خانواده برتر

ارسال مطلب، پرسش و پاسخ و مشورت در مورد خانواده، ازدواج، انتخاب همسر، خواستگاری، دوران عقد، همسرداری و مسائل اجتماعی

جدیدترین ها
پربیننده ترین ها
پرنظرترین ها
ماه محرم
صفحات خاص
صفحات کاربران
جدیدترین نظرات خیلی مهم رپورتاژ
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۶۳ بازدید توسط ۹۲۸ نفر)
نوحه، برادرم کجایی ...؟ (۵۷۲ بازدید توسط ۳۸۵ نفر)
چطوری با امام حسین (ع) آشتی کنم؟ (۹۱۷ بازدید توسط ۶۰۷ نفر)
فدا کردنِ ارزشمندترین دارایی در راه یک هدف والا (۹۹۲ بازدید توسط ۶۷۰ نفر)
در مراسم عزاداری برای ظهور امام زمان عج دعا کنید (۸۶۰ بازدید توسط ۵۳۲ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۵۷ بازدید توسط ۵۴۱ نفر)
چند نکته در مورد تائید نظرات با توجه به فصل شروع مدارس (۱۶۰ بازدید توسط ۹۴ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۰۳۴ بازدید توسط ۷۵۰ نفر)
خلاصه ی نکاتی که از خانواده ی برتر آموختید رو بیان کنید (۱۷۱۵ بازدید توسط ۱۱۵۵ نفر)
بهترین نوحه ها و روضه ها و ... سال های قبل (۱۴۶۳ بازدید توسط ۹۲۸ نفر)
رفع یک سوء تفاهم در عدم پاسخگویی به سوالات و درخواست های شما (۴۵۵۹ بازدید توسط ۳۶۲۳ نفر)
حال و هوای محرم - دلنوشته ها (۸۵۷ بازدید توسط ۵۴۱ نفر)
صفحه ارسال سوال غیر شخصی 2 (۴۴۴۱ بازدید توسط ۲۶۵۰ نفر)
بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام جدید 99 (۱۱۵۱ بازدید توسط ۷۹۵ نفر)
نوع برخورد با پست هایی که فکر می کنید سرکاری باشند (۱۵۵۱ بازدید توسط ۹۷۹ نفر)
ترویج فرهنگ کتابخوانی (۸۳۰ بازدید توسط ۶۲۶ نفر)
صفحه بحث و تبادل نظر کنکوری های نظام قدیم 99 (۲۲۲۰ بازدید توسط ۱۶۴۷ نفر)
همه چیز راجع به هنر و کنکور هنر 99 (۴۶۴ بازدید توسط ۳۷۷ نفر)
قانون عمومی معرفی افراد متخصص در خانواده برتر (۳۱۰ بازدید توسط ۲۴۴ نفر)
صفحه کنکور برتر (۱۲۸۰ بازدید توسط ۱۰۱۴ نفر)
صفحه تشکر خانواده برتری ها از هم (۱۱۱۴ بازدید توسط ۹۲۲ نفر)
صفحه آرزوهای خانواده برتری ها (۱۳۳۶ بازدید توسط ۱۰۰۶ نفر)
صفحه دلنوشته های خانواده برتری ها (۱۲۸۰۹ بازدید توسط ۸۳۹۷ نفر)
صفحه نکته های آموزنده روانشناسی (۱۲۳۵ بازدید توسط ۹۹۴ نفر)
صفحه درد دل های پسرونه (۳۷۲۵ بازدید توسط ۲۷۷۱ نفر)
صفحه درد ودل های دخترونه (۴۰۹۱ بازدید توسط ۳۰۹۰ نفر)
صفحه آشپزی خانواده برتر (۱۴۲۴ بازدید توسط ۹۹۸ نفر)
دلتنگی های عاشقانه و غیر عاشقانه (۲۲۴۱ بازدید توسط ۱۷۶۰ نفر)
حق الناس دل شکستن (3) (۱۲۲۳ بازدید توسط ۹۵۸ نفر)
جملات روانشناسی، حکیمانه و زیبای بزرگان درباره ازدواج (۴۸۱۹ بازدید توسط ۴۱۰۹ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر (3) (۴۷۳۲ بازدید توسط ۳۲۶۱ نفر)
صفحه امید به زندگی 2 (۹۲۴۸ بازدید توسط ۵۹۲۱ نفر)
صفحه گفتگوی دختران و پسران بالای 30 سال (۴۸۳۷ بازدید توسط ۳۷۴۴ نفر)
صفحه پیشنهاد پست برای معرفی کتاب (۳۴۵۹ بازدید توسط ۲۳۰۱ نفر)
در مورد پست های رمزدار (۱۱۴۰ بازدید توسط ۹۷۸ نفر)
صفحه پیشنهاد پست جدید (۶۲۹۸ بازدید توسط ۴۵۸۷ نفر)
توضیح به خانواده برتری های جدید در مورد نظرات ستاره دار (۹۸۳ بازدید توسط ۷۸۷ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان مکانیک (۱۰۴۹ بازدید توسط ۹۰۲ نفر)
صفحه گفتگوی مهندسان (۲۲۸۶ بازدید توسط ۱۷۷۸ نفر)
توضیح در مورد ابزار اشتراک مطالب (۶۸۱ بازدید توسط ۵۸۰ نفر)
تصحیح برداشت اشتباه در مورد طرح آشنایی بیشتر بین کاربران (۲۸۷۲ بازدید توسط ۲۱۲۰ نفر)
نظرات کدام یک از کاربران روی شما تاثیر مثبت گذاشته ؟ (۲۷۴۱ بازدید توسط ۱۹۸۵ نفر)
آشتی کنان، حلالیت طلبی و نقد پذیری کاربران خانواده برتر (۲۰۳۷ بازدید توسط ۱۵۰۵ نفر)
التماس دعا (۸۵۵۲ بازدید توسط ۶۸۵۳ نفر)
پیشنهاد مطلب به سایر کاربران (۷۱۹ بازدید توسط ۶۱۶ نفر)
پیشنهاد پست های ویژه هفتگی (۱۳۲۰ بازدید توسط ۱۰۳۲ نفر)
پربازدیدترین مطالب روزانه خانواده برتر (۱۱۳۱ بازدید توسط ۹۹۳ نفر)
خدایا شکرت که ... (۲۶۸۹ بازدید توسط ۲۰۴۲ نفر)
صفحه نکته های خانه داری (۱۳۷۲ بازدید توسط ۱۰۶۰ نفر)
معرفی مراکز خرید مخصوص خانم ها (۱۲۸۲ بازدید توسط ۱۰۹۴ نفر)
مشکل تون به کجا رسید حل شد یا نه ؟ (۲۹۳۷ بازدید توسط ۲۴۱۸ نفر)
زیباترین و قشنگترین کتابی که مطالعه کردید چه کتابی بود ؟ (۳۳۷۴ بازدید توسط ۲۶۷۱ نفر)
صفحه دخترانه خانواده برتر 2 (۱۱۵۲۰ بازدید توسط ۷۳۶۲ نفر)
صفحه پســــرانہ ۲ خانواده برتر (۲۷۷۱۲ بازدید توسط ۱۷۹۰۴ نفر)
صفحه کنکوری های 98 نظام قدیم (1) (۱۷۰۵۴ بازدید توسط ۱۲۸۴۸ نفر)
بحث و تبادل نظر درباره یادگیری زبان انگلیسی (۴۷۱۴ بازدید توسط ۳۶۰۵ نفر)
صفحه آموزشی مسترمهدی (نکات آموزشی پیرامون ازدواج) (۱۰۳۴ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی "lady" (۲۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی مهربانو (۱۶۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی نادیا (۱۹۰ نمایش) - (۲ نظر)
صفحه شاعرانه های دختر باران (۳۵۲ نمایش) - (۱۵ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (3) (۴۸۴۶ نمایش) - (۵۲۵ نظر)
صفحه شخصی احساس آرامش (۲۴۹۵ نمایش) - (۱۹۴ نظر)
صفحه شخصی Amir💤a 🚀🇮🇷، دل نوشته ها (۳۴۷۹۷ نمایش) - (۱۵۷ نظر)
صفحه شخصی دختر بی نام (۱۰۶۳ نمایش) - (۲۶ نظر)
صفحه شخصی pari banoo (۱۶۵۲ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (2) (۱۱۵۶۲ نمایش) - (۱۰۸۶ نظر)
صفحه شخصی پرینازم (۴۱۸۶ نمایش) - (۲۹۴ نظر)
پیشنهاد چند تغییر در صفحات شخصی (۱۰۲۸ نمایش) - (۴ نظر)
درخواست ایجاد صفحه شخصی برای کاربران (۱۲۳۱۳ نمایش) - (۳۰۲ نظر)
صفحه شخصی "عذرا ****" (۱۶۲۶ نمایش) - (۵۴ نظر)
صفحه شخصی هجران (۱۰۱۳ نمایش) - (۱۶ نظر)
صفحه شخصی amirboors (۴۷۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی متنوع الاسم (۹۴۸ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی فان (۲۰۹۶ نمایش) - (۳۰ نظر)
صفحه شخصی آقا مهدی (۲۲۸۷ نمایش) - (۸۲ نظر)
صفحه شخصی Miss Sarvin - (۱۰۷۸ نمایش) - (۲۵ نظر)
صفحه شخصی *احمد* (۷۴۱ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی غضنفر (۱۱۳۱۸ نمایش) - (۱۰۰۵ نظر)
صفحه شخصی سیاوش ... (۵۰۵۰ نمایش) - (۲۲۹ نظر)
صفحه شخصی ابوالفتح فوق سیکل یا همون دکترای قدیم (۷۲۳۰ نمایش) - (۳۴۹ نظر)
صفحه شخصی "مهربان" (۵۹۳۰ نمایش) - (۱۴۰ نظر)
صفحه شخصی " زهره سادات " (۱۸۴۶ نمایش) - (۶۳ نظر)
صفحه شخصی "زندگی ب شرط سید" (۷۴۲۶ نمایش) - (۳۷۲ نظر)
صفحه شخصی " عارف " (۱۱۵۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی "عرفان (حافظ) " (۱۱۰۴۸ نمایش) - (۴۱۸ نظر)
صفحه شخصی " دختر صبور " (۱۰۵۷ نمایش) - (۳۱ نظر)
حرف های نیمه خصوصی من و او (۱۳۶۰ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " CR7 " (۱۸۲۷ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " Roshanak_si " (۱۱۹۶ نمایش) - (۱ نظر)
صفحه شخصی " اریوبرزن " (۴۳۲۶ نمایش) - (-۳ نظر)
صفحه شخصی " MFE " (۲۸۵۸ نمایش) - (۴۸ نظر)
صفحه شخصی " خداجونم عاشقتم " (۱۱۶۰ نمایش) - (۱۰ نظر)
صفحه شخصی " سروش " (۱۱۰۰ نمایش) - (۰ نظر)
صفحه شخصی " علی کریمی " (۱۲۹۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " زهراا " (۱۴۷۴ نمایش) - (۱۷ نظر)
صفحه شخصی " Mard shab " (۱۱۴۴۳ نمایش) - (۴۸۸ نظر)
صفحه شخصی " فندق __ " (۱۱۳۱ نمایش) - (۳ نظر)
صفحه شخصی " مرد تنها " (۱۳۷۶ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی "ثمینه 74" (۱۲۶۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی "مهندس" (۱۳۹۳ نمایش) - (۶ نظر)
صفحه شخصی " سعید کرمی " (۲۱۳۲۰ نمایش) - (۷۳ نظر)
صفحه شخصی " جنگل بان " (۱۳۵۲ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " پسر بارونی " (۳۹۵۹ نمایش) - (۱۶۵ نظر)
صفحه شخصی " بانو لیلا " (۱۶۳۶ نمایش) - (۸ نظر)
صفحه شخصی " سید محمد " (۱۹۰۹ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " سورنا " (۱۵۹۳ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " شهلا شهلا " (۲۱۵۴ نمایش) - (۳۹ نظر)
صفحه شخصی " خان " (۲۲۰۴ نمایش) - (۲۷ نظر)
صفحه شخصی "💙حامد💙" (۵۴۱۶ نمایش) - (۱۹۶ نظر)
صفحه شخصی " منه ناشکر " (۱۶۵۷ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " پیانیست پیانیست " (۱۸۲۳ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " بی نام و نشون" (۱۵۱۲ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " سلاله " (۲۰۵۹ نمایش) - (۶۲ نظر)
صفحه شخصی " محمد 60 " (۲۴۵۲ نمایش) - (۹۰ نظر)
صفحه شخصی " الی 24 " (۵۶۵۰ نمایش) - (۲۶۶ نظر)
صفحه شخصی " شاهزاده دو رگه " (۱۷۶۳ نمایش) - (۴۴ نظر)
صفحه شخصی " **زیتون ** " (۲۹۱۵ نمایش) - (۷۴ نظر)
صفحه شخصی " بچه زرنگ تهرون " (۱۸۸۰ نمایش) - (۱۴ نظر)
صفحه شخصی " بانوی آفتاب " (۲۰۶۵ نمایش) - (۸۳ نظر)
صفحه شخصی " رضا رضایی " (۲۳۱۵ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " HIIS " (۶۹۴۴ نمایش) - (۳۱۷ نظر)
صفحه شخصی " حرف دل !... " (۲۳۷۳ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " کوش طلا " (۱۸۳۵ نمایش) - (۱۹ نظر)
صفحه شخصی " علی علی " (۲۰۷۴ نمایش) - (۱۲۱ نظر)
صفحه شخصی " آسمان آبی متاهل " (۱۲۴۴ نمایش) - (۹ نظر)
صفحه شخصی " دختر شرقی " (۱۵۴۱ نمایش) - (۲۲ نظر)
صفحه شخصی " عباس " (۱۴۹۰۱ نمایش) - (۷۳۸ نظر)
صفحه شخصی " لیندا 67 " (۱۲۴۰ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " حامد " (۱۷۳۰ نمایش) - (۱۱ نظر)
صفحه شخصی " pakkan " (۱۰۲۵۳ نمایش) - (۲۶۷ نظر)
صفحه شخصی " ایرانی .. " (۶۰۵۸ نمایش) - (۱۹۸ نظر)
صفحه شخصی " پریا_کلوت " (۱۳۲۵ نمایش) - (۳۶ نظر)
صفحه شخصی " الکساندر میتی کمان " (۴۲۷۵ نمایش) - (۱۰۰ نظر)
صفحه شخصی " خاله باران " (۵۹۶۰ نمایش) - (۴۰۹ نظر)
صفحه شخصی " همسر اقای امیر_متاهل " (۱۲۰۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " تقوی " (۱۰۷۵۱ نمایش) - (۴۳۲ نظر)
صفحه شخصی " جیگیلی بیگلی " (۱۲۳۴ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " پرتو خورشیدی " (۲۴۳۴ نمایش) - (۱۷۰ نظر)
صفحه شخصی " Papillon :-) " (۱۰۷۶ نمایش) - (۱۲ نظر)
صفحه شخصی " رضا سرچشمه " (۱۱۸۴۱ نمایش) - (۴۸۴ نظر)
صفحه شخصی " eror " (۱۱۹۱ نمایش) - (۷۲ نظر)
صفحه شخصی " پسر 52 " (۲۱۵۳ نمایش) - (۶۰ نظر)
صفحه شخصی " پرواز ... " (۹۸۲ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " ¤¤ سجاد ¤¤ " (۱۲۰۷ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " میثم 23 " (۹۱۹ نمایش) - (۱۸ نظر)
صفحه شخصی " *[adam]* " (۱۸۴۴ نمایش) - (۷۹ نظر)
صفحه شخصی " زهرا سادات " (۱۳۶۸ نمایش) - (۳۱ نظر)
صفحه شخصی " صبا :) " (۵۱۱۷ نمایش) - (۴۴۶ نظر)
صفحه شخصی " بهار 23 " (۷۴۹ نمایش) - (۲۳ نظر)
صفحه شخصی " خـــــــــــرپـــرنـــده " (۱۹۵۱ نمایش) - (۳۸ نظر)
صفحه شخصی " N.A " (۱۰۳۰ نمایش) - (۱۳ نظر)
صفحه شخصی " sophist " (۸۶۵ نمایش) - (۵ نظر)
صفحه شخصی " امیر - متاهل " (۱۶۶۸ نمایش) - (۷۶ نظر)
صفحه شخصی سکوت ..... (۷۳۶۴ نمایش) - (۳۲۶ نظر)
صفحه شخصی " بانو رضوی " (۱۰۸۱ نمایش) - (۱ نظر)

به نطر شما حیا داشتن با شاد بودن در تضاد است؟

یعنی اگر کسی می خواد با حیا باشه باید سعی کنه نخنده یا کم بخنده ؟

مثلا دختر 20 ساله وقتی با دوست هایش هست باید سر و سنگین همگی با هم راه بروند؟ اصلا با هم شوخی نکند که خدایی نکرده صدای خنده هاشون بلند نشه؟

اخه این چه وضعشه بخندیم می گند دختره نیشش باز بود تازه چادریم بود معلوم نیست زیر چادرش چه کار های دیگم انجام نمی ده اگر نخندیم می گند دختر جادری ها بد اخلاق اند

من چیکار کنم دست خودم نیست همیشه می خندم حالا با دوستام باشم صداش میره بالا ، منم واقعا قصد جلب توجه ندارم .


مرتبط با حیای خانم ها در جامعه:

شوخی های متعارف دختر در جایی که نامحرم حضور داره، بر خلاف حیاست ؟

چطوری میشه یه دختر هم با حیا بود و هم اجتماعی ؟

آیا ارتباط چشمی دختر با مخاطبین خود در محیط کاری ، بی حیایی است ؟

سوال از خانم ها در مورد حیا و خودنمایی

تعریف تون رو در مورد حیای خانم ها بنویسید

آدامس خوردن دختر تو خیابون یعنی بی حیایی؟

تقدیر از دخترهای باحیا

برای دختران باحیا موندن سخته ؟

چرا مثل بقیه دختران حیا ندارم ؟


↓ موضوعات مرتبط ↓ :
مسائل اعتقادی (۱۰۷۷ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۲۰۳۰ بازدید توسط ۱۶۴۶ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۱

    دو سوال در مورد پیشگیری از بارداری و کاندوم

    سلام

    چند سوال ذهنم رو درگیر کرده اول اینکه معمولا از چه روشی برای جلوگیری از بارداری استفاده می کنین ؟

    دوما خانوم ها و آقایون ترجیح میدن با کاندوم نزدیکی داشته باشن یا بدون کاندوم ؟ چرا ؟

    سوم کدوم مدل و طعم از کاندوم رو می پسندین ؟ ( چون نوع های مختلفی داره )

    جوابم پیش افراد متاهل باید باشه.


    مرتبط با پیشگیری از بارداری:

    خانم ها و آقایون از چه روش پیشگیری استفاده میکنین ؟

    شما از چه روشی برای پیشگیری از بارداری استفاده می کنید ؟

    آموزش مصرف قرص ماروِلون ( دایسینل ) برای پیشگیری از بارداری

    پیشگیری اورژانسی از حاملگی

    پیشگیری از بارداری با آی یو دی ( IUD )

    پیشگیری از بارداری با اسپرمیسید ( اسپرم کش )

    پیشگیری از بارداری با دیافراگم

    معرفی پنج وسیله برای پیشگیری از بارداری

    پیشگیری از بارداری با آمپول های تزریقی

    پیشگیری از بارداری با استفاده از ایمپلنت



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل پسران جوان (۱۴۲۵ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۳)
    • ۴۱۶۹ بازدید توسط ۳۴۹۸ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۵۰

    چطور میتونم شرم شوهرمو از بین ببرم؟

    سلام به همه

    از همه به خصوص خانم ها و متأهل ها عاجزانه میخوام که کمک کنین خواهشااااااااا.

    من دختری ٢٢ ساله و گرم مزاج هستم و همسرم رو عاشقانه دوس دارم، ١ ماهه که ازدواج کردیم و خونمون هنوز حاضر نشده و مشخص نیس دقیقا کی حاضر بشه.

    تو أین مدت شوهرم أصلا حاضر به رابطه باهام نشد، تا اینکه به اصرار من جند بار کاملا منو إرضا کرد و خودش أرضا  نشد، هر جقدر هم ازش دلیلشو میبرسم میکه جون إز من خجالت میکشه اما برای ارضا من هیجی کم نمیذاره حتی کارایی رو هم که من واقعن ازش انتظار ندارم رو برای ارضای من انجام میده،و فقط میکه واسه من همین که تو راضی باشی از همه جی لذت بخش تره.

    من جطور میتونم شرم شوهرمو از بین ببرم؟ گاهی اوقات حس میکنم شاید به من تمایلی نداره و این فکرا داره داغونمم میکنه، تو رو خداااااااا کمکم کنین .



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۶)
    • ۴۱۲۲ بازدید توسط ۳۵۷۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۳۴

    تقدیر از دخترهای باحیا

    تقدیم به دختران سرزمینم

    چند وقتیه تو این سایت دخترهای مذهبی و معتقد ، دخترهایی که تا حالا پاک بودند  ، دخترهایی که قصد دارند سالم زندگی کنند میان و گله میکنند : از شرایط جامعه ، از این که خواستگارهای کمتری نسبت به بقیه دختر ها دارند، از این که بعضا بهشون توهین میشه ، ریاکار خطابشون میکنند یا فکر میکنند چون اعتماد به نفس ندارند با پسرها دوست نمیشن ویا بالعکس چون با پسرها دوست نمیشن ویا چون چادر سر میکنند اعتماد به نفس ندارند. از این که خونه داری رو تلف کردن عمر میدونن. از این که مسخرشون میکنن که عاشق بزرگ کردن بچه هستن. مهریه ی کم رو دلیل بر ارزش کم میدونن ...

    چند سال پیش جمله ای خوندم که شیوه ی برخوردم رو نسبت به قضایا تغییر داد :

    به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید

    بنابراین من میخوام به جای این که از شرایط بد جامعه ایراد بگیرم از رواج بدحجابی بگم و... از شما تقدیر کنم. من صحبت هامو دو بخش میکنم

    بخش اول


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه) حجاب (۶۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۷)
    • ۳۷۲۳ بازدید توسط ۳۰۵۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۲۳

    دلم میخواد از دید همه پنهون باشم

    سلام.

    اتفاقی وارد این سایت شدم. و دیدم که بیشتر به پرسش های زناشویی پاسخ های زیادی داده شده. اگه سوال من براتون جالب نبود، فقط یه لحظه فکر کنید که خواهرتونم و بهم کمک کنید.

    از بچگی شاهد دعواهای پدر و مادرم بودم . شاهد که نه، شاید بیشتر از یه شاهد، شاهد همسایه ها بودند، من میانه جنگ بودم، گواه این ماجرا هم روح زخمی منه. پر رنگترین خاطره ی بچگیم هم این بود که بابام میخواست مامانمو بکشه و فقط جیغ زدن هام یادم مونده و بعدشم یه خواب عمیق. خوابی که الان انگار بیدار شدم ازش ... بیدار شدم و دیدم پر از عقده ام، پر از تنهایی و غصه.

    و بعد ها هم دعواهای شدید برادرم با پدرم، مادرم و حتی فحاشی اش به همه. . . بیشتر از همه برادرم بود که تحقیرم کرد، ناراحتم کرد. تاثیر دعواهای پدر و مادر از یه طرف و از طرف دیگه رفتار های غلط برادرم با من .

    یه سال قبل از اینکه برم دانشگاه اونم بابامو راضی کرد که بفرستدش دانشگاه آزاد. با اینکه نه سال اختلاف سنی داشتیم و توقعم این بود که برادرم تکیه گاهم باشه، نبود، حس میکردم یه خواهر حسود دارم نه برادر.

    الانم که ارتباطمون خیلی سرد شده ولی من ته دلم غصه میخورم ولی بد اونو نمیخوام ولی اون چرا. اینو بارها به زبون هم آورده. با اینکه قیافه معمولی دارم ولی چهره منو بارها مسخره کرده. اعتماد به نفسی هم ندارم. نمیدونم چرا این مدلی باید زندگی کنم.

    توی دانشگاه نتونستم خیلی خوب باشم . از پسر ها هم بدم می اومد. چون از برادرم فقط ناراحتی و تحقیر دیده بودم.الان احساس تنهایی میکنم. خیلی با خدا حرف میزنم

    نماز میخونم، درد دل میکنم. اما دلم می خواد از محبتم خرج کنم، نمیتونم تو این خونه با محبت باشم، چون اونقدر رنجور بار اومدم که دیگه با کوچکترین رفتار غلطشون دلم میشکنه و تحمل زندگی با اینا رو ندارم.

    خواهرم خودکشی ناموفقی داشت واسه همین فکر خودکشی هم نیستم. الانم که ازدواج کرده همسرش واقعا دوستش نداره و دلم براش خیلی میسوزه. دو تا خواهر دیگه م هم طلاق گرفتند و جدا زندگی میکنند. گاهی فکر میکنم اگه خانوادم درست حسابی بود، هیچ وقت دامادها هم پر رو نمیشدند. و اگر رفتار خواهر هایم درست می بود، همسرانشان را نگه میداشتند، و اگر خیلی منطقی بودند، اصلا با آنها ازدواج نمیکردند. اونقدر که من ناراحت اونا هستم اونا نیستند. تحمل هیچ حرف منو ندارند. 

    بیشتر روزا که خونم غذامو تنها میخورم. با اینکه 23 سالمه ولی نتونستم یه دختر محکم باشم. بعضی ها میگن تو بچگی موندم. ولی اینطور نیست. خیلی چیز ها رو میفهمم واسه اینکه به زبون نیارم یا با واکنش نشان دادن اعصابمو به هم نریزم به روی خودم نمیارم و خودمو به کوچه علی چپ میزنم. میدونید، وقتی پای یه شاخه آب میریزی چن سال بعد میشه یه درخت، حس میکنم، تمام غصه ها و ناراحتی هایی که از بچگی باهاش بزرگ شدم، الان دارم نتیجه شو میبینم.

    اون همه حرص واسه ظرفیت من زیاد بود! الان اونقدر پر از عقده ام که نیاز به هرس شدن دارم.  نیاز دارم خدا هرسم کنه. الان دارم نتیجه اون سکوت هایی رو می بینیم که به اجبار مادرم و به ترس از برادرم بهم تحمیل شد.

    همیشه میگفت هر کاری کرد ساکت باش. وگرنه تو رو میزنه . من حق اعتراضی هم نداشتم. یه مدت کلاس قرآن رفتم تا دوستای خوب پیدا کنم و بهم کمک کنن اوضاعم بهتر بشه اما اونا بعضی هاشون باهام دوست شدن واسه آمار گرفتن.

    آمار میگرفتن و آمار منو به هم میدادن. اولاش نمی فهمیدم ولی بعد ها قصه مو به روایت های مختلف میشنیدم. طوری که من انگار یه موجود شاخدار بین اونا بودم. درست که نشدم هیچ،  انگیزم هم به قرآن کمتر شد. از دوستان اون کلاس فقط غیبت نصیبم شد. انگار دنبال سوژه بودند که من بهترین گزینه بودم. کاش درد دل نمیکردم کاش اصلا کلاس نمیرفتم.

    الان دلم میخواد دیگه از دید همه پنهون باشم. دلم میخواد از این خونه برم. اصلا دلم میخواد برم جایی غیر از اینجا. مدتی سعی کردم به شرایط این خونه صلح و صفا بدم نشد. حالا میخوام برم تا به روح خودم صفا بدم. اما کجا برم . مرگ بهترین راهه ولی حیف دست من نیست.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    درد دل های دختران و پسران (۱۹۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۵)
    • ۱۷۶۹ بازدید توسط ۱۴۸۴ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۶:۰۸

    خانوم های سفید راضی به وصلت با پسر سبزه میشن؟

    سلام

    من پسری 20 ساله هستم . 

    پوستم سبزه و قدم 184 ولی وزنم 59 هست، قیافم هم زیاد خوب نیست، بینی بزرگی دارم و در کل متوسط هستم . اما من برای ازدواج دارم دنبال افرادی می گردم که پوستشون روشن تر از خودم باشه،

    آیا خانوم های سفید راضی به وصلت با من میشن؟ آیا بچه های من در آینده با فرض اینکه مادرشون پوستش روشن باشه سبزه میشن؟

    رنگ موی بچه ها چطوری هست؟ ارثیه یا محیطی؟ یعنی اگه موی من و خانومم سیاه باشه فرزندمون نمیشه که بور بشه؟

    تشکر از دوستان


    پیشنهاد :

    چی بخوریم بچه چشم رنگی بشه ؟

    چطوری فرزند بور و چشم رنگی و پوست روشن میشه؟

    با پسرانی که موی زرد و چشم سبز دارن ازدواج نکنین !

    از نظر دختران یه پسر چقدر باید سبزه باشه ؟

    خواستگار خوبی دارم ولی سبزه است

    ازدواج با پسری که رنگ پوستش سفید تره

    کاشکی منم سفید بودم و حداقل یه خواستگار برام می اومد

    چون چهره م سفید و با رنگ و لعاب نیست انگار به چشم نمیاد

    دختر مومنه ی سفید سراغ دارید برای پسرمون؟!

    میگه چقدر سیاهی! اما اون دختره سفید و چشم آبی خوشگله!

    خانوم های سفید راضی به وصلت با پسر سبزه میشن؟

    آقایون عاشق دخترای سبزه کوتاه قد هم میشن؟!

    اصلا دوست ندارم سبزه باشم

    توی شهر ما سبزه ها رو مسخره میکنن


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۲)
    • ۱۷۰۶۱ بازدید توسط ۱۲۵۷۴ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۳

    آیا برای یک خواستگار مذهبی معتاد بودن پدرم مهمه ؟

    سلام دوستان

     مث همیشه کمک و راهنمایی میخوام ازتون

    خواهشا منو از راهنمایی و نظراتتون ( هر چند کوتاه ) محروم نکنین

    مث همیشه لطفا زحمت بکشین پیگیر نظراتتون باشین من مدام چک میکنم این قسمتو شاید سوالی پیش بیاد!!

    من پدرم معتاده و خیلی خیلی تابلو (تو در و همسایه هم همه میدونن دیگه ) من همیشه دوست دارم کسی که میخواد برا خواستگاریم بیاد اینو بدونه حتی به یکی از واسطه ها ( مادر دوستم ) هم گفتم که بگه میخواستم نظر شما رو هم بدونم که مثلا اگر اتفاقی جایی کسی معرفی شد بهم به اون واسطه بگم یا نه؟

    من خودم برام مهم نیس اگر تمام عالم هم اینو بدونن چون من زمین تا آسمون با پدرم فرق دارم همچنین بقیه ی اعضای خانوادم ولی خونوادم کاملا مخالف اینن که من برا بقیه بگم حتی تو محیط مجازی هم مورد برا ازدواج برام پیش میاد یه بار که به مادرم گفتم که به طرف مقابل گفتم اینو گفت بگو نیاد من دیگه روم نمیشه آبرومو بردی ولی من میگم اون هر کاری کرده به من ربطی نداره من منم اون اونه نمیدونم .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۳۰۸۸ بازدید توسط ۲۲۹۲ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۵۰

    چرا مهندسان عمران و معماری احترام بیشتری دارن ؟

    سلام

    امیرم 20 ساله دانشجوی برق قدرت

    سوالی که خدمت شما دارم اینکه چرا برای مهندسان عمران و معماری ،‌مردن احترام بیشتری میذارن ؟

    مهندسی برق و مکانیک جز رشته های سخته { نه که عمران سخت نباشه } ولی خیلی اعصاب خوردی ولی چرا همه برای عمران و معماری سر و گردن میشکنن

    امروز استاد ما گفت من اگه بخوام دوباره رشته انتخاب کنم عمران رو انتخاب میکنم اولا به مراتب بهتر از بقیه رشته هاست و جز رشته های تاپه مهندسیه و اگه زرنگ باشی درامدی داری که یه متخصص نداره ولی هر چقدر توی برق و مکانیک زرنگی کنی شاید احتمال بخطا برجی 6 و 7 ملیون بیشتر درامد نداری .

    رفتم از استاد گران قدر اقای .... مدیر گروه امیر کبیر پرسیدم همین اراجیف رو گفت توی دانشگاه امیر کبیر کلا عمران خودش جدا یه دانشکده بزرگ داره که به قران کل شهر ما رو می ریزه همین دیدمش دهنم کف کرد غیر ازین هم اصلا اینا نظام مهندسی مجزا دارن ما چی اگه برق کشی بخوان ما رو خبر میکنن اونم عمرا .

    اصلا به یه دختر بگی خواستگارت مهندس عمران یا معماری از یه دانشگاه دولتی ولی کور وکچل و دست بزن و .... و غیره قبول میکنه

    واسه اگهی کار میری میگه اگه عمران یا معماری کار بلدی بسم الله . میگم بهش  مهندس برقم ، .... میگه دستمال کش نمی خوایم !

    ببخشید میدونم متنم مشکل سطر بسطر داره اونم از یه مهندس برق !!!! ولی اعصاب ندارم


    خواهشا جون مادرتون از رو حسادت یا علاقه نظر ندیدن..قسم دادم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۸)
    • ۷۰۰۹ بازدید توسط ۵۱۱۳ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۳۸

    در مسائل سیاسی با خواستگارم اختلاف نظر دارم

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت کاربران محترم

    موردی برام پیش امده بود و البته در جریان هست که می خواستم از نظرات مفیدتون مطلع بشم.

    من دختری 23 ساله هستم محجبه و به گفته ی دوستان بزرگواری که به ما لطف دارن خوش اخلاق و خلاصه از اینجور چیزا...

    البته ایراداتی هم هست که شاید فقط خودم میدونم. وقتی 21 سالم بود خاستگار پر و پا قرصی داشتم. من در حال حاضر لیسانس هستم. اون موقع وقتی 21 سالم بود هنوز دانشجو بودم و به اون پختگی لازم از لحاظ خیلی از مسایل نرسیده بودم. خواستگارم هم 31 سالشون بود یعنی حدودا" 11 سال از من بزرگتر بودن .

    فرهنگ هامون متفاوت بود. تقریبا خیلی غریبه بودیم. ایشون فوق عمران بودن. سر یک سری مسایل از نظر من مهم اختلاف داشتیم. من به هیچ عنوان دلم نمی خواست با کسی که قراره ازدواج کنم بحث سیاسی داشته باشم اما ایشون خیلی براش مهم بود.

    بعد از 2 سال که من به ایشون ج منفی دادم مجددا ایشون درخواستشون رو اعلام داشتن ولی با یک سری نگرانی های خاص میخواستند من رو متوجه این موضوع کنند که هنوز هم سر اون اعتقاداتت خاصشون هستن.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۱)
    • ۲۴۰۱ بازدید توسط ۱۸۴۵ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۳۳

    به دلایل وراثتی، دارم موهام رو از دست میدم

    سلام

    دختری هستم 19 ساله که به دلیل سابقه ارثی دارم موهام رو از دست میدم بسیار ناراحتم  بیشتر قسمت های سرم داره خالی میشه .

    هر شب خون گریه میکنم میدونم با این وضع شانس ازدواجمم کم میشه بخدا دارم غصه میخورم و داغون میشم چرا خدا باید با من اینطوری کنه ارایشگاهم جرات ندارم برم چون بهم میگن و با روح و روانم بازی میکنن.

    تو رو خدا اگه راه موثری سراغ دارین بگین .


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۱)
    • ۳۲۱۳ بازدید توسط ۲۵۹۲ نفر
    • دوشنبه ۴ اسفند ۹۳ - ۱۵:۲۸

    زندگی شوهرم داره به پای من هدر میشه

    با عرض سلام .

    راستش من متاهلم 12 سالی میشه که ازدواج کردم البته شوهرم 5 سال خواستگارم بود و واقعا هنوزم بعد از این همه سال منو دوست داره.

    ولی مشکل اینحاست که شوهر من فوق العاده بچه دوست داره البته من شش بار باردار شدم ولی هیچ کدام از بچه هام نموندن طوریکه ماه تیر دخترم رو از دست دادم ( به علت زایمان زودرس 7 ماهه بدنیا اومد و بعد از 15 روز از دنیا رفت .

    البته بعد از زایمان چهارمم شوهرم اقدام کرد برای گرفتن فرزند و الان شکر خدا یه پسر سالم و زیبا دارم . با همه این احوال که زندگی راحتی دارم ولی همش پیش خودم میگم زندگی شوهرم داره به پای من هدر میشه بعد از فوت دخترم به این نتیجه زسیدم که بهتره من از همسرم جدا بشم تا اون بتونه به ارزوش که بچه های زیاده برسه ولی اصلا قبول نمیکنه و میگه خدا تو سرنوشت من همین یه پسر رو قرار داده.

    ولی من واقعا نمیدونم با این عذاب وجدان چیکار کنم ؟ میشه لطفا خانمها و اقایون بگید در شرایط من و شوهرم باشید چیکار میکنید؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۲۴۴۳ بازدید توسط ۲۰۵۷ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۸

    تاثیر شخصیت زن رو شخصیت مرد

    آیا شما هم، مثل من، معتقد هستید که زن بد مرد خوب را بد میکند و زن خوب مرد بد را خوب؟

    من این را از تجربه خودم میگم، من جوان خوب، مهربان و صمیمی بودم. بین دخترا "خواستگار" داشتم، همه منو میخواستند، حتی پدرا مادرای که دختر داشتند آرزو شان این بود که من داماد شان بشم، اما من رفتم خودمو گرفتار کسی کردم که حالا زندگیم شده جهنم. از روزی که با این زن ازدواج کرده ام یادم نیست حتی یک باری من از عمق دل خنده کرده باشم یا خوشحال بوده باشم. همه اش تو فکر این هستم که چه شد که اینقدر بدبخت شدم و غصه میخورم. شخصیت ام هم کاملا تغییر کرده، خشن شده ام و اخمو!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۱ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۴)
    • ۱۹۱۵ بازدید توسط ۱۵۸۱ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۳:۱۵

    مگه همه قراره ازدواج کنن؟

    سلام

    من یه دختر 22 ساله هستم.مامانم همش بهم میگه درمورد خواستگارات فکر کن. ولی من تصمیم گرفتم هیچ وقت ازدواج نکنم. در تصمیمم هم خیلی مصمم هستم. فکر نکنین یه فکر بچگونه ست و چن وقت بعد نظرم عوض میشه. نه من خیییلی فکر کردم و نتیجه ش با توجه به روحیاتم همین شد.

    مامانم همش میگه پس حرف مردم چی؟ میدونی اگه ازدواج نکنی چیا پشت سرت میگن؟ همش میگه وای من چقد بدبدختم! چرا دختر من اینجوریه چرا دختر همه ازدواج میکنن ولی دختر من نه؟

    به خدا از بس غر میزنه دیگه اعصاب واسم نمونده. خودشم که از من بدتر داره اذیت میشه.

    اصلا مگه همه قراره ازدواج کنن؟؟ من دوست ندارم. من همینجوری از زندگیم راضیم و حرف مردم هم برام اصلاااا مهم نیست. در رابطه با نیاز جنسی بگم که من دوران بحرانی نوجوونی رو خوب گذروندم و در کل این نیازو کنترلش کردم و از این بابت درصورت ازدواج نکردن آسیب نمیبینم. نیازهای عاطفیمم از دوستا و خونواده و... تامینه. نیاز مالی هم ندارم.

    بازم میگم این تصمیم من قطعیه. پس لطفا سعی نکنین این نظرمو عوض کنین.فقط لطف کنین بگین چجوری مامانمو قانعش کنم؟؟؟ هر چقدv میگم مامان جون این زندگی خودمه . همونطور که شما تو جوونیت در مورد ازدواجت تصمیم گرفتی منم حقمه که خودم دراین باره تصمیم بگیرم قانع نمیشه.

    تنها بهونه ش هم حرف مردمه. ای خدااااا من چجوری قانعش کنم؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۰)
    • ۲۲۳۲ بازدید توسط ۱۸۰۴ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۲۲:۵۷

    ازدواج با دختری که حاضر به انجام کارهای خونه نیست

    پسرا اگه دختری در خواستگاری بگه توی خونه کار نمی کنه؛ حاضرید باهاش ازدواج کنید.

    تا جایی که به من اطلاع دارم در اسلام زن هیچ وظیفه‌ای برای کار در خونه نداره و حتی می‌تونه برای شیر دادن بچه پول دریافت کنه.

    تنها وظیفه‌ای که زن در ازای دریافت نفقه داره تمکین به نیاز جنسی همسرش هست.

    با این اوصاف آیا حاضرید با دختری ازدواج کنید که در خونه هیچ کاری انجام نده؟


    مرتبط:

    تقسیم وظایف در کارهای منزل وقتی زن و شوهر دانشجو یا شاغل هستند

    کمک مرد به زن در کارهای خانه

    اگه مردی در کارهای خونه به خانومش کمک کنه مردونگی نداره؟

    برنامه ریزی برای درس و خانه داری به صورت همزمان

    چرا بعضی از دختران امروزی بعد از ازدواج خانه داری رو کسر شان میدونن

    خانه داری و مادری برای چهار پنج فرزند

    خانه داری یا اشتغال ، کدام برای خانم ها در اولویت است ؟

    وظایف آقایون در مقابل همسرشون

    خانوم ها میشه بگن وظایف شون چیه توی زندگی مشترک؟



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۰۵)
    • ۴۱۶۹ بازدید توسط ۳۱۴۰ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۸

    بعد از 10 سال زندگی فهمیدم خانمم دوست پسر گرفته

    سلام

    بعد از 10 سال زندگی فهمیدم دوست پسر گرفته و بعد از یک سال درگیری برای ول کردن دوست پسرش ( البته وقتی که اعضای خانوادش فهمیدن و بقول خودش آبروش رفت ).

    الان یکسره ازم اظهار تنفر میکنه. چندین ماهه با هم هیچ رابطه ای نداریم. بخاطر دخترب چه هفت ساله دلم نمیاد طلاقش بدم و خودمم هنوزم دوسش دارم.

    باهام هیچ جا نمیاد (حتی برا چند دقیقه) سن من 36 و سن اون 33 سالشه. نمیدونم باهاش چکار کنم ؟ واقعا دیوونه کننده است...

    اگه کسی میتونه با راهنماییش بهم کمک کنه ممنون میشم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۴)
    • ۱۴۸۴۵ بازدید توسط ۱۲۲۰۲ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۶

    به مشاور بگم که قبلا با دو نفر دوست اینترنتی بودم ؟

    سلام 

    بچه ها زود جوا ب بدین فوریه

    بچه ها من تازه گیا یه خواستگاربرام اومده که تقریبا بهتر از بقیس حالا دوجلسه اومدن و امروز قراره بریم مشاوره .

    حالا سوالم اینه من طی این دوسال 

    از طریق همین اینترنت با دو نفر اشنا شدم 

    وباهشون دوست شدم  اهل اینکارانبودم اما نمیدونم چرا اینطوزی شد خودمم پشیمونم 

    خلاصه الان که رفتیم مشاوره اگه مشاور پرسید که قبلا ارتباطی داشتم یانه ؟من چی بگم؟

    درضمن من خودارضایی هم خیلی وقته میکنم اما دارم سعی میکنم ترکش کنم

    وتا الان به لطف خدا موفق شدم

    خودارضایی رو چی؟

    بگم به مشاور؟

    خیلی گیج شدم کمکم لزفا

    من سوال کننده سوال خداکنه از قم برگشتم ادم بشمم


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۸)
    • ۱۵۵۱ بازدید توسط ۱۳۲۰ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۲۱

    خانمم به شدت آدم ترسویی هستش

    سلام

    من ده ماهه که با دختری که دوستش داشتم ازدواج کردم ، قبل از این که بریم زیر یه سقف ، دختر ایده آلی بود ، اما الآن به شدت دختر ترسویی هستش.....

    بخاطر کار من ، ما داخل شهری زندگی میکنیم که دور از پدر و مادر من و اون هستیم.

    به همین خاطر وقت هایی که من سر کار هستم همسرم تنها خونه است.

    شاید باورتون نشه ، ممکنه روزی بیشتر از ده بار بهم زنگ بزنه !!!!!!!!

    به شدت هم از تاریکی وحشت داره

    تا جایی که اصرار داره شبا حتما با هم بخوابیم . معمولا طرفای ساعت یازده شب میخوابه خانومم ولی من معمولا اون ساعتو اختصاص میدم به بعضی کارای شخصیم و یا بعضی شبا فوتبال یا فیلم تماشا میکنم ولی خانومم اصرار داره که برم و باهاش بخوابم . خودش میگه که بدون تو خوابم نمیبره ولی من خوب میدونم که از تاریکی اتاق میترسه!!!!!

    بعضی مواقع که هوا تاریک شده باشه مثل غروب و من خونه نباشم میره برا خرید .

    وقتی من برمیگردم می بینم همسرم نیست، وقتی که میاد از همون پایین بهم زنگ میزنه تا منو بکشونه پایین !!!!!!!!!!!!!!! یعنی از پله ها هم تنها نمیتونه بیاد بالا!!!!!!!

    نمیدونم چرا انقد میترسه . البته من خیلی دوستش دارم ولی وقتی من میدونم دختر ترسوئیه و شبا از تاریکی وحشت داره اما اصرار داره که بدون تو خوابم نمیبره احساس میکنم منو ساده و احمق فرض کرده.

    حتی شب های شنبه و چهارشنبه که میرم باشگاه هم بهم زنگ میزنه! با اینکه چندین بار بهش گفتم موقع باشگاه گوشیمو میذارم داخل ساک و اصلا حواسم به گوشیم نیست و بهم زنگ نزن ولی باز بهم زنگ میزنه......... دیگه نمیدونم چی بگم... سعی میکنه همیشه دور و برم باشه.....وقتی من داخل اتاق باشم و اون داخل آشپزخونه هی بیخود صدا میزنه امیرحسین......منم میگم بله ؟ بعد چیزی نمیگه!!!!!!!!!!!!

    البته اوایل برام جای تعجب داشت و احساس میکردم داره منو اذیت میکنه ولی کم کم برام عادی شده این کاراش...

    حتی داخل روابط زناشوئی مونم اصرار داره یه لامپو روشن بذاریم در حالیکه من اصلا این کارو دوست ندارم .

    از بعضی لحاظ خیلی با هم تفاوت داریم...من از بچگی با داداشم همیشه فیلم های ترسناک میدیدیم . هنوزم بعضی شبا میبینم درحالیکه همسرم کاملا با این کارم مخالفه.....

    بیشتر فیلم های کره ای میبینه ! فیلم هایی که من ازش متنفرم....یعنی خیلی کم پیش میاد یه فیلم خارجی رو دوتایی با هم ببینیم....ولی باز موقع فیلم دیدن هم حواسش به من هست که خیلی ازش دور نشم....

    نمیدونم با این ترسش چیکار کنم........بازم موارد دیگه ای از این ترسش هست که دیگه فکر نمیکنم لازم به نوشتن باشه

    البته هیچ موقع به روش نیاوردم که تو ترسوئی

    الآن هم تقریبا دو هفته اس گیر داده که بچه دار شیم.میگه دوست دارم مادر شم. ولی من احساس میکنم با آوردن یه بچه میخواد تنهاییاشو پر کنه

    خودم بهش گفتم الآن برای بچه دار شدن خیلی زوده.... هنوز یه سال از زیر یه سقف رفتنمون نگذشته .... به علاوه اینکه احساس میکنم اگه پای یه بچه به زندگیمون باز شه توجه همسرم به من خیلی کمتر میشه.....

    نمیدونم چجوری این ترسو از زندگیمون پاک کنم.....من از همه لحاظ ازش راضیم.....فقط این ترس بیخودشه که آزارم میده.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در زن داری (۲۹۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۴)
    • ۶۷۲۷ بازدید توسط ۵۲۰۴ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۱۸

    چرا خود کنترلی و خویشتن داری به آقایون توصیه نمیشه؟

    سلام

    سوالم اینه که چرا خود کنترلی و خویشتن داری به آقایون توصیه نمیشه. 

    برای مثال پسری درباره نیاز جنسیش سوال میکنه در این مورد میشه راهکارهای زیادی داد اما اولین راهکار پیشنهاد صیغه س.

    صد البته که صیغه هم یک راهکاره اما نتایجش قابل تأمله. مثلا پسری از سن ۲۰ تا ۲۵ صیغه کرده این پسر در این مدت حداقل با ۲۰ زن رابطه داشته؛ اینکه این مساله مورد پسند هیچ دختر باکره ای نیست به کنار ٬ زمانی که این پسر زن بگیره قطعا توقعاتش مثل توقعات یه پسر صفر کیلومتر نیست.

     همونطور که میدونیم توصیه میشه فیلمهایی که صحنه رابطه جنسی دارن دیده نشن چون توقعات بالا میره حالا پسری که با زنهای مختلف - که رابطه شغلشونه و توش واردن - رابطه رو تجربه کرده چه توقعاتی میتونه داشته باشه؟

    حالا این پسر تمام خاطرات لذتبخشی که داشته یادشه بعلاوه زیبایی ها و نقاط قوتی که زنهای مختلف داشتن اما مگه زن خودش میتونه همه اون چیزهارو یکجا داشته باشه؟ پس از نگاه پسر ناقص دیده میشه٬ نتیجه بعدی اینه که چون پسر دائم با افراد مختلف رابطه داشته و به تنوع عادت کرده بعد از مدتی زنش براش تکراری میشه و پسر ازش زده میشه و تقصیری هم نداره چون واقعا زنش براش کافی نیست و دیگه نیازهاشو ارضا نمیکنه.

    اونوقت میاد و میگه زنم توان ارضامو نداره و دوباره اولین راهکار چیه؟ اینکه لذت بردن حق قانونی و شرعیته حالا که زنت نمیتونه برو دنبال صیغه. و دیگه معلوم نیست آینده اون زندگی چی میشه... صیغه حلاله و شکی درش نیست اما چه در تجرد و چه در تأهل قطعا به زندگی زناشویی صدمه میزنه٬ کسانی که ادعا میکنید صیغه رو بخاطر ثوابش توصیه میکنین٬ نزد خدا چه چیزی از حفظ یک زندگی عزیزتر ؟ ارجائتون میدم به وجدانتون...

    برای سوال اول متن راهکارهای زیادی دارم که خارج از بحثه اما آیا خویشتن داری (یکی) از راهها نبود؟ چرا فراموش شد؟ 

    زن ماهی یک هفته قادر به انجام رابطه جنسی نیست٬ وقتی این بحث مطرحه هیچ حرفی از صبر و خویشتن داری زده نمیشه و راهکار چیه؟ رابطه مقعدی ...

    آیا مردی از نداشتن یک هفته رابطه مرده ؟ چرا انقد لذت مرد بااااید در اولویت باشه که اوضاع جسمی بد زن در اون یک هفته نادیده گرفته میشه و میان توصیه میکنن زن باید حالا که از جلو نمیشه از عقب مرد رو ارضا کنه وگرنه مرد به راههای دیگه کشیده میشه و با اغراق میگن شما نمیدونید مردها تو اون یک هفته چی میکشن.

    بله من مرد نیستم و نمیدونم اما از همسرم که اتفاقا مرد گرم مزاجیه سوال کردم و اون گفت دلش هوایی میشه - که البته من در حد توانم بفکرش هستم - اما نه در این حد که دیگه به هر قیمتی بخواد به هوای دلش برسه و گفت مردی که نتونه یک هفته نفسشو کنترل کنه به نفسش زیادی بها داده...

    حرفم اینه که تو اینجور مباحث چرا اولویت با لذته؟ چرا به هر طریقی که شده آقایون باید لذت ببرن؟ به هرررر طریقی که شده. شاید اینهمه وقت و انرژی صرف راهکار دیگه ای میشد به نتیجه سالم تر و بی ضرری میرسید...

    راهکارها بماند که خودش یه بحث مفصله اما بخدا در قرآن کریم واژه هایی مثل صبر و شکیبایی هم ذکر شده.‌ چرا هیچکس به اینها توصیه نمیکنه؟



  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۸۶)
    • ۳۳۴۵ بازدید توسط ۲۴۹۰ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۱۴:۱۴

    عذرخواهی بابت این دو سه روز

    سلام

    از صبح روز جمعه اینترنت بنده دچار مشکل شده و احتمالا تا امروز بعد از ظهر به روال عادی بر میگرده. 

    از همگی بابت این موضوع عذر خواهی می کنم. 

    موفق باشید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مربوط به خانواده برتر (۵۰۱ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۲)
    • ۱۱۷۱ بازدید توسط ۹۱۵ نفر
    • يكشنبه ۳ اسفند ۹۳ - ۰۵:۲۸

    نظرتون در مورد دخترانی که رفتار مردانه دارند چیه ؟

    سلام 

    دیدین دخترایی که مثل مردها رفتار میکنند همش میخوان بگن ما قوی هستیم و...

    مثلا وسیله خونه تعمیر میکنن پایه مبل وصل میکنن و..

    البته آرایش و به خود رسیدنشون هست اما کارهای مردانه انجام میدن

    نظرتون راجع به این دخترا چیه؟ پسرها چه احساسی به این دخترها دارند ؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل متفرقه (۷۲۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۷۷)
    • ۴۰۶۶ بازدید توسط ۳۱۲۴ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۳:۱۶

    خواستگارهای خوبی دارم ولی پیگیر نمیشن

    سلام


    من دختری ام 22 ساله که توی یکی از دانشگاه های سراسری رشته عمران خوندم و تازه تموم کردم و منتظر مدرکمم..

    و یه خواهر دارم که ترم دوم رشته پزشکی هستش..

    و اما تمام غصه و مشکلات خونوادمون مربوط میشه به دو تا برادرام

    یکیش که الان نامزده و عروس خانم در دوران نامزدی مهریه شو گذاشته اجرا..

    خلاصه خونمون شده فقط بحث و مشاجره در این مورد واقعا خیلی مشکل بزرگیه در جای خودش چونکه اعصاب ادم شدیدا خورد میشه هی دادگاه و .... واقعا سخته

    و اما اون یکی برادرم و مشکل بزرگتر از این ، اینه که حدود سه سالی میشه که اصلا اخلاقش عوض شده یعنی یه دیوانه :(((( دکتر روانپزشک هم بردیم گفته اختلال دو قطبی داره بماند که اون یه بار هم با چه مصیبتی اینو راضی کردیم بره دکتر چون اصلا بیماریشو قبول نمیکنه واقعا سخته با یه اعصاب و روان توی یه خونه زندگی کردن 

    و همچنین یه مشکل دیگه اینه که هر خواستگار با موقعیت خوب یا نسبتا خوب که میاد خواستگاریم دیگه میره و پشت سرشم نگاه نمیکنه من واقعا نمیدونم مشکل از کجاست در حالی که من واقعا بنا به گفته ی دیگران چهره ی خوبی دارم و هر کی می بینه میگه خیلی نازی ولی خب اینم برام از یه طرف دغدغه شده که چرا خواستگاریی که برام میان اینطوری میکنند:(

    میشه راهنماییم کنید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۷)
    • ۲۲۹۳ بازدید توسط ۱۸۸۳ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۳:۰۷

    چه جوری بهش بگم نمی خوامت که نشکنه ؟

    سلام

    میخوام از دردی که هیچوقت ول کنم نیس بگم ..

    من 21 سالمه ی دختر فوق العاده حساس و احساساتی ام یعنی خیلی ازین لحاظ احساساتی بودن هم تو فامیل هم تو دوسام معروفم هستم چون با هر چیز کوچیکی اشکم در میاد..

    چند سال پیش یه دوستی داشتم دوستم دختر بودااا . دوست صمیمیم بود مث خواهر برام بود همه ی دوسامو به خاطرش ول کردم تا تموم اوقاتمو با این دوستم بگذرونم بیش از حد دوسش داشتم..اونم دوسم داش ولی خیلی کمتر از من.. من حاضر بودم به خاطرش خودم پیش همه خراب شم  و تقصیراتشو به گردن بگیرم اما اون خیلی بهم بدی کرد نمیگم خودم بی تقصیر بودم اما باور کنین اون خیلی بیشتر بهم بدی کرد خیلی منو سوزوند کاری کرد که همیشه چشام گریون شده بود نمیتونم کاراشو بهتون بگم ولی خیلی بد کرد باهام خیلی بهم ضربه ی بدی وارد کرد حتی پش سرم پیش خونوادم حرفای دروغ میگف به طوری که همش مامان بابام به خاطر حرفاش منو دعوا میکردن.......

    دیگه با هم قطع رابطه کردیم منم اون موقه دیگه هیچ دوستی نداشتم باور کنین همش گریه بود کارم افسرده شده بودم و احساس تنهایی میکردم به خاطر همین رفتم با ی پسر که 4 سال ازم بزرگتره دوس شدم  من تا اون موقه با هیچ پسری دوس نشده بودم میدونم کارم اشتباه بود که باهاش دوس شدم یه مدت گذشت با هم خوب بودیم دوسش داشتم ولی عاشقش نبودم ولی اون خیلی عاشقم شد کم کم حس کردم نمیتونم عاشقش بشم بهش گفتم دیگ دوس نباشیم ولی نمیذاش هر دفه گفتم تموم نمیذاره الان حس میکنم من واقعا دوسش ندارم حتی دیگه نمیتونم تحملش کنم ولی اوایل دوسش داشتم برا همین عذاب وجدان دارم هر وقت که میگم تموم کل روز و با هم بحث میکنیم و اون میگ حق ندارم ولش کنم اصن نمیذاره حرف از جدا شدن بزنم

    گاهی وقتا میگم جدا شیم حرفامو نشنیده میگیره و گاهی وقتا هم زنگ میزنه گریه میکنه همش تقصیر خودمه به دروغ گفتم عاشقشم و اون باور کرد نمیدونم چحوری بهش بفهمونم دوست ندارم..

    دوسام میگن ولش نکن شاید دیگ هیشکی قد اون دوست نداشته باشه اخه خیلی دوسم داره یکی از دوسام چند بار که باهاش قرار داشتم اونم بود همرامون دیدتش گف خیلی پسر خوبیه رفته با خونودادش صحبت کرده برا ماه بعد عید بیاد خاستگاریم دارم داغون میشم چجوری بهش بگم نمیخامش طوری که نشکنه نمیخام ناراحت شه نمیخام دلش بشکنه میخام راحت بیخیالم شه من عذاب وجدان دارم...........

    الان کارم شده هر روز گریه هر روز بغض و گوش دادن آهنگ عمگین خودش بهم گف حاضره بمیره اما ی لحظه ناراحتیمو نبینه حالا چجوری بهش بفهمونم از دوسیم باهاش دارم زجر میکشم..عذاب وجدان داره منو له میکنه چرا همش من کارم زجر شده خدایا


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۴۱)
    • ۷۶۲۶ بازدید توسط ۵۶۴۰ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۲:۴۹

    مشکل این آقا با من چیه ؟

    سلام،

    من امسال کنکور دارم...همین سه ماهه دیگه...

    قبول نمیشم، میدونم...

    اما میخوام حداقل روحیه داشـــته باشم برای سال بعد،

    جدا از اینکه بخاطر یک سری مسایل ابدا حال روحی خوبی ندارم...

    یک معلم نسبتا روانی هم نصیب من شده...

    و اما چرا میگم روانی...

    ببینین،

    کلاس های ما از حدود اواخر تابستون شروع شد...

    از همون روز اول همه شیفته ی این اقا شدن،

    این معلم ما،سن زیادی نداره...

    ظاهر خوبی داره و در رفتار خودش بسیار سیاستمداره....

    من اون اوایل، سر کلاس ایشون جدی بودم... 

    از جو کلاس خوشم نمیومد،حتی هوا برای من سنگین بود...

    احساس خفگی میکردم...

    مدام اجازه میخواستم که برم بیرون...

    این اقا هم به دفعات از من میپرسید که تو با کلاس من مشکلی داری؟! 

    خسته میشی؟!

    لطف میکنی سرکلاس من میشینی... 

    و

    .

    .

    .

    من اون اوایل ملایم جواب میدادم که اصلا اینطوری نیست....

    البته ایشون کلا از تیکه انداختن و...به من خوششون میومد... من هم احترام رو رعایت میکردم...

    هم حاضر جواب بودم....!

    کم کم برای هم جالب شدیم...

    سر به سر هم میزاشتیم (مسلما در این سر به سر گذاشتن رفتار من از یک دانش اموز فراتر نمیرفت، پر رو هستم...اما اصلا بی احترامی نمیکنم...)

    رابطه ی من با معلمم برای بقیه هم جالب شد، یکی حرص میخورد... یکی خوشش میومد...

    اما برای من چندان مسئله ی مهمی نبود...صرفا یک کل کل جالب...

    تا اینکه من درگیر شدم...!

    نمیدونم بگم درگیر شدم...یا درگیرم کردن؟!

    این اقا،

    رفتارش هیچوقت با من معلمانه نبود...

    لبخند هاش...

    نگاهش...

    باور کنین نمیخوام بگم قصد بدی داشت...

    اما بود...

    یک چیزایی بود...

    کم کم یک کشمکشی بین نگاهمون ایجاد شد...

    من نه جلف رفتار کردم و نه اویزون...

    بحث یک احساسه...

    نمیدونم متوجه منظورم میشین؟!

    به هر حال،

    من اواسط سال از اخر کلاس جام رو عوض کردم و رفتم جلوی کلاس...کنار میز معلم...

    در این بین هر از گاهی هم برمیگشتم اخر...سر زنگ ریاضی...

    تحمل این زنگ واقعا برام مشکل بود...

    اول بحث گفتم جو کلاسش برام سنگینه...هنوز هم هست...

    کنار دوستام  که اخر بودن برام راحت تر میشد...

    مخصوصا این دوران که من زیاد حال خوبی ندارم....

    حدود دو هفته ی پیش به ایشون گفتم که شما مشکلی با من دارین؟!

    گفت نه و بحث رو زد به شوخی...

    بحث رو جدی کردم و گفتم پس چرا من احساس منفی دریافت میکنم از شما....

    گفت اینطوری نیست...

    گفت من سر کلاس نمیتونم احساساتم رو به طورکامل نشون بدم...

    مطمئن باش اینطوری نیست...

    من روش فکر میکنم...تو هم روش فکر کن ببینیم چرا اینطوریه...

    کلاس بعد،من جام رو عوض کردم رفتم کنار دوستم....

    سارا....

    همون روز از من پرسید احساس امروزت چطور بود...؟!

    (من کنار سارا حالم بهتر بود...

    اما نسبت به کلاس مثل همیشه حس بدی دارم...

    کلا من نسبت به معلمم هم حس خوب دارم هم بد...دارم روانی میشم....)

    گفتم مثل همیشه!

    گفت بهتر بودی؟!(پرسش انکاری!گفتم که،حال من کنار سارا بهتر بود...)

    جواب دادم:چون کنار سارا بودم حالم بهتر بود...!

    نگاهش رو برگردوند و گفت :بیشعور...!

    حالش گرفت!!

    جلسه ی بعد من باز هم کنار سارا نشستم...اخر کلاس....

    بنظرتون چیکار کرد؟!

    من و سارا رو به بهونه ی حرف زدن بیرون کرد....

    ما یک کلمه حرف زدیم...اونم درسی...اونم موقعی که همه داشتن حرف میزدن....غیر درسی!!

    گفت بیرون...

    سارا با دهن یاز پرسید چرا...؟!

    اونم گفت چون دلم میخواد!

    منم گفتم چشم....!

    رفتیم بیرون...

    اول گفت حرف زدین...

    بعد شروع کرد با عصبانیت گفتن اینکه عوض کردن جای دانش اموز یک توهینه...!!

    بره بیرون بهتره....

    بسم الله....

    بعد 10 ماه جا عوض کردن من یادت افتاده یک توهینه...؟!

    و بلند شدیم و رفتیم بیرون....

    هنوز باورم نمیشه....

    سارا میگه با من لج کرده...

    فقط سارا این رو نمیگه...

    همه کسانی که در این جریانات بودن همین رو میگن...

    اما من نمیتونم هضم کنم...

    معلم من باید با من لج کنه واقعا؟!

    مشکل این اقا چیه....

    این رفتار هاش...

    اذیتم میکنه....!!


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مسائل دختران جوان (۲۲۸۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۲۵)
    • ۱۹۶۸ بازدید توسط ۱۶۷۰ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۲:۲۲

    داماد همسرم وایبر روی گوشیم نصب کرد

    سلام دوستان من تازه عضو گروه شدم حرفاتونو با دقت خوندم من مشکل جنسی ندارم اما مشکل دیگه ای دارم میشه لطفا کمکم کنید . من در تابستون گذشته اشتباه بزرگی مرتکب شدم . بزارید از اول بگم :

    من زیاد اهل رفتن تو وایبر نبودم اما داماد همسرم وایبر روی گوشیم نصب کرد و شمار ه خودشو سیو کرد اولا متن های ادبی میفرستاد منم چند باری جواب دادم موقع امتحانات دانشگام بود بعضی وقتام جواب نمیدادم البته به شوهرم می گفتم که خدا رو شکر که گفتم بهش .

    تا اینکه یروز پی ام داد  که مشکل جنسی با همسرش داره و من ناراحت شدم ازم خواست به کسی حرفی نزنم منم گفتم به من مربوط نمیشه خوشم نمیاد حرفی بزنید و مایلم نیستم با شما صحبت کنم ولی گفت من مشل دارمو معذرت خواهی کرد منم فکر کردم آدمه باور کردم بهش گفتم عیب نداره ولی دیگه  به من نگید .

    بعد چند روز عکسای بدی بهم داد حتی خواست به من نزدیک شه  با اینکه زنش تو حیاط بود و مادر شوهرمم خونه بود از ترس نفسم بالا نمیومد  فقط از آشپزخونه فرار کردم کلا وایبر رو پاک کردم و از خونه مادر شوهرم رفتم تا سه روز خواب نداشتم من همسرمو خیلی دوس دارم واسه همین بهش گفتم اما متاسفانه مدرکی نداشتم اون خیلی عصبانی شد .

    خواهر شوهرم هرچی تو دهنش بود بهم گفت خیلی گریه کردم حرفای بدی شنیدم اما همسرم حرفمو باور کرد و گفت کاش مدرکو نگه میداشتی بارها از من جلوی خواهرش حمایت کرد گفت که به من صد درصد اعتماد داره بعد ها فهمیدم  این مرد دوس دختر دوستشو امتحان کرده با شماره دیگه و خواهر شوهرم باهاش بحث کرده این موضوع منو داره عذاب میده تو رابطم با همسرم اثر گذاشته بود از نظر روحی واقعا مشکل دارم همسرم خیلی باهام صحبت کرد اونم خیلی از نظر روحی داغون شد بعد این چند ماه بازم مشکل دارم موقع رابطه یاد اون دوران میوفتم بی اختیار گریه میکنم باعث میشه همسرمم اذیت شه به اون دلیلشو نمیگم لطفا نظرتونو بگید


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در شوهرداری (۷۳۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۲)
    • ۲۱۸۴ بازدید توسط ۱۷۴۹ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۲:۱۰

    پسران بالای 30 سال با دختر 20 ساله ازدواج می کنند یا 30 ساله ؟

    سوال دارم از آقا پسر های سایت 

    .

    فرض کنید تحت شرایط خاص تا به بالای 30 برسید شرایط ازدواج براتون فراهم نشه و تا درستون رو تا مقطع بالا ادامه بدید و سربازی برید و کار پیدا کنید و تو کارتون یکم پیشرفت کنید و مقداری پس انداز کنید و ... با شرایط حال حاضر ایران همون بالای 30 خواهد شد .

    حال شمایی که مثلا 32-33 سالتونه و می خواهید ازدواج کنید اگر 2 تا کیس باشند با شرایط نسبتا مساوی و هر 2 رضایت داشته باشند و شما تصمیم گیرنده باشید ترجیح می دهید با یک دختر جوان و اختلاف سنی حدود 10 سال ( مثلا 21-24) سال ازدواج کنید یا با یکی با فاصله ی سنی 2-3 سال یعنی (28-31) سال و چرا ؟

    و یک سوال از دختر خانم های سایت 

    اگر یک آقایی حدودا 8-10 سال یا بیشتر  بزرگتر از شما باشه و نفر دوم یک آقایی که 2-3 سال از شما بزرگتره ولی خوب نفر اول به نسبت نفر دوم تحصیلاتش تموم شده تا مقطع بالا و کار بهتر و با ثبات بیشتر و دارمد بالاتر  و پس انداز بیشتر و ثبات شخصیتی بیشتر و ... داره ولی کیس دوم هنوز در میانه ی راهه و شاید دانشجویی باشه که نه کار داره نه سربازی رفته نه پول داره نه درسش تموم شده و معلوم نیست در آینده چی بشه ... کدوم کیس رو انتخاب می کنید و چرا ؟

    با تشکر 


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه) مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۱ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۱۹۱)
    • ۳۶۷۵۲ بازدید توسط ۲۸۶۹۵ نفر
    • جمعه ۱ اسفند ۹۳ - ۰۰:۰۳

    بدون محتوا 466

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید


    • ۱۲۲۷۰ بازدید توسط ۱۰۴۰۸ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ بهمن ۹۳ - ۲۳:۵۶

    پسر 32 ساله ی صفر کیلومتر بی عرضه است ؟

    سلام به همگی

    چند وقته بدجور با خودم مشکل پیدا کردم. لطفا نظرتون رو جدا از کلیشه بگید.

    من 32 سالمه و از نظر مالی و ظاهر و قیافه خوبم. تا حالا دوست دختر و به تبع اون رابطه جنسی نداشتم.

    تو همه این سالها با اینکه خیلی موقعیت دوست گرفتن داشتم ولی خوب خوشم نمیومده و طرز فکرم این بوده که این کارا کار آدمای هله هوله س. اصلاً هم آدم سرد و خجالتی و بی سر زبونی نیستم و خیلی هم با اطرافیان و اقوام گرم می گیرم تا این حد که از حضور من تو جمع خوششون میاد. زمانی هم که چند سال پیش دانشگاه میرفتم همینطور با همه گرم بودم.


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه) ازدواج و مسائل درک نشدگان (۸۷ مطلب مشابه) رفتارشناسی پسران برای ازدواج (۴۷۰ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۶۳)
    • ۵۰۵۶ بازدید توسط ۳۹۵۷ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ بهمن ۹۳ - ۲۳:۴۵

    جدا خوابیدن همسرم از من نگرانم کرده

    با سلام

    حدود 3 هفته است عقد کردم . همسرم خیلی با محبت و احساسی است از پیام های محبت آمیز و عاشقانه دریغ نمیکنه در مورد قیافه و زیباییم خیلی نظر میده و تعریف میکنه . حتلی لقمه دهنم میذاره اما احساس میکنم روابط بین من و همسرم سرد است. ارتباط فیزیکی خیلی محدودی برقرار میکنه. تنها یه روبوسی ساده در ابتدای ورود .

    گاهی کنارم میشینه و دست دور گردنم میندازه یا دست هم رو میگیریم . از همه مهم تر جدا خوابیدن همسرم از من نگرانم کرده و به نظرم غیر طبیعیه. فکر نمیکردم یه مرد بتونه بعد ازدواج روی این جور مسائل کنترل داشته باشه.

    با توجه به اینکه همین روابط محدود هم با گدشت زمان کم کم شکل گرفته به خاطر خجالت یا اعتقادات مذهبیش میتونه باشه یا مشکل داره و ممکنه رغبتی نسبت من نداره ؟ این موضوع غیر طبیعی نیست؟ لازمه با خودش صحبت کنم یا به مشاور مراجعه کنم؟


    مرتبط:

    تبعات جدا کردن تخت و اتاق یه زن و شوهر

    من و شوهرم چند سالیه که کنار هم نمیخوابیم

    وقتی جدا از زنم می خوابم یه احساس معنوی بهم دست میده

    شوهرم به شدت به پسرم حسودی میکنه

    وقتی شوهرم قهر میکنه من باید برای آشتی پیش قدم بشم ؟

    حس میکنم دیگه همسرم هم بهم کششی نداره

    نه می تونم با شوهرم ادامه بدم و نه می تونم تنهاش بذارم



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    راهنمای زوج های جوان (۱۰۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۳۰)
    • ۱۰۵۹۰ بازدید توسط ۸۲۰۷ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ بهمن ۹۳ - ۲۱:۰۲

    گرفتن برگه سلامت دلیلی بر بستن راههای شک و ظن نیست ؟

    با سلام به همه دوستان 

    در چند روز گذشته بحثی در باره برگه سلامت دختر خانوما بود که بعضی از خانوما با غیض و غضب برگه ها رو میگرفتند و پرت میکردند به صورت طرف و بعد هم جوابشون منفی بود . به درست یا غلط بودن گرفتن برگه سلامت کاری ندارم و قبول دارم که این کار تاثیر منفی روانی بر دختر خانومای پاک دارد فقط سوالی از این دختر خانوما داشتم .

    اینکه دیروز بعد از ثبت عقدی خانواده عروس وی را برده اند دکتر و متاسفانه نتونستن برگه سلامت بگیرند که البته این کار هم اشتباهی روی اشتباه است که اگر همچین منظوری داشتند باید قبل از عقد میرفتند نه بعد از تمام شدن کار که عواقب سوء دیگری هم دارد که جای بحثش نیست

    و این را هم میدانم که نداشتن پرده دلیل بر عمل ناشایست نیست و ممکن است در اثر دست زدن و عوامل دیگه برداشته شده باشد . حالا اگر این عوامل را به همراه دخول 10 عامل در نظر بگیریم یعنی برای هر عامل 10 درصد .

    سوال این است آیا زندگی کردن با زنی که 10 درصد ممکن است خطائی از او سر زده باشد برای مرد غیور و مسلمان راحت و ساده است ؟ پس گرفتن برگه سلامت دلیلی بر بستن راههای شک و ظن نیست و راحتی دختر خانوم ؟

     

    مرتبط :

    عواقب اجبار دختر به گرفتن برگه سلامت بکارت

    توی شهر ما به شدت روی برگه سلامت حساسن

    تو برگه سلامت نوشته میشه که قبلا خودارضایی میکردم؟

    کسی میتونه با آشنا بازی برگه سلامت بکارت بگیره؟

    دغدغه ای مهمتر از مسائلی مثل سایز .... و برگه سلامت

    نخواستن برگه سلامت در مقابل بخشش مهریه



    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج خانم ها (۲۲۳۳ مطلب مشابه) برگه سلامت بکارت (۱۴ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۵۱)
    • ۳۰۹۹ بازدید توسط ۲۵۱۳ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ بهمن ۹۳ - ۰۷:۱۵

    دختر با ایمانِ خانواده دارِ چادریِ حداقل 170 سانتی پیدا نکردم !

    من همیشه با مسئله قد در ازدواج مشکل داشتم. با اینکه یکی از معیارهای ظاهری قبولش دارم اما کم کم دارم دلسرد میشم از ازدواج.

    قدم 187 ، 24 سالمه و فارغ التعصیل شدم از یه رشته مهندسی و استخدام هم هستم.

    اهل یه خونواده مذهبی هستم. به شدت بر روی اعتقاداتم پایبندم. اطرافیان من رو به عنوان یک ادم مودب و آرام میشناسند.

    برای انتخاب همسر اصیترین معیارهای بنده ایمان خود شخص، فضای فرهنگی و اعتقادی خانواده، سطح اجتماعی و تا حدودی تحصیلات دارای اهمیت است. به انضمام اینکه در مسئله ظاهر، قد به عنوان معیار اصلی من قرار دارد.

    اما چه کنم که همسری که هم دارای ایمان محکم و خانواده ای خوب و حتما حتما با پوشش چادر باشد که قدش هم حداقل 170 باشد پیدا نمیشود!!!

    کم کم دارم نا امید میشوم.

    هرچی خانم قد بلند این ور اون ور میبینیم، خیلیاشون رو پوششون رو نمیپسندم. اکثرا که چادری نیستند.

    هر از گاهی هم که یه مورد میبینیم که دختر خوب و با تقوایی هست و چادری هم هست و اتفاقا قدش هم به من میخوره، اما متوجه میشم که ازدواج کرده یا متاهله حسابی حسرت میخورم.

    واقعا دارم کلافه میشم.

    آخه چرا این دختر خانمای چادری قد بلند فک کنن که باید چادر و کنار بزارن تا قشنگتر باشن؟؟؟


    ↓ موضوعات مرتبط ↓ :
    مشورت در ازدواج آقایان (۱۶۲۶ مطلب مشابه)

  • ۰ موافق ۰ مخالف
  • پاسخ های کاربران (۹۳)
    • ۴۲۳۸ بازدید توسط ۳۲۵۲ نفر
    • پنجشنبه ۳۰ بهمن ۹۳ - ۰۷:۰۵

    برو بالا
    عبارات کلیدی
    عشق ازدواج حجاب خواستگاری روابط اجتماعی محبت طلاق سربازی اعتماد به نفس میل جنسی مطالب از تبار خاک ... رسیدن به آرامش قانون جذب ترک خودارضایی اختصاصی خانواده برتر دختر چادری قصد ازدواج زندگی مشترک مادر شوهر استرس معرفی کتاب افسردگی خیانت حسادت وابستگی پست های ویژه آموزش خواستگاری پست های پیشنهادی کاربران تحصیل در دانشگاه پیام نور سوالات خواستگاری شکست عشقی قانون جذب از زبان شفق آرامش عوارض خود ارضایی نیاز عاطفی وسواس فکری چگونه اعتماد به نفس را افزایش دهیم رشته پزشکی مطالب سعید کرمی مطالب اسی $ جلسه اول خواستگاری پشت کنکور پزشکی فرهنگ سازی پست های راهنمای خانواده برتر عشق یک طرفه دوران مجردی حیا در دختران فشار جنسی کنکور تجربی جلسه دوم خواستگاری وسواس مطالب باشگاه خبرنگاران کاربران فعال کم کردن میل جنسی ازدواج با دختری که پدر معتاد دارد نیاز جنسی پشت کنکوری ها درونگرایی استخاره اثرات بد حجابی خواستگاری از دختر محجبه آموزش های آشپزی مونس موفقیت زندگی در خوابگاه ابراز علاقه ایده های خلاقانه کسب و کار رابطه با همسایه مسائل فرزندان طلاق شب عروسی ازدواج با دانشجوی پزشکی ریزش مو مسائل روز جامعه عشق اول اعتیاد پدر دختر ازدواج از طریق سایت های همسریابی مطالب بانو لیلا برنامه نویسی دختر مغرور رشته حقوق تحصیلات خواستگار روش درست دعا کردن چراغ سبز به جنس مخالف معرفی روانشناس مطالب سید محمد سعید تقوی حسابداری دهه شصتی ها آمار طلاق قد دختر احساس تنهایی قد خواستگار رشته ریاضی کنترل میل جنسی ازدواج با دختر کم سن نشانه های علاقه پسر به دختر برای ازدواج افزایش قد تحصیل دختران عواقب روابط عاطفی قبل از ازدواج تحلیل رفتار پسران عمل زیبایی بینی قصد ازدواج بدون داشتن امکانات