خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۴۴ بازدید توسط ۹۱۱ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۶۰ بازدید توسط ۳۷۵ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۸۹۳ بازدید توسط ۵۸۷ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۷۲ بازدید توسط ۶۵۷ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۵۱ بازدید توسط ۵۲۸ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۴۳ بازدید توسط ۵۳۰ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۷۵ بازدید توسط ۶۴۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۶۶۵ بازدید توسط ۱۱۱۸ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۴۴ بازدید توسط ۹۱۱ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۴۳ بازدید توسط ۳۶۰۹ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۴۳ بازدید توسط ۵۳۰ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۱۷۴ بازدید توسط ۲۴۸۸ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۳۸ بازدید توسط ۷۸۳ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۴۴ بازدید توسط ۹۷۳ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۲۵ بازدید توسط ۶۲۲ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۰۵ بازدید توسط ۱۶۳۴ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۵۷ بازدید توسط ۳۷۰ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۰۵ بازدید توسط ۲۳۹ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۷۲ بازدید توسط ۱۰۰۷ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۱۰ بازدید توسط ۹۱۸ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۲۹ بازدید توسط ۹۹۹ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۷۲۳ بازدید توسط ۸۳۳۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۲ بازدید توسط ۹۹۱ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۱۶ بازدید توسط ۲۷۶۳ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۶۱ بازدید توسط ۳۰۶۹ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۱۷ بازدید توسط ۹۹۳ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۲۷ بازدید توسط ۱۷۴۹ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۱۳ بازدید توسط ۹۴۸ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۷ بازدید توسط ۴۱۰۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۲۷ بازدید توسط ۳۲۵۷ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۱۴۲ بازدید توسط ۵۸۴۶ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۲۸ بازدید توسط ۳۷۳۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۵ بازدید توسط ۲۲۹۷ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۳۲ بازدید توسط ۹۷۱ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۹۱ بازدید توسط ۴۵۸۰ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۷۷ بازدید توسط ۷۸۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۷ بازدید توسط ۹۰۰ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۱ بازدید توسط ۱۷۷۴ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۷۸ بازدید توسط ۵۷۷ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۶۸ بازدید توسط ۲۱۱۷ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۳۴ بازدید توسط ۱۹۷۹ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۴ بازدید توسط ۱۵۰۲ نفر)
التماس دعا (۸۵۴۵ بازدید توسط ۶۸۴۶ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۶ بازدید توسط ۶۱۳ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۱۵ بازدید توسط ۱۰۲۷ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۲۵ بازدید توسط ۹۸۷ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۴ بازدید توسط ۲۰۳۷ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۶۶ بازدید توسط ۱۰۵۵ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۷۶ بازدید توسط ۱۰۸۸ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۲ بازدید توسط ۲۴۱۳ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۷۰ بازدید توسط ۲۶۶۷ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۴۹۳ بازدید توسط ۷۳۴۱ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۶۹۰ بازدید توسط ۱۷۸۸۸ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۶۹۴۷ بازدید توسط ۱۲۷۶۵ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۶۹۴ بازدید توسط ۳۵۸۵ نفر)
پسر خوب و سالم کجایی ؟ دقیقا کجایی؟ (۵۰۹۲ بازدید توسط ۴۰۶۲ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۸۷۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۵۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۸۳ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۴۱ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۱۴ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۳۹۸ نمایش) - (۱۹۰ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۴۵ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۶۱ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۴۹ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۴۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۳۲ نمایش) - (۲۹۳ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۳ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۲۸۹ نمایش) - (۳۰۱ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۲۰ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۰۷ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۳ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۳ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۹۲ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۴ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۵ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۳۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۳۰۳ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۳۳ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۲۰۱ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۲۱ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۴۲ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۱۲ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۴۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۲۲ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۲ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۵۷ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۳ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۹۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۲ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۵۱ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۵۵ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۰۹۷ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۸۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۶۹ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۱۰۴۳ نمایش) - (۴۷۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۲۸ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۶۹ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۵۷ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۹۰ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۱۱ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۴۸ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۵۶ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۲ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۵ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۹۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۲ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۱۹۷ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۲ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۱۷ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۰۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۳ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۵۰ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۴۱ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۶۰ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۱ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۷۷ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۳ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۲ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۳۷ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۶۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۲۶ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۷۱ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۳۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۳۴ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۸۷۶ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۳۱ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۲۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۳۴ نمایش) - (۲۷۰ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۳ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۱۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۷۰ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۴۵ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۱۹۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۳۹ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۲۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۲۷ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۶۹ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۰۸ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۸۷ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۵۰ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۷۹ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۴ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۶ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۱ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۵ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۱۱ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۶ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۴۷ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۲۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۶۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۴ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۵۸ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۷۶ نمایش) - (۱ نظر)

مشورت در ازدواج خانم ها ازدواج موفق دکتر فرهنگ دوران عقد مسائل زناشویی کسب درآمد کنکور تناسب اندام آموزش ترک خودارضایی آموزش کنترل فشار جنسی مسائل خانم های چادری سربازی عشق

میگفت من تو را برای دوستی نمی خوام

سلام خسته نباشید

من حدود 4 سال با پسری دوست بودم که از همان اول قصدش ازدواج بود و میگفت من تو را برای دوستی نمیخوام...

در بعضی مواقع حرفهایی میزد که من را ناراحت میکرد و میخواستیم از هم جدا بشیم ولی من به او وابسته شده بودم. خودم هم ازش دوری میکردم ولی اون دوباره برمیگشت هیچ وقت از نزدیکی با هم صحبت نکردیم تا دو ماه پیش حرف روابط زناشویی شد و در این مورد با من صحبت میکرد و بعضی مواقع که بیرون می رفتیم میخواست که به بدنم دست بزنه و لب هامو بوس کنه من بهش گفتم این کارا دوست داشتن نیست ما هنوز عقد نکردیم اگه منو واقعا دوست داری بیا خواستگاری.

 ولی میگفت الان موقعیتشو ندارم... من هم  نمیدونستم چی بگم...یه بار هم تو بغل هم خوابیدیم فقط و با هم صحبت میکردیم.

فقط تا همین حد بود. من بهش گفتم عشق یعنی به هم نرسیم و اون سرشو به علامت تایید تکون داد... من مادرم از این موضوع با خبر بود. بعد از اون مادرم اجازه نداد با هم بریم بیرون و با اون صحبت کرد ولی بعد صحبت مادرم دیگه خبری از اون نشد...

الان نمیدونم هنوزم دوستم داره یا میره سراغ یکی دیگه خیلی حالم خرابه و داغون نمیدونم به خواستگارام که موقعیشون خوبه جواب بدم یا نه...

هنوز عذاب وجدان دارم که گذاشم به بدنم دست بزنه و  تو بغلش بگیره . من هیچ وقت حس هوس بهش نداشتم و فقط دوسش داشتم ولی الان چیکار کنم؟؟؟


↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۸۴۶ بازدید توسط ۱۵۶۷ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۲۳:۰۳

    چطوری به خواستگار بگیم بریم مشاوره قبل از ازدواج ؟

    سؤال از پسران:

    اگه شما برین خواستگاری یه دختر و اون دختر از شما بخواد برین مشاوره قبل از ازدواج؛

    آیا بهتون بر میخوره؟

    (آخه بعضی ها طرز فکرشون یه جوریه و فکر میکنن که دختره حتما فکر کرده که پسره دیوونه یا عصبی هست و بخاطر همین خواسته برن مشاور!)

    چطوری این پیشنهاد رو بدن که به پسره بر نخوره؟


    مرتبط با معرفی مشاور و لزوم مشاوره قبل از ازدواج:

    معرفی مشاور برای مشاوره عاطفی و بحث ازدواج در تهران

    معرفی مشاور برای مشاوره پیش از ازدواج در تهران

    معرفی مرکز مشاوره قبل از ازدواج در غرب یا شمال غرب تهران

    صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    پیش از ازدواج، حتما چند جلسه مشاور برید و خوب تحقیق کنید

    لزوم وجود قانونی که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه

    فرهنگ سازی برای مراجعه به روانپزشک ، روانشناس و مشاور

    معرفی شماره مرکز مشاوره - 096400

    معرفی مرکز مشاوره در شیراز برای مسائل خانوادگی و ازدواج

    درخواست معرفی مشاور یا روانشناس در اصفهان

    درخواست معرفی مشاور در شهر شیراز

    معرفی مشاور در قزوین



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۹۱۷ بازدید توسط ۱۴۸۶ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۲۱:۵۵

    نمیدونم دارن تحقیق میکنن با منصرف شدن

    سلام

    آخرین ترم کارشناسی بودم که خواستگار سمجی برام اومد اول مادر پسر با هزار اصرار در ماه صفر اومد دم دانشگاه منو دید بعد از ماه صفر زنگ زد با پسرشون آمدن خیلی خوشم اومد اونا هم خیلی خوششون اومد .

