خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
صفحات خاص
صفحات کاربران
مسائل روز
به روز شده ها
جدیدترین نظرات خیلی مهم خرید و فروش بک لینک و رپورتاژ
پاسخ به سوالات مربوط به طراحی سایت با وردپرس و سئو کردن مطالب (۲۴۴۳ بازدید توسط ۱۲۰۸ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به شروع فصل مدارس (۱۲۸۳ بازدید توسط ۸۱۰ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۱۷۷ بازدید توسط ۴۴۰۴ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۲۱۴۵ بازدید توسط ۱۴۵۶ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۶۵۸ بازدید توسط ۱۰۹۰ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۷۴۵ بازدید توسط ۳۷۸۱ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۱۰۴۲ بازدید توسط ۶۹۶ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۱۴۰۷۴ بازدید توسط ۸۳۷۷ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۵۵۲ بازدید توسط ۱۱۱۷ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۷۶۲ بازدید توسط ۱۱۴۹ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۱۰۳۵ بازدید توسط ۷۸۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۹۸۱ بازدید توسط ۲۱۹۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۶۶۶ بازدید توسط ۵۵۷ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۴۶۸ بازدید توسط ۳۸۷ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۵۵۵ بازدید توسط ۱۲۴۹ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۲۸۹ بازدید توسط ۱۰۷۳ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۶۰۲ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۷۶۸۲ بازدید توسط ۱۰۸۴۰ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۴۱۱ بازدید توسط ۱۱۵۰ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۴۰۵۶ بازدید توسط ۳۰۰۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۵۵۳ بازدید توسط ۳۴۴۶ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۶۲۹ بازدید توسط ۱۱۵۹ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۶۵۹ بازدید توسط ۲۰۸۰ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۵۶۲ بازدید توسط ۱۲۰۵ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۵۰۱۳ بازدید توسط ۴۲۶۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۵۱۳۰ بازدید توسط ۳۵۴۲ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۱۰۶۰۷ بازدید توسط ۶۸۷۸ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۵۴۲۵ بازدید توسط ۴۱۴۷ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۷۵۲ بازدید توسط ۲۵۱۲ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۴۰۵ بازدید توسط ۱۱۸۹ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۶۷۹ بازدید توسط ۴۸۵۱ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۱۱۹۰ بازدید توسط ۹۴۸ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۲۵۳ بازدید توسط ۱۰۶۱ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۵۰۱ بازدید توسط ۱۹۴۰ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۸۶۴ بازدید توسط ۷۲۸ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۳۱۹۵ بازدید توسط ۲۳۶۶ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۳۰۱۴ بازدید توسط ۲۱۸۳ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۲۴۱ بازدید توسط ۱۶۶۸ نفر)
التماس دعا (۸۹۶۳ بازدید توسط ۷۱۳۵ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۹۱۹ بازدید توسط ۷۶۷ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۵۳۳ بازدید توسط ۱۲۰۱ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۴۰۲ بازدید توسط ۱۱۷۸ نفر)
خدایا شکرت که ... (۳۱۶۸ بازدید توسط ۲۴۰۰ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۶۱۹ بازدید توسط ۱۲۳۸ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۵۰۰ بازدید توسط ۱۲۵۶ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۳۲۶۳ بازدید توسط ۲۶۴۷ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۷۸۸ بازدید توسط ۲۹۷۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۲۱۹۱ بازدید توسط ۷۷۹۹ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۸۳۹۷ بازدید توسط ۱۸۳۴۰ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۸۷۴۲ بازدید توسط ۱۴۰۵۵ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۷۱۷۷ نمایش) - (۲۶۷ نظر)
صفحه شخصی 🌏 Anahita 🌎 (۱۶۱۰ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی "مهشید" (۲۲۶۵ نمایش) - (۱۷۲ نظر)
صفحه شخصی berelian (۸۰۹ نمایش) - (۴۵ نظر)
صفحه شخصی 🌙 secret of my heart ⭐ (۳۵۱۲ نمایش) - (۱۹۲ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۶۲۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۴۰۲ نمایش) - (۴ نظر)
صفحه ی شخصی دختر باران (۶۵۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۵۹۲۳ نمایش) - (۵۶۷ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۴۱۴۴ نمایش) - (۳۰۶ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۷۲۹۴ نمایش) - (۲۱۳ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۲۶۹ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۲۰۴۹ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۲۱۹۷ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۶۲۴۲ نمایش) - (۳۷۹ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۲۵۹ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۳۱۱۲ نمایش) - (۳۰۸ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۹۴۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۴۱۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۶۳۵ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۱۲۲۰ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۴۶۶ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۶۰۸ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۳۱۸ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۹۴۸ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۲۰۷۳ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۴۳۳ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۹۶۰ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۶۴۰۶ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۲۱۲۹ نمایش) - (۶۷ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۸۳۴۴ نمایش) - (۳۸۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۳۶۱ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۸۳۲ نمایش) - (۴۲۳ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۲۷۱ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۵۶۳ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۲۰۴۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۵۵۸ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۶۴۰۰ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۳۱۱۳ نمایش) - (۴۹ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۳۶۱ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۲۹۶ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۵۳۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۷۰۱ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۷۲۲۰ نمایش) - (۵۴۲ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۳۳۲ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۵۸۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۴۵۹ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۵۸۰ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۷۱۰ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۵۶۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۴۵۰۸ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۲۰۸۷ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۲۲۵۶ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۹۳۰ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۵۱۰ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۴۴۶ نمایش) - (۲۸ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۷۶۰ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۹۳۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۲۱۵۹ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۷۹۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۲۴۴ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۷۰۴ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۹۷۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۹۷۳ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۳۱۱۴ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۲۰۷۵ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۳۵۹ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۵۴۳ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۷۲۷۷ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۶۵۸ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۲۱۲۴ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۲۹۰ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۵۶۹ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۸۴۸ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۵۸۴۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۵۶۲ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۹۶۳ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۷۷۶ نمایش) - (۲۶۸ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۴۳۷ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۶۱۰ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۵۸۷ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۶۵۲۰ نمایش) - (۴۱۰ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۵۲۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۱۳۷۶ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۵۴۱ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۷۵۲ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۳۴۵ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۳۲۵۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۴۱۹ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۳۹۴ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۱۱۷۴ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۳۹۰ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۱۱۰۵ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۲۰۲۵ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۵۷۰ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۴۶۶ نمایش) - (۴۴۸ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۹۵۱ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۲۲۶۶ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۲۶۱ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۱۰۶۳ نمایش) - (۵ نظر)
یه ملت چطور می تونه بدون جنگ و خونریزی به مرحله دمکراسی برسه؟ (۲۰۸۵ بازدید توسط ۱۱۷۵ نفر) - (۹۱ نظر)
مسائل روز جامعه، موضوع جدید خانواده برتر (۱۳۷۷ بازدید توسط ۶۷۲ نفر) - (۴۳ نظر)
موقع تخفیف گرفتن از چه جملاتی استفاده می کنید؟ (۴۷۵۰ بازدید توسط ۳۵۱۰ نفر) - (۸۱ نظر)
ما هم از دختران گله داریم (۷۳۱۰ بازدید توسط ۵۴۳۶ نفر) - (۹۱ نظر)
چطور محترمانه به یه پسر بفهمونم که تمایلی بهش ندارم (۲۵۶۰ بازدید توسط ۱۵۵۳ نفر) - (۱۲ نظر)
اولین ملاقات با دختر مورد علاقه (۶۳۳۶ بازدید توسط ۳۷۱۰ نفر) - (۸۲ نظر)
مردای قدیمی بر چه اساسی با زن چاق ازدواج میکردن ؟ (۹۸۹۸ بازدید توسط ۷۰۸۶ نفر) - (۹۲ نظر)
آدم درونگرا صرفا باید با آدم درونگرا باشه؟ (۱۱۴۸۷ بازدید توسط ۴۰۲۶ نفر) - (۱۵۸ نظر)
از عینکی بودن کسی که میرید خواستگاریش بدتون میاد؟ (۹۸۴۵ بازدید توسط ۷۲۴۴ نفر) - (۹۲ نظر)

رختخواب ما باید لب بوم باشه ؟!

سلام

من جدیدا که با خودم فک میکنم میبینم ما پسرا حدودا هفته ای یا دو هفته ای یکبار تو خواب جنب میشیم. خوب اینجوری که همش رختخواب ما باید لب بوم باشه که. هههه.

چون منی نجسه و تشک نجس میشه .اگرم بذاری خشک بشه که نمیشه یه وقت حواست نیست دست خیس بهش میزنی یا شب مثلا عرق میکنی نجاست به لباست منتقل میشه.یعنی ما باید همش تشکمون رو دوشمون باشه بشوریم بندازیم لب تراس خشک شه؟ بهمون میخندن بابا که....


