خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۶۳ بازدید توسط ۹۲۸ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۷۲ بازدید توسط ۳۸۵ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۹۱۷ بازدید توسط ۶۰۷ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۹۲ بازدید توسط ۶۷۰ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۶۰ بازدید توسط ۵۳۲ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۵۷ بازدید توسط ۵۴۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۴۷ بازدید توسط ۸۷ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۰۳۳ بازدید توسط ۷۴۹ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۷۱۵ بازدید توسط ۱۱۵۵ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۶۳ بازدید توسط ۹۲۸ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۵۹ بازدید توسط ۳۶۲۳ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۵۷ بازدید توسط ۵۴۱ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۴۳۹ بازدید توسط ۲۶۵۰ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۵۱ بازدید توسط ۷۹۵ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۵۱ بازدید توسط ۹۷۹ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۳۰ بازدید توسط ۶۲۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۲۰ بازدید توسط ۱۶۴۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۶۴ بازدید توسط ۳۷۷ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۱۰ بازدید توسط ۲۴۴ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۷۹ بازدید توسط ۱۰۱۳ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۱۴ بازدید توسط ۹۲۲ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۳۶ بازدید توسط ۱۰۰۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۸۰۹ بازدید توسط ۸۳۹۷ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۵ بازدید توسط ۹۹۴ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۲۵ بازدید توسط ۲۷۷۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۹۱ بازدید توسط ۳۰۹۰ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۲۴ بازدید توسط ۹۹۸ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۴۱ بازدید توسط ۱۷۶۰ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۲۳ بازدید توسط ۹۵۸ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۹ بازدید توسط ۴۱۰۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۳۲ بازدید توسط ۳۲۶۱ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۲۴۸ بازدید توسط ۵۹۲۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۳۷ بازدید توسط ۳۷۴۴ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۹ بازدید توسط ۲۳۰۱ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۴۰ بازدید توسط ۹۷۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۹۸ بازدید توسط ۴۵۸۷ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۸۳ بازدید توسط ۷۸۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۹ بازدید توسط ۹۰۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۶ بازدید توسط ۱۷۷۸ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۸۱ بازدید توسط ۵۸۰ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۷۲ بازدید توسط ۲۱۲۰ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۴۱ بازدید توسط ۱۹۸۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۷ بازدید توسط ۱۵۰۵ نفر)
التماس دعا (۸۵۵۲ بازدید توسط ۶۸۵۳ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۹ بازدید توسط ۶۱۶ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۲۰ بازدید توسط ۱۰۳۲ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۳۰ بازدید توسط ۹۹۲ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۹ بازدید توسط ۲۰۴۲ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۷۲ بازدید توسط ۱۰۶۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۸۲ بازدید توسط ۱۰۹۴ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۷ بازدید توسط ۲۴۱۸ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۷۴ بازدید توسط ۲۶۷۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۵۲۰ بازدید توسط ۷۳۶۲ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۷۱۲ بازدید توسط ۱۷۹۰۴ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۰۵۴ بازدید توسط ۱۲۸۴۸ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۷۱۳ بازدید توسط ۳۶۰۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۰۳۳ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی "lady" (۲۰ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۶۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۹۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۵۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۴۶ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۴۹۵ نمایش) - (۱۹۴ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۹۷ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۶۳ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۵۲ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۶۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۸۵ نمایش) - (۲۹۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۸ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۳۱۳ نمایش) - (۳۰۲ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۲۴ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۱۳ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۹۶ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۷ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۸ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۴۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۳۱۸ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۵۰ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۲۳۰ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۳۰ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۴۶ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۲۶ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۵۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۴۸ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۶۰ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۹۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۶ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۵۸ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۶۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۰۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۹۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۷۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۱۴۴۲ نمایش) - (۴۸۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۳۱ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۷۶ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۹۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۱۹ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۵۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۵۹ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۶ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۹۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۴ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۰۴ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۶ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۲۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۱۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۹ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۵۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۵۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۶۳ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۸۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۵ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۴۴ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۷۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۳۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۷۴ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۴۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۴۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۹۰۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۴۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۳۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۵۱ نمایش) - (۲۶۷ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۸ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۲۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۷۵ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۶۰ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۲۰۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۵۱ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۳۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۳۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۷۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۴۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۹۱ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۵۳ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۸۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۷ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۹ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۴ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۱۷ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۵۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۳۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۶۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۸ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۶۴ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۸۱ نمایش) - (۱ نظر)

در جامعه امروز، ازدواج به روش سنتی جواب گو هست ؟

با سلام 

به نظر شما در جامعه ی در حال گذار از سنتی به مدرنیه ایران مخصوصا در شهر های بزرگ هنوز هم ازدواج سنتی روش خوبی حساب می شه و آیا جواب گو هست ؟

این سیستم در کنار مزایایی که داره عیوب جدیی هم داره که باعث مشکلات بسیاری شده و همچنین خیل عظیم دختران مجرد که سنشون هم رفته بالا رو ایجاد کرده ( اگر چه عوامل بسیار دیگه ای هم نقش داشه ) 

مثلا این که دختر بشینه تو خونه تا یکی بیاد خواستگاریش یا شاید کسه خوبی نیاد یا دیر بیاد یا کلا نیاد ! یا این که پسری که با دختری به این روش ازدواج می کنه نمی تونه بفهمه آیا واقعا علاقه ای وجود داشته یا دختر چون کسه بهتری نیومده بوده اینو قبول کرده . یا این که پسره می ره دختره رو به خاطر قیافش نمی پسنده چون قبلا ندیدش و این باعث صدمه ی جدی به دختره می شه ...

مثلا برای نمونه یکی از دوستان در 1 سالی که تصمیم به ازدواج داشته مادرش 100 جا زنگ زده و 50-60 جا رو مامانش به تنهایی رفته و کم تر از نصف اینا رو پسندیده یعنی 15-20 تا به جلسه ی دوم رسیده و پسر رفته و از این 20 تا کلا 4-5 تا رو پسر قیافه رو به دلش نشسته و پسندیده و از این 4-5 تا یکی رو اخلاقش رو پسندیده بود که اونم سر مهریه به هم خورد ! 


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۴)
    • ۱۸۴۰ بازدید توسط ۱۴۳۰ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۸:۲۴

    دختری که فکر می کنه اغفال شده اما خودشو به اون راه زده

    خواهرم دختر شیطون و خیلی جذابی بود ، جدای از جذابیت ظاهریش ، شیطنتش و مهربونیش در کنار هوش و شخصیتش یه دختر خاص ازش ساخته بود . از وقتی یادم میاد خواستگار داشت ، پسرا دم در مدرسه براش به صف وایمیستادن ! تو یه مدرسه ی دخترونه بین 500-600 تا دختر تو چشم بود ! ... تو همون سن و سالی که اون موقع ها مد بود اغلب دخترا 15 - 16 نهایت شوهرشون می دادن  خواهر من دانشگاه قبول شد ، اونم یه رشته ی خیلی خوب تو بهترین دانشگاه ایران ! ... دیگه تصور همه این بود که این دختر، بچه مدرسه ای بود اینطوری بود ! دیگه بره اونجا که درو می کنه خواستگارا رو !

    همینطورم شد ... تصورم اینه که کمتر دختری ممکنه اندازه ی خواهر من پیشنهاد خواستگاری و دوستی داشته باشه ! پیشنهادای ازدواجیم که بهش می شد اغلب طرف یه حالت شیدایی و عاشق شدن داشت نه اینکه حالا صرف 2*2 تا بگه دختر خوبیه و صحبتی بکنیم و اینا ... یه حالت اغوا کننده داره که دست خودشم نیست .  

    تو اون سن و سال 17 - 18 خواهر من واقعا سر پر شوری داشت و سنشم کم بود انصافا ، براش حالت رسمی و جدی نداشت و اغلبشونو رد می کرد ... خب 95 درصد پسر از شروع یه رابطه اول اولش قصد ازدواج که ندارن !! پیشنهادای خواهرم خییییییییییییییلی زیاد بود اما از من اگر بپرسی بالای 70 درصدشون جدی قصد و شرایط ازدواج نداشتن که ! حالا می خواستن شانسشون و امتحان کنن ببینن چی می شه مثلا !...

    اینه که نمی تونم بگم حالا همه خواستگار بودن اما خب موردای جدی هم متعدد داشت ... بچه بودم اما یادم می آد طرف پزشک بود مثلا ، 30 سال ، دم خونه ما تا صبح تو ماشین می خوابید تا صبح که خواهر من میره سر کار فقط بتونه یه نظر ببینش ! یا اینکه می رفت محل کار پدرم گریه می کرد که دختر تونو راضی کنی ! ...

    خواهر من رشته اش یه طوری بود که مدام با دادگاهای خانواده و مرکز مشاوره های خانواده و اینا درگیر بود و سال هاست داره کار می کنه اونجاها . تو کارشم خبره است.

    اینا رو گفتم که بدونید خواهر من در کمال سلامت عقل و نهایت زیبایی و جذابیت و آگاهی و خلاصه اند همه چی بود !

     

    خانواده ما مثل اغلب خانواده های ایرانی یه تم مذهبی و سنتی داشت طبیعتا ... ضمن اینکه یه تربیت اخلاقی قوی هم داشتیم جدای از دین و این مسائل حلال و حروم ... به قدری محکم تربیت شدیم که گاهی اصن شک می کنم ماهام شهوت داریم یا نه ! من خودم تا 24 سالگی چیزی راجع به خودارضایی نمی دونستم ! ... اما در هر صورت عاطفی هستیم ...