    برای بار دوم هم اومدن بعد از تمام شدن صحبت هامون پسر گفت که سوال های دیگه ای که یادم رفته رو جلسه آینده بپرسم.

    امروز 4 روز که رفتن و خبری ازشون نیست وارد پنجمین روز میشم نمیدونم دارن تحقیق میکنن با منصرف شدن . 23 سالمه اینقدر این روزها حالم گرفته اس و بغض دارم که احساس میکنم قلبم نیز درد گرفته .

    خواهش میکنم راه کارهایی پیش روم بزارید که بتونم قوی تر باشم و خودمو دچار مشکل نکنم اینم بگم که جلسات و روابط هر دو خانواده بسیار خوب پیش میرفت.

    خواهش میکنم از خانواده های پسر تو رو خدا اگه دختر رو هم نپسندید یا هر مشکلی بود زنگ بزنید اطلاع بدید چشم انتظاری خیلی سخته 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۷)
    • ۱۴۸۹ بازدید توسط ۱۲۳۶ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۲۱:۵۲

    بدون محتوا 468

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۸۱۳۲ بازدید توسط ۷۱۰۱ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۲۱:۴۷

    مرد خوبیه ولی سنش خیلی بالاست

    سلام خسته نباشید

    دختری هستم بیست ساله، چند روز پیش با یه مردی آشنا شدم که بالای سی سالشه ( خیلی مرد محترم و تحصیل کرده ای هستن )، به بهونه ی کار اومد جلو و ایمیل منو گرفت، من بهش اعتماد کردم و ایمیلمو دادم، بعدا که قبول کردم باهاش کار کنم به دلیل اعتباری که ایشون داشتن، شماره هم دادم و و الان بهم میگه ازت خوشم اومده، ولی هنوز حرف جدیه ای نزده، من چی بگم بهش با اینکه مرد خوبیه ولی سنش خیلی بالاست


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۱۹۰۷ بازدید توسط ۱۵۰۶ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۵۴

    تو جلسه خواستگاری فقط ظاهر دیده میشه

    سلام. من 29 سالمه و قدم 169 و قصد ازدواج دارم . از اونجا که دخترا حتی اگه خودشون هم قدشون معمولی باشه از پسرای قد بلند خوششون میاد من همش اینطور فکر میکنم که اگه یه دختری منو قبول کنه حتماً مشکلی چیزی داشته که منو قبول کرده . نمیدونم چکار کنم.

    اخلاق و رفتارمم خدائیش خوبه (بنا به گفته های فامیل و اطرافیان). ولی باطن و اخلاق خوب رو اطرافیان میشناسن و تو جلسه خواستگاری فقط ظاهر دیده میشه که خوب هر دختری میخوره تو ذوقش.



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل خواستگاری (برای پسران) (۶۸ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۷)
    • ۴۰۲۴ بازدید توسط ۳۳۰۰ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۵۱

    از دو ماه پیش بی دلیل نسبت به مسایل جنسی سرد شدم

    سلام

     ۲۵ سالمه و حدود دو ساله عروسی کردم نسبتا گرم بودم و همیشه رابطه جنسی خیلی خوبی با شوهرم داشتم تا اینکه از دو ماه پیش بی دلیل نسبت به تمام مسایل جنسی سرد شدم نه فقط شوهرم بلکه حتی بدم میاد یه عکس ببینم

    این دو ماهه وقتی قراره با شوهرم رابطه داشته باشم همش دعا میکنم پشیمون بشه اگر هم رابطه برقرار بشه فقط دلم میخواد گریه کنم

    نمیدونم چرا اینجوری شدم یه بار دیگه میگم کاملا یه دفعه ای اینجوری شدم



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۴۵۸ بازدید توسط ۱۲۸۵ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۴۵

    غصه زنده بودن

    سلام 

    خوبین ؟

    امیدوارم که حالتون خوب باشه

    اما من اصلا حالم خوب نیست راستش دلم خیلی پره نمیدونم از کجا شروع کنم دانشجوی ترم 4 هستم و تو این 3 ترم که گذروندم همیشه معدلم الف بوده و تو یکی از دانشگاه های خوب کشور درس میخونم

    اما با همه این حرفا من خیلی افسرده م بخدا قسم که الانم دارم با گریه تایپ میکنم دلم خیلی گرفته از خودم از زندگی از خدا از زنده بودنم خدای من تو رو قسمت میدم به امام حسین ، چرا منو به دنیا اوردی ببخشید ها اما من ازت راضی نیستم تو که همه چیرو میدونی پس چرا منو به دنیا اوردی اصلا من چرا بایستی گریه کنم خدایا خدایا خدایا...

    خیلی وقته که دچار خود ارضایی شدم متاسفانه 

    بدنم بیش از حد ضعیف شده جوری که همه اینو بهم میگن

    من اونقده افسرده م که 3 ساله که شبا تو تنهایی خودم تو اتاق خودم تا صبح گریه م میگیره اونم برای یک خواستم از خدا فقط یدونه 

    خدا منو از این دنیا ببر خواهش میکنم مگه چی میشه اخه چی میشه یکی نباشه چی میشه من اینهمه سختی نکشم 

    من ادم زود رنجی نیستم 

    اما خدایی کمرم شکسته از غصه و غم از گریه کردن دارم میمیرم خدایا من میترسم ازت از اینکه منو تو اتیشت بسوزونی خدایا من نمیتونم تحمل کنم باور کن نمیتونم خدایا...

    ببین که چقدر دلم گرفته اصلا دیگه دلی برام نمونده که گرفته م باشه احساس میکنم که دیگه دلم مرده به کل خدایا میبینی که چقدر گریه میکنم میبینی که محمدت داره ذره ذره اب میشه میبینی که دیگه کسی نیست که کمکش کنه کسی نیست خدا کسی نیست خدا خداااااااااااااااااااااااا

    التماست میکنم منو بکش تو رو به بزرگیت تو رو به پیامبرت قسمت میدم  من دیگه نمیتونم بسه دیگه بسه من خسته شدم

    من باورم اینه که زندگی بهترین هدیه توست اما ببخشیدا کاشکی اینکارو نمیکردی کاشکی خدایا منو ببخش که اینطوری میگم بهت اما من این هدیه تو رو نمیخوام باور کن نمیخوام  

    ای مرجع درماندگان دور مران مرا...

    خدایا منو به این دنیا ببخش لطفا 

    واقعا به کمک نیاز دارم جوری که نزدیک خودکشی هستم باور کنین به این بنده گناهکار این فرصت رو بدین که از دیگران کمک بگیره برای اخرین بار 

    خیلی ممنون ببخشید اگه ناراحت تون کردم اما این محمد واقعا به کمک احتیاج داره ممنون میشم راهنماییم کنید خواهشا بخاطر خدا بخاطر حضرت محمد (ص)


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۷۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۱۵۴۷ بازدید توسط ۱۲۳۱ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۴۳

    من اگه هوس باز بودم نمیومدم سراغ تو که انقدر پاکی

    سلام

    دختری هستم 23 ساله. تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم مگر دو سه روز اونم تو فضای مجازی که بعدش پیشنهاد رابطه و سکس میدادن و من کلا قطع رابطه میکردم.

    اصلا یکی از دلایلی که تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم اینکه نمیتونم دوست پسرم رو از این لحاظ ها تامین کنم حتی تلفنی و پیامکی.

    و یکی دیگه از دلایلم اینه که نمیخوام پایبند یه نفر باشم و موقعیتهای خوب ازدواج رو از دست بدم. به هر حال.

    حالا یکی از همکلاسیای کارشناسیم که نمیشناختیم همو به اون صورت ، چون ترم بالاتر بود، این ترم سر یکی از کلاسا که با هم داشتیم از من خوشش اومد از مهر ماه و بقول خودش زیر نظرم داشت.

    خودش پسر خجالتی و ظاهرا سر به زیریه. منم دیگه از رفتاراش متوجه شدم و از دی ماه ازش خوشم اومد، تا اینکه به بهانه امتحانا شمارمو گرفت و الان نزدیکه 1 ماهه با هم دوستیم. ولی من خیلی رک بهش گفتم که حتی حاضر نیستم بهش دست بدمو اگه نمیخواد اینجوری،تموم کنه بره. 

    اون که قبلا گفته بود قصدش ازدواجه اولا خیلی براش مهمه که من بقول خودش با عفت هستم و از طرفی شرایط ازدواج نداره نه کارو نه سربازی.

    تو تمام این مدت یه سوال از خودم و خانوادم نکرده و وقتیم که من ازش میپرسم خیلی سریع و مختصر ج میده. منم با اینکه خیلی مهمه برام ولی دیگه زیاد نمیپرسم چیزی ازش.

    تمام روز دوس داره بهم اس بده و کل حرفاش اینه که چرا از بین اینهمه همکلاسی از اون خوشم اومد، از چیش خوشم اومد و... منم دیگه خسته شدم و احساس میکنم قصدش ازدواج نیست چون جدیدا حرف ازبوس و بغل میزنه و وقتی من حالش و میگیرم میگه تو راجب من بد فکر میکنی من اگه هوس باز بودم نمیومدم سراغ تو که انقد پاکی میرفتم سراغ دخترای دیگه.

    من فقط دوستت دارم و از روی دلتنگی این حرفا رو میزنم و قهر میکنه باهام. منم بهش گفتم که اگه فک میکردم عوضی هستی که اصلا ج نمیدادم بهت، ولی خب چون کامل بهت اعتماد ندارم احساس خوبی از این حرفات بهم دست نمیده. و از دیشب که من دیگه باهاش راه اومدم که مثلا الان من بغلشم همش شوخی و مسخره بازی در میاریم.

    ولی احساس میکنم میخواد بیشتر تو این مسائل بره جلو. حالا خوشم میاد ازش، ولی به سرم زده کات کنم باهاش تا دچار مشکلات نشدیم. ببخشید که طولانی شد.

    لطفا راهنماییم کنید.

    ممنون


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۵۲۸۶ بازدید توسط ۳۹۰۱ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۳۹

    تا الان عاشق هیچ دختری نشدم

    سلام

    بچه ها من یه پسر 25 ساله ام. تا الان  عاشق هیچ دختری نشدم. به نظرتون این طبیعیه؟

    واسه ازدواج چی کنم؟

    واسم فرق نمی کنه با کی ازدواج کنم.......

    با یکی ازدواج کنم که عاشقش نیستم.......


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۲۱۱ بازدید توسط ۱۰۸۰ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۲۹

    بدون محتوا 467

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۴۵۶۳ بازدید توسط ۳۷۸۹ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۲۶

    در جامعه امروز، ازدواج به روش سنتی جواب گو هست ؟

    با سلام 

    به نظر شما در جامعه ی در حال گذار از سنتی به مدرنیه ایران مخصوصا در شهر های بزرگ هنوز هم ازدواج سنتی روش خوبی حساب می شه و آیا جواب گو هست ؟

    این سیستم در کنار مزایایی که داره عیوب جدیی هم داره که باعث مشکلات بسیاری شده و همچنین خیل عظیم دختران مجرد که سنشون هم رفته بالا رو ایجاد کرده ( اگر چه عوامل بسیار دیگه ای هم نقش داشه ) 

    مثلا این که دختر بشینه تو خونه تا یکی بیاد خواستگاریش یا شاید کسه خوبی نیاد یا دیر بیاد یا کلا نیاد ! یا این که پسری که با دختری به این روش ازدواج می کنه نمی تونه بفهمه آیا واقعا علاقه ای وجود داشته یا دختر چون کسه بهتری نیومده بوده اینو قبول کرده . یا این که پسره می ره دختره رو به خاطر قیافش نمی پسنده چون قبلا ندیدش و این باعث صدمه ی جدی به دختره می شه ...

    مثلا برای نمونه یکی از دوستان در 1 سالی که تصمیم به ازدواج داشته مادرش 100 جا زنگ زده و 50-60 جا رو مامانش به تنهایی رفته و کم تر از نصف اینا رو پسندیده یعنی 15-20 تا به جلسه ی دوم رسیده و پسر رفته و از این 20 تا کلا 4-5 تا رو پسر قیافه رو به دلش نشسته و پسندیده و از این 4-5 تا یکی رو اخلاقش رو پسندیده بود که اونم سر مهریه به هم خورد ! 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۸۴۰ بازدید توسط ۱۴۳۰ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۲۴

    دختری که فکر می کنه اغفال شده اما خودشو به اون راه زده

    خواهرم دختر شیطون و خیلی جذابی بود ، جدای از جذابیت ظاهریش ، شیطنتش و مهربونیش در کنار هوش و شخصیتش یه دختر خاص ازش ساخته بود . از وقتی یادم میاد خواستگار داشت ، پسرا دم در مدرسه براش به صف وایمیستادن ! تو یه مدرسه ی دخترونه بین 500-600 تا دختر تو چشم بود ! ... تو همون سن و سالی که اون موقع ها مد بود اغلب دخترا 15 - 16 نهایت شوهرشون می دادن  خواهر من دانشگاه قبول شد ، اونم یه رشته ی خیلی خوب تو بهترین دانشگاه ایران ! ... دیگه تصور همه این بود که این دختر، بچه مدرسه ای بود اینطوری بود ! دیگه بره اونجا که درو می کنه خواستگارا رو !

    همینطورم شد ... تصورم اینه که کمتر دختری ممکنه اندازه ی خواهر من پیشنهاد خواستگاری و دوستی داشته باشه ! پیشنهادای ازدواجیم که بهش می شد اغلب طرف یه حالت شیدایی و عاشق شدن داشت نه اینکه حالا صرف 2*2 تا بگه دختر خوبیه و صحبتی بکنیم و اینا ... یه حالت اغوا کننده داره که دست خودشم نیست .  

    تو اون سن و سال 17 - 18 خواهر من واقعا سر پر شوری داشت و سنشم کم بود انصافا ، براش حالت رسمی و جدی نداشت و اغلبشونو رد می کرد ... خب 95 درصد پسر از شروع یه رابطه اول اولش قصد ازدواج که ندارن !! پیشنهادای خواهرم خییییییییییییییلی زیاد بود اما از من اگر بپرسی بالای 70 درصدشون جدی قصد و شرایط ازدواج نداشتن که ! حالا می خواستن شانسشون و امتحان کنن ببینن چی می شه مثلا !...

    اینه که نمی تونم بگم حالا همه خواستگار بودن اما خب موردای جدی هم متعدد داشت ... بچه بودم اما یادم می آد طرف پزشک بود مثلا ، 30 سال ، دم خونه ما تا صبح تو ماشین می خوابید تا صبح که خواهر من میره سر کار فقط بتونه یه نظر ببینش ! یا اینکه می رفت محل کار پدرم گریه می کرد که دختر تونو راضی کنی ! ...

    خواهر من رشته اش یه طوری بود که مدام با دادگاهای خانواده و مرکز مشاوره های خانواده و اینا درگیر بود و سال هاست داره کار می کنه اونجاها . تو کارشم خبره است.

    اینا رو گفتم که بدونید خواهر من در کمال سلامت عقل و نهایت زیبایی و جذابیت و آگاهی و خلاصه اند همه چی بود !

     

    خانواده ما مثل اغلب خانواده های ایرانی یه تم مذهبی و سنتی داشت طبیعتا ... ضمن اینکه یه تربیت اخلاقی قوی هم داشتیم جدای از دین و این مسائل حلال و حروم ... به قدری محکم تربیت شدیم که گاهی اصن شک می کنم ماهام شهوت داریم یا نه ! من خودم تا 24 سالگی چیزی راجع به خودارضایی نمی دونستم ! ... اما در هر صورت عاطفی هستیم ...

    فامیلای ما ، اشنا و همسایه ، معرفیاشون به درد عمه هاشون می خورد ! خیییییییییییلی ضعیف ! کیس هایی رو معرفی می کردن که هیچ کفویتی با خواهر من نداشتن و انصافا نمی شد رضایت داد بهشون . از طرفیم خواهرم شدیییییییییییییدا به خودش غره شده بود که من همه چی تمومم دیگه باید تاپ ترین شوهر نصیبم شه ، تصور کنید که یه سخت گیری از حد معمول بالاتر ... + اینکه ملاک های این ازدواج های سنتی افتضاحن ! دیگه من اینو از نزدیک دیدم دیگه ! ...

    حساب کتابایی که خانواده ها و طرف دارن جدا" حال به هم زنه ، گیر دادن به مسائلی که جدا" تاثیری تو کیفیت زندگی دو طرف نداره ، کلیشه هایی که هیچ منطقیم پشتش نیست ...  معرفیای سنتی که اینجوری منتفی می شد! می موند آشنایی هایی که خودش داشت . و این از نظر خانواده ما اصصصلن مسئله بدی محسوب نمی شه . آشنایی البته ؛ نه چیز دیگه .

    خلاصه ... گذشت تا خواهر من رسید به حدود 30

    تا اون سن احساس خطر نمی کرد که هیچ ، تازه خوشحالم بود داره انتخاب می کنه ... دیگه حالت اضطرار و فشار پیدا کرد ازدواجش و همه جوره زر مفت بود که می شنید از همه طرف .

    همون موقع ها ...  با یه نفر اشنا شد ... تو خیابون ! ... طرف اومده بود پیشنهاد دوستی دادن ، خواهرمم گفته بود با هیچ کس دوست نمی شم ! شروع کرده بود به زبون ریختن که من هر کسی نیستم ! من دکتر فلانیم و چنین و چنان ... شروع دوستیشون از اونجا بود ... طرف دانشجوی تخصص بود تو یه شهر دیگه ، همین باعث می شد خیلی کم همو ببینن شاید دو ماه یه بار ، این برا اوایل رابطه بود ... روزی 6 نوبت زنگ می زد شونصد بار اس ام اس و شعر و ایمیل و ... از توجه و محبت دیگه داشت خفه می کرد خواهر منو ... کادو پشت کادو ... اومد و مادر منو دید ... چند بار ،دیگه ما می شناختیمش خب ! رسمی نبود ولی . پدرم در جریان نبود ...

    اونم مادرشو آورده بود که خواهر منو ببینه ، بعد از چند ماه . و مادرش از همون اول مخالف بود ! ... به هر حال این دو تا ادامه دادن ... حرفشم این بود که من عاشقتم اما فعلا دانشجو هستم و حقوقم خیلی کمه ... تخصصم تموم شه رسمی می کنیم رابطه رو ... مادرمم راضی می کنم ... هیچی دیگه ... خواهر من باهاش صمیمی شد ، مسافرت می رفتن از سال دوم به بعد ، می رفت می دیدش ... به نظرم صمیمیتی بوده حالا نه اونطوری اما بوده ! ... و ما هم در جریان نبودیم در این حد ، تصورمون این بود مثل بقیه خواستگاراست ، تا اون سن خواهرم به کسی پا نداده بود ! تصور کنین یه چیزی حدود 15 سال خودشو حفظ کرده بود !!! اصن تصور نمی کنم این چیز کمی باشه ! چیزی که من دیدم اینه که بعضیا با اولین پسری که وارد زندگیشون می شه وا می دن و ... خواهر من به هیچ کس اعتماد نکرده بود تا اون سن .

    خلاصه درسشم تموم شد ... برگشت و یه خونه مجردی گرفت ! ... هیچی دیگه ... این شد شروع رابطه ی جدی تر در حد هفته ای یه بار ملاقات و ... دیگه هیچی دیگه ! ... بعد از یک سال خواهرم ازش خواست تکلیف رابطه رو مشخص کنه ... اینجا بود که اوووووووووووووووووووووووووووونهمه ادعای عشق و عاشقی کششششششششششششششششک ! ...

    بازی در آوردناش شروع شد ! تلفن جواب ندادناش ، ریجکت کردناش ! ... نهایتا مادرشو ورداشت آورد خونه ما با گل و شیرینی ! که والا حاج آقا پسر ما دختر شما رو نمی خواد و دختر شما مزاحم پسر ما می شه همه اش ! حالا مگه چی شده !؟ یه دوستی بوده تموم شده رفته دیگه ! الان همه با هم دوستن !!! مگه بناست همه که با همن ازدواج هم بکنن !؟ خوش گذشته به جفتشون حالام تموم شده رفته ! ( اینارو از زبون یه زن مسن 55 ساله چادری بشنوید که جلسه ختم قرآن می ره و رو می گیره ! ) پسره هم عین موش ... خیلی مشمئز کننده است مرد 33 ساله پشت مادرش قایم شه و مسئولیت کاراشو نپذیره ...

    حالا تصور می کنید دلیل مخالفت خانواده اش و جا زدن خودش چی بود ؟!؟!

    اینکه دختر شما مقنعه و چادر نمی پوشه ، جلسه خواستگاریه چرا شال سرش کرده !

    و اینکه مرد باید از زنش 8 سال بزرگتر باشه ! چرا هم نداره ! رسمه ، سنته ! اصنم مهم نیست چی بین اینا بوده ، یا چقدر با هم خوبن ... مهم سنت هست ! در حالی که خواهر من یک سال از طرف بزرگتر بود ... این از نظر اونا یعنی فاجعه !

    ضمن اینکه پسر من باید با یه دختر چشم و گوش بسته و کم سن ازدواج کنه که زنش بهش پایبند باشه ( خود این آقا کسی هست که دوست دختر داشتن یه مرد متاهل رو حق مسسسسسسلم خودش می دونه ! یعنی کثافت کاریاش بعد ازدواج همچنان ادامه داره ،الانم که ازش خبر داریم روز به روز داره کثیف تر می شه ... خواهر منم بهش پایبند بود خب ! )

     هیچی ...

    خواهر من تو نهایت ناباوری ... همه چیشو باخته بود ... بهترین موقعیت های ازدواجشو ، سنشو ... آبروشو ... احساسشو ... پدر و مادرم چه حالی بودن بماند دیگه ... خودش چی کشید هم بماند ، بعد سه سال هنوزم هر شب با قرص می خوابه ! ... 

    طرف هنوزم مجرده – هنوزم مشغول کثافت کاری ... هنوزم سر مواضع احمقانه سنتی خودش ... هنوزم از خیر خواهر من نگذشته و بابت محبتی که خواهر من بهش داره گاها میاد سمتش ...

    ما تصور می کردیم مسئله مخالفت خانواده است و اینها ... تو جریان همین کشمکش ها و جنگ و دعواها بود که چهره ی واقعی طرف مشخص شد تازه !

    با وقاحت تمام می گفت من تو رو برا ازدواج نمی خواستم ! اگر می خواستم که از همون اول برا خواستگاری می اومدم !

    منم مثل مادرم فکر می کنم و دختر کم سن چادری سر به زیر می خوام برام توله بیاره و خونه نگه داره ! اونو برا دل مادرم می گیرم اما عزیزم تو برا دل خودمی ! با هم باشیم تا آخر !!! ... مشخص شد علاوه بر خواهر من با دو تا زن دیگه هم بوده ... مطلقه بودن یا اوپن نمی دونیم واقعا ... منتها با اونا هم سکس داشته برای مثلا 8-9 سال ... به هر دوشونم گاها حرفایی از ازدواج می زده و به خانواده های اونا م سر می زده ! ... حتی اونام می دونستن یه دختری رو دوست داره ! پیش همه گفته من عاشق فلانیم !!! ...

    خواهرم می گه من اونو به عنوان شوهر خودم می دونستم دیگه ... براش هیچی کم نمی ذاشتم ... به همه هم معرفیش می کردم به عنوان نامزد . برای من رسمیت د اشت ... حلقه هم خریده بود برا خواهرم ... گفت تصورشم نمی کردم اهل این کارا باشه ...

    خواهر من رسما یه ازدواج و طلاق داشت ! منتها همه اش پنهانی !