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل پسران جوان (۱۴۶۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴۵)
    • ۱۹۰۹۸ بازدید توسط ۱۴۰۹۷ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۴۴

    ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻭ ﮐﻢ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻋﺬﺍﺑﻢ ﻣﯿﺪﻩ

    ﺳﻼ‌ﻡ

    ﻣﻦ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ 22 ﺳﺎﻟﻪ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻣﺎﻩ ﻫﺴﺘﺶ ﮐﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ  ﮐﺮﺩﻡ، ﺷﻮﻫﺮﻡ 25 ﺳﺎﻟﺸﻪ . ﻣﻦ ﺍﻭﻟﺶ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﺸﮑﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ. ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﻗﺒﻞ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ . ﻭﻟﯽ ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﻋﻘﺪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺷﻨﺎﺧﺘﻤﺶ . ﺍﻭﻥ ﭘﺴﺮﯼ ﻫﺴﺘﺶ ﺑﺸﺪﺕ ﺧﯿﻠﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ! ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﺻﻼ‌ ﻫﯿﭽﮑﺎﺭﯼ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﺍﻫﻞ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ.ﮐﻼ‌ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺎﺩﯼ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻪ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻧﻪ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻏﺮﯾﻀﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻩ، ﺗﺤﺮﯾﮑﯽ ﺩﺍﺭﻩ، ﺧﻮﺍﺳﺘﻪ ﯼ... ﮐﻼ‌ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ. ﻣﻦ ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻋﻘﺪ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍ ﺑﺸﻢ ﻭﻟﯽ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻃﻼ‌ﻕ ﺗﺮﺳﻮﻧﺪﻧﻢ ﻭ ﮔﻔﺘﻦ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﺸﻪ.

    ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻋﻘﺪ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ. ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺖ. ﻭﺍﯼ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺬﺍﺑﻢ ﺩﺍﺩ ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺪﻡ ﻣﯿﻮﻣﺪ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﺑﺎﺷﻪ. ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﯾﮑﻢ ﺭﻭﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﻨﻪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﻭ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻭ.. ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﺷﻪ ﻭﻟﯽ... ﺍﻻ‌ﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺧﺠﺎﻟﺘﯿﻪ.

    ﺍﺻﻼ‌ ﻧﺸﺪ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺣﺮﻑ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺑﻬﻢ ﺑﺰﻧﻪ . ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺸﺪﺕ ﺳﺮﺩ ﺷﺪﻡ. ﺍﻋﺼﺎﺑﻤﻮ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻬﻢ. ﺁﺧﻪ ﻣﮕﻪ ﻣﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﯾﺎ ﺍﻭﻥ؟؟ ﺍﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺎﺭ ﺑﺸﻪ ﻧﻪ ﻣﻦ! ﻭﻟﯽ ﺍﺻﻼ‌ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻫﯿﭽﯽ . ﭘﺮﺗﻪ ﻫﻤﺶ. ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﺷﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ؟ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ‌ ﻫﺮ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺍﺻﻼ‌ ﺑﺨﻮﺑﯽ ﻣﯿﺪﯾﺪﻡ ﭼﻘﺪﺭ ﺧﺠﺎﻟﺖ ﻣﯿﮑﺸﻪ.

    ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺣﺮﻓﺸﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ . ﻣﻦ ﺍﺻﻼ‌ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ .ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻡ. ﺷﻮﻫﺮ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ.  ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺗﻮ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﻣﻦ، ﺭﻭﺩﺍﺭ ﺑﺎﺷﻪ، ﻗﺸﻨﮓ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﻪ، ﺷﯿﻄﻨﺖ ﺑﮑﻨﻪ. ﻭﻟﯽ ﺍﻻ‌ﻥ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﻫﻤﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﺠﺎﻟﺘﯽ ﻭ ﮐﻢ ﺣﺮﻑ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻋﺬﺍﺑﻢ ﻣﯿﺪﻩ .ﻣﻨﻪ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟؟؟؟؟؟ ﺁﺧﻪ ﺍﯾﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ ﺍﻭﻟﻪ ﺟﻮﻭﻧﯽ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل رفتاری دوران عقد (۴۵۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۸۰۵ بازدید توسط ۲۲۶۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۴۱

    با عشق دختر خالم خیلی افسرده شدم

    سلام

    من تقریبا  هشت ساله عاشق دختر خاله ام شدم الان دو آتیشه دوستش دارم اما اون از این ماجرا خبر نداره و چند ماه پیش پسر دایی ام اومده خواستگاریش  و هفته به هفته میره خونشون بعد از دیدن این ماجرا خیلی داغون شدم هر روز بهش فکر میکنم .

    هر روز دنبال دعا و مناجات که قسمت من بشه با این که دختره نمیدونه من عاشقشم . به مادرم گفتم اون مخالفه بعدش گفته که اگه دست رد به سینه ی پسر دایی ات زدند ما میریم برای خواستگاری .

     حالا من موندم با عشق دختر خالم خیلی افسرده شدم داغونه داغون که یه وقت ازدواج نکنه یا یه وقت دست رد به سینه ی من نزنه با این که هر دوتامون هیجده سالمونه .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۳۴۹۰ بازدید توسط ۲۶۴۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۳۳

    گناه بزرگی که جدیدا درگیرم کرده چشم چرانیه !

    سلام مدتیه که میخوام این دغدغه ی ذهنیم رو توی این سایت مطرح کنم اما همیشه یه چیزی مانع میشد 

    18 سال و 6 ماهه از خدا عمر گرفتم از وقتی که به تکلیف رسیدم  دستورات دینی رو انجام می دادم اما گناه بزرگی که جدیدا درگیرم کرده چشم چرانیه ! 

    خیلی با خودم با نفسم جنگیدم اما خب بیشتر اوقات هوای نفسه که پیروز میشه نمیدونم این درگیری روحی روانی رو چطور توصیف کنم .

    بخدا در نماز هام احساس ندامت و شرمندگی دارم اما باز هم نمیتونم جلوی نگاهم رو بگیرم خیلی افسرده شدم شاید حدود یکسال پیش اصلا به نامحرم نگاه نمی کردم اما الان جسارتم برای گناه زیاد شده 

    با این اوصاف بنظر شما برای کنترل چشم چه کار کنم چه راهکاری دارید که بتونم این خصلت رو از خودم دور کنم و بر هوای نفسم غلبه کنم البته گاهی اوقات از روی کنجکاویه گاهی اوقات به طور ناخودآگاه .

    ولی باز حس گناه آزارم میده کمکم کنید . 


    پاسخ :

    سلام

     جوانی نزد عالمی آمد و از او پرسید:

    من جوان کم سنی هستم اما آرزوهای بزرگی دارم و نمی توانم خود را از نگاه کردن به دختران منع کنم، چاره ام چیست؟

    عالم نیز کوزه ای پر از شیر به او داد و به او توصیه کرد که کوزه را به سلامت به جای معینی ببرد و هیچ چیز از کوزه نریزد. و از یکی از شاگردانش درخواست کرد او را همراهی کند و اگر شیر را ریخت جلوی همه ی مردم او را کتک بزند. 

    جوان نیز شیر را به سلامت به مقصد رساند. و هیچ چیز از آن نریخت.

     وقتی عالم از او پرسید چند دختر را در سر راهت دیدی؟

    جوان جواب داد: هیچ ، فقط به فکر آن بودم که شیر را نریزم که مبادا در جلوی مردم کتک بخورم و در نزد مردم خوار و خفیف شوم. 

    عالم هم گفت: این حکایت انسان مؤمن است که همیشه خداوند را ناظر بر کارهایش می بیند و از روز قیامت و حساب و کتاب بیم دارد.

    منبع جواب : نامعلوم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۴۴۲ بازدید توسط ۱۲۱۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۳۱

    خواستگاری داشتم که طلبه بود

    من بخاطر فامیلامون که از طلبه و روحانی خوششون نمیاد ردش کردم . چون روحانی رو بدجور مسخره میکنند . 

    من به دلیل مشکلاتی که بعدا پیش میومد ردش کردم البته خودم هم خییییلی ناراحتم چون از طلبه خوشم میاد . ولی نمیخوام خودم و شوهرم مسخره بشیم تحقیر بشیم و.....

    حالم خییلی بد بود خیییییییییییییلی 

    این موضوع رو ( خواستگاری طلبه ) وقتی که با فامیلای درجه یک در میون گذاشتیم مسخره کردند خندیدند و .....

    و حال من در آن لحظه............

    من خواستگاران زیادی داشتم ولی هیچ کدوم به دلم نمیشینه ،‌با اینکه چنتاشونم وضع مالی بسیار بسیار خوبی داشتن ولی من معیار اولم برای ازدواج ایمان و تقوا و درستکاری، صداقت و ... طرف مقابل هست و زیاد به مادیات این دنیا دلبسته نیستم .