    فامیلای ما ، اشنا و همسایه ، معرفیاشون به درد عمه هاشون می خورد ! خیییییییییییلی ضعیف ! کیس هایی رو معرفی می کردن که هیچ کفویتی با خواهر من نداشتن و انصافا نمی شد رضایت داد بهشون . از طرفیم خواهرم شدیییییییییییییدا به خودش غره شده بود که من همه چی تمومم دیگه باید تاپ ترین شوهر نصیبم شه ، تصور کنید که یه سخت گیری از حد معمول بالاتر ... + اینکه ملاک های این ازدواج های سنتی افتضاحن ! دیگه من اینو از نزدیک دیدم دیگه ! ...

    حساب کتابایی که خانواده ها و طرف دارن جدا" حال به هم زنه ، گیر دادن به مسائلی که جدا" تاثیری تو کیفیت زندگی دو طرف نداره ، کلیشه هایی که هیچ منطقیم پشتش نیست ...  معرفیای سنتی که اینجوری منتفی می شد! می موند آشنایی هایی که خودش داشت . و این از نظر خانواده ما اصصصلن مسئله بدی محسوب نمی شه . آشنایی البته ؛ نه چیز دیگه .

    خلاصه ... گذشت تا خواهر من رسید به حدود 30

    تا اون سن احساس خطر نمی کرد که هیچ ، تازه خوشحالم بود داره انتخاب می کنه ... دیگه حالت اضطرار و فشار پیدا کرد ازدواجش و همه جوره زر مفت بود که می شنید از همه طرف .

    همون موقع ها ...  با یه نفر اشنا شد ... تو خیابون ! ... طرف اومده بود پیشنهاد دوستی دادن ، خواهرمم گفته بود با هیچ کس دوست نمی شم ! شروع کرده بود به زبون ریختن که من هر کسی نیستم ! من دکتر فلانیم و چنین و چنان ... شروع دوستیشون از اونجا بود ... طرف دانشجوی تخصص بود تو یه شهر دیگه ، همین باعث می شد خیلی کم همو ببینن شاید دو ماه یه بار ، این برا اوایل رابطه بود ... روزی 6 نوبت زنگ می زد شونصد بار اس ام اس و شعر و ایمیل و ... از توجه و محبت دیگه داشت خفه می کرد خواهر منو ... کادو پشت کادو ... اومد و مادر منو دید ... چند بار ،دیگه ما می شناختیمش خب ! رسمی نبود ولی . پدرم در جریان نبود ...

    اونم مادرشو آورده بود که خواهر منو ببینه ، بعد از چند ماه . و مادرش از همون اول مخالف بود ! ... به هر حال این دو تا ادامه دادن ... حرفشم این بود که من عاشقتم اما فعلا دانشجو هستم و حقوقم خیلی کمه ... تخصصم تموم شه رسمی می کنیم رابطه رو ... مادرمم راضی می کنم ... هیچی دیگه ... خواهر من باهاش صمیمی شد ، مسافرت می رفتن از سال دوم به بعد ، می رفت می دیدش ... به نظرم صمیمیتی بوده حالا نه اونطوری اما بوده ! ... و ما هم در جریان نبودیم در این حد ، تصورمون این بود مثل بقیه خواستگاراست ، تا اون سن خواهرم به کسی پا نداده بود ! تصور کنین یه چیزی حدود 15 سال خودشو حفظ کرده بود !!! اصن تصور نمی کنم این چیز کمی باشه ! چیزی که من دیدم اینه که بعضیا با اولین پسری که وارد زندگیشون می شه وا می دن و ... خواهر من به هیچ کس اعتماد نکرده بود تا اون سن .

    خلاصه درسشم تموم شد ... برگشت و یه خونه مجردی گرفت ! ... هیچی دیگه ... این شد شروع رابطه ی جدی تر در حد هفته ای یه بار ملاقات و ... دیگه هیچی دیگه ! ... بعد از یک سال خواهرم ازش خواست تکلیف رابطه رو مشخص کنه ... اینجا بود که اوووووووووووووووووووووووووووونهمه ادعای عشق و عاشقی کششششششششششششششششک ! ...

    بازی در آوردناش شروع شد ! تلفن جواب ندادناش ، ریجکت کردناش ! ... نهایتا مادرشو ورداشت آورد خونه ما با گل و شیرینی ! که والا حاج آقا پسر ما دختر شما رو نمی خواد و دختر شما مزاحم پسر ما می شه همه اش ! حالا مگه چی شده !؟ یه دوستی بوده تموم شده رفته دیگه ! الان همه با هم دوستن !!! مگه بناست همه که با همن ازدواج هم بکنن !؟ خوش گذشته به جفتشون حالام تموم شده رفته ! ( اینارو از زبون یه زن مسن 55 ساله چادری بشنوید که جلسه ختم قرآن می ره و رو می گیره ! ) پسره هم عین موش ... خیلی مشمئز کننده است مرد 33 ساله پشت مادرش قایم شه و مسئولیت کاراشو نپذیره ...

    حالا تصور می کنید دلیل مخالفت خانواده اش و جا زدن خودش چی بود ؟!؟!

    اینکه دختر شما مقنعه و چادر نمی پوشه ، جلسه خواستگاریه چرا شال سرش کرده !

    و اینکه مرد باید از زنش 8 سال بزرگتر باشه ! چرا هم نداره ! رسمه ، سنته ! اصنم مهم نیست چی بین اینا بوده ، یا چقدر با هم خوبن ... مهم سنت هست ! در حالی که خواهر من یک سال از طرف بزرگتر بود ... این از نظر اونا یعنی فاجعه !

    ضمن اینکه پسر من باید با یه دختر چشم و گوش بسته و کم سن ازدواج کنه که زنش بهش پایبند باشه ( خود این آقا کسی هست که دوست دختر داشتن یه مرد متاهل رو حق مسسسسسسلم خودش می دونه ! یعنی کثافت کاریاش بعد ازدواج همچنان ادامه داره ،الانم که ازش خبر داریم روز به روز داره کثیف تر می شه ... خواهر منم بهش پایبند بود خب ! )

     هیچی ...

    خواهر من تو نهایت ناباوری ... همه چیشو باخته بود ... بهترین موقعیت های ازدواجشو ، سنشو ... آبروشو ... احساسشو ... پدر و مادرم چه حالی بودن بماند دیگه ... خودش چی کشید هم بماند ، بعد سه سال هنوزم هر شب با قرص می خوابه ! ... 

    طرف هنوزم مجرده – هنوزم مشغول کثافت کاری ... هنوزم سر مواضع احمقانه سنتی خودش ... هنوزم از خیر خواهر من نگذشته و بابت محبتی که خواهر من بهش داره گاها میاد سمتش ...

    ما تصور می کردیم مسئله مخالفت خانواده است و اینها ... تو جریان همین کشمکش ها و جنگ و دعواها بود که چهره ی واقعی طرف مشخص شد تازه !

    با وقاحت تمام می گفت من تو رو برا ازدواج نمی خواستم ! اگر می خواستم که از همون اول برا خواستگاری می اومدم !

    منم مثل مادرم فکر می کنم و دختر کم سن چادری سر به زیر می خوام برام توله بیاره و خونه نگه داره ! اونو برا دل مادرم می گیرم اما عزیزم تو برا دل خودمی ! با هم باشیم تا آخر !!! ... مشخص شد علاوه بر خواهر من با دو تا زن دیگه هم بوده ... مطلقه بودن یا اوپن نمی دونیم واقعا ... منتها با اونا هم سکس داشته برای مثلا 8-9 سال ... به هر دوشونم گاها حرفایی از ازدواج می زده و به خانواده های اونا م سر می زده ! ... حتی اونام می دونستن یه دختری رو دوست داره ! پیش همه گفته من عاشق فلانیم !!! ...

    خواهرم می گه من اونو به عنوان شوهر خودم می دونستم دیگه ... براش هیچی کم نمی ذاشتم ... به همه هم معرفیش می کردم به عنوان نامزد . برای من رسمیت د اشت ... حلقه هم خریده بود برا خواهرم ... گفت تصورشم نمی کردم اهل این کارا باشه ...

    خواهر من رسما یه ازدواج و طلاق داشت ! منتها همه اش پنهانی !

    در کمال سلامت عقلی و اختیار و آزادی خودش اونو انتخاب کرد – هر لحظه می خواست کیس ازدواج براش بود ، خودش اونو انتخاب کرد برا دوستی ! خودش هر چی بگه مهم نیست . مهم اینه که رابطه شون شبیه دوستی بود نه نامزدی ! ... می گه اون کثیف بود و منو برا سکس می خواست ولی نیاز من عاطفی بود – فرقی نمی کنه از نظر من!  قشنگ ترین احساساتو تجربه کنی با یه نفر گیرم جسمتم دست نخورده نگه داشتی ! برا همسرت چی باقی مونده ! همیشه تصورم اینه که مهم ترین چیزی که یه دختر به طرف مقابلش می ده بین پاهاش نیست ! قلبشه !!!

    هنوزم نمی دونم اگر واقعا عاشق خواهر من نبود ، اگر برا ازدواج نمی خواست چرا انقدر باهاش صمیمی شد !؟؟! پارتنر سکس که داشت !!!! ماهی یه بار سکس با خواهر منو می خواست برا چی ؟!؟! بعد می بینم مگه بد بوده براش ؟! رابطه عاطفی فقط با یه دختر سالم می شه داشت نه با یه زن هرز ... خواهر من واقعا دوسش داشت ...

     

    نمی دونم ...

    چطوره تیپ زدن و خوشگل بودن ضد دین هست ، اما دوست شدن و بازی کردن با دختر مردم نه ! اصن مگه خود عوضیش مومنه که زن مومن می خواد ؟!؟

    چطوره که سنت می گه زن باید از مرد 8 سال کوچیکتر باشه ، اما سنت نمی گه دوستی نباید کرد ، اون طبیعیه و الان همه اینکاره ان ! ( به اینجا که می رسه مدرن تشریف دارن ! ) اما دو نفر همسن باشن آسمون به زمین میاد ! آیه داریم دوستی نکنید اما ایه نداریم زن کم سن بگیرید که !!!

    چطوره حرف مردم مهمه ، که فلانی زنش ازش یه سال بزرگتره ( تازه اونم به قیافه معلوم نیست ! ) اما حرف خدا مهم نیست به حفظ مسائل شرعی ، دروغ زنا و ...

    چطوری می شه یه زن گرفت برا بستن دهن گشاد مردم و اون بیچاره دلخوش یه شوهر متخصص با درآمد نیم میلیاردی ! اما معشوقه های دیگه گرفت برا حال و حول ! ....

    چطوری می شه یه دانشجو از حقوق انترنیش سه چار نفرو ساپورت می کنه و دوستی می کنه ( به جز پارتنراش سر و گوشش زیاد می جنبید ... ) اما برا ازدواج بی پوله !

    نمی دونم از راه دور چطور می شه دوستی کرد ، گاها طرفو برد برا عشق و حال ، اما نمی شه یه صحبت کوتاه و اجازه گرفتن از پدر من باشه و یه حلقه انداختن اصن نمی گمم طلا ! آهنی ! و صیغه خوندن ! حتی نمی گم عقد ! و نامزد باشن  تا زمان رسمی تر شدن

    چطور می شه تا آخر عمر دوستی کرد با یه زن پنهانی ، اما نمی شه ثبت کرد این ازدواجو !!!! حتی حاضر به خوندن یه صیغه شفاهیم نیست !!!

    چطور می شه تو یه دوستی دختر کثیف محسوب می شه اما مرد نه ! از نظر دینیشم حساب کنیم اینا الان باید به عقد هم در بیان نه !؟

    متعدد دیدم دخترایی که دوست پسر داشتن پنهان کردن ، اونایی که نامزدی بهم خورده داشتن دیگه شدن گاو پیشونی سفید و دست دوم !!!! حالا می بینی دختره با دوست پسرش سکسم داشته ، بچه م سقط کرده  این یارو دست نامزدشم نگرفته ! همینا دامن می زنه به پنهان کاری دخترا ... چرا رسمی کنه به صد تا نفهم جواب پس بده بعدا !؟!؟

    چطوریه که مرد گنده ! همه کارشو می کنه ، به ازدواج که می رسه شخصی ترین تصمیم زندگیش هست اختیارش با خانواده شه !!!! صغیره مثلا !؟؟!؟!

     چیزی که من فهمیدم ... تفاوتی که بین صیغه با دوستی می شه قائل شد اینه که وقتی دختره دوست می شه اینجوری ، خب آخرش می گه من احساساتی بودم و طرف اغفالم کرد !نامرد !

    اما وقتی بحث صیغه است ، دختر خودش می گه من خودمو به همسریت در آوردم ! به فلان مهریه و فلان مدت ! این یعنی زن رضایتشو اعلام می کنه !!! و زن از اول توجیه هست که رابطه برا سکس هست و موقت ! مثل دخترای اروپایی که گمون نمی کنم هیچ کدوم انقدری بشکنن از قطع روابطشون که ماها !!!! دلیلشم اینه که تابو ندارن و می پذیرن بخشی از زندگی هر کس انتخاب اینه که با کی باشه و ممکن هم هست با هم بمونن شایدم کات کنن . گذشته طرف هست و مسئولیت خودش ! بدن خودش روح خودش احساس خودش ! ضمن اینکه مسئولیت با خود دختره است ! آقاجون رفتی بودی ! نوش جونت ! ناز شصتت ! تموم شده ! برو بعدی ! نفر دوم هم ادعای زور نداره !

    البته احساس اینجا دیگه محلی از اعراب نداره ... من که نمی تونم بفهمم ... اما در هر صورت مشخص بودن چارچوب یه رابطه بهتر از دروغ و فریبه نه !؟

     این اتفاقا منو به شدددددددددت به هم ریخت ... خواهرم هیچ ! من تکلیفم چیه این وسط ؟! من چکار کنم  تا همین نشه وضعیتم !؟ خودمونم متوجه نیستیم چکار داریم می کنیم با همدیگه ! پرا یه جور دخترا یه جور ، خانواده هام یه جور ! ...

     من نمی دونم دیگه اینا گفتن می خواد !؟ الان همه می بینن می شنون دیگه ! کی چشم و گوشش بسته است این روزا !؟؟!؟! اصن مگه می شه چشم و گوش بسته موند !؟؟!!؟

    به خدا قسم بهترین دین رو داریم ...

    آشنایی رو داریم ، خواستگاری ... یه درجه رسمی ترش صیغه محرمیت هست و شناخت عاطفی ، یه مرحله جدی ترش صیغه عقد موقت هست که خواستن شناخت جنسی هم بدست بیارن ! بعدشم ازدواج ! اگرم به هم نخوردن یا هر جوری نشد ، خب طرف انگ فاحشه نمی خوره !!!! ... نمی دونم داریم چکار می کنیم و کجا می ریم ...

    خدا عاقبت همه مونو بخیر کنه ... دین گریز شدیم و سنت زده ! ... دین و انسانیت رو که راحت گذاشتیم کنار ! سنت رو دو دستی سففففففت چسبیدیم !!!!

    برا هم دعا کنیم ...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۳)
    • ۳۲۲۲ بازدید توسط ۲۴۱۷ نفر
    • شنبه ۲۵ بهمن ۹۳ - ۰۰:۰۴

    درمان شپش با پودر لباسشویی

    در این پست تجربیات دو نفر از کاربران خانواده برتر در مورد درمان شپش با پودر لباس شویی رو خدمت تون ارائه می کنم .

    * موها رو با پودر لباسشویی ماشین آنزیم دار بشورید و یک دقیقه بمونه رو سرتون بعدش آبکشی کنید و نرم کننده مو رو به ریشه و ساقه موهاتون بزنید و با شونه شپش یا دندونه ریز خیلی شونه کنید به طوری که خود شپش و همین طور تخم هاشون ( رشک )  از روی ساقه و ریشه مو جدا کنید و بریزید .

    فقط حتما بدن تون رو خیلی خوب بشورید اگر با صابون ضد باکتری باشه که چه بهتر یک روز درمیون این کارو امتحان کنید و همین طور سرکه سیب میتونه تاثیر گذار باشه البته بعد از شستن با پودر یعنی یک روز پودر بزنید یک روز سرکه سیب نگران نباشید با این روش حتما از بین میرن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    دفع شپش و رشک موی سر (۱۲ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱)
    • ۳۱۸۰۴ بازدید توسط ۲۶۲۹۵ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۱۳:۵۹

    بدون محتوا 479

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

    • ۱۴۳۵۲ بازدید توسط ۱۰۷۱۶ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۸:۱۰

    ترم 2 هستیم ، در مورد ازدواج باهاش صحبت کنم ؟

    سلام

    من پسری 19 ساله هستم که تو دانشگاه عاشق دختری شدم که حتی یه بار هم باهاش صحبت نکردم. فکرم صبح تا شب مشغول اونه. دو تامون هم هم رشته ای هستیم اما من مال یه شهر و اون مال شهر دیگه ای هست که 480km با هم فاصله داریم.

    حال با توجه به اینکه ما ترم 2 هستیم من میتونم با ایشون صحبت کنم و نظرم در مورد ازدواج رو با ایشون مطرح کنم؟ چون واقعا از اون وقت تا حالا افسرده شدم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه) نوع رفتار در دانشگاه (۱۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۱۵۹۴ بازدید توسط ۱۳۵۴ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۸:۰۱

    همیشه وانمود میکنم که به هیچ وجه احساساتی نیستم

    با سلام خدمت دوستان

    من 22 سال دارم و شرایط ازدواج هم اصلا ندارم. دور از خانواده زندگی میکنم و شکر خدا هم از ظاهر مناسبی برخورارم و هم جز بچه درسخون های کلاسم و همین باعث میشه خیلی از دخترا بخوان بهم نزدیک بشن.

    هر چند که در جمع دوستان و هم کلاسی ها همیشه وانمود میکنم که به هیچ وجه احساساتی نیستم ولی واقعیت امر اینه که فوق العاده احساساتی ام و خسته میشم از تنهایی و در نتیجه غلبه کردن به احساسات برام خیلی خیلی سخت میشه. 

    بعضی مواقع واقعا میبرم و خسته میشم. الان هم از اون موقع هاست.

    ممنون میشم کمکم کنید.


    مرتبط:

    یه دختر 18 ساله چطور باید احساساتش رو کنترل کنه؟

    دخترم، فکر میکنم احساساتم  ثبات ندارند

    چطور بدون وابستگی به کسی یا چیزی با احساسات جوونی کنار بیایم ؟

    با احساساتم چکار کنم تا مانع پیشرفت توی کارم نباشه ؟!

    در حد افراط احساساتی هستم، راه درمانی هست ؟

    من 17 سالمه و احساسات عجیبی بهم دست میده

    فکر میکنم توی 18 سالگی احساساتم خیلی به منطقم میچربه

    احساساتی شدم و گذاشتم دوست پسرم بدنم رو لمس کنه

    چکار کنم که احساساتی نباشم ؟

    بازی با احساسات دختر یعنی چی ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۱۵۲۲ بازدید توسط ۱۲۸۸ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۷:۵۸

    سوالاتی که متاهلین در دوره آشنایی باید می پرسیدند

    سلام

    من تا به حال در مورد سوال از خواستگار و نحوه آشنایی، در این سابت و خیلی کتاب ها و سایتهای دیگه مطالعه کردم.

    میخواستم اگه امکانش هست دوستان متاهل بفرمایند که بعد ار ازدواجشون به چه مسئله ای برخورد کردند که فکر میکنند لازمه در این دوره آشنایی پرسیده بشه. ممنون از همگی و با آرزوی سلامتی و خوشبختی


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۱۷۴۴ بازدید توسط ۱۵۱۴ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۷:۰۹

    آقایون، انتظار شما از همسرتون بعد از تولد فرزند چیه؟

    سلام

    خداقوت

    احساس پوچی می کنم، از وقتی بچه اولم به دنیا اومده همسرم توجهش به من کم شده و بیشتر با اون گرم میگیره و سرگرمه حتی گاهی به دخترم حسودی می کنم.

    قبلا رابطه گرم و خوبی داشتیم طوری که با هم احساس رفاقت می کردیم اما 2-3 سالی میشه فکر می کنم از هم دور شدیم! بیشتر زمانی که مشکل پیش میاد و از دست من براش کاری بر نمیاد این احساس پوچی در من بیشتر میشه.

    وقتی درد و دل می کنم اعصابش به هم می ریزه و میگه که تو منو عصبانی می کنی. ارتباط زناشویی مون هم با مشکل رو برو شده. کلا زندگیم مثل سابق نیست :(

    میخوام بدونم دقیقا مشکل از کجاست ؟

    چرا رابطه ما سرد شده ؟

    کوتاهی از منه آیا ؟

    اقایون انتظار شما از همسرتون بعد از تولد فرزند چیه؟


    ممنون از توجه همه...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰)
    • ۱۵۹۳ بازدید توسط ۱۳۷۰ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۵۱

    صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    سلام

    در زمینه ازدواج فکر میکنم لازم باشه حتما با یک مشاور خانواده صحبت کنم. ولی برای من مهمه که مشاور مذهبی هم باشه . مثلا با یک مشاور قبلا صحبت کردم، گفتم خواستگارم نماز نمیخونه گفت حالا نخونه مهم نیست. البته نمیخوام از این مشاور های دیگه خیلی مذهبی باشه که فقط آیه قرآن و حدیث بخونه. 

    حالا دو تا سوال:

    به نظر شما صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    مشاور خوب در این زمینه اگه در تهران میشناسید لطفا معرفی کنید


    مرتبط با معرفی مشاور و لزوم مشاوره قبل از ازدواج:

    معرفی مشاور برای مشاوره عاطفی و بحث ازدواج در تهران

    معرفی مشاور برای مشاوره پیش از ازدواج در تهران

    معرفی مرکز مشاوره قبل از ازدواج در غرب یا شمال غرب تهران

    صحبت با مشاور در زمینه ازدواج لازمه؟

    پیش از ازدواج، حتما چند جلسه مشاور برید و خوب تحقیق کنید

    لزوم وجود قانونی که ازدواج رو بدون مشاوره ممنوع کنه

    فرهنگ سازی برای مراجعه به روانپزشک ، روانشناس و مشاور

    معرفی شماره مرکز مشاوره - 096400

    معرفی مرکز مشاوره در شیراز برای مسائل خانوادگی و ازدواج

    درخواست معرفی مشاور یا روانشناس در اصفهان

    درخواست معرفی مشاور در شهر شیراز

    معرفی مشاور در قزوین

    چطوری به خواستگار بگیم بریم مشاوره قبل از ازدواج؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶)
    • ۱۸۶۱ بازدید توسط ۱۵۲۷ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۴۸

    داشتن داداش اینترنتی اشکالی داره ؟

    با سلام و عرض خسته نباشید...

    من دختری  هستم و همچنین مذهبی و پایبند اصول دینی و...

    تا به حال هیچ دوست پسری نداشتم و حتی از نگاه کردن و ارتباط کلامی با نامحرم پرهیز میکنم ... درسم هم خیلی خوبه...

    ولی مشکل از اونجایی شروع شد که کنجکاوی کردم که بدونم مردان چه عقاید و افکاری دارن ... برای همین برای اولین بار در یک چت روم با پسری چت کردم ( گفتگویی که بین ما اتفاق افتاد کاملا با رعایت اصول بود)

    ازم شماره خواست ... بهش ندادم .خیلی اصرار کرد... منم ایمیلم رو دادم به شرط اینکه گفتگوی ما سالم و با رعایت اصول باشه... اون هم قبول کرد و قول داد که گفتگوی ما سالم باشه... حالا 2-3 ماه گذشته... باید بگم که گفتگوهامون کاملا سالم بوده و او هم از حدش نگذشته و هیچ حرف عاشقانه ای بین ما رد و بدل نشده ( یعنی من نخواستم که اگر میشد همون موقع این ارتباط قطع میشد ) . ولی....

    ولی میترسم بهش وابسته بشم .. اون منو آبجی صدا میزنه با این حال باز هم میترسم چون احساساتم کاملا دست نخورده است...به خودم اعتماد ندارم...میترسم به درسم لطمه بزنه...جایی که زندگی هم میکنه از ما خیلی دوره و از این نظر تهدیدی در کمین نیست...ولی باز هم....نمیشه...

    وقتی بهش گفتم که بیا این ارتباط رو محدود تر کنیم و کم کم  قطعش کنیم قسم خورد که منو فقط آبجیش میدونه و هیچ نیت بدی نداره...میگفت حرفام روش تاثیر میذاره و اون رو به خدا نزدیکتر کرده ولی من عذاب وجدان هم دارم و احساس میکنم خدا ناراضیه...احساس گناه میکنم...وقتی اینو بهش گفتم گفت: گفتگوی سالم ما از نظر شرعی مشکلی نداره...از طرفی هم با خودم میگم چه اشکالی داره که داداش اینترنتیم باشه ؟

    ولی...

    واقعا نمیدونم چیکار کنم...از طرفی نمیخوام بیشتر از این وابسته بشم و ازطرفی هم دلم نمیخواد این ارتباط خواهر - برادری تموم بشه... ممنون میشم جوابم رو بدید...


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸)
    • ۲۹۶۶ بازدید توسط ۲۲۷۳ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۴۶

    دوست دارم شوهرم فقط مال خودم باشه

    سلام دوستان ازتون میخوام راهنماییم کنین

    احساس مالکیت من خیلی زیاده یعنی فقط دوست دارم شوهرم مال خودم باشه یعنی به کسی نگاه نکنه و کسی هم بهش نگاه نکنه البته بیشتر شوهرم...

    شوهرمم از این احساس من اگاهه مثلا میگه یه خانمه بر فرض اومد تو مغازه بعد سریع میگه شوهرشم باهاش بود ،اینجوری میگه که مثلا من حساس نشم البته من حساسیتمو به روش نمیارم اما خودش اینو از حالت چهره ام میفهمه .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مشابه) روابط عاطفی زن و شوهرها (۵۹ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۵۲۸۰ بازدید توسط ۴۰۱۱ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۳۹

    برای ساختن خودم از کجا باید شروع کنم ؟

    سلام

    من یه برادر دارم که سه سال از خودم کوچیک تره و منم دخترم و دبیرستانی ... رابطه ام با مادرم خیلی خیلی سرده مثل دو تا کوه یخ ... خدا رو شکر اهل دوست پسر و چت و ... اینها نیستم و گناه این مدلی نکردم که از مامان و بابام بخوام بترسم.

     بدترین گناه من اینکه گاهی رمان عاشقانه میخونم و فیلم کره ای می بینم ... من توی یه محیط فوق پاستوریزه بار اومدم مذهبی هستیم و ماهواره نداشتیم تا حالا ... .

    به تازگی ( تقریبا یعنی از موقعی که اومدم دبیرستان ) درسام خیلی افت کرده و نمیتونم رو درسام تمرکز کنم به خاطر فکرای زیادی که ذهنمو مشغول کرده و تا زمانی که مغزم سر و سامون نگیره نمیتونم درس بخونم و غر زدنای بیش از حد مامانم و دعوای های ما یه طرف ، گوشزد کردنای معلما یه طرف .

    دیگه بد جور ریختم به هم انگار یه وزنه ی ۱۰۰ کیلویی همیشه رومه ... گذشته از رابطه ی بسیار خوب من و مامانم با داداشم و بابام چندان مشکلی ندارم گر چه با اونا هم زیاد حرف نمیزنم و صمیمی نیستم...

    و کلا دوستی هم ندارم که با هم خوش باشیم ... حداقل برای ساختن مهر و محبت خواهر برادری تلاش میکنم و سعی میکنم با هم خوب باشیم و همه چی رو بهش میگم اما داداش من یه آنتن و خیانت کار به تمام معناست...

    امروز چند تا فیلم از یکی از همکلاسی هام گرفته بودم و داشتم میدیدم که سر زده اومد با هم نشستیم یه قسمت از یه سریال رو دیدیم که بعدش رفت همه چی رو گذاشت کف دست مامانم ( مامانم به همون دلایل مذهبی در مقابل فیلم جبهه میگیره تازه برای اینکه سر منو شیره بماله میگه بیا با هم ببینیم من نمیخوام با اون ببینم نه به خاطر اینکه اون فیلما چیز بدی داشته باشه بلکه به خاطر اینکه اصلا باهاش احساس صمیمیت نمیکنم و حس میکنم میخواد مچ منو بگیره نه دوستی با من) تازه خوبه ازش قول گرفته بودم به مامانم نگه اگه قول نداده بود چی کار میکرد .

    یه جورایی نقش جاسوسا رو بازی میکنه... فکر نکنین آدم منفی بافیم اتفاقا از من مثبت اندیش تر و بی خیال تر و ریلکس تر تو این دنیا نیست...

    اعصابم به هم ریخته بد جور ... خسته شدم از این زندگی ... از این تنها بودن و ... این عزت نفس پایینم... ، از این نمرات در حال سقوطم ... دیگه حالم از این وضعیت و از خودم به هم میخوره ... نمیدونم چیکار کنم زمان هم مثل برق میگذره و من دارم از هم سن و سالام عقب میفتم تازه کنکور هم یه طرف دیگه که نمیدونم چیکارش کنم... .

    همه میگن این سال ها بهترین سالهای عمره و من دارم دستی دستی از دست میدمش تو رو خدا بهم بگین چکار کنم... خودمو گم کردم ... اعتماد به نفسم تو روابط اجتماعی پایین اومده و بیشتر هم همین موضوع منو آزار میده... و من مامانمو مسؤل تموم این افکار مزخرفم میدونم با تحقیراش و سرزنش هاش با دمدمی مزاج بودنش یه بار با یه کارم مخالفت میکنه یه بار برای همون موضوع هیچی بهم نمیگه و یدفعه سر هیچی داد و بیداد میکنه من اصلا نمیفهممش و درکش نمیکنم واقعا گناه من چیه که باید همه ی اینا رو تحمل کنم....

    آیا اینا مشکلای منه فقط یا همه ی آدما شرایط منو دارن... نمازام و یکی در میون میخونم یه بار جوگیر میشم و آدم خوبی میشم یه بار حال وضو گرفتنو نماز خوندنو هم ندارم.....راهمو گم کردم نمیدونم درست چیه غلط چیه زود تحت تاثیر حرفای دوستام قرار میگیرم و فکر میکنم چه شخصیت بیخودی دارم... و فکر میکنم مامانمه  که باعث شده من آرامشی نداشته باشم . 

    نمیدونم برای ساختن خودم از کجا باید شروع کنم... خودم کیم ؟ و چطوری باید به این ذهن در هم بر هم خودم نظم بدم اصلا خودمم نمیدونم چی میخوام ... همه ی اینا از من یه فرد مسؤلیت نپذیر ساخته که هر روز دیر میرم مدرسه و اصلا نمیدونم مسؤلیت یعنی چی؟

    خسته شدم دیگه .........کمکم کنین............ (لطفا قبل از اینکه نظری بدید خودتونو جای من بذارین و منو درک کنین بعد راهکار بدین )


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۲۱۵ بازدید توسط ۱۰۳۸ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۳۱

    بدون محتوا

    بدون محتوا

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    خرید اینترنتی و مشورت در خرید (۷۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
    • ۲۵۰۷ بازدید توسط ۱۹۶۴ نفر
    • جمعه ۲۴ بهمن ۹۳ - ۰۲:۱۵

    مادرم میگه شهر غریب نرو تنها می مونی

    سلام

    به کمکتون احتیاج دارم. دلم واقعا گرفته. 

    من خواستگار خوبی دارم که خودم پسندیدمش خونوادمم همینطور اما یه مشکلی وجود داره این که واسه یه شهر دیگن حدود 45 دقیقه تا خونه ما راهه . مادرم مخالف این موضوعه پدرمم تقریبا همینطور . مادرم میگه راهش دوره . بهش بگو بیاد تو شهر ما اشکال نداره اصلا 1 ساعت راه باشه. اما شهر غریب نرو. پشیمون میشی. تو سختی ها تنها میمونی . خیلی ناراحتم. 

    از طرفی هم خواستگارم نمیتونه بیاد شهر ما چون کارش اونجاست پدر هم نداره اگه بیاد شهر ما مادرش تنها میمونه. 

    دلم خیلی گرفته نمیدونم چیکار کنم میترسم اشتباه کنم. 

    این حرفها باعث شده من دلم خیلی بگیره

    بچه ها به کمک همگیتون احتیاج دارم من چیکار کنم؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۴۶۵ بازدید توسط ۲۰۴۴ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۱:۰۱

    5 سوال در مرد طول آلت ، مزاج جنسی و ...

    سلام 

    اول. ایا اندازه ی قامت مردها با طول آ... رابطه مستقیم داره؟

    دوم. آیا اقایون و خانم های سبزه گرمتر از همجنسای پوست روشنشون هستند؟

    سوم. ایا اگه یک مرد بلند قامت تا دومتر و هیکلی و غیر چاق روشن پوست با یک خانم سبزه اما کوتاه تا حداکثر 170 ولی در نوع خودشون باربی تشریف دارند ازدواج کنه بعدا در مسائل زنا شویی و نیاز های عاطفی دوچار اشکال می شند؟

    چهارم. چطور میشه در مراسم خواستگاریاز طبع فرد مطلع شد.میشه نتیجه گرفت دختر خانمی که شاد و پر انرژی هست و راحت صحبت می کنه و حتی مزاح در وسط صحبتش با خواستگار پس گرمه؟

    پنجم. ایا وقتی دختر خانم خیلی با علاقه و شوق و حتی لبخند به حرفهای پسره گوش می ده و سعی می کنه تا خودش رو متقارن با معیار های پسره نشون بده و انهایی رو که نداره قول می ده بعد ازدواج در خودش ایجاد کنه میشه نتیجه گرفت که دختره جوابش مثبته و میشه بهش اعتماد کرد که بعد ازدواج خصوصیاتی رو که قول داده در خودش به وجود بیاره چون بیچاره بندهخدا خیلی چشماش برق میزد و حتی یک کلمه بر خلاف نظرم چیزی نمی گفت این کمی من رو ترسونده؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹)
    • ۴۹۹۵ بازدید توسط ۳۹۴۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۵۷

    چطور میشه فهمید پرده ترمیمی بوده یا طبیعی؟

    من 30 سالمه و تا حالا هزگر رابطه جنسی نداشتم و قصد ازدواج دارم. می خواستم بدونم موقع اولین دخول اگر اون درد و خونریزی کمی هم که میگن داشت و ظاهرا همه چیز نرمال بود، چطور میشه فهمید پرده ترمیمی بوده یا طبیعی؟

    من فکر می کنم اگه یه دختر با پرده ترمیمی ازدواج کنه و شوهرشم متوجه نشه، برای همیشه به شوهرش به چشم یه آدم احمق نگاه میکنه.



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۷)
    • ۱۳۲۴۹ بازدید توسط ۱۰۸۳۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۳۱

    بدون محتوا 478

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۷۳۸۳ بازدید توسط ۱۲۶۱۲ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۱۰:۰۱

    یه راهی جلوی پام بذارید چطوری فراموشش کنم؟

    سلام

    دختری 20 ساله هستم که چند ماه پیش تو فضای مجازی لاین با یه پسری اشنا شدم . البته اولش قبول نمیکردم ولی بلاخره با حرفاش منو خام خودش کرد دوستاش همش به طور غیر مسقیم میخواستن بهم بفهمونن که اون با صد تا دختر دوسته و تنوع طلبه ، ولی من میذاشتم پای حسودیشون .

    حتی یه بار یکی از اشناهامون که اونو میشناخت برگشت بهم گفت چون دختر خوبی هستی دارم بهت میگم . گفت اون کسی نیس که بشه بهش دل بست با چند نفر همزمان دوسته و از این حرفا ولی من انگار چشام کور شده بوده .

    من خودم مریم مقدس نبودم قبل ایشون با یه پسر دیگه هم دوست بودم اونم وقتی که دوم دبیرستان بودم از سر حس کنجکاوی و اینکه دوس داری جنس مخالفتو بیشتر بشناسی و واسه این دوست شدم و خیلی هم طول نکشید که بهم خورد .

    بعد اون دیگه با هیشکی دوست نشدم حتی وقتی دانشگاه قبول شدم خیلی شرایطش بود ولی با کسی دوست نشدم ولی من دختری نبودم که همزمان با چند تا پسر باشم و از این حرفا.

    خلاصه 4 ماه گذشت و خیلی بهش وابسته شده بودم خیلی هم دوسش داشتم . اونم خیلی بهم احترام میذاشت و باهام خوب رفتار میکرد ما حتی بهم دست هم نمی دادیم چون من از اولشم باهاش سر سنگین برخورد کردم میدونست من دختر سبکی نیستم خیلی حرف ازدواج مینداخت همش میگفت خانوادت چه جوریه رسم و رسومتون چه جوریه ولی شاید خنده دار باشه تا اون حرف ازدواج میزد من سریع حرفو عوض میکردم با اینکه دوسش داشتم ولی نمیدونم چرا اینکارو میکردم همش تو دلم میگفتم من اگه با این ازدواج کنم حیف میشم .

    همش حرفای بقیه میومد جلوی چشمم که میگفتن اون ادم تنوع طلبیه. یکم که شناختمش دیدم رفتارش خیلی سبکه خیلی با دخترا راحته شغلشو عنوان نمیکنم چون شاید کسی این شغل و داشته باشه بهش بر میخوره .

    اما شغلش جوری بود که روزی با صد تا دختر برخورد داشت با همه مشتری های دخترش راحت بود تقریبا شاید بشه گفت همه مشتری های دخترش شمارشو داشتن خودمم چند بار از نزدیک دیدم که چقد راحته با دخترا این چیزا که یادم میومد احساس میکردم اون لیاقت منو نداره چون من خودم اینجوری نبودم تو روابطم با پسر خیلی رعایت میکردم.

    خلاصه بعد این 4 ماه یه شب که داشتیم بهم اس های عاشقانه میدادیم برگشت بهم گفت فردا شب قراره برم خواستگاری !!! اینم بگم ما اصلا بهم قول ازدواج ندادیم . انگار رو سر من اب یخ ریخت وقتی اینو گفت فقط براش ارزوی خوشبختی کردم برگشت بهم گفت تو پاک ترین دختری بودی که باهاش بودم.

    بعد رفتن اون داغون شدم خیلی بهش عادت کرده بودم از یه طرف تو دلم میگفتم خدا رو شکر که قسمتم این نشد که من باهاش ازدواج کنم از یه طرفی هم خیلی دوسش داشتم .

    چند روز بعد عقدش بهم اس داد گفت میخواستم حالتو بپرسم خیلی راحت داشت با من حرف میزد انگار نه انگار دیگه متاهله تو اس هاش برگشت گفت "قربون قد و بالات برم من".

    در این حد راحت بود. اونجا بود خدا رو شکر کردم که من باهاش ازدواج نکردم چون با خودم فکر کردم اگه الان همسرم بود داشت این حرفو به یه دختر میگفت چه حالی بهم دست میداد واسه همین خدا رو شکر کردم.

    الان مشکلم اینه همش یادش میوفتم یاده حرفاش یاد روزای خوبمون همش خود خوری میکنم با خودم میگم اگه اون منو نمیخواست چرا همش حرف ازدواج مینداخت حتی تا یه شب قبل خواستگاری داشت به من میگفت دوستت دارم و حرفای عاشقانه .

    مگه یه ادم چقدر میتونه ظرفیت داشته باشه تا شب اخر با یه دختر باشه و فرداش به راحتی بره خواستگاری یه دختر دیگه ؟

    خیلی داغونم الان یه ماه از عقدش میگذره خیلی حالم بده همش یادش میوفتم یه راهی جلوی پام بذارید چیکار کنم فراموشش کنم؟ خیلی دارم زجر میکشم خدا فقط میدونه منتظر جواباتون هستم دوستای گلم 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    فراموش کردن عشق قبلی (۴۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۳۴۵ بازدید توسط ۱۹۲۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۵۴

    شکست عشقی و تاثیرات آن بر زندگی آینده یک مرد

    لطفا نظرات تونون در مورد شکست عشقی و تاثیرات مثبت و منفی آن بر زندگی آینده یک مرد رو توضیح بدید و فرض کنید که این مرد خیلی هم عاطفی و احساسی باشد ؟

    راهکار برای بهبود زندگی این شخص چی میتونه باشه؟

     


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۸۰)
    • ۵۷۴۸۰ بازدید توسط ۴۱۹۹۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۹

    بدون محتوا 477

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۳۶۴۷ بازدید توسط ۱۱۱۷۹ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۶

    معرفی وبسایت

    سلام

    اگر وبسایت مفیدی سراغ دارید لطفا آدرسش رو در بخش نظرات ارسال کنید تا بعد از بررسی در این قسمت قرار داده بشه .

    با تشکر

    ______________________________________________________

    وبسایت های فعالان خانواده برتری :

    بوی یاس ← montazer-m.blog.ir

    زهرا م. ← hastonist88.blog.ir


    وبسایت های مفید : 

    پایگاه اطلاع رسانی تنظیم خانواده ← www.tanzimekhanevadeh.com

    درخواست التماس دعا + ختم گروهی ←  didebina.ir

    بچه های دیروز بچه های پریروز ← bachehayedirooz.blogsky.com


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸)
    • ۳۸۳۸ بازدید توسط ۲۸۹۶ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۳۴

    اگه از شما در مورد دختری که رابطه داشته تحقیق کنن چی میگید ؟

    اگر برای تحقیق در ازدواج به شما مراجعه کنند  برای یکی از دوستانتان ( مثلا صمیمی ) و از شما  بپرسند این دوستتون قبلا یا الان با کسی بوده و دوستی با جنس مخالف داشته یا نه ؟

    حالا شما می دونید که هم دوستی داشته هم رابطه ی جنسی داشته ( شاید با چند نفر !) 

    چه جوابی می دید ؟

    سوال دومم اینه که تو این سایت خیلی ها گفته بودند سوال نپرسید در رابطه با روابط قبلی طرفتون و حسابی تحقیق کنید , من می خواستم بدونم چطوری با تحقیق مشخص می شه و منظورتون چطور تحقیقیه ؟ و از کجا بفهمیم با کی بوده چند وقت و بینشون چطور بوده و چه حد تو رابطه پیش رفته بودند و آیا به رابطه ی جنسی هم رسیده بوده یا نه ؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۲۰۱۹ بازدید توسط ۱۶۴۳ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۲۷

    این حس دلسوزی اعصابم رو بهم میریزه

    سلام 

    بیو گرافی خودم

    1. محمد 21 ساله

    2. دانشجوی عمران

    3. دارای شرایط اقتصادی و فرهنگی متوسط رو به بالا

    4. قد 186 وزن 93

    5. بسیار منطقی و دلسوز مردم و ...

    زمانی که کنکور داشتم دچار یک نوع عشق خاص شدم

    صبح جمعه ازمون قلم چی داشتم از خونه که زدم بیرون همون جا بود  نوه همسایمون رو دیدم پدرش فوت کرده و با ناپدری زندگی میکنن اون هم ازمون داشت و بهم خیره شده و من خجالت کشیدم سرم رو انداختم پایین کم کم بهش علاقه پیدا کردم و دنبال موقعیت برای صحبت باهاش بودم که این موقعیت هرگز پیش نیومد .

    من هم توی خونه ی (پدرم خونه خالی در اختیارم گذاشته بود ) بودم که پنجره رو به خونه مادر بزرگ ایشون داشت و همیشه دم پنجره منظر اومدن این دختر بودم دیدنش یه جور ارامش میداد خودش هم توجه میکرد ببینه برقه اتاقم روشنه برخی موقع ها به خودم هم توجه میکرد به شدتت بهش علاقه پیدا کردم.

    3 روز بعد از کنکور سر ظهر تابستون همین طوری زدم به خیابون دختره رو دیدم یه پسر پیادش کرد منو دید به دوستش گفت اوه اوه شب خواست بر خونه همین که منو دید از ترس رفت در پایین خونه در زد کلا بدجوری ازم میترسید

    بعد از حدودا 2.5 سال من هنوز به فکرشم پیش دکتر رفتم باورش نمیشد میگه این جور عشق  رو ندیده بودم دوستم میگه من هم موندم که چرا همش توی فکرشی وقتی با یکی دیگست .

    من میدونم اگه شرایط ازدواج باهاش رو داشتم هرگز باهاش ازدواج نمیکردم چون بسیار بد اخلاقه ولی همیشه نگرانشم نکنه صدمه ببینه نکنه پسره اذیتش کنه به قران زندگیم همش فکر  شده .

    به هیچ عنوان هم تمایلی به دختر ندارم نه توی دانشگاه نه بیرون و به هیچ عنوان هم دختر باز نیستم ولی این دختره داره مانع پیشرفتم میشه .خواهشا اگه میدونید مشکل کجاست کمک کنید

    ( راستی الان دختره 2 ساله با پسره هست نامزدش نیس مطمئنم  واسه ازدواج هم نیس چون توی بیتالکش خوندم متوجه شدم . دختره فقط یه خواهر کوچیکتر داره ) من همیشه نگرانشم این حس دلسوزی اعصابم رو بهم میریزه نکنه ازش سوء استفاده جنسی کنه .


    -----------------------------------------------

    سوال ایشون در یک سال پیش :


    دلم حدود 1.5ساله اسیر یه دختره

    هروز 20 ساله هستم.

    جریان ازین قرار.خدا شاهد من تا حالا از نزدیک با یه دختر روبرو نشدم ولی توی تابستان پارسال یک لحظه به صورت دختر همسایمون  از فاصله 10متری نگاه کردم اون بهم خیره شد  کم کم بهش  علاقه مند شدم بعد از3 ماه برای دادن ازمون قلم چی  صبح زود زدم از خونه بیرون دوستم هم منتظر بود دختر ه اون هم ازمون داشت صبح بهم  طوری خیره شد که من رو مو کردم به یه طرف دیگه دوستم گفت که داره بهت چراغ سبز نشون میده من بهش علاقه بستم و گفتم ای کاش باهاش دوست میشدم  این علاقه طوری شدید شد که هر لحظه منتظر بودم که ببینمش و از پشت پنجره منتظرش بودم وهمیشه منتظر موقعیتی بودم که بهش بگم  ولی این موقعیت پیش نیومد   2 ماه نزدیک به کنکور واقعا  نمیدونستم چیکار کنم هر دقیقه توی فکرم بود  و نمی تونستم درس بخونم با تلاشی که من چند سال برای کنکور داشتم من موفق نشدم و رفتم برای سال بعد به والله توی این 9 ماه  کنکور 92 فقط زجر کشیدم فشار کنکور یه طرف فشار اون دختر یه طرف دیگه. دقیقا 4 روز بعد کنکور 92 روز اعلام پاسخ ها من که هرگز ساعت 3 بعد اظهر  تابستون از خون نمیزدم بیرون رفتم به کافی نت و ساعت  4 رفتم به سمت خونه که دختره رو دیدم که یه 206اون رو توی وسط کوچه پیاد کرد البته یه دختری هم جلو نشسته بود  اون هم پیاد شدن و وقتی منو دید دختره رو به دوستش کرد و گفت اوووووه از ترس من شب بجای اینک از در اصلیشون  بره خون منو دید از در   کوچه پشت رفت و با پا در میزد شدیدا افسرده شدم چون میخواستش واعتماد م به دخترکم شد یک ماه بعد ساعت 1.5 ظهر میخواستم  برم جای پسره امد  دنبال دختره و  دختره سوار شد  توی ماشین پسره  با اینه ماشین داشت ارایشش  رو برسی میکرد . قسم میخورم  زندگیم رو به تباهی  دوستم میگه دوستی دختر پسر سر 6 ماه به رابطه ختم میشه من برای کنکور امسال دارم درس میخونم ولی گاهی وقت ها  وقتی میبینمش تا یه  هفته میرم توی فکر که نکنه دختر ه با پسره رابطه داشته باشه اون موقع توی تابستون سر ظهر کجا میرفتن امشب بعد از 6ماه پسره بازم اوم دنبالش من دوباره  داره  افسرده میشم و با خودم در موردش فکر بعد جور میکنم راستی دختره خونه مادر بزرگش توی کوچه ماست پدرش مرده و با نا پدریش زنگی مکنن بسیار بد اخلاق و بد دهن ه و بسیار ول خرج هروز یه تیپ میزنه پدر قبلیش وکیل بوده ولی کلا خانواده نرمالی نیستن چون همه اینو میگن و.....اقای نجفی تو رو جون عزیزت کمکم کن تا از فکرش در بیام میدونم این دختر بدرد زنگیم نمیخوره.بچه لطفا شما هم کمکم کنید  دلم بعد طوری اسیرش گاهی وقتا ساعت 3 نصف شب ا ماشین میزنم به خیابون خانواده میدون افسرده هستم بابت همینه کاری بهم ندارم 


    پاسخ :

    سلام

    بهترین راه برای فراموش کردن کسی اینه که ازش متنفر بشیم . شما هم انگیزه ی کافی برای این کار دارید . با چیزهایی که از این دختر دیدید فراموش کردنش کار سختی نیست .

    " طوری خیره شد که من رو مو کردم " 

    نگاه اول شما اشتباه بود . شما پسر پاکی هستی . یا به قول بعضی ها صفر کیلومتر . پس حق شماست که با یه دختر صفر کیلومتر ازدواج کنید . یه دختر صفر کیلومتر ویژگی هایی داره . از جمله حیا . یه دختر با حیا به یه پسر نامحرم اون طور زل نمی زنه که پسره مجبور بشه خودش رو جمع و جور کنه . هدف دختره از اون نگاه ها نمی تونه خیر باشه . بنابراین می تونه اون نگاه ها رو به یه پسر خوشگل تر از شما هم بکنه . 


    به این فکر کنید که اگه باهاش ازدواج می کردید و بعد این رفتارها رو ازش می دیدید چی میشد ؟ الان فهمیدن این موضوع که اون چه رفتاری با پسری که دنبالش میاد داره ، دردی از شما دوا نمی کنه . شما که معتقدی دختری که سوار ماشین یه غریبه میشه حیونه . نظرتون در مورد این دختره چیه ؟

    حق شما نیست به کسی فکر کنید که آرایش کرده سوار ماشین یه غریبه میشه و معلوم نیست کجا میرن و چه کار می کنند. حق شما یه دختر مثل خودتونه . دختری که مثل خودتون با هیچ کسی نبوده . دختری که خیالتون بابتش راحت باشه . دختری که دست هیچ نامحرمی بهش نخورده باشه .

    حیف شما نیست که اون دختره جایی در فکر شما داشته باشه ؟

    به محض این که اون رو دیدید نگاهتون رو برگردونید همین طور هر وقت فکرش اومد سراغتون فوری به یه چیز دیگه فکر کنید . هر چند سخته ولی چاره ای نیست .

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۴۰۰ بازدید توسط ۱۱۴۵ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۲۳

    استادهای دانشگاه های اردبیل سر کلاس ترکی حرف می زنن؟

    سلام

    یه سوالی دارم که هیچ ربطی به این سایت نداره . از اونجایی که در این سایت کاربرای فرهیخته و باسوادی حضور دارن و کلی تجربه دارن ,می خواستم بپرسم از نظر شما معایب تحصیل در دانشگاه های اردبیل چه سراسری چه آزاد از نظر زبان صبحت کردن استاداش چیه؟

    این راسته که می گن استاداش همه ترکی سر کلاس حرف می زنن؟ خواهشأ جواب بدید چون واقعأ برام مهمه که بدونم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    ادامه تحصیل (۴۲۸ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۵۸۹۷ بازدید توسط ۴۲۲۷ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۱۵

    می خوام جایی ازدواج کنم که عشق قبلیم رو هم ببینم

    سلام دوستان

    من سوال کننده ی پست 2480 ( الان لایق پسر پاک نیستم )، هستم.

    میخوام یه تصمیم خیلی مهم بگیرم. فکرم مشغوله دیگه نمیدونم کار درست و علط چیه!

    همونطور که تو پست قبلی گفتم، من و پسری که عاشق همدیگه هستیم،به هم نرسیدیم. بماند به چه دلایلی! گر چه خیلی سخته ولی ما مجبوریم همو فراموش کنیم.داریم سعی میکنیم ولی....!

    شنیدم که اون خونوادش میخوان واسش زن بگیرن ولی راضی نمیشه و بشون میگه زن نمیخوام. از طرفی منم نمیتونم به کسی جواب مثبت بدم، هنوز آمادگی ازدواج رو ندارم.

    دلم برای عشقم خیلی میسوزه، میخوام زن بگیره و ازدواج کنه و خوشبخت بشه. ولی من میدونم تا وقتی که خودم هنوز مجردم، اون زن نمیگیره! منم همینطور، تا وقتی اون مجرده، من شوهر نمیکنم! این وسط یکی باید شجاعت بخرج بده و بره جلو! ( ازدواج کنه ) . اون همچین کاری نمیکنه ! اما من میخوام اینکارو بکنم!

    یه خواستگار دارم که اگه باهاش ازدواج کنم، خیلی نزدیک عشقم خواهم شد، یعنی تقریبا هر چند روز میتونم راحت ببینمش!!! چون با هم ار تباط دارن ( خانواده هاشون ) !

    باور کنید من نمیخوام خیانت کنم، اهلش نیستم. ولی میخوام یه جایی نزدیک عشق گذشتم باشم، باهاش کاری ندارم، حتی سلام هم نخواهم کرد ولی وجودش نزدیکم بهم آرامش خواهد داد ! وگرنه من نمیتونم ازدواج کنم!

    این خواستگارم منتظره که من بگم تا بیان خواستگاری ! ولی نمیدونم کارم درسته یا نه؟ من هیچ علاقه ای به پسره ندارم، ولی خب اول و آخرش باید شوهر کنم! حالا چه این چه یکی دیگه، فرقی نمیکنه چون من دیگه عاشق هیچ پسری نمیتونم بشم ! خواهشا بهم حمله نکنید و کمی درکم کنید، من چند تا دلیل برای این کارم دارم،

    1- یا من یا عشقم، یکیمون باید ازدواج کنه تا باور کنیم همه چی تمومه! میخوام ازدواج کنم تا عشق گذشتم هم رضایت بده واسش زن بگیرن!

    2- من نمیخوام شوهر کنم به هیچ وجه ، ولی این آقا فقط چون با ازدواج کردن باهاش ، نزدیک عشقم میشم، میخوام بهش جواب مثبت بدم. وگرنه دیگه به هیچکس جواب مثبت نمیتونم بدم!!!

    3- منم دیگه خسته شدم از فکر و خیال ، میخوام یه زندگی جدید رو شروع کنم. امیدوارم که بتونم.

    4- وقتی ازدواج کنم، و عشق گذشتمو ببینم، اینجوری آرامش میگیرم و دیگه دلم واسش تنگ نمیشه، اینجوری راحت تر هستم!

    5- این آقا خیلی مورد پسند خونوادم هست! 

    ببخشید طولانی شد. به راهنماییاتون نیاز دارم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۹۶۷ بازدید توسط ۱۵۲۱ نفر
    • پنجشنبه ۲۳ بهمن ۹۳ - ۰۹:۱۱

    چه جوری بهش بفهمونم که ما نمی تونیم با هم باشیم ؟

    سلام

    اون پسر عمم هست هم سن هستیم . از پریسال افت تحصیلی پیدا کرده بود نتونسته بود سومشو پاس کنه کنکورم نداده بود الان هم میخاد بره فنی .

    پسر خیلی خوبی هست اما من تازه متوجه شدم که اونو مثل برادرم دوست دارم و نمیتونم باهاش ازدواج کنم از طرفی هم نمی خوام به خاطر من بهش لطمه بخوره چون پسر باهوشی هست و من واقعا براش نگرانم .

    دوست دارم به یه جای خوبی برسه و با یه ادم مناسب ازدواج کنه چه جوری بهش بفهمونم که ما نمی تونیم با هم باشیم سه سال پیش 7 نفر از اعضای خونواده ی مادریشو تو تصادف از دست داده نمی خوام بهش لطمه بخوره ترا به خدا کمکم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷)
    • ۱۰۶۰ بازدید توسط ۹۴۴ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ بهمن ۹۳ - ۲۲:۵۰

    متاسفم واسه همه متاهلا و واسه خودم که مجردم

    سلام

    خیلی دلم گرفته . ما مجردا مگه چیکار کردیم که هر متاهلی به خودش جرات می ده با ما این طور برخورد کنه؟ شماها مگه خودتون مجرد نبودین؟

    امروز من رفتم که سی دی دوستم رو بهش پس بدم انقدر بهانه آورد که نمی خواد بیای و ... اووو طرف فکر می کنه به خاطر شوهرش دارم میام .

    خیلی از خودم بدم اومد من یعنی چنین آدمی نشون می دم؟ حالا خوبه سالی یه بارم خودشو نمی بینم اصلا شوهر چی هست که حالا فکر کنه کسی چشم بهش داره.

    حالم دیگه از دوستیم بهم می خوره . طرف فکر می کنه ازدواج کرده چی شده که این طور با من رفتار می کنه . دلم رو خیلی شکست . همچین می گفت نمی خواد بیای و خودش اومد که انگار چه خبره . متاسفم واسه همه متاهلا و واسه خودم که مجردم . کاش ما هم تو این دنیای بی در و پیکر یکی رو داشتیم ...........


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۵)
    • ۲۱۸۴ بازدید توسط ۱۷۸۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ بهمن ۹۳ - ۲۲:۴۴

    علت های سه بار پریود شدن در ماه

     سلام ...
    سه بار پریود شدن در ماه علت های مختلفی داره وقتی فاصله بین پریود ها کمتر از 21 روز باشه بهش میگن پلی منوره ...
    مثلا ممکنه تخمدان پلی کیستیک باشه ... ممکنه فییروم باشه ... ممکنه کاهش وزن شدیدی باشه که داشته ... استرس باشه .. ممکنه از تیروییدت باشه .. ممکنه ورزش های خیلی سنگین میکنی ... ممکنه عفونت رحمی داشته باشی ... اینها میتونه علت هاش باشه .. پزشک باید همه موارد رو برسی کنه ...
    یا ممکنه دکتر شما قرص ضد حاملگی بهتون  داده که این قرص ها عوارضش زیاده یا پروپزسترون داده که به محض اینکه قطع کنی یه هفته بعد پریود میشی ..   ولی اگه خون خیلی زیادی از شما میره حتما پیش یه متخصص داخلی هم مراجعه کنید ، یه ازمایش خون هم بدید که اگه کم خونی دارید پیدا میکنید براتون قرص آهن تجویز کنه ...
    مشکل حادی نیست ولی خوب علتش باید معلوم بشه و درمان بشه ...
    " ساحل ... "

    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مطالب کاربران (۷۵۸ مطلب مشابه) پریود، قاعدگی، عادت ماهانه (۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱)
    • ۱۳۴۸ بازدید توسط ۱۱۱۸ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ بهمن ۹۳ - ۱۸:۳۲

    من ار دختر کدوم خانواده خواستگاری کنم ؟

    با سلام خدمت دوستان عزیز  

    یه سوال از همه دوستان سایت داشتم که بتونم از شما در این امر خیر راهنمایی های خوبی بگیرم من چون شغلم جوری هست که با خانوادها زیاد در ارتباطم الان مدتی هست که با دو تا خانواده مختلف برخورد دارم که خیلی برا وصلت باهاشون علاقه دارم چون الان سنم 27 هستش و دنبال همسرم و اینکه شرایط من تو یه خانواده معمولی زندگی میکنم پدر مادر سیکل  و خودمم کاردانی هستم .

    شرایط خانواده اولی که خیلی وقته باهاشون در ارتباطم خانوادهایی هستند از نظر مالی از ما بالاتر پدر دکتر مادر فرهنگی و از لحاظ فرهنگی نزدیکیم و معلومه که دخترشون که تو این جور خانوادهایی بزرگ شده خوب بزرگ شده و اصیل هستن ولی تو مواردی که گفتم متفاوتیم .

    خانواده دومی از نظر مالی در سطح خودمان هستن . پدر مادر فرهنگی خانواده مقید تر از لحاظ دینی و من با برخورد با پدرشون بیشتر تونستم باهاش راحت باشم تا خانواده قبلی و من از هر دو خونواده یه جورهایی چراغ سبز دیدم واسه خواستگاری از دخترشون .

    حالا از شما دوستان سوال داشتم به نظر شما من از کدوم خونواده از دخترشون خواستگاری کنم پا برا کدومشون جلو بذارم ؟

    یک نکته که دو تا خونواده دخترهای خوبی دارند ولی من علاوه بر خود دختر که به دلم بشینه و بتونم باهاش رابطه برقرا کنم بیشتر خانوادهشون مد نظرم هست که اون دختر تو اون خانواده بزرگ شده و از شما راهنمای میخواستم اگه شما جای من بودید از کدوم خانواده خواستگاری میکردید با این شرایط من چون من خودمم هنوز اول کارم هست فقط کار ثابت دارم و حقوق ثابت دیگه نه خونه ایی نه ماشینی و غیره.... لطفا منتظر راهنمایی های خوب شما هستم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۸)
    • ۱۳۳۳ بازدید توسط ۱۱۵۷ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ بهمن ۹۳ - ۱۷:۱۰

    چرا دخترا میان میگن که پسره منو گول زد ؟

    سلام

    تو هر رابطه ی جنسی حداقل دو نفر هستن . یه نفر مرد و نفر دیگه زن (دختر و پسر). هر دو طرف با رضایت خودشون تن به این رابطه میدن. براشون لذتبخش هم هست که این کار رو میکنن، چون آدم عاقل اگه این کار براش لذت نداشت انجامش نمیداد. پس برای هر دو نفر لذت داره.

    حالا سوالی که مطرحه اینه:

    چرا دخترا میان میگن که پسره منو گول زد ؟ من عاشقش بودم و ... . مگه دختر عقل نداره که همچین درخواستی رو قبول میکنه؟ یعنی امکان نداره پیشنهاد این رابطه از طرف دختر باشه؟ یعنی تا حالا هیچ دختری یه پسر رو گول نزده ؟

    من اصلا گول زدن و گول خوردن رو قبول ندارم. چون یه رابطه دو طرفس. همون قدر که پسر از این کار کثیف لذت میبره دختر هم لذت میبره و با اراده خودش انجام میده و کاملا اختیاریه.

    نتیجه ای که میخوام از این قسمت بگیرم اینه که دو طرف مقصرن و نباید بگیم که پسرا مقصرن و دخترا گول میخورن. بر فرض محال اگه اینطور هم باشه که اصلا و ابدا نیست هیچ فرقی نداره.

    چون یه بخش جامعه که خراب و فاسد شده و این ویژگی خودش رو به بقیه منتقل میکنه. اون نامردا فردا قراره پدر یا مادر بشن و خواه ناخواه رو زندگی خودشون و بچشون اثر میزارن.

    حالا با وجود اینکه دو طرف با رضایت میرن این کار کثیف رو میکنن چه دلیلی داره که یه سریا میان میگن که تو جلسات خواستگاری که طرف مقابل ازت سوال میکنه که تا حالا با کسی بودی و ... بگو نه؟ توبه کردی و نیازی به گفتن نیست! گفتنش ترویج گناهه!

    صحبت یه عمر زندگیه. اگه قراره دروغ گفته شه فرق آدمی که پاک بوده با اون آدمی که پاک نبوده چیه؟

    نمیخوای جنس بخری که بگی اگه خوب نبود دور میندازمش. با این استدلال برای مثال یه نفر میره یه جنس بد تولید میکنه و اونا به مردم میندازه و کلی ادم به خاطر این موضوع جونشون رو از دست میدن و بعد طرف میگه من توبه میکنم.

    یا یه نفر میره یکی رو میکشه و بعد صداش رو در نمیاره و میگه که توبه کردم و خدا منو بخشیده. خواهشا از طرف خدا هم نبخشید. دروغگویی تو زمینه رابطه جنسی رو من یه نفر بدتر از کشتن یه آدم میدونم.

    گذشته هر آدم تو ساختن آیندش مهمه و منی که پاک بودم دلم نمیخواد با کسی ازدواج کنم که حتی با یه جنس مخالف دست نداده باشه.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴۳)
    • ۶۳۹۱ بازدید توسط ۴۷۰۶ نفر
    • چهارشنبه ۲۲ بهمن ۹۳ - ۱۷:۰۶

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب افسردگی خیانت حسادت وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران تحصیل در دانشگاه پیام نور سوالات خواستگاری شکست عشقی قانون جذب از زبان شفق آرامش عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم رشته پزشکی مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر عشق یک طرفه دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس مطالب باشگاه خبرنگاران کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری دهه شصتی ها آمار طلاق قد دختر احساس تنهایی قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی قصد ازدواج بدون داشتن امکانات