    در کمال سلامت عقلی و اختیار و آزادی خودش اونو انتخاب کرد – هر لحظه می خواست کیس ازدواج براش بود ، خودش اونو انتخاب کرد برا دوستی ! خودش هر چی بگه مهم نیست . مهم اینه که رابطه شون شبیه دوستی بود نه نامزدی ! ... می گه اون کثیف بود و منو برا سکس می خواست ولی نیاز من عاطفی بود – فرقی نمی کنه از نظر من!  قشنگ ترین احساساتو تجربه کنی با یه نفر گیرم جسمتم دست نخورده نگه داشتی ! برا همسرت چی باقی مونده ! همیشه تصورم اینه که مهم ترین چیزی که یه دختر به طرف مقابلش می ده بین پاهاش نیست ! قلبشه !!!

    هنوزم نمی دونم اگر واقعا عاشق خواهر من نبود ، اگر برا ازدواج نمی خواست چرا انقدر باهاش صمیمی شد !؟؟! پارتنر سکس که داشت !!!! ماهی یه بار سکس با خواهر منو می خواست برا چی ؟!؟! بعد می بینم مگه بد بوده براش ؟! رابطه عاطفی فقط با یه دختر سالم می شه داشت نه با یه زن هرز ... خواهر من واقعا دوسش داشت ...

     

    نمی دونم ...

    چطوره تیپ زدن و خوشگل بودن ضد دین هست ، اما دوست شدن و بازی کردن با دختر مردم نه ! اصن مگه خود عوضیش مومنه که زن مومن می خواد ؟!؟

    چطوره که سنت می گه زن باید از مرد 8 سال کوچیکتر باشه ، اما سنت نمی گه دوستی نباید کرد ، اون طبیعیه و الان همه اینکاره ان ! ( به اینجا که می رسه مدرن تشریف دارن ! ) اما دو نفر همسن باشن آسمون به زمین میاد ! آیه داریم دوستی نکنید اما ایه نداریم زن کم سن بگیرید که !!!

    چطوره حرف مردم مهمه ، که فلانی زنش ازش یه سال بزرگتره ( تازه اونم به قیافه معلوم نیست ! ) اما حرف خدا مهم نیست به حفظ مسائل شرعی ، دروغ زنا و ...

    چطوری می شه یه زن گرفت برا بستن دهن گشاد مردم و اون بیچاره دلخوش یه شوهر متخصص با درآمد نیم میلیاردی ! اما معشوقه های دیگه گرفت برا حال و حول ! ....

    چطوری می شه یه دانشجو از حقوق انترنیش سه چار نفرو ساپورت می کنه و دوستی می کنه ( به جز پارتنراش سر و گوشش زیاد می جنبید ... ) اما برا ازدواج بی پوله !

    نمی دونم از راه دور چطور می شه دوستی کرد ، گاها طرفو برد برا عشق و حال ، اما نمی شه یه صحبت کوتاه و اجازه گرفتن از پدر من باشه و یه حلقه انداختن اصن نمی گمم طلا ! آهنی ! و صیغه خوندن ! حتی نمی گم عقد ! و نامزد باشن  تا زمان رسمی تر شدن

    چطور می شه تا آخر عمر دوستی کرد با یه زن پنهانی ، اما نمی شه ثبت کرد این ازدواجو !!!! حتی حاضر به خوندن یه صیغه شفاهیم نیست !!!

    چطور می شه تو یه دوستی دختر کثیف محسوب می شه اما مرد نه ! از نظر دینیشم حساب کنیم اینا الان باید به عقد هم در بیان نه !؟

    متعدد دیدم دخترایی که دوست پسر داشتن پنهان کردن ، اونایی که نامزدی بهم خورده داشتن دیگه شدن گاو پیشونی سفید و دست دوم !!!! حالا می بینی دختره با دوست پسرش سکسم داشته ، بچه م سقط کرده  این یارو دست نامزدشم نگرفته ! همینا دامن می زنه به پنهان کاری دخترا ... چرا رسمی کنه به صد تا نفهم جواب پس بده بعدا !؟!؟

    چطوریه که مرد گنده ! همه کارشو می کنه ، به ازدواج که می رسه شخصی ترین تصمیم زندگیش هست اختیارش با خانواده شه !!!! صغیره مثلا !؟؟!؟!

     چیزی که من فهمیدم ... تفاوتی که بین صیغه با دوستی می شه قائل شد اینه که وقتی دختره دوست می شه اینجوری ، خب آخرش می گه من احساساتی بودم و طرف اغفالم کرد !نامرد !

    اما وقتی بحث صیغه است ، دختر خودش می گه من خودمو به همسریت در آوردم ! به فلان مهریه و فلان مدت ! این یعنی زن رضایتشو اعلام می کنه !!! و زن از اول توجیه هست که رابطه برا سکس هست و موقت ! مثل دخترای اروپایی که گمون نمی کنم هیچ کدوم انقدری بشکنن از قطع روابطشون که ماها !!!! دلیلشم اینه که تابو ندارن و می پذیرن بخشی از زندگی هر کس انتخاب اینه که با کی باشه و ممکن هم هست با هم بمونن شایدم کات کنن . گذشته طرف هست و مسئولیت خودش ! بدن خودش روح خودش احساس خودش ! ضمن اینکه مسئولیت با خود دختره است ! آقاجون رفتی بودی ! نوش جونت ! ناز شصتت ! تموم شده ! برو بعدی ! نفر دوم هم ادعای زور نداره !

    البته احساس اینجا دیگه محلی از اعراب نداره ... من که نمی تونم بفهمم ... اما در هر صورت مشخص بودن چارچوب یه رابطه بهتر از دروغ و فریبه نه !؟

     این اتفاقا منو به شدددددددددت به هم ریخت ... خواهرم هیچ ! من تکلیفم چیه این وسط ؟! من چکار کنم  تا همین نشه وضعیتم !؟ خودمونم متوجه نیستیم چکار داریم می کنیم با همدیگه ! پرا یه جور دخترا یه جور ، خانواده هام یه جور ! ...

     من نمی دونم دیگه اینا گفتن می خواد !؟ الان همه می بینن می شنون دیگه ! کی چشم و گوشش بسته است این روزا !؟؟!؟! اصن مگه می شه چشم و گوش بسته موند !؟؟!!؟

    به خدا قسم بهترین دین رو داریم ...

    آشنایی رو داریم ، خواستگاری ... یه درجه رسمی ترش صیغه محرمیت هست و شناخت عاطفی ، یه مرحله جدی ترش صیغه عقد موقت هست که خواستن شناخت جنسی هم بدست بیارن ! بعدشم ازدواج ! اگرم به هم نخوردن یا هر جوری نشد ، خب طرف انگ فاحشه نمی خوره !!!! ... نمی دونم داریم چکار می کنیم و کجا می ریم ...

    خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه ... دین گریز شدیم و سنت زده ! ... دین و انسانیت رو که راحت گذاشتیم کنار ! سنت رو دو دستی سففففففت چسبیدیم !!!!

    برا هم دعا کنیم ...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۳)
    • ۳۲۲۲ بازدید توسط ۲۴۱۷ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۰:۰۴

    درمان شپش با پودر لباسشویی

    در این پست تجربیات دو نفر از کاربران خانواده برتر در مورد درمان شپش با پودر لباس شویی رو خدمت تون ارائه می کنم .

    * موها رو با پودر لباسشویی ماشین آنزیم دار بشورید و یک دقیقه بمونه رو سرتون بعدش آبکشی کنید و نرم کننده مو رو به ریشه و ساقه موهاتون بزنید و با شونه شپش یا دندونه ریز خیلی شونه کنید به طوری که خود شپش و همین طور تخم هاشون ( رشک )  از روی ساقه و ریشه مو جدا کنید و بریزید .

    فقط حتما بدن تون رو خیلی خوب بشورید اگر با صابون ضد باکتری باشه که چه بهتر یک روز درمیون این کارو امتحان کنید و همین طور سرکه سیب میتونه تاثیر گذار باشه البته بعد از شستن با پودر یعنی یک روز پودر بزنید یک روز سرکه سیب نگران نباشید با این روش حتما از بین میرن.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    دفع شپش و رشک موی سر (۱۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱)
    • ۳۱۶۰۵ بازدید توسط ۲۶۱۴۲ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۱۳:۵۹

    بدون محتوا 479

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مرتبط)

    • ۱۴۳۵۱ بازدید توسط ۱۰۷۱۵ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۸:۱۰

    ترم 2 هستیم ، در مورد ازدواج باهاش صحبت کنم ؟

    سلام

    من پسری 19 ساله هستم که تو دانشگاه عاشق دختری شدم که حتی یه بار هم باهاش صحبت نکردم. فکرم صبح تا شب مشغول اونه. دو تامون هم هم رشته ای هستیم اما من مال یه شهر و اون مال شهر دیگه ای هست که 480km با هم فاصله داریم.

    حال با توجه به اینکه ما ترم 2 هستیم من میتونم با ایشون صحبت کنم و نظرم در مورد ازدواج رو با ایشون مطرح کنم؟ چون واقعا از اون وقت تا حالا افسرده شدم.


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)
    نوع رفتار در دانشگاه (۱۰۱ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۵۹۳ بازدید توسط ۱۳۵۳ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۸:۰۱

    همیشه وانمود میکنم که به هیچ وجه احساساتی نیستم

    با سلام خدمت دوستان

    من 22 سال دارم و شرایط ازدواج هم اصلا ندارم. دور از خانواده زندگی میکنم و شکر خدا هم از ظاهر مناسبی برخورارم و هم جز بچه درسخون های کلاسم و همین باعث میشه خیلی از دخترا بخوان بهم نزدیک بشن.

    هر چند که در جمع دوستان و هم کلاسی ها همیشه وانمود میکنم که به هیچ وجه احساساتی نیستم ولی واقعیت امر اینه که فوق العاده احساساتی ام و خسته میشم از تنهایی و در نتیجه غلبه کردن به احساسات برام خیلی خیلی سخت میشه. 

    بعضی مواقع واقعا میبرم و خسته میشم. الان هم از اون موقع هاست.

    ممنون میشم کمکم کنید.


    مرتبط:

    یه دختر 18 ساله چطور باید احساساتش رو کنترل کنه؟

    دخترم، فکر میکنم احساساتم  ثبات ندارند

    چطور بدون وابستگی به کسی یا چیزی با احساسات جوونی کنار بیایم ؟

    با احساساتم چکار کنم تا مانع پیشرفت توی کارم نباشه ؟!

    در حد افراط احساساتی هستم، راه درمانی هست ؟

    من 17 سالمه و احساسات عجیبی بهم دست میده

    فکر میکنم توی 18 سالگی احساساتم خیلی به منطقم میچربه

    احساساتی شدم و گذاشتم دوست پسرم بدنم رو لمس کنه

    چکار کنم که احساساتی نباشم ؟

    بازی با احساسات دختر یعنی چی ؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۵۲۲ بازدید توسط ۱۲۸۸ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۷:۵۸

    سوالاتی که متاهلین در دوره آشنایی باید می پرسیدند

    سلام

    من تا به حال در مورد سوال از خواستگار و نحوه آشنایی، در این سابت و خیلی کتاب ها و سایتهای دیگه مطالعه کردم.

    میخواستم اگه امکانش هست دوستان متاهل بفرمایند که بعد ار ازدواجشون به چه مسئله ای برخورد کردند که فکر میکنند لازمه در این دوره آشنایی پرسیده بشه. ممنون از همگی و با آرزوی سلامتی و خوشبختی


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۷۴۰ بازدید توسط ۱۵۱۰ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۷:۰۹

    آقایون، انتظار شما از همسرتون بعد از تولد فرزند چیه؟

    سلام

    خداقوت

    احساس پوچی می کنم، از وقتی بچه اولم به دنیا اومده همسرم توجهش به من کم شده و بیشتر با اون گرم میگیره و سرگرمه حتی گاهی به دخترم حسودی می کنم.

    قبلا رابطه گرم و خوبی داشتیم طوری که با هم احساس رفاقت می کردیم اما 2-3 سالی میشه فکر می کنم از هم دور شدیم! بیشتر زمانی که مشکل پیش میاد و از دست من براش کاری بر نمیاد این احساس پوچی در من بیشتر میشه.

    وقتی درد و دل می کنم اعصابش به هم می ریزه و میگه که تو منو عصبانی می کنی. ارتباط زناشویی مون هم با مشکل رو برو شده. کلا زندگیم مثل سابق نیست :(

    میخوام بدونم دقیقا مشکل از کجاست ؟

    چرا رابطه ما سرد شده ؟

    کوتاهی از منه آیا ؟

    اقایون انتظار شما از همسرتون بعد از تولد فرزند چیه؟


    ممنون از توجه همه...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۵۹۲ بازدید توسط ۱۳۶۹ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۵۱

    صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    سلام

    در زمینه ازدواج فکر میکنم لازم باشه حتما با یک مشاور خانواده صحبت کنم. ولی برای من مهمه که مشاور مذهبی هم باشه . مثلا با یک مشاور قبلا صحبت کردم، گفتم خواستگارم نماز نمیخونه گفت حالا نخونه مهم نیست. البته نمیخوام از این مشاور های دیگه خیلی مذهبی باشه که فقط آیه قرآن و حدیث بخونه. 

    حالا دو تا سوال:

    به نظر شما صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    مشاور خوب در این زمینه اگه در تهران میشناسید لطفا معرفی کنید


    مرتبط با معرفی مشاور و لزوم مشاوره قبل از ازدواج:

    معرفی مشاور برای مشاوره عاطفی و بحث ازدواج در تهران

    معرفی مشاور برای مشاوره پیش از ازدواج در تهران

    معرفی مرکز مشاوره قبل از ازدواج در غرب یا شمال غرب تهران

    صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    پیش از ازدواج، حتما چند جلسه مشاور برید و خوب تحقیق کنید

    لزوم وجود قانونی که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه

    فرهنگ سازی برای مراجعه به روانپزشک ، روانشناس و مشاور

    معرفی شماره مرکز مشاوره - 096400

    معرفی مرکز مشاوره در شیراز برای مسائل خانوادگی و ازدواج

    درخواست معرفی مشاور یا روانشناس در اصفهان

    درخواست معرفی مشاور در شهر شیراز

    معرفی مشاور در قزوین

    چطوری به خواستگار بگیم بریم مشاوره قبل از ازدواج؟



    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۸۴۷ بازدید توسط ۱۵۱۳ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۴۸

    داشتن داداش اینترنتی اشکالی داره ؟

    با سلام و عرض خسته نباشید...

    من دختری  هستم و همچنین مذهبی و پایبند اصول دینی و...

    تا به حال هیچ دوست پسری نداشتم و حتی از نگاه کردن و ارتباط کلامی با نامحرم پرهیز میکنم ... درسم هم خیلی خوبه...

    ولی مشکل از اونجایی شروع شد که کنجکاوی کردم که بدونم مردان چه عقاید و افکاری دارن ... برای همین برای اولین بار در یک چت روم با پسری چت کردم ( گفتگویی که بین ما اتفاق افتاد کاملا با رعایت اصول بود)

    ازم شماره خواست ... بهش ندادم .خیلی اصرار کرد... منم ایمیلم رو دادم به شرط اینکه گفتگوی ما سالم و با رعایت اصول باشه... اون هم قبول کرد و قول داد که گفتگوی ما سالم باشه... حالا 2-3 ماه گذشته... باید بگم که گفتگوهامون کاملا سالم بوده و او هم از حدش نگذشته و هیچ حرف عاشقانه ای بین ما رد و بدل نشده ( یعنی من نخواستم که اگر میشد همون موقع این ارتباط قطع میشد ) . ولی....

    ولی میترسم بهش وابسته بشم .. اون منو آبجی صدا میزنه با این حال باز هم میترسم چون احساساتم کاملا دست نخورده است...به خودم اعتماد ندارم...میترسم به درسم لطمه بزنه...جایی که زندگی هم میکنه از ما خیلی دوره و از این نظر تهدیدی در کمین نیست...ولی باز هم....نمیشه...

    وقتی بهش گفتم که بیا این ارتباط رو محدود تر کنیم و کم کم  قطعش کنیم قسم خورد که منو فقط آبجیش میدونه و هیچ نیت بدی نداره...میگفت حرفام روش تاثیر میذاره و اون رو به خدا نزدیکتر کرده ولی من عذاب وجدان هم دارم و احساس میکنم خدا ناراضیه...احساس گناه میکنم...وقتی اینو بهش گفتم گفت: گفتگوی سالم ما از نظر شرعی مشکلی نداره...از طرفی هم با خودم میگم چه اشکالی داره که داداش اینترنتیم باشه ؟

    ولی...

    واقعا نمیدونم چیکار کنم...از طرفی نمیخوام بیشتر از این وابسته بشم و ازطرفی هم دلم نمیخواد این ارتباط خواهر - برادری تموم بشه... ممنون میشم جوابم رو بدید...


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۹۶۰ بازدید توسط ۲۲۶۷ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۴۶

    دوست دارم شوهرم فقط مال خودم باشه

    سلام دوستان ازتون میخوام راهنماییم کنین

    احساس مالکیت من خیلی زیاده یعنی فقط دوست دارم شوهرم مال خودم باشه یعنی به کسی نگاه نکنه و کسی هم بهش نگاه نکنه البته بیشتر شوهرم...

    شوهرمم از این احساس من اگاهه مثلا میگه یه خانمه بر فرض اومد تو مغازه بعد سریع میگه شوهرشم باهاش بود ،اینجوری میگه که مثلا من حساس نشم البته من حساسیتمو به روش نمیارم اما خودش اینو از حالت چهره ام میفهمه .


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مرتبط)
    روابط عاطفی زن و شوهرها (۵۹ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۵۲۷۵ بازدید توسط ۴۰۰۶ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۳۹

    برای ساختن خودم از کجا باید شروع کنم ؟

    سلام

    من یه برادر دارم که سه سال از خودم کوچیک تره و منم دخترم و دبیرستانی ... رابطه ام با مادرم خیلی خیلی سرده مثل دو تا کوه یخ ... خدا رو شکر اهل دوست پسر و چت و ... اینها نیستم و گناه این مدلی نکردم که از مامان و بابام بخوام بترسم.

     بدترین گناه من اینکه گاهی رمان عاشقانه میخونم و فیلم کره ای می بینم ... من توی یه محیط فوق پاستوریزه بار اومدم مذهبی هستیم و ماهواره نداشتیم تا حالا ... .

    به تازگی ( تقریبا یعنی از موقعی که اومدم دبیرستان ) درسام خیلی افت کرده و نمیتونم رو درسام تمرکز کنم به خاطر فکرای زیادی که ذهنمو مشغول کرده و تا زمانی که مغزم سر و سامون نگیره نمیتونم درس بخونم و غر زدنای بیش از حد مامانم و دعوای های ما یه طرف ، گوشزد کردنای معلما یه طرف .

    دیگه بد جور ریختم به هم انگار یه وزنه ی ۱۰۰ کیلویی همیشه رومه ... گذشته از رابطه ی بسیار خوب من و مامانم با داداشم و بابام چندان مشکلی ندارم گر چه با اونا هم زیاد حرف نمیزنم و صمیمی نیستم...

    و کلا دوستی هم ندارم که با هم خوش باشیم ... حداقل برای ساختن مهر و محبت خواهر برادری تلاش میکنم و سعی میکنم با هم خوب باشیم و همه چی رو بهش میگم اما داداش من یه آنتن و خیانت کار به تمام معناست...

    امروز چند تا فیلم از یکی از همکلاسی هام گرفته بودم و داشتم میدیدم که سر زده اومد با هم نشستیم یه قسمت از یه سریال رو دیدیم که بعدش رفت همه چی رو گذاشت کف دست مامانم ( مامانم به همون دلایل مذهبی در مقابل فیلم جبهه میگیره تازه برای اینکه سر منو شیره بماله میگه بیا با هم ببینیم من نمیخوام با اون ببینم نه به خاطر اینکه اون فیلما چیز بدی داشته باشه بلکه به خاطر اینکه اصلا باهاش احساس صمیمیت نمیکنم و حس میکنم میخواد مچ منو بگیره نه دوستی با من) تازه خوبه ازش قول گرفته بودم به مامانم نگه اگه قول نداده بود چی کار میکرد .

    یه جورایی نقش جاسوسا رو بازی میکنه... فکر نکنین آدم منفی بافیم اتفاقا از من مثبت اندیش تر و بی خیال تر و ریلکس تر تو این دنیا نیست...

    اعصابم به هم ریخته بد جور ... خسته شدم از این زندگی ... از این تنها بودن و ... این عزت نفس پایینم... ، از این نمرات در حال سقوطم ... دیگه حالم از این وضعیت و از خودم به هم میخوره ... نمیدونم چیکار کنم زمان هم مثل برق میگذره و من دارم از هم سن و سالام عقب میفتم تازه کنکور هم یه طرف دیگه که نمیدونم چیکارش کنم... .

    همه میگن این سال ها بهترین سالهای عمره و من دارم دستی دستی از دست میدمش تو رو خدا بهم بگین چکار کنم... خودمو گم کردم ... اعتماد به نفسم تو روابط اجتماعی پایین اومده و بیشتر هم همین موضوع منو آزار میده... و من مامانمو مسؤل تموم این افکار مزخرفم میدونم با تحقیراش و سرزنش هاش با دمدمی مزاج بودنش یه بار با یه کارم مخالفت میکنه یه بار برای همون موضوع هیچی بهم نمیگه و یدفعه سر هیچی داد و بیداد میکنه من اصلا نمیفهممش و درکش نمیکنم واقعا گناه من چیه که باید همه ی اینا رو تحمل کنم....

    آیا اینا مشکلای منه فقط یا همه ی آدما شرایط منو دارن... نمازام و یکی در میون میخونم یه بار جوگیر میشم و آدم خوبی میشم یه بار حال وضو گرفتنو نماز خوندنو هم ندارم.....راهمو گم کردم نمیدونم درست چیه غلط چیه زود تحت تاثیر حرفای دوستام قرار میگیرم و فکر میکنم چه شخصیت بیخودی دارم... و فکر میکنم مامانمه  که باعث شده من آرامشی نداشته باشم . 

    نمیدونم برای ساختن خودم از کجا باید شروع کنم... خودم کیم ؟ و چطوری باید به این ذهن در هم بر هم خودم نظم بدم اصلا خودمم نمیدونم چی میخوام ... همه ی اینا از من یه فرد مسؤلیت نپذیر ساخته که هر روز دیر میرم مدرسه و اصلا نمیدونم مسؤلیت یعنی چی؟

    خسته شدم دیگه .........کمکم کنین............ (لطفا قبل از اینکه نظری بدید خودتونو جای من بذارین و منو درک کنین بعد راهکار بدین )


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۲۱۳ بازدید توسط ۱۰۳۶ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۳۱

    بدون محتوا

    بدون محتوا

    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    خرید اینترنتی و مشورت در خرید (۷۷ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
    • ۲۵۰۵ بازدید توسط ۱۹۶۲ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۱۵

    مادرم میگه شهر غریب نرو تنها می مونی

    سلام

    به کمکتون احتیاج دارم. دلم واقعا گرفته. 

    من خواستگار خوبی دارم که خودم پسندیدمش خونوادمم همینطور اما یه مشکلی وجود داره این که واسه یه شهر دیگن حدود 45 دقیقه تا خونه ما راهه . مادرم مخالف این موضوعه پدرمم تقریبا همینطور . مادرم میگه راهش دوره . بهش بگو بیاد تو شهر ما اشکال نداره اصلا 1 ساعت راه باشه. اما شهر غریب نرو. پشیمون میشی. تو سختی ها تنها میمونی . خیلی ناراحتم. 

    از طرفی هم خواستگارم نمیتونه بیاد شهر ما چون کارش اونجاست پدر هم نداره اگه بیاد شهر ما مادرش تنها میمونه. 

    دلم خیلی گرفته نمیدونم چیکار کنم میترسم اشتباه کنم. 

    این حرفها باعث شده من دلم خیلی بگیره

    بچه ها به کمک همگیتون احتیاج دارم من چیکار کنم؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۲ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۴۶۳ بازدید توسط ۲۰۴۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۱:۰۱

    5 سوال در مرد طول آلت ، مزاج جنسی و ...

    سلام 

    اول. ایا اندازه ی قامت مردها با طول آ... رابطه مستقیم داره؟

    دوم. آیا اقایون و خانم های سبزه گرمتر از همجنسای پوست روشنشون هستند؟

    سوم. ایا اگه یک مرد بلند قامت تا دومتر و هیکلی و غیر چاق روشن پوست با یک خانم سبزه اما کوتاه تا حداکثر 170 ولی در نوع خودشون باربی تشریف دارند ازدواج کنه بعدا در مسائل زنا شویی و نیاز های عاطفی دوچار اشکال می شند؟

    چهارم. چطور میشه در مراسم خواستگاریاز طبع فرد مطلع شد.میشه نتیجه گرفت دختر خانمی که شاد و پر انرژی هست و راحت صحبت می کنه و حتی مزاح در وسط صحبتش با خواستگار پس گرمه؟

    پنجم. ایا وقتی دختر خانم خیلی با علاقه و شوق و حتی لبخند به حرفهای پسره گوش می ده و سعی می کنه تا خودش رو متقارن با معیار های پسره نشون بده و انهایی رو که نداره قول می ده بعد ازدواج در خودش ایجاد کنه میشه نتیجه گرفت که دختره جوابش مثبته و میشه بهش اعتماد کرد که بعد ازدواج خصوصیاتی رو که قول داده در خودش به وجود بیاره چون بیچاره بندهخدا خیلی چشماش برق میزد و حتی یک کلمه بر خلاف نظرم چیزی نمی گفت این کمی من رو ترسونده؟


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۴۹۸۷ بازدید توسط ۳۹۴۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۵۷

    چطور میشه فهمید پرده ترمیمی بوده یا طبیعی؟

    من 30 سالمه و تا حالا هزگر رابطه جنسی نداشتم و قصد ازدواج دارم. می خواستم بدونم موقع اولین دخول اگر اون درد و خونریزی کمی هم که میگن داشت و ظاهرا همه چیز نرمال بود، چطور میشه فهمید پرده ترمیمی بوده یا طبیعی؟

    من فکر می کنم اگه یه دختر با پرده ترمیمی ازدواج کنه و شوهرشم متوجه نشه، برای همیشه به شوهرش به چشم یه آدم احمق نگاه میکنه.



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۷)
    • ۱۳۲۳۸ بازدید توسط ۱۰۸۲۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۳۱

    بدون محتوا 478

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۷۳۸۱ بازدید توسط ۱۲۶۱۰ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۰۱

    یه راهی جلوی پام بذارید چطوری فراموشش کنم؟

    سلام

    دختری 20 ساله هستم که چند ماه پیش تو فضای مجازی لاین با یه پسری اشنا شدم . البته اولش قبول نمیکردم ولی بلاخره با حرفاش منو خام خودش کرد دوستاش همش به طور غیر مسقیم میخواستن بهم بفهمونن که اون با صد تا دختر دوسته و تنوع طلبه ، ولی من میذاشتم پای حسودیشون .

    حتی یه بار یکی از اشناهامون که اونو میشناخت برگشت بهم گفت چون دختر خوبی هستی دارم بهت میگم . گفت اون کسی نیس که بشه بهش دل بست با چند نفر همزمان دوسته و از این حرفا ولی من انگار چشام کور شده بوده .

    من خودم مریم مقدس نبودم قبل ایشون با یه پسر دیگه هم دوست بودم اونم وقتی که دوم دبیرستان بودم از سر حس کنجکاوی و اینکه دوس داری جنس مخالفتو بیشتر بشناسی و واسه این دوست شدم و خیلی هم طول نکشید که بهم خورد .

    بعد اون دیگه با هیشکی دوست نشدم حتی وقتی دانشگاه قبول شدم خیلی شرایطش بود ولی با کسی دوست نشدم ولی من دختری نبودم که همزمان با چند تا پسر باشم و از این حرفا.

    خلاصه 4 ماه گذشت و خیلی بهش وابسته شده بودم خیلی هم دوسش داشتم . اونم خیلی بهم احترام میذاشت و باهام خوب رفتار میکرد ما حتی بهم دست هم نمی دادیم چون من از اولشم باهاش سر سنگین برخورد کردم میدونست من دختر سبکی نیستم خیلی حرف ازدواج مینداخت همش میگفت خانوادت چه جوریه رسم و رسومتون چه جوریه ولی شاید خنده دار باشه تا اون حرف ازدواج میزد من سریع حرفو عوض میکردم با اینکه دوسش داشتم ولی نمیدونم چرا اینکارو میکردم همش تو دلم میگفتم من اگه با این ازدواج کنم حیف میشم .

    همش حرفای بقیه میومد جلوی چشمم که میگفتن اون ادم تنوع طلبیه. یکم که شناختمش دیدم رفتارش خیلی سبکه خیلی با دخترا راحته شغلشو عنوان نمیکنم چون شاید کسی این شغل و داشته باشه بهش بر میخوره .

    اما شغلش جوری بود که روزی با صد تا دختر برخورد داشت با همه مشتری های دخترش راحت بود تقریبا شاید بشه گفت همه مشتری های دخترش شمارشو داشتن خودمم چند بار از نزدیک دیدم که چقد راحته با دخترا این چیزا که یادم میومد احساس میکردم اون لیاقت منو نداره چون من خودم اینجوری نبودم تو روابطم با پسر خیلی رعایت میکردم.

    خلاصه بعد این 4 ماه یه شب که داشتیم بهم اس های عاشقانه میدادیم برگشت بهم گفت فردا شب قراره برم خواستگاری !!! اینم بگم ما اصلا بهم قول ازدواج ندادیم . انگار رو سر من اب یخ ریخت وقتی اینو گفت فقط براش ارزوی خوشبختی کردم برگشت بهم گفت تو پاک ترین دختری بودی که باهاش بودم.

    بعد رفتن اون داغون شدم خیلی بهش عادت کرده بودم از یه طرف تو دلم میگفتم خدا رو شکر که قسمتم این نشد که من باهاش ازدواج کنم از یه طرفی هم خیلی دوسش داشتم .

    چند روز بعد عقدش بهم اس داد گفت میخواستم حالتو بپرسم خیلی راحت داشت با من حرف میزد انگار نه انگار دیگه متاهله تو اس هاش برگشت گفت "قربون قد و بالات برم من".

    در این حد راحت بود. اونجا بود خدا رو شکر کردم که من باهاش ازدواج نکردم چون با خودم فکر کردم اگه الان همسرم بود داشت این حرفو به یه دختر میگفت چه حالی بهم دست میداد واسه همین خدا رو شکر کردم.

    الان مشکلم اینه همش یادش میوفتم یاده حرفاش یاد روزای خوبمون همش خود خوری میکنم با خودم میگم اگه اون منو نمیخواست چرا همش حرف ازدواج مینداخت حتی تا یه شب قبل خواستگاری داشت به من میگفت دوستت دارم و حرفای عاشقانه .

    مگه یه ادم چقدر میتونه ظرفیت داشته باشه تا شب اخر با یه دختر باشه و فرداش به راحتی بره خواستگاری یه دختر دیگه ؟

    خیلی داغونم الان یه ماه از عقدش میگذره خیلی حالم بده همش یادش میوفتم یه راهی جلوی پام بذارید چیکار کنم فراموشش کنم؟ خیلی دارم زجر میکشم خدا فقط میدونه منتظر جواباتون هستم دوستای گلم 


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۴۳ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۳۴۴ بازدید توسط ۱۹۲۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۵۴

    شکست عشقی و تاثیرات آن بر زندگی آینده یک مرد

    لطفا نظرات تونون در مورد شکست عشقی و تاثیرات مثبت و منفی آن بر زندگی آینده یک مرد رو توضیح بدید و فرض کنید که این مرد خیلی هم عاطفی و احساسی باشد ؟

    راهکار برای بهبود زندگی این شخص چی میتونه باشه؟

     


    ↓ مجموعه مطالب مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مرتبط)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸۰)
    • ۵۷۳۷۳ بازدید توسط ۴۱۹۲۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۹

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب خیانت افسردگی حسادت وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران تحصیل در دانشگاه پیام نور سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق آرامش شکست عشقی عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی رشته پزشکی فرهنگ سازی دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی پست های راهنمای خانواده برتر جلسه دوم خواستگاری وسواس عشق یک طرفه مطالب باشگاه خبرنگاران کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری آمار طلاق قد دختر احساس تنهایی قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی مطالب پسر 17 ساله زندگی بعد از ترک خودارضایی