    چرا بعضی ها طلبه و روحانی رو نمیپسندن؟؟ با اینکه نماز میخونن روزه میگیرن و واجبات رو انجام میدن چراااااا؟؟؟؟؟

    وقتی میگی دامادمون طلبه است انگار که .........!!!!

    من واقعا ناراحت میشم

    چرا بعضیا دور از حضور اینقد بی شعورن که به لباس پیغمبر میخندند مسخره میکنند حتی توهین میکنند ( من واقعا حالم به هم میخوره و بشدت ناراحت میشم )

    میخواستم نظر بقیه رو در مورد سوالات بالا  بدونم شما جای من بودید چیکار میکردید؟!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) ازدواج با طلبه (۱۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۹)
    • ۳۶۹۵ بازدید توسط ۲۸۷۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۲۵

    درخواست معرفی سایت در مورد همسرداری و برخورد صحیح با شوهر

    سلام دوستان

    میشه چند تا سایت یا فروم یا وبلاگ یا حتی پیج توی اینستاگرام یا گروه توی فضای مجازی معرفی کنین که در مورد همسرداری و برخورد صحیح با شوهر در موقعیت های مختلف باشه؟

    بیشتر جنبه اسلامی و روانشناسی داشته باشه.من خیلی توی نت سرچ می کنم ولی همش سایتای بی خود و کلیشه ای میاد که بیشتر ابزار تبلیغاتی هستن..ممنون میشم...یا مولا مهدی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۵۹۴ بازدید توسط ۱۳۱۰ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۲۰

    من عقده محبت دارم

    من اول یه شرح حال مختصری از خودم میدم. من پسریم که تو خانواده ای بزرگ شدم که خدا رو شکر کمبود مالی نداشتم ولی ناشکری نشه تا دلتون بخواد بی عاطفی دیدم تو خونه .

    کلی دعوا و معرکه و خونه مون یه خونه دیکتاتوری به حساب میاد پدرم همیشه دعوا داره هیچ خونه فامیلی هم نمیره فقط عید و رمضون والسلام!!!

    واسه همین خیلی عقده محبت دارم .حالا 22 سالمه دو سال پیش می خواستم با یه دختری تو دانشگاه دوس شم ( هدفم دوستی  و بعد ازدواج بود و هیچ وقت پی بازی با دل دختر مردم نرفتم) اینو بگم که من هیچ اصلا مذهبی غلیظ نیستم ولی یکسری خطوط قرمز دارم.

    هیچ وقت با کسی رابطه بدی نداشتم اصلا رابطه نداشتم. معتقدم همه رابطه و محبتو همه چیزمو باس با عشقم  و همسرم تقسیم کنم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۳۷۹۷ بازدید توسط ۲۹۶۶ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۱۸

    آیا من آدم خشک مذهبی هستم ؟

    من پسری هستم 25 ساله مقید به نماز و روزه و تا اونجا که بتونم سعی می کنم نمازم را اول وقت بخونم و سعی می کنم اصلا هیچ گونه آهنگی گوش نکنم (حتی خواننده های داخلی ، خواننده های زن که بخاطر حرام بودنش اصلا گوش نمی کنم مگر اینکه بقیه گوش بدند منم ناخواسته مقداری بشنوم)

    البته نه بخاطر اینکه تمام آهنگ ها را کلا حرام بدونم در واقع از گوش دادن به آهنگ هایی که موضوعش جنس مخالفه هیچ لذتی نمی برم حتی اون هایی که موضوع مذهبی هم دارن خیلی کم پیش میاد برام جذابیت داشته باشند ( یکی که خوشم اومد آهنگ قراضه چین یا ای عاشقان ای عاشقان محسن چاوشی بود که تصورم اینه شاعر در مورد حضرت علی سروده باشه )

    ولی در عوض به سخنرانی های مذهبی و به خصوص مداحی ها خیلی علاقه مند هستم و اگر بیشتر وقتم را هم با این جور چیزا سپری کنم بازم سیر نمی شم و بیشتر بهشون تمایل دارم

    نمی گم هیچ خطایی نکردم ولی سعی خودمو می کنم در زندگی هیچ خطایی نکنم ( از گناهان زبان گرفته تا گناهان چشم و دست و پا و .... ) 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۴۳۷۲ بازدید توسط ۳۲۶۸ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۰۶

    ازدواج دائم با زنی که 12 سال بزرگتره درسته ؟

    با سلام و تبریک سال نو

    پسری هستم ۲۴ ساله مدت یک ساله با یه خانمی که شوهرشون فوت شده محرم شدیم و میشه گفت تقریبا با هم زندگی می کنیم . چون از نظر مالی خدا رو شکر مشکلی ندارم و یه خونه اجاره کردم و با هم زندگی میکنیم ( تقریبا از یک هفته ۵ یا ۶ شب با همیم )

    این خانم ۳۶ سالشون هست و بچه ای هم نداره از نظر اخلاقی واقعا عالیه خانواده خوبی داره . از خانواده ایشون مادرشون میدونن که ما با هم هستیم از خانواده ما هم پدرم و برادرم میدونن .

    من واقعا از ته دلم عاشقشم و دوستش دارم ولی با توجه به اختلاف سنیمون به نظرتون میتونم یه زندگی خوب با این خانم داشته باشم ؟

    اینم بگم که تا حالا چندین بار بهش گفتم که میخوام همیشه با هم باشیم و زن رسمیم بشی و اسمت بره تو شناسنامم ولی قبول نمیکنه و میگه حیفی تو خیلی جوانی .

    به نظرتون ازدواج من و این خانم کار درستی هست؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ازدواج زنان مطلقه یا بیوه (۶۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲۴)
    • ۶۲۳۷ بازدید توسط ۴۵۳۵ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۹:۰۳

    آمپول های بدنسازی مرد رو عقیم می کنه ؟

    سلام دوستان

    سال نو مبارک

    من یه سوال داشتم:

    نامزد من( عقد هستیم ) چند ماه پیش بدنسازی کار میکرد و برای حجم دادن به بالا تنه اش از آمپول های مخصوص بدنسازی استفاده میکرد و مکمل هم میخورد.

    تعداد دقیق آمپولا رو نمیدونم ولی زیاد بود فک کنم. میخواستم بدونم آیا امکان داره ایشون در آینده عقیم بشن یا آمپولا به مرور اثرشون از بین میره؟

    چون خیلی وقته استفاده نکرده . لطفا آقایون و خانومای بدنساز پاسخ بدن


    پیشنهاد :

    با چه مقدار تمرین، بازو و سینه عضلانی و بزرگ میشه ؟

    پیشنهاد برنامه غذایی کم خرج برای افزایش حجم و عضله

    بعد از 10 ماه بدنسازی، فقط 5 کیلو اضافه کردم، طبیعیه ؟

    مشورت در مورد مصرف مکمل های بدنسازی

    طریقه ی مصرف سویا در بدنسازی



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه) رشته بدنسازی (۱۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۴۸۸۵ بازدید توسط ۱۰۲۳۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۸:۵۹

    واقعا تحمل 2 سال سخته ؟

    دوستان من تازه با این سایت آشنا شدم اطلاعاتم بد نیست لطفا کمکم کنید.

    من یه دختر 24 ساله دانشجو هستم که حدود 2 سال و خورده ای پیش با یه پسر مومن و پایبند که در حال حاضر دانشجو هستش البته الان دوره ی تخصص پزشکی رو میگذرونه عقد کردم .

    منظورم اینه که آینده کاریش خوبه . نامزدم با حمایت پدر شوهرم خوشبختانه هم خونه و هم ماشین و هم پولی که بشه یه زندگی رو خوب باهاش چرخوند رو داره اما به خاطر درس من پدرم از همون اول قبل عقد باهاشون شرط کرد که تا 4 سال یعنی حدود 2 سال دیگه اجازه عروسی نداریم .

    اما یه چند مدت پیش خونوادش اومدن گفتن که ما میخوایم زودتر عروسی بگیریم که با برخورد نسبتا تندی از طرف بابای من رو به رو شدن که بابام گفت ما از اول گفته بودیم نباید بزنین زیر حرفتون .

    بعد یه چند وقت فهمیدم همه این آتیش ها از خودشه . راستش تو خونواده ما تو دوره نامزدی دختر و پسر اصلا اصلا تنها نمی مونن . نه من می تونم شب برم اونجا نه اون میتونه بیاد . حتی اگه ظهرا هم بیاد باید فوری ناهار بخوره برگرده و هر گونه ارتباطی تو این دوره 100% قدغنه نهایت ارتباط منو ایشون تو این 2 سال گرفتن دست همدیگه یا نهایتا بوسیدن از لپ بوده .

    حالا این چند وقته  نامزدم همش  میگه من دیگه نمیتونم دیگه صبرم تموم شده یا مثلا از این حرفای غیرقابل قبول که من خودمو پاک نگه داشتم واسه تو پس تو باید بهم توجه کنی و کلا از این حرفا . 

    پریشب یه دفعه عصبانی شد و گفت یا باباتو راضی میکنی زود عروسی بگیریم یا از این به بعد هر شبی که من گفتم باید بیای خونمون تازه دستشم به نشونه تهدید بلند کرد خیلی عصبانی بود صورتش سرخ سرخ شده بود .

    تا حالا اون طور ندیده بودمش . راستش من بابام یه طوریه که درسو حتی به نامزدم ترجیح میده همیشه میگه آدم موقعیت تحصیلشو به خاطر هیچ کس نباید از دست بده .

    یه بار بهم گفت پاش بیفته همون بهتر که طلاق بگیری .بابام نه به عروسی راضی میشه نه که من برم اونجا .

    از طرفی نامزدم الان خیلی ازم ناراحته هر چقدر میگم تو که 27-8 سال صبر کردی خوب اینم روش اما همش بهونه میاره و فیلم بازی میکنه میگه دیگه نمیتوم .

    تر و خدا آقایون جواب بدن . واقعا تحمل 2 سال سخته اونم به خاطر کسی که دوستش دارین ؟ ترو خدا من چیکار کنم نامزدمو خیلی دوست دارم اما رضایت بابام هم برام شرطه . رضایت بابام نباشه هیچی برام ارزش نداره . نامزدم همیشه روزی 2 بار بهم زنگ میزد اس میداد حالمو میپرسید ولی از اون شب دیگه هیچی به هیچی ترو خدا دارم دق میکنم چیکار کنم .؟؟؟ نکنه دیگه دوستم نداره ؟



  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۴۸۲۳ بازدید توسط ۳۹۱۴ نفر
    • چهارشنبه ۱۲ فروردين ۹۴ - ۰۸:۵۵

    صفحه شخصی " عشق من "

    سلام

    اگه خطاب به " عشق من  " مطلبی می خواید بگید در بخش نظرات همین پست بنویسید .


    درخواست صفحه شخصی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    صفحات شخصی کاربران (۱۸۶ مطلب مشابه)

  • ۳ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳)
    • ۶۹۷ بازدید توسط ۵۷۴ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۷:۴۵

    صفحه شخصی " ریحان ... "

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    صفحات شخصی کاربران (۱۸۶ مطلب مشابه)

    • ۷۱۱۵ بازدید توسط ۴۶۱۷ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۷:۴۳

    صفحه شخصی " ترانه "

    سلام

    اگه خطاب به " ترانه  " مطلبی می خواید بگید در بخش نظرات همین پست بنویسید .


    درخواست صفحه شخصی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    صفحات شخصی کاربران (۱۸۶ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲)
    • ۸۱۶ بازدید توسط ۶۳۴ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۷:۴۲

    صفحه شخصی " پسر 52 "

    سلام

    اگه خطاب به " پسر 52  " مطلبی می خواید بگید در بخش نظرات همین پست بنویسید .


    درخواست صفحه شخصی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    صفحات شخصی کاربران (۱۸۶ مطلب مشابه)

  • ۶ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۰)
    • ۲۳۹۴ بازدید توسط ۱۷۱۲ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۷:۳۸

    بحث یک سال رابطه نداشتن است

    سلام

    مدتی است که همسرم باردار است و بخاطر استراحت مطلق نمی تواند با من رابطه داشته باشد . من هم دارای شهوت بسیار زیادی هستم بطوریکه خییییییییییییلی بهم فشار میاد .  

    دوست دخترهای دوران مجردیم میگفتن ... !!!! . حالا بگذریم . الان چه کنم ؟ نداشتن سکس در من ایجاد اختلالات عصبی کرده . چکار کنم ؟

    یکی دو روز هم نیست . بحث یک سال رابطه نداشتن است . خییییییییییییلی من را رنج میدهد ... از نظر درست شما بفرمایید چه کنم ؟ شاید اسلام بخاطر این چند همسری را حلال کرده اما من اهل خیانت نیستم . 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    بارداری و زایمان (۱۱۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳۰)
    • ۷۶۳۱ بازدید توسط ۵۸۸۳ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۱:۱۴

    وقتی رنگ چادر من مشکی شد

    وقتی مشکی مد باشه : خوبه

    وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه

    وقتی رنگ عشقه :خوبه!

    وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!

    وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

    اما

    وقتی رنگ چادر من مشکی شد

    بد شد!

    افسردگی می آورد!

    دنبال حدیث و روایت  می گردند

    که رنگ مشکی مکروهه!

    مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

    من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

    و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما !!!!!!!

    چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

     دوست دارم چادر مد شود

    مشکی رنگ عشق باشد

    عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگ است....

    "نازگل20"


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    جنگ نرم ( آتش به اختیار ) (۵۸ مطلب مشابه) مسائل خانم های چادری (۱۰۱ مطلب مشابه)

  • ۲ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴۳)
    • ۴۳۴۵ بازدید توسط ۳۲۲۳ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۱:۰۷

    ممکنه زن آیندم از اخلاق خوبم سو استفاده کنه ؟

    سلام     

    خانوما جواب بدن لطفا

    من پسر 22 ساله هستم همیشه در خیالم تصور میکنم که اگه زن گرفتم همیشه با خانومم مهربون باشم و همیشه ابراز علاقه کنم و دست نوازش براش داشته باشم و به احساساتش احترام بذارم و باهاش خیلی  مهربون باشم همیشه آغوشم براش باز باشه و هر وقت ناراحت یا غمگین بود تو آغوشم بگیرمش و نوازشش کنم تا آروم بشه .

    آیا این رفتار ها باعث میشه که زن آیندم از اخلاق خوبم سو استفاده کنه بهتر نیست این ها رو ازش مخفی کنم ؟


    مرتبط:

    ازدواج موجب رشد و تعالی اخلاقی میشه؟

    شوهر بد اخلاقم رو عاشق خودم کردم

    پول، زن و شوهر رو از نظر اعتقادی و اخلاقی به هم نزدیک می کنه؟

    اخلاق به تنهایی میتونه یه زندگی عالی بسازه؟

    آیا ایمان و اخلاق خوب برای زندگی کافیه ؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۱۷۴۵ بازدید توسط ۱۴۱۳ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۱:۰۳

    سینه هام اصلا رشد نکرده

    به گفته پزشکان از لحاظ هورمون های زنانه کاملا نرمال هستم و مشکلی ندارم. فقط به علت نبود گیرنده های کافی برای رشد پستان این مشکل برام پیش اومده . خیلی طول کشید خیلی برام سخت بود ولی خودم بالاخره با مشکلم کنار اومدم.

    تنها کابوسم این بود که چطور باید این موضوع رو موقع ازدواج مطرح کنم. به دنبال راه حلی بودم که چطور و چه زمانی باید با خواستگارم این رو در میون بذارم با سایت شما آشنا شدم .

    و الان باید بگم بیشتر افسرده شدم. آخه من دختر آروم و سر به زیر و خجالتی ای بودم. یعنی بهتر بگم از نظر اطلاعات زناشویی در بی خبری کامل بودم!!

    الان دیدم خیلی از آقایون تنها دغدغه شون سینه های کوچک همسرشون هست و بخاطر این موضوع زندگی شون سرد شده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۲۲۰۲۸ بازدید توسط ۱۶۵۶۳ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۰:۵۶

    ﻭﻗﺘﯽ با خواستگارم ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﻟﻮﺱ ﻣﯿﺸﻪ

    سلام

    ﻣﻦ ﯾﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺑﻪ ﻭ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﻣﺮﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﻪ. ﺍﻣﺎ ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯽ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﺵ ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ..ﺑﻌﺪا ﻣﻌﻀﻞ ﻣﯿﺸﻪ؟

    ﻣﺜﻼ‌ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﻢ ﻟﻮﺱ ﻣﯿﺸﻪ، ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﻟﺶ ﺍﻣﺎ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﻦ ﺍﺻلا ﺧﻮﺷﻢ ﻧﻤﯿﺎﺩ.. ﺗﻮﯼ ﺟﻤﻊ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻧﯿﺴﺖ..ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻧﺪﯾﺪﻡ

    ﺍﻻ‌ﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﻣﻌﻤﻮﻟﯿﻪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺑﺎﻻ‌ﺱ ﺍﻣﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﮐﻢ ﮐﻢ ﺳﺮﺩ ﺷﻢ.. ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﻩ؟ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ؟ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۸۳ بازدید توسط ۱۴۸۰ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۰:۵۱

    میترسم چهار روز دیگه از قیافش بدم بیاد

    سلام

    من 25 سالمه و مادرم دختر فامیلمون رو که حدود 19 - 20 سالشه بهم پیشنهاد داده است.

    خانواده ما پر جمعیت و اونا کم جمعیت . اون دختر بزرگ خانوادس که با دو تا خواهر و برادرش فاصله سنی زیادی داره و من کوچکترین عضو خانوادم. البته اونا شهرستان کوچیک زندگی می کنن و ما از بچگی های من از اونجا اومدیم شهر خیلی بزرگ.

    سوال اول اینکه میدونم این فامیل محترممون اول بچه دار نمیشدن. آیا میتونه این باعث بشه ما بعدا به مشکل بخوریم؟

    و سوال دوم و البته سوال مهم من این که ، فامیل محترممون همشون موهای حنایی دارند و من فکر میکنم که از موهای حنایی بدم میاد بویژه اگه بچمون هم حنایی بشه؟؟؟

    یعنی کیس مورد نظر از هر جهتی عالی و بی اشکال است ولی نمی تونم با موهای حنایی و تا حدی زیبایی چهره کنار بیام از طرفی شرایط اخلاقی و دینی و سن و ... رو نمیتونم بیخیال بشم و جای دیگه ای پیدا کنم

    ولی میترسم چهار روز دیگه از قیافش بدم بیاد و همه ویژگی های خوبش رو از یادم ببره . یعنی الان نمیتونم بگم زیباست یا نه و موی حنایی بهتره یا مشکی ولی ته دلم میگم زشته .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۱۴۲۲ بازدید توسط ۱۲۰۷ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۰:۴۴

    سینه سمت راستم از سینه سمت چپم خیلی بزرگتره

    سوالم از پسراست :

    من یه دختر 20 ساله هستم و سینه سمت راستم از سینه سمت چپم خیلی بزرگتره یعنی اگر لباس تنگ بپوشم دقیق پیداست حتی برا عروسی خواهرم مجبور شدم تعداد زیادی دستمال کاغذی مچاله شده بذارم توی لباسم که آخرش آبروم رفت همه دستمالا پیدا شد.

    حالا میترسم پسری که دوستش دارم خوشش نیاد از سینه هام . البته اگر همون پسری که دوستش دارم بیاد خواستگاری و منم  قبول کنم چون میدونم و حتم دارم چشم پاکه شاید چیزی نگه ولی خیلی معلومه خودمم کلافه م .

    پیش ماما رفتم گفت چیزی نیس ولی سونو برو که بخاطر دلایلی نرفتم ولی بدجور اعصابم خورده ولی سینه هامو خودم دوست دارم. بنظرتون به پسره چیزی نگم و بعد از ازدواج بفهمه ممکنه طلاقم بده؟! وای خدا ....


    مرتبط:

    عدم تناسب سینه ها آزارم میده

    سینه هام حدود دو سایز با هم اختلاف اندازه دارن

    باید به خواستگارم بگم که سایز سینه هام با هم فرق داره ؟

    کوچک بودن نوک سینه های یه دختر بعد از ازدواج مشکل ساز میشه ؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۹)
    • ۱۴۰۱۶ بازدید توسط ۱۰۲۵۹ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۰:۳۸

    برای این که چشم نخورم چه کار کنم ؟

    سلام 

    ما یه همسایه داریم چشم های بی نهایت شوری داره هر دفعه منو می بینه، منه بیچاره کله پا میشم . من قیافه عادی دارم ولی هر دفعه منو چه خودش چه بچه هاش می بینن هی میگن چه چشم های قشنگی داری چه دندون های سفیدی داری چه ... !   . اینا تعریف از من نیستا من با این حرف ها چشم میخورم .

    خود اون خانوم هم قبول داره چشماش شوره انقدر که وقتی می بینم خودش پا میشه برای من اسپند دود میکنه . 

    هفته دیگه عروسی دخترشه من از الان ماتم گرفتم برای این لوس بازی در نمیارم . باور کنید آخرین بار ۶ ماه پیش باهاشون رفتیم عروسی از اون روز این هی نشست گفت چه چشات قشنکه چه قشنک شدی الان من صورتم داغونه!

    من برای چشم شوری این باید چه کار کنم ؟ آیه قران یا دعا اگر هست بگید 

    خواهش میکنم زود جواب بدید ببخشید


    مرتبط : 

    چطور از چشم زخم در امان بمونیم ؟

    روش های مقابله با چشم زخم در کلام ائمه علیهم السلام



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل اعتقادی (۱۰۹۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۳)
    • ۵۷۳۶ بازدید توسط ۳۹۷۴ نفر
    • سه شنبه ۱۱ فروردين ۹۴ - ۱۰:۳۲

    بر اثر تنهایی با دختری دوست شدم

    سلام

    من 28 سالمه و تا دو سال پیش با هیچ دختری دوست نبودم اما بالاخره بر اثر تنهایی و این فکر اشتباه که باید این تنها بودن رو با دوستی دخترا پر کنم به سمت این مسائل رفتم و با دختری آشنا شدم.

    این خانم پس از چند جلسه بهم ابراز علاقه کرد و حتی موضوع ازدواج رو مطرح کرد . باور کنین این حرفا موقعی پیش اومد که ما فقط ارتباط تلفنی از باجک های تلفن عمومی داشتیم و من حتی شماره این خانم رو نداشتم بلکه خودش به شمارم زنگ میزد.

    پس منم نمیتونستم بهش اعتماد کنم و البته این موضوع رو صراحتاً بهش نگفتم بلکه با بهانه آشنایی بیشتر برای شناخت از همدیگه درخواست ازدواج رو رد کردم. بهم نخندید اما تازگی این رابطه برام جذاب بود و دنیایی رو به روم باز کرد که خارج شدن ازش سخت بود.

    صداش که تنها ابزار ارتباطمون بود واقعا به دلم می نشست. بعد از مدتی که شناختمون بیشتر شد به این نتیجه رسیدم که از نظر خانوادگی- نحوه پوشش - اخلاق - توقعات مالی و اقتصادی با هم فرق داریم و من هر چند کمی به اون دختر وابسته شده بودم خواستم از هم جدا بشیم.

    اما این خانم احساس وابستگی شدیدی بروز داد و مانع جدایی شد. این فکرو به دلم انداخت که دارم با احساسات یه دختر بازی میکنم و الآنم میخوام ترکش کنم. پس باهاش موندم و بیشتر حرف زدیم. ارتباطمون به چت در یاهو رسید و جالب بود تا حالا این نرم افزار و نصب و ازش استفاده نکرده بودم. پس اولین استفاده های چت برام عالی بود.

    حرفامونم همش عاشقانه بود و قربون صدقه هم میرفتیم. بعد یه مدت بهش گفتم که رابطه ما باید منطقی باشه و اگر به قصد ازدواج هست باید از راه درستش پیگیری بشه پس من با مادرم حرف میزنم و نظرشو بهت میگم. غیر مستقیم درباره ازدواج و معیارهای اون با مادرم حرف زدم و مشخصات این خانم رو بهش گفتم. البته مستقیم و صراحتا نبود چون نمیخواستم بهم شک کنه با دختری رابطه دارم.

    مادرم طبق انتظاری که داشتم مخالفت کرد و من این موضوع رو به دختر خانم اطلاع دادم و خواستم از هم خداحافظی کنیم. اما باز هم این خانم راضی به جدایی نمیشد و تلفنی اشکایی میریخت که دل هر مردی رو به لرزه در می آورد. بازم با هم موندیم و قرار شد ارتباطمون بیشتر بشه و حتی همو ببینیم تا بتونیم با شناخت بیشتری راجب ازدواج تصمیم بگیریم.

    پس قرار اول رو گذاشتیم و بعد از چند ماه که دیگه شمارشم به من داده بود همو ملاقات کردیم. من قیافم خیلی جذاب نبود و تیپ ساده ای هم داشتم اما ایشون واقعا زیبا بود و مثل فرشته ها به نظر میومد. زیباترین دختری که تو عمرم دیده بودم. خودش میگفت اولین بار که منو دید حتی شوکه شد و تصمیم گرفت خدافظی کنه اما با ابراز علاقه ای که بهش کرده بودم و شناختی که ازم داشت دلش راضی نشد.

    پس رابطه ما بیشتر شد و به دیدارهای چند باره رسید. تو این دیدارها دیگه بهش علاقمند شدم و پس از مدتی کاملا عاشقش شده بودم. بعضی وقتا که ناراحتش میکردم چنان گریه ای میکرد یا وقتی حالم خوب نبود یا مریض میشدم آنچنان دلتنگی میکرد که احساس فوق العاده ارزشمندی بهم دست میداد.

    میخوام بگم ما واقعا همو دوست داشتیم. اینطور شد که تصمیم ما برای ازدواج جدی شد و قرار شد هر کدوم با خانوادمون حرف بزنیم. این بار با صراحت به مادرم قضیه رو گفتم ولی بازم مخالفت کرد. پدر ایشونم همینطور. بازم حرف جدایی شد و قرارمون به خداحافظی رسید. اما هیچ کدوم نتونستیم و توافق کردیم برای داشتن هم تلاش کنیم.

    اما برای این قضیه من باید پا پیش میذاشتم و منم چند باری که با اصرار با مادرم حرف زدم قبول نمیکردن. حتی کارمون به دعوا هم کشید اما نتیجه دلخواه ما رو نداشت. از این به بعد دوران سخت ما شروع شد چون من می دیدم توان اینکه خانوادمو راضی کنم ندارم و بین بحثامونم کار به اختلاف و قهر میکشید.

    یک بار مادرم راضی شد تا بیاد این خانم رو ببینه اما وقتی دختر خانم خواست از مادرش برای این قرار اجازه بگیره این بار اونا قبول نکردن و حالا نوبت اون شد که خانوادشو راضی کنه. می بینید قصه ما اینطوری میگذشت.

    دلیل مخالفت مادرش خاستگاری بود که تو فامیل داشت و شرایط کاری و مالی بهتری از من داشت. این موضوع و این رابطه ادامه پیدا کرد تا به نزدیک دو سال رسید. امیدهای ما برای رسیدن به هم کمتر میشد و عشقم هر روز از من سردتر.

    مایی که بعضی وقتا روز و شب ساعت ها با هم حرف میزدیم رابطمون به چند تا اسمس در هفته محدود شده بود و برای این موضوع هم بهانه های مختلفی میاورد. اما بار آخری که همو دیدیم و فرداش تاسوعای امام حسین بود بهم گفت که باید هر کدوم دنبال زندگیمون بریم و منطقی باشیم. 

    این بار من دیگه نمیتونستم ازش دل بکنم و مثل بازنده ها شروع به التماس عشق کردم اما فایده ای نداشت. رفتار سردش این پیام رو به من میداد که میخواد با خاستگارش که تمام این مدت دنبال ازدواج باهاش بود زندگی کنه و من باید کنار برم.

    علی رغم خواهشام ایشون منو تنها گذاشت و رفت و حتی احتمال میدم ظرف چند هفته بعدی عقد هم کرد. البته قطعی نمیدونم اما تا وقتی با هم بودیم اینو بهم فهمونده بود. من موندم و درد عشقی که به جدایی و شکست رسیده بود.

    حاصل این دو سال برای من خاطرات تلخ و التبه ناراحتی قلبی بود که بهش دچار شده بودم. چند باری خواستم پیشش برگردم و بیماریمو بهش بگم اما احتمال دادم دیگه متأهل باشه و رابطه من باهاش درست نیست.

    پس با این دردم سر کردم و شبهایی بود که حتی به خاطر مشکل قلبیم تمام تنم درد میکرد. کاش میشد هر کسی کنار کسی زندگی کنه که دوسش داره برای ما که نشد اما از شما میخوام که به حرفام گوش بدین و نظرتونو راجب این رابطه و اشتباهاتی که داشتم بگین.


    مرتبط:

    چطوری باید با احساس تنهایی کنار بیام

    چه طوری از تنهایی و یکنواختی در بیام ؟

    تنهام ، خسته ام ، از تنهایی دلم یه همسر میخواد

    تنهایی از همه جهات دیوونم میکنه

    چه پاسخی به نیاز های جنسیم و عاطفیم و تنهاییم بدم ؟

    تنهایی بد جور بهم فشار آورده

    چرا یه دختر باید کل تابستونش زل بزنه به دیوار اتاقش از تنهایی ؟

    اینرسی ازدواج - شاید عمق تنهایی رو درک نکردی

    اینرسی ازدواج - تنهایی رو عشقه!!!

    چیکار کنم تنهایی و خیالبافی منو اذیت نکنه؟

    احساس تنهایی زیاد مانع حرکت رو به جلوی من شده

    من موقع تنهایی هام با یه آدم خیالی حرف می زنم

    ایها الناس به چه زبونی بگم که بابا مُردم از تنهایی

    کی واقعا دلش میخواد همیشه احساس تنهایی کنه ؟

    من فوبیای تنهایی گرفتم ...

    برای رهایی از تنهایی چه راهکارهایی دارید ؟

    افسردگی به خاطر تنهایی و رفت و آمد نکردن با دیگران

    چه جوری از تنهایی در بیام ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۳)
    • ۳۲۷۱ بازدید توسط ۲۵۶۰ نفر
    • دوشنبه ۱۰ فروردين ۹۴ - ۱۱:۰۶

    میشه دوباره به ازدواج با دختر عموم فکر کنم؟

    سلام دوستان

    من پسری 24 ساله هستم که حدود 6 سال قبل یعنی 18 سالگی به پیشنهاد مادرم و رضایت خودم با دختر عمویم نامزد کردم که دختر عمویم 15 سالش بود و بین ما صیغه محرمیت هم جاری شد ولی حدود دو سال بعد این رابطه بهم خورد در این دو سال ما جمعا دو بار و هر بار به مدت 17 روز همدیگه رو دیدیم و مابقی ایام رو از هم جدا بودیم .

    من هدفم درس خواندن بود و ایشون هم همینطور ، بعد دو سال دختر عموم ناگهان تصمیم به جدایی گرفت و بنده مخالف بودم و یک سری بهانه هایی هم برای خودش داشت ولی حالا من 24 سالمه و اون 20 سالش هیچکدوممون ازدواج نکردیم .

    بعد جدایی تا به حال فقط یه بار چند ثانیه همدیگه رو دیدیم خانواده هامون رفت و آمد ندارن و اینکه توی این مدت من خیلی به اختلافات و اون اتفاقات فکر کردم و متوجه شدم بسیاری از دلایلی که واسه جدایی از من ارائه میکرد حقیقت داشت و من به علت اینکه سنم کم بود نمی تونستم درکش کنم . البته هر دو مون سنمون کم بود ولی بعد اون ماجرا در دید مردم آدم بده جدایی اون شناخته شد و من تبرئه شدم به همین دلیل دختر عموم تا حالا خواستگار نداشته .

    راست شو بخواین حالا عذاب وجدان دارم واسه اینکه منم مقصر بودم هر چند اونم خیلی مقصر بود اخه بدون اینکه فرصت جبران بده تقاضای جدایی کرد حالا می خواستم کمکم کنید میشه دوباره به ازدواج با دختر عموم فکر کنم؟ ناگفته نماند ته دلم حس میکنم دوسش دارم اخه هر وقت می خوام به کس دیگه ایی فکر کنم تصویرش میاد جلو چشام . من حالا دانشجوی ترم آخر ارشدم و در آستانه شاغل شدن و دختر عموم هم دیپلمش و گرفته لطفا کمکم کنید؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    طلاق در دوران عقد (۳۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۵۱۷ بازدید توسط ۱۲۳۵ نفر
    • دوشنبه ۱۰ فروردين ۹۴ - ۱۰:۵۴

    حاضرید با یه فوتبالیست ازدواج بکنین؟

    سلام .اسمم محمدشروینه. بیست سالمه

    اگه میخواین جواب بدین عاجزانه درخواست میکنم کل سوالمو بخونین

     اول- میخواستم از فوتبالیست ها تو اجتماع و رسانه ها واستون بگم. متاسفانه که خودم هم دلیلشو نمیدونم تو رسانه ها که تاثیر زیادی بر روی مردم دارن جو خیلی بدی در رابطه با فوتبالیست ها موجوده. دلیلشم اینه که چون رشته های ورزشی دیگه ای غیر فوتبال تو ایران خیلی توجه و درآمدی توشون نیس و مانند فوتبال اسپانسر های میلیاردی ندارن و همینطور بدلیل اینکه وزارت ورزش خیلی بهشون توجهی نمیکنه با اینکه مدال ها و پیروزی های بسیاری واسه کشورمون بدست میارن . اما فوتبال خیلی موفق نبوده به همین علت جوی منفی درباره فوتبال تو ایران هست.

    البته بگم والیبالیست ها هم کمی از نظر درآمد از فوتبالیست ها ندارند اما چون موفقیت های بسیار خوبی بدست آوردن سعی بر خراب کردن وجهشون نمیشه. تنها ایران هم اینگونه نیست. اینهمه کشور هستن که تو فوتبال موفق نیستن با وجود اینکه بسیار بیشتر از ایران خرج میکنن. مانند کشورهای عربی که آرزوی جام جهانی به دلشون مونده اما بنظرتون درسته که جوی منفی بر روی فوتبال درست کنن؟؟؟

    دوم- در دومین مطلب میخواستم درباره ی سختی های افراد خونواده یه فوتبالیست واستون بگم.شما کسی رو میشناسید که ورزش حرفه ای انجام بده؟ و یا اینکه تا حالا والیبالیست ها رو در نظر گرفتین؟ تمام این افراد و یا بطور کلی تمام ورزشکاران در تمام دنیا یک مورد برای ازدواج دارن و اون هم مشکل مسافرت هست. تو فوتبال و ورزش های دیگه هر شخص تو تیم خاصی و در شهر خاصی عضویت داره و به تناسب با اون باید منزل و خونه زندگی شخص هم در فاصله 150 کیلومتری باشگاه قرار داشته باشه (حداکثر).

    اگرهم به هر دلیلی از تیم خارج بشه باید در تیم دیگه احتمالا هم درشهر دیگه ای عضو بشه که باز هم بحث نقل مکان وجود داره.

    سوم- در اینجا بحث اردوهای تیمی و ملی وجود داره. هر تیم برای شروع بهتر فصل جدید مسابقات یه سری اردوها بعضا خارج از شهر و حتی کشور برگزار میکنه که حداکثر سه هفته طول میکشه اما در طول این اردوها تنها خوده بازیکن اجازه سفر کردن داره و اعضای خانواده همراه اون نیستند.

    دقیقا برای اردوهای ملی هم همینظوره ( بشرط اینکه شخص در تیم ملی فعالیت داشته باشه) تازه یکسری مسابقات خارج از کشور هم هست مانند مسابقات جام ملتهای اسیا که برگزار شد یکی دو هفته طول کشید و هیچ کدام از اعضای خانواده حضور نداشتند.

    چهارم- چهارمین نکته میزان تحصیل فرد هست. باز هم متاسفانه در کشور ما انتظارات غلطی بر خلاف کشورهای اروپایی هست. اونها اعتقاد دارند شما باید بدنبال هر چه که از اون لذت میبرید برید. باز هم ورزشکاران بدلیل اینکه باید تمام تمرکز خودشون رو روی حرفه شون بزارن از ادامه تحصیل باز میمونن.

    در ایران میشه از علی دایی نام برد که تحصیلات بالایی داره بقیه حداکثر لیسانس هستند حتی علیرضا جهانبخش دیپلم هست. حتی مسی و رونالدو تا کلاس پنجم درس خوندند. باسواد ترین فوتبالیست اروپا خامس رودریگزه که مدرکی معادل لیسانس ایران داره.

    آیا بنظر شما اینها ادم نیستند؟؟ شعور ندارند؟؟ چون تحصیلات عالیه ندارند باید ترد شوند؟؟؟

    پنجم- آخرین نکته و مهمترین نکته درامد فوتبالیست هاست که زبان زد عام و خاص نه تنها ایران بلکه دنیاست. جوری که میگن هیچ پدر پولداری فوتبالیست نمیشه و یا میگن فوتبالیست ها حداقل نگران نون شب نیستند حتی پولی که (متاسفانه) حمید سوریان با این همه مدالی که آورده بابت حقوق و پاداش دریافت میکنه به اندازه نصف پول نیم فصل یه بازیکن درجه سه نیست.

    حالا شما حاضرید با یه نفر که دکتری داره اما نمیتونه خونوادشو در راحتی های حداقلی قرار بده ازدواج بکنین؟؟؟

    کسانی که مخالف ازدواج با یک فوتبالیست هستند دلایلشونم ذکر بکنن .

    ببخشید طولانی شد. شرمنده. بازم ممنونم اگه نظرای سازندتونو ببینم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۶)
    • ۳۳۱۶ بازدید توسط ۲۴۸۶ نفر
    • دوشنبه ۱۰ فروردين ۹۴ - ۱۰:۴۷

    ناراحتی شدید به خاطر شنیدن ازدواج یک دختر زیبا

    با سلام خدمت همه آقایون و خانم ها

    مشکلی دارم که بسیار مستاصلم کرده , از همه شما بزرگان و عزیزان درخواست کمک دارم.

    پسری هستم 25 ساله, مجرد , از خانواده تقریبا مذهبی و از یه شهری کوچک با حدود 7 هزار نفر جمعیت . 

    یادم می آد از بچگی یعنی حدود 12 سالگی میل جنسی شدیدی در درونم داشتم و این باعث شد که خودارضایی می کردم که متاسفانه هنوز هم بعضی وقت ها دست به این کار می زنم ولی مشکل اصلی ام که اینجا مزاحمتون شدم این نیست چرا که با این میل خودم می تونم مبارزه کنم و موفقیت هایی هم در این زمینه دارم, اینو واسه پیش زمینه گفتم .

    مشکل من اینه که من شدیدا آدم خیالبافی هستم و شاید هزار بار آرزو و ماجرای خواستگاری رفتن را در ذهنم خیالپردازی کرده ام و تا ازدواج و اینها, مثلا تخیل می کنم که الآن اردواج کرده ام و به خیالبافی جنسی و عاطفی می پردازم, البته باید بگم دختر خاصی در خیالاتم نیست یعنی کسی نیست که من عاشقش باشم و خیال اونو بکنم(می دانم شاید برایتان عجیب باشد), و می دانم همه اینها زیان بار است چرا که زندگی آینده حتما مشکلاتی خواهد داشت که هیچ وقت در خیالم به آنها فکر هم نمی کردم و ممکن است آن وقت دلسرد شوم, همه اینها را گفتم که باز هم پیش زمینه ای از روحیات من بدست بیارید.

    این خیالبافی ها چون با زندگی واقعی ام که الآن توش هستم و تا دو سالی امکان ازدواج ندارم خیلی متفاوت است منو افسرده می کنه, پرخاش می کنم, گوشه گیر می شم ولی باز هم نمی تونم از آن دنیای فانتزی ساخته ذهنم دست بکشم و بعد چند روز که ترکش می کنم دیگه طاقتم تموم می شه می پرم توش ,هر چند می دانم کاملا اشتباه است.

    اما اون مشکل خاص خاصم که الآن درگیرشم اینه که وقتی می شنوم یکی از دوستانم یا بستگانم یا یکی که من می شناسمش ازدواج کرد آن هم با یه دختر زیبا , خیلی دپرس می شم و خیلی خیلی به حال اون پسره حسرت می خورم و تا چند روزی ممکنه تو فضای دپرسی باشم و نشاطم رو از دست می دم,تاکید می کنم گفتم با یک "دختر زیبا" چرا که اگه اون دختر رو بشناسم که به نظر من زیاد جذاب نیست اصلا نه تنها غبطه به حال آقا داماده نمی خورم بلکه خوشحال هم می شم که جوانی ازدواج کرد!!!, با همه این اوصاف بعد چند روز این دپرسی از بین می ره یا کم رنگ می شه.

    این مورد خیلی از من انرژی می گیره چرا که مدام همچین خبرهایی می شنوم مثلا هر ماه یکی و چون شهر ما کوچکه و تقریبا همه هم رو می شناسند این جور اخبار زود به زود می رسه,

    مشکلی که همین الآن به شدت منو اذیت می کنه اینه که امسال عید دقیقا روز اول عید شنیدم که یه دختری بود که از نظر زیبایی زبان زد خاص و عام بود , ازدواج کرد هیچ چی دیگه کلا اعصابم ریخت به هم, مشکل اینجاست که مادرم چنین بار که تو عروسی ها اون دختر رو دیده بود و از زیبایی بی نظیرش حرف زده بود, البته اون اصلا فکر نمی کنه که با این حرف ها داره انگار تو روح من پتک می کوبه دیگه من از عید هر روز دپرس تر می شم و مثل قبلی ها نیست که بعد از چندین روز از سرم بیفته علتش اینه که یه جورهایی اون دختر رو شاید جز یکی دو دختر زیبای شهر می شناسم.

    اما قسمت احمقانه ماجرا اینجاست که من نه اون دختر رو دیده بودم و نه عاشقش بودم, یعنی آخر حماقت, فکر خودمو درگیر کسی کرده ام که ندیده مش و نه قبلا عاشقش بودم که بگم رفت, و همه اینها رو تاثیر اون تخیلاتی می دانم که تو بالا ذکر کردم, امسال عید واقعا مزخرفترین عید تو 25 سال عمرم بود اصلا همش دپرس بودم, هر شب می گفتم دیگه فردا از فکرم می افته صبح که پا می شم یاد این جمله می افتم که خوش به حال اون پسره که با یکی از زیباترین دخترهای شهر ازدواج کرد هیچ چی دیگه این واسه اون روز کافی بود تا منو دپرس کنه, شاید اگه یه روزی اون دختره رو ببینم این بتی که ازش تو ذهنم ساخته شده بشکنه نمی دانم شاید,

    قبلا ها اگه یکی از دختر های فامیل یا هر کسی رو می دیم که تقریبا زیبا بود مثلا دوست داشتم اون همسرم بشه ولی الآن دیگه هیچ دختری برام کوچکترین تاثیر را هم ندارد و فکرم فقط مشغول کسی هست که ندیده ام و نه قبلا عاشقش بودم و مدام دارم حسرت می خورم و علتش رو هم گفتم که فکر می کنم اون دختر شاید جز زیباترین دخترای شهر باشه در واقع یه جورهایی فکر اون برام بت شده.

    الآن که خود را اسیر در زندانی می بینم که شیطان آن را برایم ساخته و از زجر من لذت می بره, حالا عذاب آخرتش هم هست که چرا اینقدر خودم رو تو این دنیا اذیت و اسیر اوهام کردم

    یه ترسی هم از آینده دارم که نکنه همچین افکاری در آینده زندگی منو تحت تاثیر قرار بده؟؟

    ضمنا اینو باید بگم که نسبت به این دختر اخیر که ذکر کردم من روحیات مشابه خودم رو در یکی دو نفر از پسرهای فامیلمون دیدم که وقتی خبر اون به میون می آد یه جورهایی پرخاش می کنند که نشانه روحیات مشابهی هست ولی من آدم فکر می کنم زیرکی هستم از این جور رفتار ها ندارم که بقیه بفهمند من هم یه چیزی می شه.

    از همه شما خواهران وبرادران عزیز درخواست کمک می کنم که بسیار در عذابم.

     ببخشید متن طولانی شد.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۴۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۲۱۹۲ بازدید توسط ۱۷۵۶ نفر
    • دوشنبه ۱۰ فروردين ۹۴ - ۱۰:۳۸

    وقتی یک پسر خواستگاری میکنه چه جوابی بدیم؟

    به نظر دخترا وقتی یک پسر از یک دختر خواستگاری بکنه چی خوبه جوابش را بدیم که هم عزت نفس دختر حفظ بشود و بعد نگن دختر هول شد هم مودبانه باشه؟

    به نظر آقایون چه طور میشه یک پسر هوس باز را ادم کرد؟ اصلا تلاش کردن فایده ای داره؟

    چه شروطی براش بزارم تا خودش بفهمه با زندگی دوران مجردی نمی تونه متاهل بشه؟ واقعا موندم چه جوری حالیش کنم که من نمی تونم روابط با اون را تحمل کنم؟


    مرتبط :

    دختران گرامی، لطفا موقع جواب "نه" دادن به پسر، ادب رو رعایت کنید!

    می خواستم به دختری ابراز علاقم کنم که مغرورانه و قلدرانه جوابم رو داد

    روش جواب منفی دادن به خواستگاری مستقیم از دختر

    چرا آقایون علت جواب نه رو نمی پرسند؟

    ممکنه الان از جواب ردی که بهم داده پشیمون شده باشه ؟

    تا از کسی جواب قطعی رد نشنیدیم یه خواستگاری دیگه بریم یا نه ؟

    چطور به پسری که خیلی دوستم داره جواب رد بدم ؟

    چطور میشه فهمید جواب رد قطعیه یا ناز کردنه؟

    رفتم خواستگاری، نه جواب مثبت دادن نه منفی

    اگه جواب رد شنیدید نفرین نکنید

    دختر مورد علاقم جواب درستی نمیده

    نه میتونم جواب منفی بدم نه مثبت


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۲)
    • ۲۲۴۵ بازدید توسط ۱۸۰۹ نفر
    • دوشنبه ۱۰ فروردين ۹۴ - ۱۰:۲۳

    چطور به خواستگارم بگم که قبلا در دوران عقد طلاق گرفتم

    سلام

    من یه دختر 22 ساله ، لیسانس ، با قیافه زیبا و تو دل برو هستم طبق گفته دوستام و اطرافیان ، من می خواستم از پسرها و دخترها سوالی بکنم .

    من 1 سال پیش طی اصرار پدر و مادرم با شخصی نامزد کردم که دوسش نداشتم ، از سر اینکه بلکه بعد عقد محبت ایجاد میشه .

    منو خام کردند 1 ماه بعد مسائلی پیش اومد که همه راضی به طلاق شدیم و طلاق بائن غیر مدخوله گرفتیم . در ضمن من اخلاقم یه جوری زود صمیمی نمیشم ولی اگه بشم صمیمی می مونم طی این 1 ماه نصفش قهر بودیم نصفشم هم صمیمی نبودیم به طوری که من دستم هم به اون آقا نخورده تو دوران عقد .

    شما جای من باشید به خواستگارتون چه جوری میگید ؟ به مادرش میگید ؟ به خودش میگید  ؟ جلسه اول میگید یا آخر ها میگید؟

    در ضمن اگه شما عاشق یه دختر با شرایط من بشید در ازدواج با اون تردید میکنید یا براتون مهم نیس؟لطفا نظر واقعی بدید چون از کس دیگه نمی تونم بپرسم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۶)
    • ۷۳۸۶ بازدید توسط ۵۳۶۷ نفر
    • دوشنبه ۱۰ فروردين ۹۴ - ۱۰:۱۳

    ازدواج با دختر 40 کیلویی

    از آقایون محترم سوال داشتم

    آیا آقایون حاضر میشن با یه دختر 40 کیلویی ازدواج کنند؟ من 25 سالمه و بیماری خاصی ندارم اما بسیار لاغرم ولی چهره خوبی دارم موقعیت اجتماعی خوبی هم دارم تا به حال خواستگار نداشتم و خودم علت خواستگار نداشتنم را لاغری ام می دونم در ضمن به پزشک هم مراجعه کردم که تاثیری نداشته 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۵)
    • ۱۲۰۳۳ بازدید توسط ۸۶۳۶ نفر
    • يكشنبه ۹ فروردين ۹۴ - ۰۹:۵۰

    برو بالا
    سری دوم موضوعات خانواده برتر
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت اعتماد به نفس سربازی طلاق میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب فراموشی عشق قصد ازدواج ترک خودارضایی فراموشی عشق قبلی افسردگی اختصاصی خانواده برتر معرفی کتاب دختر چادری عشق یک طرفه استرس زندگی مشترک شکست عشقی مادر شوهر دوران عقد و رابطه حسادت خیانت تحصیل در دانشگاه پیام نور جلسه خواستگاری وابستگی آموزش خواستگاری شناخت خواستگار پست های ویژه پست های پیشنهادی کاربران دوستی با جنس مخالف آرامش جلسه اول خواستگاری نیاز عاطفی سوالات خواستگاری قانون جذب از زبان شفق وسواس فکری عوارض خود ارضایی دوست پسر نداشتم ابراز علاقه فشار جنسی مطالب سعید کرمی رشته پزشکی چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم زندگی در خوابگاه پست های راهنمای خانواده برتر مطالب اسی $ موفقیت پشت کنکور پزشکی نیاز جنسی فرهنگ سازی چراغ سبز به جنس مخالف دوران مجردی حیا در دختران روش های چاق شدن کنکور تجربی پشت کنکوری ها عاشق شدن درونگرایی جلسه دوم خواستگاری وسواس دوران عقدم عشق یک طرفه به پسر دوست دختر نداشتم مطالب باشگاه خبرنگاران احساس تنهایی کاربران فعال کم کردن میل جنسی ترس از خیانت شوهر ازدواج با دانشجو نماز ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد ازدواج با دانشجوی پزشکی عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج ریزش مو قصد ازدواج بدون داشتن امکانات استخاره اثرات بد حجابی معرفی روانشناس خواستگاری از دختر محجبه شوخی های ناجور ازدواج دانشجویی دهه شصتی ها آموزش های آشپزی مونس ازدواج از طریق سایت های همسریابی قول ازدواج پیدا کردن دختر خوب برای ازدواج برنامه نویسی کمبود اعتماد به نفس ابراز علاقه به پسر رشته حقوق قد خواستگار ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه