،

    رفتارش هیچوقت با من معلمانه نبود...

    لبخند هاش...

    نگاهش...

    باور کنین نمیخوام بگم قصد بدی داشت...

    اما بود...

    یک چیزایی بود...

    کم کم یک کشمکشی بین نگاهمون ایجاد شد...

    من نه جلف رفتار کردم و نه اویزون...

    بحث یک احساسه...

    نمیدونم متوجه منظورم میشین؟!

    به هر حال،

    من اواسط سال از اخر کلاس جام رو عوض کردم و رفتم جلوی کلاس...کنار میز معلم...

    در این بین هر از گاهی هم برمیگشتم اخر...سر زنگ ریاضی...

    تحمل این زنگ واقعا برام مشکل بود...

    اول بحث گفتم جو کلاسش برام سنگینه...هنوز هم هست...

    کنار دوستام  که اخر بودن برام راحت تر میشد...

    مخصوصا این دوران که من زیاد حال خوبی ندارم....

    حدود دو هفته ی پیش به ایشون گفتم که شما مشکلی با من دارین؟!

    گفت نه و بحث رو زد به شوخی...

    بحث رو جدی کردم و گفتم پس چرا من احساس منفی دریافت میکنم از شما....

    گفت اینطوری نیست...

    گفت من سر کلاس نمیتونم احساساتم رو به طورکامل نشون بدم...

    مطمئن باش اینطوری نیست...

    من روش فکر میکنم...تو هم روش فکر کن ببینیم چرا اینطوریه...

    کلاس بعد،من جام رو عوض کردم رفتم کنار دوستم....

    سارا....

    همون روز از من پرسید احساس امروزت چطور بود...؟!

    (من کنار سارا حالم بهتر بود...

    اما نسبت به کلاس مثل همیشه حس بدی دارم...

    کلا من نسبت به معلمم هم حس خوب دارم هم بد...دارم روانی میشم....)

    گفتم مثل همیشه!

    گفت بهتر بودی؟!(پرسش انکاری!گفتم که،حال من کنار سارا بهتر بود...)

    جواب دادم:چون کنار سارا بودم حالم بهتر بود...!

    نگاهش رو برگردوند و گفت :بیشعور...!

    حالش گرفت!!

    جلسه ی بعد من باز هم کنار سارا نشستم...اخر کلاس....

    بنظرتون چیکار کرد؟!

    من و سارا رو به بهونه ی حرف زدن بیرون کرد....

    ما یک کلمه حرف زدیم...اونم درسی...اونم موقعی که همه داشتن حرف میزدن....غیر درسی!!

    گفت بیرون...

    سارا با دهن یاز پرسید چرا...؟!

    اونم گفت چون دلم میخواد!

    منم گفتم چشم....!

    رفتیم بیرون...

    اول گفت حرف زدین...

    بعد شروع کرد با عصبانیت گفتن اینکه عوض کردن جای دانش اموز یک توهینه...!!

    بره بیرون بهتره....

    بسم الله....

    بعد 10 ماه جا عوض کردن من یادت افتاده یک توهینه...؟!

    و بلند شدیم و رفتیم بیرون....

    هنوز باورم نمیشه....

    سارا میگه با من لج کرده...

    فقط سارا این رو نمیگه...

    همه کسانی که در این جریانات بودن همین رو میگن...

    اما من نمیتونم هضم کنم...

    معلم من باید با من لج کنه واقعا؟!

    مشکل این اقا چیه....

    این رفتار هاش...

    اذیتم میکنه....!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۳۲۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۹۹۴ بازدید توسط ۱۶۸۴ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۲:۲۲

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب قصد ازدواج دختر چادری افسردگی استرس زندگی مشترک مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت عشق یک طرفه شکست عشقی جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری تحصیل در دانشگاه پیام نور پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران آرامش جلسه اول خواستگاری سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق نیاز عاطفی وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم شناخت خواستگار فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه ابراز علاقه مطالب اسی $ پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر موفقیت دوران مجردی نیاز جنسی حیا در دختران کنکور تجربی پشت کنکوری ها درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران چراغ سبز به جنس مخالف عاشق شدن کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد احساس تنهایی ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه ازدواج با دانشجو عشق یک طرفه به پسر دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس کمبود اعتماد به نفس ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی تحصیلات خواستگار مسائل روز جامعه عشق اول خواستگارم زشته تقویت زنانگی اعتیاد پدر دختر ترس از ازدواج ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج مطالب بانو لیلا پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج