خانواده برتر

انتخاب همسر و مسائل خواستگاری، مسائل دوران عقد، مسائل زناشویی و تربیت فرزند

بعد از چند سال دوستی پاک زد زیرش

سلام
من چند سال با یه دختر خانم دوست بودم عاشقانه دوسش داشتم و تمام فکر و ذکرم شده بود اونم ادعا میکرد دوسم داره اما بعد از چند سال دوستی پاک زد زیرش،
حالا من بعد 2 سال تموم شدن اون رابطه نمیتونم فراموشش کنم همه رو با اون قیاس میکنم
رفتم خواستگاری یه خانم ازش بدم نیومده اما مطمئن نیستم که جز مسئله جنسی حس دیگه ای هم بهش دارم
باید چطوری مطمئن شم از خودم
تو رو خدا کمکم کنید،من واقعا به وجود یه همراه نیاز دارم
ممنون،خدا خیرتون بده

پاسخ : سلام
یکی از خصوصیت های مهم آقایون اینه که ثبت ذهنی ضعیفی دارند . به خاطر همین ویژگی خدادادی گاهی اوقات از طرف خانم ها تحت فشار قرار می گیرند .
به زبون ساده تر ، اگه سرشون به مسائل مختلف کاری یا تفریحی گرم بشه مسائل رو زودتر از خانم ها فراموش می کنند .
این که شما اون رو فراموش نکردید می تونه ناشی از این باشه که بیش از حد بهش فکر کردید . به خاطراتی که باهاش داشتید . به لحظات خوشی که در کنارش بودید . به حرف های قشنگی که به شما زده و ... !
طبیعی هستش که وقتی به این مسائل بارها و بارها فکر کنید فراموش نمیشن . تا وقتی دید مثبتی نسبت به اون و خاطراتش دارید فراموش کردنش کار سختی هستش .
واقع بین باشید . انتخاب همسر از طریق برقراری رابطه دوستانه معمولا سرانجام خوشی نداره . اگه نظر بنده رو بخواید باید خدا رو شکر کنید که به هم نرسیدید .
چون وقتی دو سال عاشقانه کسی رو دوست داشته باشید نمی تونید در موردش قضاوت درستی بکنید . چون دوسش دارید چشم تون رو به روی معایب اون می بندید . یا اونا رو مهم تلقی نمی کنید . همین معایبی که به خاطر علاقه ی شدید اونا رو نادیده می گیرید بعد از ازدواج ممکنه شما رو تا طلاق به پیش ببره .
شروع آشنایی شما با هم بر اساس یه نیازهایی بوده . شما به یه چیزهایی نیاز داشتید که در نگاه اول اونا رو در همدیگه دیدید . غافل از این که نیازهای مهمتری برای یه زندگی زناشویی لازمه . مثلا ممکنه اون خانم به این نیاز داشته که جلوی دوستاش کم نیاره . می دونید که الان به غلط ، بعضی ها اعتقاد دارند اگه دختری دوست پسر نداشته باشه فلان و بهمان !
شما هم ممکنه دلایل و یا نیازهایی داشتید که فکر می کردید اگه با اون خانم باشید می تونید اونا رو مرتفع کنید .

الان به خواستگاری دختری رفتید . چون شناخت قبلی از این خانم ندارید پس طبیعی هستش که کشش عاطفی چندانی بهش ندارید . لااقل اون کششی که نسبت به دختر قبلی داشتید نسبت به این خانم ندارید . تجربه ثابت کرده که علاقه ی واقعی و پایدار بعد از ازدواج به وجود میاد . چون عاطفه ی شدیدی وجود نداره ، خیلی راحت معایب رو گوشزد می کنن و اگه تصمیمی برای استحکام خانواده بین اون دو نفر وجود داشته باشه که معمولا هست ، خیلی راحت یا همدیگه رو قانع می کنند یا از اون ویژگی هایی که باعث آزار طرف مقابل میشه صرف نظر می کنند .

الان باید دقت عمل بیشتری به خرج بدید . سعی کنید کمتر به گذشته فکر کنید و ببینید این خانم اون حداقل ویژگی های یه خانم خونه رو داره یا نه . ویژگی هایی مثل : عقلانیت ، ایمان ، خوش اخلاقی ، صبوری و ... . اگه داره با توکل بر خدا جلو برید . یادتون باشه در مورد دختر قبلی چیزی بهش نگید چون بی خودی حساسش می کنید .
موفق باشید


موضوعات مرتبط :
درد دل های دختران و پسران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۵ نظر
    • ۱۴۲۴ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۱۹:۰۴

    باید همه پسرا رو زنده زنده خاک کرد

    این حرفا واقعا تاسف برانگیز و شرم آوره...***************...مگه فقط این جسم دختره که برای شما اهمیت داره
    اگه دختر شما رو نپسنده چی؟
    باید یک گور دسته جمعی کند و همه پسرا رو زنده زنده خاک کرد.

    خانوما....تحریم ازدواج


    پاسخ :

    سلام

    تا گور آماده میشه ! متن زیر رو بخونید !

    بله جسم دختر ملاک درستی برای انتخاب نیست . ولی پسرهای در شرف ازدواج چندان گناهی ندارند ! چون امروزه بعضی از دخترا دارن داد می زنن که ببین چقدر خوشگلم ، ببین چه اندام خوبی دارم ، ببین چه موهای قشنگی دارم و ... !

    خب کم کم معیارها عوض میشه دیگه ! خوشگلی صورت جای اخلاق رو میگیره ، زیبایی اندام جای حیا رو میگیره و ... . 

    لطفا بنده رو متهم به طرفداری از پسرها نکنید . بدور از احساسات به چیزی که بیان شد فکر کنید . آیا فقط پسرها مقصرند ؟!‌ چطور زمان قدیم بعضی از دختر و پسرها ندیده ازدواج می کردند و خوشبخت هم بودند ؟

    موفق باشید


    موضوعات مرتبط :
    مسائل متفرقه

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۲۳ نظر
    • ۱۸۰۲ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۱۸:۵۷

    تا اسم خواستگار می یاد کفری می شم


    تشنه ازدواجم, ولی تا اسم خواستگار می یاد کفری می شم می رم تو اتاق . خلاصه نمی دونم چرا با خودم درگیریم . اینم یه نوع مریضیه که من بهش گرفتارم .... اقای نجفی منو کمک کنید . 21 ساله ام . پیش خودم میگیم پس اوناییی که سنشون بالا هست چه جوری خودشون و دامانشان را از گناه حفظ میکنن.

    الان که دارم مینویسم اشکم درامد. بعضی از اوقات حالم خیلی بد میشه. واقعا من چمه :(

    پاسخ :
    سلام
    از پیام شما این طور برداشت میشه که فشار جنسی ، باعث این میل شدید به ازدواج در شما شده . پاسخ به نیاز جنسی یکی از مواردی هستش که در ازدواج میشه به اون پاسخ داد . شاید در اوایل ازدواج مسائل جنسی خیلی مورد توجه قرار بگیره ، ولی به مرور زمان خیلی کمتر میشه .
    می خوام اینو بگم که شما اول روی میل جنسی تون کنترل بیشتری داشته باشید . چون در شرایط فعلی که شما دارید به احتمال بالای حدود 70 درصد در انتخاب همسر آینده اشتباه می کنید .
    چون بعد از ازدواج و بعد از این که تب و تاب میل جنسی در شما کاهش پیدا کرد ، تازه متوجه بعضی از خصوصیات همسرتون میشید که شاید نتونید با اونا کنار بیاید .
    توصیه بنده به شما اینه که ، فعلا به ازدواج فکر نکنید ، تا وقتی که تمایلات جنسی در شما به اولویت های سوم به بعد در انتخاب همسر آینده تبدیل بشه .
    این که وقتی اسم خواستگار میاد آرامش خودتون رو از دست میدید می تونه ناشی از خجالت ، عدم آگاهی از فلسفه ازدواج یا ترس از آینده باشه .
    کاش می گفتید در اون لحظاتی که بحث از خواستگار میشه ، چه افکاری در ذهن شما وجود داره ؟ دقیقا از چی موضوعی احساس ناراحتی می کنید ؟

    ****
    بحث از خواستگار میشه ، چه افکاری در ذهن شما وجود داره ؟
    راستش به این فکر میکنم که از پیشرفت زندگی بخصوص درس عقب میمونم .نکه فامیل های ما همه تو سن 24/25 ازدواج میکنند , روی من و اینده ام چون خیلی درس خونم یه حسابی باز میکنند .همه منتظرن ببینند که شوهر من کیه و چیه. دوست دارم صاحب یه پست و شغلی شوم بعد ازدواج کنم با اینکه ادمی را دیدم تو فامیل که ازدواج کرد دیپلم نداشت ولی الان استاد دانشگاه شده ولی تا نوبت به خودم میرسه نمی تونم خودمو قانع کنم .می ترسم نتونم مدیریت کنم .در ضمن سابقه طلاق تو دوره نامزدی را ما تو فامیل کم نداریم . و البته سابقه تو زرد از اب در امدن

    ازدواج شروع دردسره . مجبوری مدام بری خونه همسرت, بری خرید, بری شام,خونشون بمونی, بری بیرون, اونا بیان و ... ومن حوصله و شوق این کارها را ندارم

    راستش میترسم با من برخورد مناسبی نکنند . دل من خیلی نازکه . تا چیزی خواستم پدرم فراهم کرده با این که قناعت دوست دارم ولی نمی تونم کم بخوام .

    راستش باورم نمیشه که شدم 21 . باورم نمیشه که بزرگ شدم . دیده میشم . نمی تونم خودمو باورکنم . با این که زود به سن بلوغ رسیدم و از رفتارهای بچه گانه و غیره دورم ولی

    نمیدونم سوال شما مرا به خود مشغول کرد تا حالا عمیق فکر نکرده بودم . دلیلی موجهی ندارم . شما گویا در ذهن من بودید . من دقیقا همون حالتی را دارم که شما شرح دادید .گاهی فکر میکنم این رفتار من طبق یه عادته .البته این فشار جنسی فقط چند روز در ماه است . بعد عادی میشه ولی در کل بدم نمیاد/صادقانه/
    چرا تکلیفم با خودم مشخص نیست. شما میگید من از این بعد چگونه رفتار کنم .

    ****
    سلام مجدد
    میشه با یه برنامه ریزی و توافق قبلی با همسر آینده به پیشرفت کردن ادامه بدید . هستند خانم های متاهلی که با وجود داشتن بچه به درس خوندن ادامه میدن . نیاز جنسی که شما دارید به عنوان یه وزنه جلوی پرواز شما رو می گیره . یا با روش های مختلف این وزنه رو سبک تر کنید یا این که به طور کلی  با ازدواج کردن ، به شکل درستی بهش پاسخ بدید .
    مثلا می تونید با همسر آینده توافق کنید که تا سال فلان بچه دار نشید . یا هر چیزی که فکر می کنید باعث عدم پیشرفت شما میشه رو مطرح کنید و برای اونا راهکاری پیدا کنید .

    شوهری که از دید فامیل عالی باشه ممکنه به درد شما نخوره ، با شما نسازه ، اخلاق خوبی نداشته باشه و ... . پس از همین الان سعی کنید این حساسیت فامیل رو از بین ببرید . بهشون بگید قرار نیست من با یه مرد همه چی تموم ازدواج کنم . این که نگران هستید در آینده با چه کسی ازدواج می کنید ؟ آیا به دل فامیل میشینه یا نه ؟ آیا حسرت شوهر شما رو می خورن یا نه ؟ آیا اگه شوهر شما اون چیزی که اونا انتظار دارند نباشه ، مسخره می کنن ، سرکوفت می زنن و ... ! به نظر بنده این وزنه از وزنه ی قبلی بیشتر به شما فشار میاره و جلوی پیشرفت شما رو میگیره . پس این وزنه رو هم با پاهاتون باز کنید .

    اگه امکانش رو دارید برید با همون فامیلتون که بعد از ازدواج استاد دانشگاه شد مشورت کنید . ببینید بعد از ازدواج چه کار کرد به این جا رسید ؟ پس یه نمونه ی خوب اطرافتون دارید که شما رو تقریبا قانع کنه که ازدواج مانع پیشرفت نمیشه . ولی باید بدونید که از قبل لازمه که با همسر آینده هماهنگی کنید .

    این که در اطراف شما ازدواج های ناموفق به چشم می خوره ، فقط یه علت داره . عدم انتخاب درست همسر . احتمالا اونا در اولویت بندی خصوصیات همسر آینده شون اشتباه کردند . وقتی از کسانی که در ازدواج شکست خوردند می پرسید که چرا اون رو انتخاب کردید معمولا میگن : چون خوشگل بود ، چون پولدار بود ، چون معروف بود و ... .
    به نظر بنده به جای این که از اون ازدواج ها بترسید ازشون درس بگیرید .

    برای ادامه زندگی اهدافی رو که دارید بنویسید . اونا رو اولویت بندی کنید . نقش ازدواج رو در اولویت هاتون بررسی کنید . اگه خواستید ازدواج کنید باید خودتون رو برای زندگی با یه عده ی دیگه آماده کنید . افرادی که ممکنه مثل پدر با شما برخورد نکنن .
    ممکنه حرف های ناراحت کنندن بشنوید ، ممکنه از شما انتقاد بشه ، باید روش برخورد با چنین مواردی رو یاد بگیرید .
    نمی خوام شما رو بترسونم . ولی مجبورید دیر یا زود از شرایط ایده آلی که الان دارید صرف نظر کنید و وارد یه محیط دیگه بشید . فکر نکنید از بهشت بیرون میاید و میرید جهنم . با کمی صبر و استقامت و یادگیری مهارت های زندگی با دیگران می تونید یه بهشت دیگه برای خودتون بسازید .
    در خونه ی پدری همه مسئولیت ها بر عهده ی پدر و مادر هستش ولی وقتی وارد زندگی زناشویی شدید این نکته رو همیشه به یاد داشته باشید که شما یکی از دو بال پرواز به سوی خوشبختی خواهید شد . گاهی لازمه بار زندگی رو به تنهایی به دوش بکشید .
    پس باور کنید که الان شما 21 سال دارید . نه 14 سال . باید
    از دیگران انتظار رفتار با یک 21 ساله رو داشته باشید . رفتار و اخلاق شما باید تکامل یافته تر باشه  .
    موفق باشید

    موضوعات مرتبط :
    مسائل خواستگاری (برای دختران)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱۱ نظر
    • ۷۶۶ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۷:۲۴

    در مورد منی چیزایی شنیدم

    من 14 سالمه و مونث . مدتی هست در مورد منی چیزایی شنیدم میشه برام بگین چیه و اگه نباشه چی میشه ؟ چه حالتی دارد ؟ کامل توضیح بدین


    پاسخ :

    سلام

    منی یه مایعی هستش که تحت شرایطی خاص از آلت جنس مذکر به بلوغ رسیده خارج میشه . وقتی خارج میشه معمولا به طور متوسط ته یه استکان رو پر می کنه . رنگش هم شیری رنگ هستش .

    در شرع اسلام این مایع نجس هست . یعنی اگه به لباسی برخورد داشته باشه با اون لباس نمیشه نماز خوند . این مایع وقتی با تخمک آزاد شده از جنس مونثی که به بلوغ رسیده برخورد داشته باشه ، باعث باروری اون میشه و حاملگی اتفاق می افته .

    موفق باشید


    موضوعات مرتبط :
    احکام دینی پسران و دختران

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۱ نظر
    • ۲۶۰۴ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۷:۱۵

    یه بنده خدا میگفت بختتو بستن راسته؟

    سلام
    من مدتیه که با سایتون آشنا شدم و کلی به دونسته هام اضافه شده و به خیلی از سوالام جواب داده شده
    من یه سوال دارم من حدودا تو این 3 سال اخیر 50 و شایدم بیشتر خواستگار داشتم اما جز 2،3 مورد بقیه پشت سرشونم نیگا نکردن
    یه بنده خدا میگفت بختتو بستن راسته؟
    من باید چیکار کنم؟
    نذر و نیازم زیاد کردم


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۴۷ نظر
    • ۳۵۸۲ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۶:۵۹

    یکی از دخترای فامیل خیلی بدشو جلوم گفته

    سلام
    پسر عمه ام میخواد بیاد خواستگاریم
    و چون آشناس همه ی اعضای خونواده میدونن که چجور آدمیه ،و همه تاییدش کردن ، ولی یکی از دخترای فامیل خیلی بدشو جلوم گفته و گفته که چند بار این پسره بهش زنگ زده ، این دختره همیشه یه کلاغ چهل کلاغ میکنه و آدم فتنه ای هستش،
    ولی نمیدونم توی جلسه ی خواستگاری چه جوری به پسره بگم که آیا این حرفا حقیقت داره یا نه؟ آخه نمیخوام با شک و تردید باهاش ازدواج کنم . لطفا بگین چجوری بگم تا پسره راستشو بگه ؟

    پاسخ :
    سلام
    با تعریفی که شما از این دختر فامیل کردید به نظر میرسه حرفش درست نباشه . در یه نگاه دیگه شاید اون رو برای خودش می خواد !
    بر فرض بر این که اون دختره راست گفته باشه ، چند تماس تلفنی نباید مانع ازدواج شما با اون بشه . پیشنهاد بنده اینه که کاری با گذشته ی اون نداشته باشید . مخصوصا حالا که همه ی فامیل قبولش دارن .  اگه بگید ممکنه فرض رو بر این بگیره که شما خیلی ساده اید . زود باورید . دهن بین هستید . به نظر بنده اگه نگید بهتره . ولی اگه نمی تونید از این نکته بگذرید . بهش بگید :
    از زمانی که خبر خواستگاری شما از بنده پخش شده ، یه بنده خدایی مدام تو گوش من می خونه که شما این کار رو کردید ، اون کار رو کردید .
    یکی از برنامه های من برای رفع سوء تفاهم نسبت به دیگران اینه که اگه چیزی در موردشون بشنوم تا از خودشون نپرسیدم قضاوت نمی کنم . اگه خدا خواست و این وصلت سر گرفت می خوام در زندگی زناشویی هم این روند رو ادامه بدم .
    اون بنده خدا گفته که شما چند بار بهش زنگ زدید و ... !
    آیا درست میگه ؟
    ممکنه بگه کی ؟ بپرسید آیا شما به دختری زنگ زدید یا نه ؟!
    اگه بخواد پیگیری بکنه شما مجبورید بگید اون بنده خدا کی بوده ! اونم ممکنه بحث رو با ثابت و ثبوت کردن بکشونه !
    نتیجه چندان خوشایند نیست ! پس بهتره نگید !


    موضوعات مرتبط :
    مشورت در ازدواج خانم ها

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • ۷ نظر
    • ۱۱۰۷ بازدید
    • چهارشنبه ۶ فروردين ۹۳ - ۰۶:۵۷

    برو بالا